در
بازدید : 232790      تاریخ درج : 1389/7/21
Skip Navigation Links.
 

داستان رویای امام خمینی و تعبیر خواب آیت الله كشمیری

استاد {آیت الله سید عبد الكریم كشمیری } با آقا سید مصطفی خمینی در نجف دوست و رفیق بودند و ایشان را شخصی فاضل و به دور از تعینات ظاهری می دانست.

استاد فرمودند:  

یك وقت آقا مصطفی به ابویشان آیت الله خمینی (ره )  عرض كرد:

 آقا سید عبدالكریم كشمیری از چیزهای پنهانی خبر می دهد.

 امام به آقا مصطفی فرمودند:

بگوئید من در ایران خوابی دیده ام و به كسی هم نگفتم، آن خواب چه بود؟

آقا مصطفی مطلب را به من رسانید. من با توسلی چند آن خواب برایم واضح شد و گفتم:

به والد بگوئید در ایران خوب دیده، در نجف از دنیا رفته و دفنش كردند، لكن سنگی، پهلوی او را آزار می دهد. امام علی علیه السلام آمدند و فرمودند: حالت چطور است؟

ایشان عرض كردند:

حالم خوب است لكن این سنگ مرا اذیت می كند، و امیرالمؤمنین آن سنگ را از كنارش دور كردند.

چون جواب را رساندند، تصدیق كردند.

آقا مصطفی از من پرسید:

آیا پدرم در نجف وفات می كند؟

گفتم: نه در ایران از دنیا می رود.

استاد می فرمود: ایت الله خمینی  مردی مستقیم و بی نظیر بود و در مجالس فواتح كه بعضی بزرگان حزب بعث می آمدند هیچ اعتنایی نمی كرد.

وقتی امام راحل به ایران آمدند، یكبار پیغام دادند كه ایشان به نزدش بیاید و استاد رفتند

مرحوم حجة الاسلام سید احمد خمینی چند ماه قبل از وفات به منزل استاد آمدند و بعضی شاگردان هم بودند، دستورالعملی خواستند و استاد دادند.

بعدها منتشر شد كه آقای كشمیری وفات ایشان را متذكر شدند.

این مطلب از استاد سئوال شد .

 فرمودند:

به او گفتم، آجال نزدیك است، این فهمی بود كه به دلم آمد و به او گفتم.

منبع : كتابهای آفتاب خوبان ، روح و ریحان ، صحبت جانان 


کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است