در
بازدید : 159443      تاریخ درج : 1389/7/21
Skip Navigation Links.
 

تولد: 1283 ش

محل تولد: تهران

وفات: 1368 ش

عمر: 85 سال

مزار:مشهد،بهشت رضا علیه السلام

 

اساتید: بزرگانی چون حضرات آیات: حاج شیخ مرتضی طالقانی، حاج شیخ محمدتقی آملی، حاج شیخ هاشم قزوینی، میرزا مهدی غروی اصفهانی، سیدشهاب الدین مرعشی نجفی و ... .

 

شاگردان: بزرگانی چون حضرت آیةاللّه خامنه ای رهبر معظم انقلاب، حاج شیخ محمود انصاری، حاج شیخ علی اكبر علیزاده، حاج شیخ محمد واله و ... .

 

آثار: فلسفه بشری و اسلامی، عارف و صوفی چه می گوید، آیین زندگی و درس های اخلاق اسلامی، میزان المطالب، بهائی چه می گوید و... .

 

تولد و تحصیل:

عالم بزرگوار و فقیه پرهیزگار آیةاللّه حاج میرزا جواد آقا تهرانی، از ستارگان پرفروغ دانش و فضیلت و از اساتید وارسته اخلاق، در خانواده ای مذهبی در تهران دیده به جهان گشود. پدرش حاج محمدتقی نام داشت و از تجار متدین و مورد اعتماد بازار بود. میرزا جواد آقا پس از تحصیلات ابتدایی كلاسیك، جهت فراگیری علوم دینی راهی حوزه علمیه قم شد. و سالیانی چند، از محضر پرفیض مردان علم و عمل بهره مند گردید. سپس رهسپار عتبات عالیات و حوزه پربركت نجف اشرف گردید و از محفل نورانی معاریف آن حوزه مقدسه هم چون شیخ مرتضی طالقانی و شیخ محمدتقی آملی، بهره های علمی و اخلاقی فراوانی برد. پس از گذشت دوسال از توقفش در نجف، نامه ای از سوی مادرش دریافت كرد كه او را به مراجعت به تهران فرا می خواند، لذا ایشان علی رغم میل باطنی، به تهران بازگشت، زیرا به گفته خودش تحصیل را واجب و اطاعت از مادر را اوجب می دانست. میرزا جواد آقا كه در زندگی چیزی را لذت بخش تر از تحصیل علم و معرفت نمی دانست، سه روز پس از بازگشت به تهران، رهسپار ارض اقدس طوس و آستان ملكوتی حضرت علی بن موسی الرضا علیه آلاف التحیةوالثناء شد، و از آغازین روزهای ورودش، درس و بحث علمی را در محضر فحول علما و اساتید برجسته هم چون میرزا هاشم قزوینی و میرزا مهدی غروی اصفهانی پی گرفت. مرحوم میرزا از لحاظ مشی علمی و سلوك معنوی، بسیار تحت تأثیر میرزا مهدی غروی قرار داشت و در واقع شخصیت علمی و اخلاقی ایشان در همان سال های ملازمت با این استادشان شكل گرفت. این عالم وارسته، از لحاظ علمی و اخلاقی مورد قبول و اعتماد حوزه علمیه خراسان و مردم متدین مشهد بود، مجلس و محفلش نورانی و برای فضلا و اهل علم بسیار مغتنم بود.

 

ویژگی های اخلاقی:

 ایشان از فضایل و كمالات نفسانی والایی برخوردار بود. در ساده زیستی و بی اعتنایی به مظاهر فریبنده دنیا شهره بود. لباسش از پارچه های ارزان قیمت و گاه نامرغوب بود. عمامه بسیار كوچكی بر سر می بست و می فرمود: برای كسوت روحانی من، همین بسنده است و اگر خلاف عرف نبود، این را هم نمی بستم.

 

 

 

تواضع:

 از دیگر ویژگی های ایشان؛ تواضع و فروتنی بود، خود را از همه بندگان خدا، كوچك تر می دید و برای سادات و طلبه ها، ارج و احترام خاصی قائل بود. هرگز اجازه نمی داد كسی دستش را ببوسد یا او را آیةاللّه خطاب كند. یكی از روحانیون می گوید: روزی موفق به بوسیدن دست ایشان شدم و از اتاق بیرون رفتم و دوباره بازگشتم. آقا فرمود: چون تو دست مرا بوسیدی، من هم كفش های تو را بوسیدم به قول یكی از فرزندانش، ایشان با وجود كهولت سن، بعضا كارهای منزل را خود انجام می داد. لباس می شست و حیاط خانه را جارو می كرد. از خصوصیات بارز آن عالم متقی، پرهیز از آزار دیگران بود. از همسر محترمه اش نقل شده: یك روز صبح متوجه شدیم كه آقا، شب به منزل نیامده است، بعدا معلوم شد كه چون ایشان، شب دیر به منزل آمده و احتمال داده اند كه اهل منزل خواب باشند، درب منزل را نزده اند و تا صبح پشت در مانده اند تا مزاحمتی ایجاد نشود. هم چنین ایامی كه در مدرسه بود برای این كه مزاحمتی برای طلاب به وجود نیاید، كفش های خود را در می آورد و با پای برهنه از پله های مدرسه رفت و آمد می كرد. آن فقیه پرهیزگار مواظب بود ضررش حتی به مورچه ای نرسد چنانچه روزی مقداری سبزی از مغازه می خرد، اما پس از لحظاتی باز می گردد. فروشنده تصور می كند كه حتما سبزی خراب بوده و می خواهد آن را پس بدهد، اما متوجه شد آقا چیزی را از روی سبزی ها به زمین می گذارند و می فرمایند: مورچه ای روی سبزی ها بود چون فكر كردم خانه اش همین جاست، نخواستم موجب دوری او از خانه اش شوم.

 

مبارزه:

 از خصوصیات دیگر آن عالم وارسته روحیه جهاد و مبارزه با دشمنان خدا بود. ایشان از افراد زبون و ترسو خوشش نمی آمد، و از افرادی كه غیرت دینی داشته و شجاع بودند، تعریف می كرد. از این رو به نواب صفوی علاقه مند بود و برایش دعا می كرد. می فرمود: نواب خود را تربیت نموده است. وقتی باخبر شد كه نواب و جمعی از فدائیان اسلام به مشهد وارد شده اند، به ملاقات آن جوانان رشید اسلام رفت و در كنار شهید نواب صفوی قرار گرفت. پشتیبانی ایشان از انقلاب اسلامی در مراحل مختلف، حاكی از روحیه ظلم ستیزی آن عالم جلیل القدر دارد. قبل از انقلاب، ایشان از مخالفان رژیم طاغوت بود و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی همواره از حامیان مخلص نظام به شمار می رفت.

 

حضور در جبهه های جنگ: این عالم ربانی در سال های آخر زندگی با همان كهولت سن و قد خمیده، لباس بسیجی به تن كرد و چندین بار در جبهه نبرد با متجاوزان بعثی عراقی حاضر شد، حضور آن عارف وارسته و در میان رزمندگان اسلام خیلی ارزشمند و پر معنی بود، چه بسیار از شك و تردیدها را كه از ناحیه بعضی فریب خوردگان مطرح بود، برطرف می كرد و در عین حال از واقعیات دیگری پرده برمی داشت كه خود آن بزرگوار می فرمود: من شبی آقا )امام زمان عجل اللّه تعالی فرجه الشریف( را در خواب دیدم، فرمود: جواد، حركت كن و به جبهه برو من هم بلافاصله به سوی جبهه حركت كردم؛ حدود یك ماهی آنجا بودم و برگشتم. بعدا تردید كردم كه شاید امر آقا را امتثال نكرده باشم، لذا دوباره رفتم. وقتی برگشتم، بازهم تردید برایم حاصل شد كه بار سوم رفتم. این عالم ربانی در جبهه كه بود روزی 14 گلوله خمپاره به نام 14 معصوم علیهم السلام شلیك می كرد. وقتی كه از دیده بان سئوال شد كه به هدف می خورد؟ او كه نمی دانست چه كسی شلیك می كند، با هیجان می گفت: كاملا به هدف اصابت كرد. با این كه ایشان از امامت جماعت پرهیز داشت، اما در جبهه كه بود امامت جماعت را می پذیرفت و می فرمود: من دیدم این جوان ها جانشان را در طبق اخلاص گذاشته و آماده جانبازی هستند، چون از من طلبه ناچیز خواستند كه برایشان نماز جماعت بخوانم، شرم كردم كه تقاضای این عزیزان را رد كنم. آیةاللّه میرزا جواد آقا تهرانی در حوزه علمیه مشهد علاوه بر تدریس فقه، تفسیر و عقاید در عرصه قلم و نگارش نیز به اقتضای نیاز زمان، تألیفاتی ارزنده از خود به جای گذاشت، اما اخلاص این مرد الهی هرگز به وی اجازه نداد كه از تألیفاتش بهره مادی ببرد. بلكه آنچه را هزینه كرده بود، دقیقا محاسبه می كرد و قیمت آن را پشت جلد كتاب تعیین می كرد. و معمولا پرهیز داشت از این كه نام و عنوانش به طور كامل و احترام آمیز، روی جلد كتاب نوشته شود. نوعا به «ج» یا «جواد» و در این اواخر به «جواد تهرانی» بسنده می كرد.

 

رحلت:

 سرانجام این عالم عارف و فرزانه مجاهد پس از عمری خدمت خالصانه به دین و فرهنگ و خدمات فراوان اجتماعی به نیازمندان، در سحرگاه سه شنبه دوم آبان ماه سال 1368 شمسی دارفانی را وداع گفت و به سوی ملیك مقتدر پرگشود. پیكر پاك آن اسوه زهد و تقوا پس از تشییع باشكوه و زیارت مرقد مطهر حضرت امام علی بن موسی الرضا علیه السلام، به بهشت رضا حمل و در كنار مزار شهدای گلگون كفن جنگ تحمیلی، بدون سنگ قبری كه حاكی از نام و نشان از او باشد، به خاك سپرده شد.

 

وصیت نامه:

در بخشی از وصیت نامه ایشان چنین آمده: جسدم را در قبرستان عمومی خارج شهر یا محل مباحی خارج شهر، هر كجا باشد دفن كنید... به عنوان هفته و چهلم و سال، مجلس برپا نكنند...

 

آری مردان بزرگ همواره، نشان در بی نشانی داشته اند. چه این كه خوب دریافته اند كه تنها وجه خداست كه باقی است و غیر او همه فانی و ناپایدارند.

 

پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب: مقام معظم رهبری به مناسبت رحلت آن اسوه علم و تقوا، پیام تسلیتی صادر كردند كه در بخشی از آن چنین آمده است: با تأثر و تأسف خبر ارتحال عالم مجاهد و فقیه پرهیزگار و عبد صالح، آیةاللّه آقای حاج میرزا جواد آقا تهرانی رضوان اللّه تعالی علیه را دریافت كردم. آن عالم بزرگوار و پارسا، حقاً از زمره انسان های والا و برجسته ای بود كه عمر خود را در بندگی خدا و خدمت به خلق و مجاهدت در راه دین گذرانید و با بیان و قلم و قدم، در طریق جلب رضای الهی گام برداشت ... در سال های جنگ تحمیلی، مكرر لباس رزم پوشید و با وجود كهولت سن در صحنه نبرد، پیشوا و همگام جوانان مجاهد فی سبیل اللّه شد.

 

«طوبی له و حسن ماب»

 

منبع: گلشن ابرار /3

کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است