در
بازدید : 233072      تاریخ درج : 1389/7/21
Skip Navigation Links.
 

اشاره: 

قم، شهری است كه در طول چهارده قرن هماره آكنده از عالمان و دانشمندان و فقیهان و محدثان بوده است. اما در این میان قرن چهارم و قرن چهاردهم هجری درخشش خاصی داشته و شمار دانش پژوهان در این دو قرن، بیش از زمان های دیگر بوده است. قم، در نیمه اول قرن چهاردهم شاهد تأسیس حوزه علمیه (1340 ق) و رونق بیش از پیش علوم اهلبیت عصمت و طهارت (ع) و مهاجرت عدّه بسیاری از تشنگان معارف شیعی بود، كه یكی از نام آورترین عالمان و مدرّسان قم در آن زمان، مرحوم آیت اللّه العظمی حاج شیخ ابوالقاسم قمی - معروف به كبیر - بوده است. فقیهی بزرگ، كه هنوز آوازه سجایای اخلاقی و مراتب علمی اش در شهر قم، شهرت فراوان دارد. اینك، در این مقال كوتاه به ذكر گوشه ای از زندگانی پر بارش می پردازیم.

ولادت: 

آیت اللّه حاج شیخ ابوالقاسم قمی، در حدود سال 1280 ق، در بیت علم و فضیلت زاده شد. پدرش مرحوم شیخ ملا محمد تقی هم یكی از افاضل قم بوده است.(1) البته سال ولادتش، در جایی تصریح نشده است، اما از آنجا كه در سال 1353 ق، در سنین بیش از هفتاد سالگی بدرود حیات گفت پس سال تولدش در حدود 1280 ق بوده است. (2)

تحصیلات

مرحوم حاج شیخ ابوالقاسم، دروس مقدماتی و ادبیات و سطوح اولیه را در قم و كاشان و اصفهان نزد حضرات آیات:

1 - حاج شیخ محمد حسن نادی (م 1317 ق) نویسنده «ردّ الشیخیه» - كه از بزرگان علمای قم و ابوالزوجه اش بود -

2 - حاج شیخ محمد جواد قمی (م ح 1314 ق) - از اعاظم علمای قم -

3 - حاج ملا محمد نراقی (م )

4 - میرزا فخرالدین نراقی (م 1325 ق)

5 - حاج آقا منیرالدین بروجردی (م 1342 ق) صاحب «الفروق بین الفریضه و النافله» و منظومه در فقه و اصول فرا گرفت (3) و پس از آن به تهران مهاجرت كرد و رسائل را هم در محضر آیت اللّه میرزا محمد حسن آشتیانی (م 1319 ق) آموخت و در برخی از علوم همچون ادبیات و حسن خط، مهارت بسیاری كسب نمود.

هجرت به نجف

سپس در حدود سال 1305 ق، رهسپار نجف اشرف شد و سالیان بسیار با تلاش و كوشش فراوان - همراه با فقر و فاقه و تنگی معیشت و تشتت خیال -(4) در فراگیری علم كوشید. برخی از اساتیدش در نجف عبارتند از آیات عظام:

1 - حاج آقا رضا همدانی (ح 1250 - 1322 ق) صاحب «مصباح الفقیه فی شرح شرایع الاسلام»

2 - حاج میرزا حسین خلیلی تهرانی (م 1326 ق)

3 - آخوند ملا محمد كاظم خراسانی (1255 - 1329 ق) صاحب «كفایة الاصول» و «فوائد الاصول»

4 - سید محمد كاظم طباطبایی یزدی (1247 - 1337 ق) صاحب «عروة الوثقی» و «حاشیه مكاسب»

وی در نجف، آنقدر كوشید تا به درجه اجتهاد نائل آمد و در همان جا، از علمای بزرگ و فقیهان سترگ و از مروّجین شرع مقدس - به گفتار و كردارش - به شمار می رفت(5)

نیز، مرحوم آیت اللّه حاج شیخ ابوالقاسم قمی به هنگام تحصیل خود در اصفهان و كاشان و نجف از گروهی اجازه روایت اخذ كرد كه آنها عبارتند از:

1 - میرزا ابوالمعالی كلباسی (م 1315 ق) صاحب «الجبر و التفویض» و «الاستشفاء بالتربة الحسینیة»

2 - میرزا محمد هاشم چهار سوقی اصفهانی ( - 1318 ق) صاحب «مبانی الاصول» و «اصول آل الرسول»

3 - حاج آقا منیرالدین بروجردی اصفهانی (1269 - 1342 ق) صاحب «منظومه در شرح حال اصحاب اجماع» و شرح حال رواة

4 - سید محمد علوی بروجردی كاشانی ( - 1362 ق)

5 - آخوند ملا محمد كاظم خراسانی (م 1329 ق) صاحب «الفوائد الفقهیة و الاصولیة» و «قضا و شهادات»

6 - سید محمد كاظم طباطبایی یزدی (م 1337 ق) صاحب «تعادل و تراجیح» و «اجتماع امرونهی»

خاطره ای از دوران تحصیل

آیت اللّه سید موسی شبیری زنجانی به نقل از آقای حاج میرزا مهدی ولایی - یكی از نویسندگان فاضل فهرست كتب خطی كتابخانه آستان قدس - نقل كرده اند، كه: زمانی آقای حاج شیخ ابوالقاسم قمی به نجف اشرف مشرّف شد و در ضمن سخنانش فرمود:

«وضع شما طلبه ها، الان خیلی اعیانی و شاهانه است، در زمانی كه ما تحصیل می كردیم طلبه های معمولی هفته ای یك نوبت پختنی داشتند و طلبه های اعیان هفته ای دو بار و طلبه های فقیر ماهی یك وعده. در یكی از سالهای تحصیلی كه دو ماه گوشت نخورده بودم از كنار حجره طلبه ای رد می شدم كه دیدم آبگوشت را از درون دیزی، در كاسه می ریزد. بوی آبگوشت كه در فضای پیچیده بود پای مرا سست كرد آن طلبه به من تعارف نمود و من قبول نكردم و گفتم: من نهار خورده ام، چون پیشتر خود را با مقداری تربچه سیر كرده بودم»(6)

بازگشت به قم

سال بازگشت او به قم دقیقاً معلوم نیست، امّا اگر مدت توقف و زندگی اش را در نجف حدود 30 سال بدانیم، بازگشتش باید در سال 1324 ق بوده باشد. وی در حالی به قم بازگشت كه یكی از علمای مشهور و دانشمندان نام آور قمی حوزه نجف به شمار می رفت و لذا در قم با استقبال بسیار مواجه شد و مردم و طلاب، گرد او جمع شدند و معظم له را پیشوای دینی خود قرار دادند(7) وی در قم به اقامه جماعت در مسجد امام حسن عسكری (ع) و تدریس فقه و اصول، و حلّ مشكلات مردم پرداخت، و خزانه داری نفائس و ضریح و حرم حضرت معصومه - (س) - (كه منصب آبا و اجدادی اش بود) بر عهده وی قرار گرفت - تا بدانجا كه یكی از القاب مشهورش «خازن الحرم» است -(8) و مردم قم و اطراف آن، تقلید از او را پذیرفتند.(9)

تدریس

او در طول سالیان فراوان تدریس فقه شاگردان بسیاری را پروراند. پیش از ورود آیت اللّه حایری به قم و تأسیس حوزه علمیه (1340 ق/ 1300 ش) عموم شاگردانش را طلاب و فضلای قمی تشكیل می دادند. البته ایشان همه روزه برای برخی از بازاریان با سواد، یك درس مكاسب هم داشتند كه مرحوم حاج سید علی بلور فروش و حاج شیخ علی سقط فروش از آن جمله اند و پس از ورود آیت اللّه حایری هم، بسیاری از شاگردان معظم له به حلقه درسی حاج شیخ ابوالقاسم قمی نیز پیوستند و از او هم بهره بردند. سبك تدریس ایشان مبتنی بر دقّت بسیار و ژرف نگری بود و لذا مسئله ای را كه عنوان می كردند، دیر به پایان می رسید و شاگردانش با وی، بسیار به بحث می پرداختند و اكثر روزها، مباحثه بین الاثنینی می شد - و این سبك تدریس میرزای شیرازی نیز بوده است و در پرورش قوّه اجتهاد و ملكه استنباط در شاگردان، نقش مؤثری دارد - علم و فضل و دانش گسترده وی در قم تا بدانجا مشهور بود كه حتی مرحوم آیت اللّه حایری در درس اصول خویش به طرح برخی نظرات وی پرداخته و بعضی از آنها را قبول می كرد.(10)

از مرحوم آیت اللّه گلپایگانی هم نقل شده است كه روزی آقای حاج شیخ عبدالكریم مطالبی را از حاج شیخ ابوالقاسم نقل كردند و دو اشكال از اشكالات ایشان را قبول و دوتای دیگر را رد كردند.(11)

علامه سید محسن امین هم درباره اش می نویسد: «وی عالمی فاضل، محقق مدقق، و فقیه اصولی و متقی و زاهد، و مشهور به فضل و دقّت و نظر و گستردگی معلومات بود. و حتی از نظر علمی به گونه ای بود كه بعضی ایشان را بر آیت اللّه حایری ترجیح می دادند، ولی ریاست حوزه از آن حاج شیخ عبدالكریم بود. در سال 1353 ق، ایشان را در قم دیدم و پیرامون برخی مسائل فقهی گفتگو كردیم و فضل و دقت نظرش را از آن فهمیدیم. فضلاء قم ایشان را می ستودند.(12)

شیخ آقا بزرگ تهرانی هم می نویسد:«... طلاب، مجلس درس او را مغتنم و مقام استفاده می شمردند و این به خاطر وفور علم و كثرت دانش وی بود...»(13)

مرحوم واعظ خیابانی هم می نویسد: «امام اورع ازهد و حیر فقیه او حد آقا شیخ ابوالقاسم، شیخ علمای قم و مرجع تقلید ایشان،(14) وی همین عالم مقدس ربانی است كه در قم بر جنازه آیت اللّه میرزا صادق آقا مجتهد تبریزی با قاطبه علماء و مجتهدین و اهالی قم از زوّار و مجاورین نماز خواند.(15)

 بالجمله، موقعیت علمی ایشان در قم و در اوساط علمی شیعه معروف بوده و لذا طلاب فراوانی در درس او شركت می كرده اند. امّا ما به این تعداد از شاگردانش - در كتب تراجم - دست یافته ایم.

شاگردان

برخی از تلامذه آن فقیه بزرگ عبارتند از آیات عظام و حجج اسلام:

1 - امام خمینی (ره) (1320 - 1409 ق) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران.

2 - آیت اللّه حاج سید محمد رضا موسوی گلپایگانی (1316 - 1412 ق) صاحب «كتاب القضاء» و «كتاب الحج» و «كتاب الحدود»

3 - آیت اللّه حاج میرزا محمد فیض قمی (1293 - 1370 ق) صاحب «كتاب الفیض» و «نجاة العباد»

4 - آیت اللّه حاج سید احمد شبیری زنجانی (1308 - 1393) صاحب «الكلام یجرّ الكلام» و «افواه الرجال»

5 - آیت اللّه آخوند ملا علی همدانی (1312 - 1398 ق) صاحب «شرح حال ابو بصیر» و «اجتهاد و تقلید» و «قاعده لاضرر».

آیت اللّه حاج میرزا عبداللّه چهلستونی تهرانی (1305) صاحب «اصول فلسفه» و «سنن النبی» و «حاشیه كفایه»

6 - آیت اللّه حاج میرزا محمود روحانی قمی (1307 - )

7 - آیت اللّه حاج میرزا ابوالفضل زاهدی قمی (1309 - 1398 ق) صاحب «مقصد الحسین» و«منطق الحسین»

8 - حاج سید مصطفی صفایی خوانساری (1321 - ) صاحب «الدیانة الاسلامیة» و «الجواهر المودعة»

9 - حاج شیخ مهدی حرم پناهی قمی (1319 - 1374 ق) صاحب «كتابی در اصول»

10 - حاج شیخ علی اصغر اشعری قمی (1318 - 1368 ق)

11 - حاج میرزا محمد تقی اشراقی قمی (1313 - 1368 ق) صاحب «تفسیر سوره یوسف» و «تفسیر سوره قلم»

12 - حاج شیخ عبدالهادی حاج آخوند قمی

13 - حاج شیخ ابوالقاسم نحوی قمی

14 - حاج سید محمد علوی قزوینی

15 - حاج آقا ضیاء استر آبادی تهرانی

شیخ محمد صادق صدرا الشریعه تنكابنی (1315 - 1400 ق) صاحب «دیوان اشعار» و «تفسیر منظوم»

16 - شیخ محمد حسین ناصر الشریعه قمی

17 - حاج سید احمد مشرف حسینی قمی

18 - حاج شیخ حبیب اللّه زاهدی قمی

19 - شیخ محمد باقر خازنی قمی

20 - شیخ محمد حسن آقا نجفی قمی

تألیفات

از آن فقیه سترگ،به دلیل كثرت مشاغل اجتماعی و مراجعات مردمی، تألیف بسیار بر جای نماند. امّا برخی از آثارش در فقه و اصول و تفسیر عبارتند از:

1 - حاشیه بر كفایة الاصول استادش محقق خراسانی

2 - حاشیه بر تفسیر صافی ملا محسن فیض كاشانی.(16)

3 - رساله علمیه. وی رساله خود را برای چاپ به چاپخانه داده بود اما با ورود آیت اللّه حایری به قم و برای پرهیز از تعدّد مرجع تقلید، رساله اش را از چاپخانه باز پس گرفت.(17)

4 - تصحیح و مقدمه بر جمال الاسبوع سید بن طاوس (چاپ 1330 ق).(18)

همراهی در تأسیس حوزه علمیه قم

هنگامی كه مرحوم آیت اللّه حاج شیخ عبدالكریم حایری در سال 1340 ق (1300 ق) به قصد زیارت حرم حضرت معصومه (س) به قم آمدند، علمای قم همراه با طلاب و تجار و عموم مردم، همگی به استقبال وی شتافتند و با اصرار بسیار، از او درخواست اقامت دائم و تأسیس حوزه را نمودند. از جمله كسانی كه در این راه، كوشش فراوان نمود آیت اللّه حاج شیخ ابوالقاسم قمی است. از مرحوم آیت اللّه سید مصطفی صفایی خوانساری نقل شده است كه: زمانی كه آقای حاج شیخ ابوالقاسم و آقای حاج میرزا محمد ارباب به دیدن حاج شیخ عبدالكریم آمده بودند بحثی فقهی بین این سه بزرگوار در می گیرد. در بازگشت، آقای ارباب به حاج شیخ ابوالقاسم می فرماید: حاج شیخ با ما فرق می كند هر كجا كه باشد حوزه تشكیل می دهد، پس چه بهتر كه در قم تشكیل گردد و ما قمی ها هم در آن سهیم باشیم. آقای كبیر می فرماید: من هم می خواستم همین را بگویم. و لذا بنا می گذارند كه برگردند و از حضور آقای حایری، در خواست اقامت بنمایند و این كار را هم می كنند.(19)

آیت اللّه شبیری زنجانی از امام خمینی نقل می كند كه می فرمود: علّت موفقیت، مرحوم حاج شیخ عبدالكریم این بود كه علمای قم، افرادی متقی و پرهیزگار بودند و الا اگر ایشان جای دیگر می رفت ممكن بود از معظم له استقبالی كه در خور شخصیت شان باشد به عمل نمی آمد و قهراً ایشان در كار خود موفق نمی شد.

از همین رو آن فقیه بزرگ و خدا ترس، به هنگام ورود مرحوم آیت اللّه حایری، رساله خود را از چاپخانه پس گرفت و از چاپ آن منصرف شد و مكرر می فرمود: خدا طول عمر به آقای حاج شیخ بدهد، آمد شهر ما را آباد كرد(20) نیز آیت اللّه شبیری زنجانی می فرمودند: از یكی از آقایان شنیدم كه می گفت: روز عیدی برای دیدن آقای حاج شیخ ابوالقاسم به منزل ایشان رفتم و تشریف نداشت. پس از مدّتی كه آقا تشریف آوردند معلوم شد كه برای تبریك عید به خانه حاج شیخ عبدالكریم تشریف برده بود و هم (21)اینكه معظم له، در روز عید غدیری، پس از آنكه به بیرونی تشریف آوردند و كثرت جمعیت را مشاهده نمود، فرمود: مردم! بیائید جایی كه من می روم برویم و عصایش را بلند كرد و فرمود: ما یك علم داریم و همگی باید دور او بچرخیم ( كه آیت اللّه حاج شیخ عبدالكریم حایری مقصودش بود) آری! این است نمونه عینی تقوا و ترك هوا و هوس و گذشت برای خدا و پرهیز از حبّ جاه و مقام. رحمت خدا بر روان پاكش باد.

شیوه زندگی

آن فقیه سترگ، زندگی اش یاد آور زندگی ائمه اطهار (ع) و یاران ایشان بود. «آن بزرگوار بسیار كریم الطبع ما زكی النفس، نقی القلب، وسیع الصدر و حسن الخلق، زاهد و متقی و پارسا بود... مواظبت و مراقبتش در عبادات بسیار، حزم و احتیاطش در امور بی اندازه... فقیهی بود ربانی و مجتهدی بود الهی، محضرش ذكر و رؤیتش ذكر و منطقش ذكر، سجیّه اش تواضع و رویه اش انذار و تنبه، راستی چراغ روشنی بود كه از ایوان دین خاموش شد و ستاره درخشانی بود كه از آسمان علم، غروب نمود.(22) وی در زهد و بی اعتنایی به دنیا به مرتبه ای والا دست یافته بود. به گونه ای كه «زهدش، علم و دانش او را پوشانیده بود»(23) آیت اللّه اراكی فرموده است: وی در سهم امام تصرّف نمی كرد و بر این عقیده بود كه اموراتش باید به غیر سهم بگذرد و آیت اللّه بهاء الدینی فرموده است: زهد و تقوای مرحوم آقا میرزا ابوالقاسم قمی نمونه بود. ایشان با تمام محبوبیت و نفوذی كه داشت تنها با سادات، اهل علم و طبقه ضعیف خوب بود و به آنها روی خوش نشان می داد. زندگی كاملا درویشی و بی آلایشی داشت، حتی خادمی نداشت كه به كارهای بیرونی او برسد یكی از سادات - كه میرزااز سهم سادات به او كمك می كرد - گاهی در بیرونی ایشان چای و غلیانی درست می كرد(24) معظم له، تمام كارهایش را - از خرید مایحتاج خانه، آب آوردن - خود انجام می داد. یكی از آقایان می گفت: روزی آقا را دیدم كه با آن پیری و كهولت سنّ، كوزه ای در دست گرفته و می خواهد آب بیاورد. جلو رفتم تا كوزه را از ایشان گرفته و پر كنم. فرمود: اگر اجازه دهید ابوالقاسم خودش این كار را انجام دهد بیشتر ممنون می شود. و نگذاشت تا من این كار را انجام دهم.(25)

معظم له، به هنگام خرید نان و یا گوشت و میوه از بازار مقید بود از افرادی كه او را نمی شناسند خرید كند و در وقت كشیدن ترازو، پشت خود را به صاحب مغازه می كرد تا از او خجالت نكشد و هر چه می خواهد برای ایشان بگذارد. و اگر صاحب مغازه می خواست جنس بهتری برایش بگذارد، می فرمود: مگر من با دیگران چه فرقی دارم؟ مگر خون ابوالقاسم از دیگران رنگین تر است؟ و از قبول آن خودداری می ورزید.

او بر بهره وری از وقت و رعایت نظم، اصرار می ورزید. هنگامی كه به نجف اشرف مشرف گشته بود و علماء و طلاب به دیدنش می آمدند معظم له، به علّت آنكه برای درس و بحث طلاب، اهمیت فراوان قائل بود و نمی خواست وقت آنان تلف شود به آقازاده اش - مرحوم حجة الاسلام آقا شیخ محمد حسن - گفته بود: آقایان طلبه ها چه وقت چای می خورند؟ همان وقت ما برای بازدید آنان برویم. (و انتخاب این وقت برای آن بود كه: نه وقت طلبه ها گرفته شود و نه تكلّف زائدی برای پذیرایی شان پیش آید.)(26)

ویژگی های اخلاقی

مرحوم آیت اللّه حاج شیخ ابوالقاسم قمی دارای ویژگی های اخلاقی منحصر به فردی بود كه او را از دیگران متمایز ساخته بود چنانچه از آیت اللّه العظمی گلپایگانی چنین نقل شده است: ما عمدتاً برای استفاده از اخلاق و انفاس قدسی ایشان به درسش می رفتیم و علاوه بر آن از علمش هم بهره می بردیم و همین مطلب را هم آیت اللّه شبیری زنجانی از امام خمینی و پدرشان آیت اللّه سید احمد زنجانی نقل كرده اند كه فرموده بود: در زمان ما در قم درس رسمی اخلاق نبود. اما نمونه های اخلاقی در حوزه از قبیل آیت اللّه حاج شیخ ابوالقاسم قمی وجود داشت كه انسان می توانست زندگی آنان را الگو و سرمشق قرار دهد (27) مرحوم آیت اللّه حاج آقا حسین قمی هم فرموده بود: من منكر بودم كه در این زمان و در شرایط فعلی و فساد عمومی آدم خوب و كامل پیدا شود. با اینكه در قم آقا شیخ ابوالقاسم قمی و در نجف آقا سید مرتضی كشمیری را دیدم و یقین كردم در این عصر هم انسان كامل و مؤمن حقیقی پیدا می شود. (28)

احترام به سادات

یكی از ویژگی هایش، احترام و اكرام سادات بود. نقل شده است: همسر وی علویه بود و فوق العاده مورد احترام ایشان، به گونه ای كه خود از نان جو استفاده می كرد، ولی مقیّد بود برای او نان گندم تهیه كنند. آیت اللّه سید مصطفی صفایی فرموده بود: روزی در جلسه ای، یكی از سادات را بر خودش - به هنگام خروج - مقدم داشت، یكی از علمای قم به او گفت: چرا آبروی ما را می بری؟ ایشان در جواب گفت: می خواهی آبروی مرا جلو پیغمبر ببری؟ او سید است و باید مقدم داشته شود.(29) نیز ایشان معمولاً كنار سفره خود، فقرا و سادات مستمند را می نشاند و از آن غذایی كه خود می خورد به آنها هم می خورانید.

دوری از حاكمان وقت

دیگر از ویژگی هایش دوری از ارباب قدرت و پرهیز از مراوده با آنان بوده است. شبی صمصام - رئیس شهربانی وقت قم - برای وی كیسه ای پول می فرستد و معظم له آن پول را به وسیله فرزندش باز می گرداند و به فرزندش - كه می گفت: پدر! با اینكه ما در فشاریم چرا این پول را پس می فرستید؟ - فرمود: بابا خدا یك عقلی به من بدهد یك دینی به شما، اینها پول می آورند و بعد از ما انتظاراتی دارند ما نمی توانیم از آنها پول بگیریم.(30) آیت اللّه بهاء الدینی هم فرموده است: تنها با سادات و اهل علم خوب بود، با متنفذین هیچ خوب نبود به گونه ای كه هیچیك از آنان جرأت نداشتند برای او هدیه ای بفرستند، میرزا اجازه نمی داد متنفذین در كارهای او دخالت كنند.(31)

اخلاص

مرحوم حجة الاسلام حاج شیخ مرتضی انصاری قمی فرموده بود: روزی حاج شیخ ابوالقاسم برای اقامه جماعت به مسجد امام (ع) آمد و قبل از خواندن نماز به خانه اش بازگشت. وقتی از ایشان علّت را جویا شدند، فرمود: كثرت نمازگزاران مرا خوشحال كرد و دیدم امروز قصد قربت در این نماز ندارم.(32)

دوری از خود نمائی

از مرحوم حجة الاسلام حاج آقا احمد روحانی نقل شده است كه: در جلسه ای پیرامون حدیثی بحث در می گیرد و حاج شیخ ابوالقاسم از اظهار نظر خودداری می ورزد، و در جلسه دیگر، دفتری را به حاضران ارائه می دهد تا مطالعه كنند و معلوم می شود حاج شیخ در مورد آن حدیث، بحثهای ژرف نموده و با این همه از سر تواضع و فروتنی در بحث شركت نكرده بود.(33)

فرزندان

مرحوم آیت اللّه حاج شیخ ابوالقاسم قمی، از كریمه آیت اللّه شیخ محمد حسن نادی فرزندانی آورد كه همه در سلك روحانیت و مزیّن به علم و عمل صالح بودند و در میان ایشان مرحوم حجة الاسلام شیخ محمد حسن - معروف به آقا نجفی - از دانش آموختگان نجف اشرف بود و به مقام اجتهاد نائل آمد و در 45 سالگی از دنیا رفت. نیز، مرحوم حجة الاسلام شیخ محمد باقر خازنی هم از شاگردان پدرش و عالمان دیگر بود.

وفات

آیت اللّه حاج شیخ ابوالقاسم كبیر قمی، پس از عمری پر بار و كار نامه ای درخشان، در یازدهم جمادی الثانی 1353 ق/ 1313 ش(34) بدرود زندگی گفت و پس از تغسیل و تكفین، توسط مرحوم آیت اللّه حاج شیخ محمد كبیر و تشییعی با شكوه، در مسجد بالا سر حرم حضرت معصومه (س) به خاك سپرده شد.

آثار:

   1. حاشیه بر كفایة الاصول استادش محقق خراسانی

   2. حاشیه بر تفسیر صافی ملا محسن فیض كاشانی

   3. رساله علمیه

   4. تصحیح و مقدمه بر جمال الاسبوع سید بن طاوس

 

پی نوشت ها :

 1 - آقا بزرگ تهرانی، نقباء البشر، ج 1، ص 63.

2 - امین عاملی، اعیان الشیعه، ج 2، ص 70.

 3 - مرعشی نجفی، الاجازة الكبیرة، ص 19.

 4 - شیخ آقا بزرگ تهرانی، نقباء البشر، ج 1، ص 63.

 5 - آقا بزرگ تهرانی، نقباء البشر، ج 1، ص 63.

 6 - باقری بیدهندی، مجله نور علم، ش 22 (مرداد 1366)، ص 84.

 7 - آقا بزرگ تهرانی، نقباء البشر، ج 1، ص 64.

 8 - مرعشی نجفی، الاجازة الكبیرة، ص 19 و آقا بزرگ تهرانی، نقباء البشر، ج 1، ص 64.

 9 - واعظ خیابانی، علماء معاصرین، ص 155.

 10 - مرحوم آیت اللّه اراكی می فرمود: روزی، آقای حاج شیخ فرمودند: شیخ انصاری - علیه الرحمة - در رسائل، حدیث رفع را ظاهر در خصوص رفع مؤاخذه دانسته، ولی از صحیحه بزنطی بر می آید كه رفع جمیع آثار - حكم وضعی و حكم تكلیفی - مراد است بنابراین باید از ظاهر حدیث رفع، دست برداشت و این نظر آقای حاج شیخ ابوالقاسم است. ایشان می فرمود: معلوم نیست سؤال سائل از حكم وضعی باشد، بلكه چون حلف به طلاق و عتاق (به نحو شرط نتیجه) خود حرام تكلیفی است، امكان دارد سؤال از این باشد كه حالا كه كسی مجبور شده به حلف، آیا مرتكب كار حرامی شده؟ و آیا این حلف، عقوبت دارد و باید كفاره بدهد؟ (باقری بیدهندی، مجله نور علم، ش 22، ص 85 - 86)

 11 - باقری بیدهندی، همان.

 12 - اعیان الشیعة، ج 2، ص 410.

 13 - نقباء البشر، ج 1، ص 69.

 14 - علمای معاصرین، ص 155.

 15 - همان، ص 387.

 16 - مرعشی نجفی، الاجازة الكبیرة، ص 19.

 17 - باقری بیدهندی، مجله نور علم، ص 93.

 18 - نقباء البشر، ج 1، ص 69.

 19 - باقری بیدهندی، مجله نور علم، ش 22، ص 86.

 20 - سید احمد زنجانی، الكلام یجرّ الكلام، ج 1، ص 107.

 21 - باقری بیدهندی، مجله نور علم، ش 22، ص 89.

 22 - شریف رازی، آثار الحجة، ج 1، ص 39.

 23 - مرعشی نجفی، الاجازة الكبیرة، ص 19.

 24 - مجله حوزه، ش 16.

 25 - باقری بیدهندی، مجله نور علم، ص 89.

 26 - باقری بیدهندی، مجله نور علم، ش 22، ص 84.

27 - همان جا.

28 - شریف رازی، گنجینه دانشمندان، ج 1، ص 129.

29 - باقری بیدهندی، مجله نور علم، ص 87.

30 - همان مدرك.

31 - همان جا.

32 - مجله نور علم، ص 91.

33 - همان، ص 92.

34 - مرعشی نجفی، الاجازة الكبیرة، ص 19.


کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است