در
بازدید : 68104      تاریخ درج : 1390/1/16
Skip Navigation Links.
ولادت
زادگاه
Expand تحصیلتحصیل
اساتید
شاگردان
Expand فعالیت های آیت الله صدوقیفعالیت های آیت الله صدوقی
مكاتبات امام با شهید صدوقی
Expand شهادتشهادت
 

 

نگاهى گذرا به زندگى مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیة الله العظمى فاضل لنكرانى

عالم ربانى و مرجع بزرگ تقلید شیعیان حضرت آیة الله العظمى حاج شیخ محمد فاضل لنكرانى در سال 1310 هجرى شمسى در شهر مقدس قم و در خانواده علم و فضیلت و عمل چشم به جهان گشودند. والد معظم ایشان، مرحوم آیة الله حاج شیخ فاضل لنكرانى از علماى صاحب نام و از اساتید بزرگ حوزه علمیه و از معتمدان و مصاحبان آیة الله العظمى بروجردى مرجع بزرگ شیعیان جهان و از اصحاب استفتاء ایشان، و والده مكرمه شان از فرزندان سادات معروف مبرقع از طوایف اصیل و پاك و خدوم قم بودند.

موقعیت خاص خانوادگى و آشنائى و رابطه نزدیك این خانواده اصیل علمى و معنوى با بزرگان حوزه علمیه قم همانند حضرت امام خمینى، ایجاب میكرد كودك با استعدادى كه در این خانواده چشم به جهان گشوده بود، عرصه علوم دینى و سیراب شدن از زلال معنویت و فضائل اخلاقى و عملى را بر هر صحنه و عرصه دیگرى ترجیح دهد و خود را به سرچشمه علوم اهل بیت كه حوزه علمیه قم در آن زمان به بركت وجود مرحوم آیة الله العظمى حاج شیخ عبدالكریم حائرى یزدى مؤسس حوزه و مرحوم آیة الله العظمى حاج سید حسین طباطبائى بروجردى احیاگر این حوزه، اعلى الله مقامهما الشریف، رونق چشمگیرى داشت بسپارد و از این گنجینه سرشار از علم و فضیلت و معنویت بهره بردارى نماید. به همین جهت بود كه، همانطور كه در مبحث زندگى علمى ایشان خواهید خواند، ایشان بعد از پایان تحصیلات ابتدائى و دبستانى، ورود به حوزه علمیه را بر هر چیز دیگرى ترجیح داده و مشتاقانه براى برآوردن خواست درونى خود كه بهره مند شدن از علوم دینى و معنویت بود، به تلاش بى امان و درخشانى در زمینه درس و بحث و مصاحبت بزرگان حوزه پرداختند.

در سایه همین اشتیاق وافر و تلاش و پشتكار بود كه ایشان در عنفوان جوانى به مقامات عالیه علم و كمالات رسیدند بطوریكه از مرحوم آیة ا لله محسنى ملایرى كه روابط نزدیكى با مرحوم آیة الله العظمى بروجردى داشت نقل است كه میگفتند مرحوم آیة العظمى بروجردى در زمانى كه آیة الله فاضل در سن جوانى بودند بارها تصریح به اجتهاد ایشان داشتند. در سالهاى دهه 40 كه آیة الله فاضل لنكرانى دوران جوانى را به كمال میرساندند و فاصله بین سى تا چهل سالگى را سپرى مى كردند، از مدرسان معروف، برجسته و كاملا شناخته شده اى بودند كه فضلاى آن روز حوزه علمیه قم سطوح عالیه را در محضر ایشان میخواندند و حوزه هاى درس مكاسب و كفایه ایشان بسیار پرجاذبه و مجمع اهل فضل بود. در همین سالهاى دهه 40 بود كه ایشان به درخواست جمعى از شاگردان كفایه خود، درس خارج اصول را آغاز كردند و در جمع علماى والامقام حوزه علمیه قم كه در صراط هدایت حوزه در عرصه علم و عمل و فضیلت و معنویت حركت مى كردند، درخششى فوق العاده داشتند.

قدرت بیان، تسلط بر مبانى علمى علماى علم اصول و فقهاى نامدار شیعه، آگاهى از آراء اهل سنت، فحص كامل و جامع، همراهى با شاگردان براى درك صحیح و كامل مطالب و ارائه پاسخ هاى همراه با اتقان و شكیبائى به اشكالات مستشكلین، از ویژگیهاى این مدرس پركار و جامع نگر حوزه بود. به همین جهت، فضلاى آن روز حوزه علمیه قم كه سطح عالى را به پایان برده بودند، به سرعت جذب حوزه درسى ایشان شدند و بعد از مدت كوتاهى كه علاوه بر اصول، تدریس خارج فقه را نیز به تقاضاى فضلا پذیرفتند، حوزه هاى درسى فقه و اصول ایشان از پررونق ترین حوزه هاى درسى قم بود. از بركات این خرمن پرفیض علم و معنویت، وجود فضلا و علماى برجسته ایست كه تعدادى از آنها از مدرسین صاحب نام حوزه هاى علمیه هستند، تعدادى از ممتحنین برجسته حوزه علمیه قم در عالیترین سطوح فعالیت مى كنند و تعدادى نیز در نقاط مختلف كشور به اداره حوزه هاى علمیه و ارائه خدمات علمى و فرهنگى و اجتماعى به مردم اشتغال دارند.

ساده زیستى، تقوا، تواضع، حسن سلوك با مردم و بویژه با شاگردان خود، از ویژگیهاى اخلاقى و زندگى عملى حضرت آیة الله العظمى فاضل لنكرانى است كه از همان دوران كودكى در سرشت ایشان بود و در جوانى با برخوردارى از امتیازات معنوى حوزه تكامل یافت و از وجود این عالم نورسته، شخصیت با فضیلتى ساخت كه زمینه هاى معنوى مرجعیت را در كنار برجستگى هاى علمى شكل داد. بدین ترتیب، این عالم عامل متقى در سالهاى دهه 50 در ردیف بزرگان علم و فضیلت و معنویت مورد توجه علما، فضلا و مؤمنین به عنوان یكى از برجسته ترین افرادى كه داراى صلاحیت مرجعیت مى باشند قرار گرفت بطوریكه مراجعات زیادى براى انتشار رساله عملیه به ایشان می شد و بسیارى از علماى صاحب نظر حوزه و شهرستانها ایشان را به عنوان مرجع تقلید بعد از مراجع موجود در آن زمان معرفى می كردند. سوابق درخشان مبارزاتى علیه رژیم طاغوت و حمایت هاى مستمر از نهضت امام خمینى و توجه خاصى كه حضرت امام به ایشان داشتند، بطوریكه در پاسخ تسلیت شهادت آیة الله حاج سید مصطفى خمینى در سال 1356 با عبارت «انشاالله تعالى موفق به خدمت به حوزه هاى اسلامى باشید و افاضل از بركات شما بهره مند شوند» اعتماد علمى خود و در سالهاى بعد از پیروزى انقلاب اسلامى با محول نمودن اداره امور حوزه علمیه قم به ایشان به عنوان شخصیتى كه در رأس جامعه مدرسین حوزه علمیه در آن زمان قرار داشت، مراتب اعتماد عملى خود را به ایشان ابراز نمودند، جایگاه ویژه اجتماعى آیة الله العظمى فاضل را نشان می داد كه مكمل جنبه هاى علمى و معنوى ایشان بود.

صفاى باطن و ارادت خالصانه به معصومین علیهم السلام كه گوشه اى از آن در حضور مستمر آیة الله العظمى فاضل لنكرانى در مراسم بزرگداشت رسول گرامى اسلام و ائمه طاهرین و ام الائمة المعصومین حضرت فاطمه زهرا صلوات الله علیهم اجمعین، اعم از عزادارى ها و جشن ها و اهتمام به برپائى این مراسم متجلى است، از جلوه هاى معنوى این عالم عامل و مرجع بزرگ است. نكته بسیار ارزنده اینكه توجه به این امور هرگز ایشان را از تلاش براى پالایش عزادارى ها و جشن ها از خرافات و زیاده روى ها غافل ننموده بطوریكه در بیانات و پاسخ به استفتائات، بر رعایت نوع برگزارى و بر اتقان مطالبى كه در مجالس مربوط به معصومین علیهم السلام مطرح می شود تاكید دارند. همچنین توجه به امور معنوى هرگز ایشان را از تلاش هاى علمى مستمر و تحقیق و تالیف باز نداشته بطوریكه اكنون ده ها جلد از تحقیقات علمى ایشان انتشار یافته و در دسترس فضلا و محققین مى باشد.

توجه به مشكلات مردم و تلاش براى حل مشكلات و رفع گرفتاریهاى آنان و توصیه به مسئولین امر براى رسیدگى به مردم نیز از امورى است كه هرگز مورد غفلت آیة الله العظمى فاضل لنكرانى قرار نگرفته است. در سطح جهان اسلام نیز ایشان به مصائب مسلمین توجه خاص مى نمایند و با شناخت دقیقى كه از مسائل سیاسى جهان دارند، همواره مواضع روشنى علیه دشمنان اسلام و دشمنان بشریت اتخاذ نموده اند كه موضعگیریهاى ایشان در حمایت از مردم مظلوم فلسطین و عراق و افغانستان و حمایت قاطع ایشان از حكم امام خمینى به ارتداد سلمان رشدى و برخورد با توطئه هائى كه علیه این حكم صورت گرفت از نمونه هاى این موضعگیریهاست.

مجموعه این ویژگیهاى علمى، عملى و معنوى كه گوشه اى از آنها را برشمردیم موجب شد بعد از رحلت مراجع تقلید طبقه قبل یعنى حضرت امام خمینى و حضرات آیات خوئى، گلپایگانى و اراكى، زمانى كه مسئولیت خطیر مرجعیت برعهده بزرگان دیگرى قرار میگرفت، حضرت آیة الله العظمى فاضل لنكرانى به عنوان مرجع تقلید مورد توجه علما و مردم قرار گرفتند و اكنون از مراجع طراز اول تقلید مى باشند.

اخلاص در عمل، شرط همه موفقیت هاست. این ویژگى براى عالمان دینى و بخصوص مراجع تقلید بالاترین ضرورت است كه با برخوردارى از آن، خداى متعال نفوذ معنوى بالائى در اختیار آنان قرار میدهد و ابواب متعددى را براى خدمت به دین و بندگان خود در برابرشان میگشاید. این، واقعیتى است كه در طول تاریخ مرجعیت شیعه كاملا مشهود بوده و نمونه هاى زیادى در تاریخ پرافتخار مرجعیت شیعه ثبت است.

برخوردارى حضرت آیة الله العظمى فاضل لنكرانى از همین ویژگى موجب شد ایشان با عنایت خداى متعال خدمات ارزنده اى به حوزه هاى علمیه در ایران و خارج از ایران ارائه نمایند. پرداخت شهریه قابل توجه به روحانیون حوزه علمیه قم كه اكنون داراى 43000 روحانى است، حوزه علمیه مشهد با 10000 روحانى، حوزه علمیه اصفهان با 6000 روحانى و حدود 200 حوزه علمیه داخل كشور و تعدادى از حوزه هاى علمیه خارج از كشور از قبیل جمهورى آذربایجان از الطاف الهى است كه شامل حال ایشان شده است. اهمیت این خدمت بزرگ به حوزه هاى علمیه زمانى روشن مى گردد كه به این نكته توجه شود كه حضرت آیة الله العظمى فاضل لنكرانى اجازه نمیدهند از غیر وجوه شرعیه، شهریه پرداخت شود و شهریه هائى كه ایشان به طلاب و فضلا و علماى حوزه هاى علمیه پرداخت مى كنند، تماما از وجوه شرعیه است كه توسط مؤمنین و مقلدین ایشان تامین مى شود.

شایستگى هاى اخلاقى و فضائل معنوى حضرت آیة الله العظمى فاضل لنكرانى ودیعه اى است كه با خانواده پرفضیلت فاضل لنكرانى از دیرباز همراه بوده است. والد معظم ایشان مرحوم آیة الله حاج شیخ فاضل لنكرانى به دلیل برخوردارى از فضایل معنوى آنچنان مورد توجه و اعتماد مرجع بزرگ جهان تشیّع مرحوم آیة الله العظمى بروجردى بودند كه ایشان در وصیت نامه خویش تصریح نمودند سهم امامى كه در اختیارشان بود بعد از رحلت ایشان توسط فرزند بزرگشان و نیز آیة الله حاج شیخ فاضل لنكرانى به مصرف حوزه علمیه برسد. نمونه همین اعتماد كامل را حضرت امام خمینى رضوان الله تعالى علیه نسبت به حضرت آیة الله العظمى فاضل لنكرانى دامت بركاته ابراز داشتند بطوریكه دستور فرمودند وجوه شرعیه اى كه در اختیارشان بود بعد از رحلت ایشان توسط حضرت آیة الله العظمى فاضل لنكرانى و شوراى مدیریت حوزه علمیه قم به مصرف حوزه برسد. بعد از رحلت حضرت امام، با اقدام فرزند برومند ایشان حجت الاسلام والمسلمین حاج سید احمد آقا خمینى رحمة الله علیه شهریه حضرت امام توسط حضرت آیة الله العظمى فاضل لنكرانى تا 27 ماه پرداخت شد.

با اینكه سالهاست این وجود پربركت از بیمارى رنج مى برند و دچار مشكلات زیادى هستند، اما از خدمات علمى، تحقیقى، معنوى و اجتماعى لحظه اى غفلت نمینمایند. حمایت از نظام مقدس جمهورى اسلامى و رهبرى آن، تقویت حوزه هاى علمیه، توجه ویژه به مجامع علمى و دانشگاهى، اهتمام به حل مشكلات مردم، رسیدگى به اقشار ضعیف جامعه و تلاش براى حفظ وحدت مسلمین، ارتقاء معنویت و تقویت ارزشها و آرمانهاى اصیل اسلامى و انقلابى همواره وجهه همت این مرجع بزرگ تقلید است. بى تردید، نهاد اصیل مرجعیت شیعه كه از اركان مهم جهان اسلام است، با استمرار خدمات گرانبهاى چنین شخصیت هاى برجسته اى كه تجلى علم، فضیلت و معنویت هستند، تقویت خواهد شد، انشاالله.

مرورى بر زندگى علمى آیة الله العظمى فاضل لنكرانى

آیة الله العظمى حاج شیخ محمد فاضل موحدى لنكرانى در سال. 1310 ش مطابق با سال. 1350 ق دیده به جهان گشود.

پدر بزرگوارشان حضرت آیة الله فاضل لنكرانى یكى از روحانیون جلیل القدر و از محترم ترین بزرگان و اساتید حوزه علمیه قم به شمار مى رفت و ارتباط نزدیكى با آیة الله بروجردى داشت و یكى از اصحاب استفتاء ایشان و مورد اعتماد وى بود، همچنین از دوستان امام خمینى بود.

آن بزرگ مرد كه از مهاجران قفقاز بود و سال ها در مشهد مقدس و حوزه علمیه زنجان به تحصیل وتدریس اشتغال داشت، یك سال بعد از آن كه حوزه علمیه قم به دست تواناى حضرت آیة الله حاج شیخ عبدالكریم حایرى یزدى رحمة الله علیه، تأسیس شد، وارد حوزه علمیه مقدسه قم گردید.

در همان اوان با یكى از خاندان هاى اصیل وصلت كرده و از این ازدواج فرزندان نیكوتبار به دنیا آمدند و آیة الله حاج شیخ محمد فاضل موحدى لنكرانى، چهارمین فرزند آن خاندان و تنها فرزند روحانى پدر به شمار مى رود كه در خانواده علم و تقوى و روحانیت تولد یافت ایشان از همان سالهاى كودكى، سخت تحت تأثیر جاذبه معنویت پدر قرار گرفته و دلباخته راه او شد و در آن عوالم پاك و بى آلایش كودكى تصمیم گرفت راه و روش زندگى پدر را سرمشق خود قرار دهد و به عالم روحانیت بپیوندد.

دوران تحصیل

ایشان پس از پایان شش سالگى به مدرسه ابتدایى وارد شد و به محض آنكه دوره شش ساله تحصیل ابتدایى را به پایان برد، با آنكه در تحصیلات جدید، رشد و توفیق زیادى بدست آورد و هوش و استعداد فراوان از خود بروز داده بود، از ادامه تحصیل در مدارس جدید صرفنظر كرد و باتوجه به علاقه شدیدش به تحصیل علوم دینى به جمع طلاب پیوست.

آیة الله فاضل در این رابطه نقل مى كند: «پس از پایان تحصیلات ابتدائى كه در آن زمان شش سال بود، بلافاصله شروع به تحصیل رشته علوم دینى كردم، زیرا از همان دوران كودكى علاقه شدیدى نسبت به این رشته در خود احساس مى كردم. در آن زمان كه سالهاى حاكمیت طاغوت به شمار مى رفت، خفقان شدیدى در كشور حكمفرما بود، با این حال هر وقت موضوع انشائى به دانش آموزان داده و ضمن آن از ما سؤال مى شد: «پس از پایان دوره ابتدایى در چه رشته اى ادامه تحصیل خواهید داد» با اینكه استعداد فوق العاده اى در علوم جدید از خود نشان مى دادم و حتى در امتحانات نهایى پایان دوره ابتدایى، عنوان رتبه اول در شهرستان قم را احراز كردم و به همین مناسبت كتابهایى كه با دست خط رئیس آموزش و پرورش وقت توشیح شده بود از طرف اداره فرهنگ به من داده شد كه هنوز هم پیش من موجود است - تمایل شدید خود را به ادامه تحصیل در رشته علوم دینى پس از پایان دوره ابتدایى پنهان نكرده و آن را با آب و تاب تمام در ورقه انشاء شرح مى دادم.» شروع دروس حوزوى ایشان زمانى بود كه 13 سال از عمرشان مى گذشت كه از یك سو شور و علاقه وافر ایشان به طلبگى و از سوى دیگر آشنایى و رفاقت ایشان با مرحوم آیة الله حاج سید مصطفى خمینى فرزند بزرگ امام راحل، زمینه اى را به وجود آورد تا سختى هاى این راه را به خوبى پشت سرگذارد و به موفقیت دست یابد.

ایشان مى گویند: «وجود این دوست عزیز - حاج آقا مصطفى - در شدت علاقه ما به راهى كه در پیش گرفته بودیم، نقش مهمى داشت و از همان اوان به كمك یكدیگر و به عنوان دو هم مباحثه مشغول تحصیل شدیم.» ایشان پس از گذراندن دروس ادبیات و سطح، قسمتى از كتاب رسائل و مكاسب را نزد والد خود و بخشى را نیز نزد آیة الله سلطانى و همچنین حضرات آیات شیخ عبدالجواد جبل عاملى و آیة الله شیخ مرتضى حائرى آموخته و اهمیت زیادى به مباحثه درسها مى داده و بیشتر درسها را با آیة الله مصطفى خمینى مباحثه مى نمودند. ایشان در این زمینه مى فرمایند: «درسهاى هر روز را شبانه با دقت كامل مطالعه كرده و روز بعد، آن را با هم مباحثه مان كه قبلاً براى خود انتخاب كرده بودیم، به بحث و بررسى بگذاریم بدین ترتیب بود كه از هر نقطه ابهامى كه ممكن بود در جلسه درس براى ما باقى بماند رفع ابهام مى شد. از وقتى كه مطول مى خواندم هم مباحثه اى براى خود انتخاب كردم كه تا پایان دوره سطح و حتى قسمتى از خارج، كلیه دروس را با ایشان، بحث و بررسى مى كردیم. در آن زمان روزهاى سرد زمستانى، صبح زود هنوز آفتاب بالا نیامده مجبور بودیم بحث هاى مان را در همین ایوانهاى بقعه هاى صحن در آن شرایط سخت و آزار دهنده دنبال كنیم و غیر از این هم چاره اى نداشتیم.» شور و علاقه بى حد ایشان نسبت به درسها موجب شد كه دوره هاى ادبیات و سطح را در مدت 6سال سپرى نماید.

بدین ترتیب در حالى كه فقط 19 سال از عمر خود را پشت سر گذاشته بود وارد آخرین مرحله تحصیلات حوزه یعنى درس خارج گردید.

براى اولین بار در درس خارج فقه آیة الله بروجردى شركت كرد و با شوق و علاقه تمام درس را از استاد مى گرفت و به منظور عدم فراموشى مطالب درس، و حفظ آنها، درس هر روز را در پایان روز به زبان عربى مى نوشت و این نشان مى داد كه نه تنها درس را درك كرده است بلكه به مفاهیم آن نیز احاطه هم پیدا كرده است.

این امرموجب تعجب استادشان آیة الله بروجردى شده و مورد تشویق ایشان قرار مى گیرند. ایشان این جریان را چنین نقل مى نمایند: «مرحوم والد به مناسبت ایام فاطمیه مجلس روضه اى در منزل ترتیب داده بودند كه مرحوم آیة الله بروجردى روزى به عنوان شركت در روضه به آنجا تشریف آوردند، من مشغول پذیرایى از میهمانان بودم همین كه مرحوم آیة الله بروجردى مرا دیدند لبخندى زده و خطاب به مرحوم والد فرمودند: فلانى هم در درس شركت مى كند، تصور مى كنم كمى سن من باعث تعجب ایشان شده بود، پدرم كه متوجه این نكته شده بود، به عرض رساندند كه نه تنها در درس شركت مى كند بلكه درسهاى شما را به عربى مى نویسد و شنیدن این مطلب تعجب معظم له را بیشتر برانگیخته و فرمود: امكان دارد این نوشته ها را ببینم؟ پدرم به من دستور داد تا آنها را آورده و به خدمت ایشان دادم، معظم له نسبت به مسائل علمى و به طلابى كه علاقمند به تحصیل بودند توجه خاصى از خود نشان مى دادند، بطورى كه این كار از خصایص وجودى وى به شمار مى آمد، نوشته مرا حدود نیم ساعت بدون آنكه با كسى حرف بزند و یا به حرف كسى گوش بدهد ملاحظه فرمود و تنها در سند روایتى كه من از صاحب وسائل نقل كرده بودم، اشكال فرموده و گفتند این روایت طى سند دیگرى غیر از این سند وارد شده كه این اشكال در واقع متوجه صاحب وسایل مى شد. پس از آن هم، همواره مرا مشمول عنایت خود قرار داده و با كلمات اعجاب انگیزى تشویق مى فرمودند و هر چند وقت یك بار نوشته مرا خواسته و پس از مرورى در آن به من پس مى دادند و پس از آن كه به چهار صد یا پانصد صفحه رسید دستوردادند كه آن را چاپ كنم.» تقریرات درس آیة الله بروجردى در دو جلد بنام «نهایة التقریر» آماده و با ملاحظه و اجازه وى چاپ و منتشر شد. و این زمانى بود كه فقط 26 سال از عمر وى سپرى شده بود.

مدت حضور ایشان در درس آیة الله بروجردى پانزده سال به طول انجامید كه قسمت عمده آن بحث «صلاة» بود، همچنین بحث «خمس» نیز در این مدت تدریس شد.

در همین زمان بود كه آیة الله فاضل در جلسات درس خارج اصول امام خمینى شركت كرد، و یك دوره كامل اصول را از ابتدا تا پایان از محضر امام فرا گرفتند كه این دوره حدود 7سال به طول انجامید.

ایشان در بیان چگونگى حضور خود در درس خارج اصول امام مى گویند: «چون حضرت آیة الله بروجردى مخصوصاً در هفت هشت سال آخر عمرشان تنها به یك درس در روز اكتفا مى كردند و یك درس خوب در روز براى یك طلبه كافى نیست لذا من در فكر پیدا كردن و شركت در درسهاى دیگرى بودم كه شنیدم امام بزرگوارمان تازه شروع به تدریس اصول فرموده اند من بدون كوچكترین سابقه اى از درس، و طرز بیان و كیفیت القاء مطالب ایشان، در درس معظم له شركت كردم و پس از چند روز احساس كردم كه گمشده اى را كه مدتها به دنبال آن به هر درى مى زدم پیدا كرده ام، ایشان با بیان جالب و فكر صائب خود، بدون هیچگونه اعوجاج و هیچگونه انحرافى از اصل مطلب آن هم با تسلط كاملى كه در فنون مختلف مخصوصاً در فلسفه و عرفان و مسائل دیگر داشتند و باتوجه به وجود ارتباط كامل میان بعضى از مسائل اصول و فلسفه، مطالب را طورى القا مى فرمودند كه چون آفتاب براى انسان روشن مى شد.»

ایشان مباحث خارج اصول امام را به صورت تقریرات نوشته اند و آنها را منتشر كرده اند. همچنین در یك دوره درس خارج فقه امام كه از كتاب طهارت آغاز شده بود، از همان روزهاى نخستین شركت نموده و با دقت و هوشیارى ضبط و ثبت نموده اند.

آیة الله فاضل ایامى را كه در درس امام خمینى شركت مى كردند از شیرین ترین روزهاى زندگى خود یاد مى كنند و آن را افتخارى براى خود مى دانند و مى گویند: «روزهایى كه در محضر امام بودم و از جهات علمى ایشان استفاده مى كردم براى من به عنوان یك طلبه، از شیرین ترین روزهاى زندگانى محسوب مى شد، براى اینكه امام بزرگوار در آن اوان و آن ایام، هیچ مشغله اى غیر از مساله مطالعه و تدریس و نوشتن نداشتند و تمام وقت خود را در این رابطه صرف مى كردند. گاهى درس ایشان مخصوصا درس فقهشان، به یك ساعت و نیم مى رسید، بدون اینكه خودشان احساس خستگى بكنند و یا شاگردان احساس خستگى داشته باشند. دقت ها و تحقیقات و نكاتى را كه ذهن مستقیم و صاف ایشان آنها را اقتضا كرده بود و توجه كرده بود بقدرى شیرین و قابل قبول بود كه شاید براى ایشان هیچ نقطه ابهامى باقى نمى ماند.... من هنوز شیرینى جلسات بحث ایشان و آن خاطره از ذهنم بیرون نمى رود.

باتوجه به آن، یك حالت نشاط و التذاذى براى من پیدا مى شود. چه روزهاى بسیار با ارزش و شیرینى بود او یكى از افتخاراتى بود كه خداوند نصیب من كرد كه بتوانم از محضر این امام بزرگوار، استفاده كنم.»

ایشان بسیارى از مباحث درس خارج فقه امام را به صورت تقریرات نوشته اند كه بخشى از آنها چاپ و منتشر شده است.

بدین ترتیب آیة الله فاضل در سال هاى جوانى خود حدود 11 سال در درس مرحوم آیة الله بروجردى و مجموعا حدود 9 سال نیز در درس هاى فقه و اصول امام خمینى شركت نمود و از محضر آن دو بزرگوار بهره بردند.

ایشان علاوه بر درس هاى فقه و اصول، چند سال از عمر خود را در درس حكمت و فلسفه گذرانید و با حضور در درس مرحوم علامه طباطبایى، مباحث منظومه سبزوارى و كتاب اسفار ملاصدرا را استفاده كردند.

البته در كنار این دروس در مباحث دیگرى همچون مسائل عقیدتى و نیز درس اخلاق شركت مى كرده و از استادان دیگر هم به طور پراكنده كسب فیض مى نمودند.

ایشان با هوش و استعداد سرشارى كه داشتند بسیار زود به درجه اجتهاد رسیده و در حالیكه جوانى 30 ساله بودند، دیگر نیاز به تقلید نداشتند و پس از وفات آیة الله بروجردى، به استنباط خود متكى شده و غوامض امور و رموز مسائل دینى و مذهبى را به اجتهاد خویش از پیش پاى برداشت.

تدریس

آیة الله فاضل لنكرانى از نخستین سالهاى بعد از ورود به حوزه علمیه قم، همواره در كنار تحصیل به تدریس پرداخته و به این امر اهتمام خاصى داشتند.

ایشان در حالیكه هنوز بیش از 16 سال نداشتند و با شور خاصى مشغول تحصیل علم از محضر اساتید بودند، خود نیز شاگردانى را پرورش میدادند و تعلیم و تعلم را همزمان پى میگرفتند. بعد از سالها تدریس كتابهاى ادبیات، منطق و اصول و تربیت صدها نفر از فضلا، ایشان در ردیف اساتید سطح عالى حوزه قرار گرفته و به تدریس رسائل و مكاسب پرداختند. این مدرس عالى مقام حوزه، پس از آنكه 5دوره مكاسب را تدریس كردند به عنوان یكى از شناخته شده ترین اساتید كفایة الاصول مورد مراجعه فضلاى حوزه علمیه قم بودند. حوزه درس كفایه آیة الله فاضل لنكرانى دربرگیرنده صدها طلبه فاضل و جوان بود كه تعداد آنها را تا 700 نفر نیز گفته اند.

در اواخر دهه 1340 آیة الله فاضل لنكرانى به خواهش جمعى از شاگردان سطح عالى خود، درس خارج فقه را آغاز كردند و از آن پس تاكنون یعنى به مدت 3دهه به تدریس خارج فقه و اصول اشتغال دارند و شاگردان زیادى را كه بسیارى از آنها به درجه اجتهاد نائل شده اند تربیت كرده اند.

فضائل و ویژگى هاى آیة الله العظمى فاضل لنكرانى

گفتگو با آیة الله استادى

اشاره: علم و تقوى دو گوهرى هستند كه علاوه بر تعالى بخشیدن به واجدان خود، صاحبان فطرت سالم را نیز به سوى خود جذب مى كنند. آیة الله العظمى فاضل لنكرانى در زمره برجستگان متصف به فضیلت دانائى و پاكى مى باشند. ایشان هم از سرمایه علمى بهره مندند و هم از نزاهت و وارستگى اخلاقى. در مصاحبه اى كه پیش رو دارید، آیة الله استادى با اشاره اى به مقامات علمى به فضائل اخلاقى ایشان پرداختند كه خود قدمى است در شناساندن فقهاى وارسته و مسؤولیت شناس.

سابقه آشنایى

آشنایى من با ایشان سه مرحله داشته است مرحله اول هنگامى كه به حوزه علمیه قم وارد شدم مانند سائر طلاب با شخصیت ایشان به عنوان یك مدرس حوزه علمیه و چهره شناخته شده میان اهل فضل آشنا شدم در آن زمان شاید بنده شرح لمعه یا رسائل و مكاسب مى خواندم و ایشان این قبیل كتابها را تدریس مى كردند. مرحله دوم هنگامى بود كه بنده جزوه اى درباره حضرت سیدالشهدا علیه السلام نوشته و منتشر كرده بودم و آگاه شدم كه آیة الله فاضل با همكارى مرحوم آیة الله آقاشهاب الدین اشراقى دو كتاب ارزنده درباره اهل بیت علیهم السلام و حضرت حسین علیه السلام نگاشته و منتشر ساخته اند از این رو از آن تاریخ گاهى از نزدیك خدمت ایشان بودم. مرحله سوم از آغاز پیروزى انقلاب بود كه به مناسبت اینكه از بنده هم دعوت شد در جلسات جامعه مدرسین شركت كنم، از این تاریخ با ایشان حشر و انس و ارتباط صمیمى بیشترى پیدا كردم.

نقش آیة الله العظمى فاضل در نهضت اسلامى

از آغاز نهضت امام رضوان الله تعالى علیه وجهه غالب بر حوزه علمیه، از طلاب گرفته تا فضلا و اساتید و بزرگان حوزه وجهه ارادت به امام و حمایت از او بود اما این طور نبود كه همه در این راه خطر و زحمت را هم تحمل كنند بلكه كسانى كه بخصوص هنگامى كه طاغوتیان فشار را زیاد كرده بودند به استقبال خطر هم مى رفتند، معدود و محدود بودند و بیشترین آنها از طلاب و افراد بى اسم و رسم بودند و در این میان آنچه هم مبارزان را تقویت مى كرد و هم به طاغوت مى فهماند كه حامیان امام فقط طلاب مبتدى نیستند اقدام افرادى از مدرسان معروف حوزه مانند آیة الله فاضل بود و طاغوت هم به این افراد خیلى بیشتر حساس بود و ضمنا شخصى مانند آیة الله فاضل، در طرز فكر طلاب و اینكه آنها هم اهل مبارزه و حمایت از امام و نهضت باشند بسیار موثر بود.

از روزى كه امام امت رضوان الله تعالى علیه نهضت خود را شروع كرد آیة الله فاضل وظیفه خود مى دانست كه در راه امام و خواسته هاى او تلاش و اقدام كند. مى دانید هر مدرسى حاضر نبود درس عمومى آنچنانى را فداى نهضت امام كند، بودند افرادى كه این طور فكر مى كردند كه در پیروى از امام نباید تا آنجا پیش رفت كه برایشان ایجاد زحمت كند وا ز درس و بحث محروم شوند.

اما آیة الله فاضل زحمات و مشكلات، تبعیدهاى بسیار سخت را تحمل كرد. و با اینكه با خطر مواجه شد دست از امام و همراهى با امام برنداشت و در آن دوران كه باید بگویم امام غریب بود و فداكارى افرادى مانند آیة الله فاضل بسیار موثر بود بنده یادم هست كه برخى از علما در آغاز با امام امت همراهى كردند اما ادامه پیدا نكرد، و آیة الله فاضل از مدرسان و چهره هاى علمى شناخته شده اى بود كه در این راه تا پیروزى انقلاب به خدمات و فداكارى هاى خود ادامه داد.

انقلاب پیروز شد از نهادهاى بسیار موثر در مسائل مربوط به انقلاب جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بود. آیة الله فاضل از مؤسسان این نهاد و از شخصیتهاى طراز اول این نهاد بود و سالها نیز در رأس جامعه مدرسین و به اصطلاح دبیر جامعه بود جهت عمده این وجاهت، همان جنبه هاى علمى و اخلاقى و نیز سوابق مبارزاتى ایشان بود كه بطور طبیعى در رأس جامعه قرار مى گرفت. از آغاز تأسیس جامعه و بخصوص پس از پیروزى انقلاب تا زمان مرجعیت از افراد بسیار فعال و مؤثر جامعه مدرسین بودند و از زمان مرجعیت هم همواره جامعه مدرسین را مورد لطف خود قرار داده اند.

فضایل و ویژگى ها

بسیارى از امتیازات ممكن است در تعداد فراوانى از فضلا و مدرسان و مجتهدان و مراجع تقلید باشد اما گاهى به زندگى افرادى بر مى خوریم كه داراى مجموعه اى از ویژگى ها هستند كه این مجموعه در كمتر كسى جمع مى شود به نظر من آیة الله العظمى فاضل از همین افراد است یعنى فضایل و ویژگى هایى است كه انصافا این مجموعه در یك فرد بسیار كم اتفاق مى افتد.

1 ـ ایشان در سایه پدرى مجتهد و مادرى از بیت صالحان پرورش یافت كه هرگز نباید از تأثیر این بیوت و بركت آنها نسبت به فرزندى كه در این خانه به دنیا مى آید و پرورش مى یابد غافل بود والد آیة الله فاضل از مجتهدان عالى مقدار و مورد توجه خاص آیة الله العظمى بروجردى بود و صداقت و علاقه به اسلام و روحانیت در زندگى او نمایان بود فراموش نمى كنم هنگامى كه رئیس شهربانى وقت به برخى از طلاب اهانت كرده بود، این بزرگوار عكس العمل بسیار مناسبى نشان داد كه هر كه آگاه شد تحسین كرد و آفرین گفت بله غیرت دینى و حساس بودن نسبت به مسائل دین و روحانیت یكى از امتیازات این پدر بود كه بحمدالله بأَبه اقتدى عدی فى الكرم.

2 ـ آیة الله فاضل در سایه استعدادى خدادادى به حدى بودند كه بتوانند از درس استادى مانند آیة الله العظمى بروجردى استفاده و درس ایشان را تقریر كند و آیة الله بروجردى با اینكه بسیار مشكل پسند بود تقریر ایشان را تایید كرد.

3 ـ درس سطح آیة الله فاضل از آغاز تا انجام مورد توجه و استقبال طلاب و فضلا بود چرا؟ براى اینكه عوامل یك تدریس خوب و قابل قبول در ایشان جمع بود یعنى تسلط بر محتواى كتاب، بیان بسیار واضح و منظم، با طمأنینه و آرامش تدریس كردن، بطورى كه شاگرد پس از تمام شدن درس احساس كند گرفتار سردرگمى و ابهام نشده است اینها خصوصیات درس ایشان بود.

شما اگر پیاده شده درس كفایه الاصول راكه توسط یكى از فضلا تنظیم و چاپ شده ملاحظه كنید تصدیق خواهید كرد كه این سبك تدریس باید با استقبال طلاب و فضلا روبرو شود.

4 ـ معظم له با شركت چندین ساله در درس سه استاد كه هر سه از امتیازات فراوان علمى و اخلاقى برخوردار بودند (آیة الله العظمى بروجردى، آیة الله العظمى امام خمینى و حضرت علامه طباطبائى) كمال استفاده را بردند و استعداد درونى خود را شكوفا ساختند و براى هر سه استاد خود افتخار آفریدند زیرا همانطور كه استاد خوب براى شاگرد موجب افتخار است شاگرد خوب هم كه بتواند مراتب علمى اساتید خود را تلقى و به دیگران منتقل كند موجب افتخار استاد است

5 ـ تدریس خارج فقه و اصول ایشان تدریسى است به سبك استادشان آیة الله العظمى بروجردى، و حتما مى دانید امام امت هم سبك تدریس آیة الله العظمى بروجردى را پسندیده و همان سبك را دنبال مى كردند و اصولاً باید گفت آیة الله العظمى بروجردى از جهت سبك استنباط تدریس خارج فقه و اصول در حوزه قم و حتى حوزه نجف تحولى ایجاد كرد و این را هم باید تذكر بدهم كه آیة الله فاضل شاگردان خوبى هم داشته و دارند كه از افتخارات حوزه مى باشند.

6 ـ مى دانید خوب درس خواندن و حتى درس سودمند داشتن ملازم با خوب تقریر كردن نیست آیة الله فاضل با نگاشتن تقریرات بحث صلاة آیة الله العظمى بروجردى و برخى تقریرهاى دیگر، این امتیاز را یعنى خوش تقریر بودن را نیز به خوانندگان ارائه داد و تقریرات بحث صلاة آیة الله العظمى بروجردى كه مورد تحسین آن بزرگوار هم قرار گرفت و آن را ذخیره علمى خود در حوزه ها دانست از كتابهایى است كه همواره در حوزه مورد استفاده خواهد بود.

7 ـ بنده مدرس خوب و حتى مقرر خوب دیده ام كه توان تألیف نداشته و از این حیث راجل بوده است زیرا ملازمه بین تدریس و تقریر و تألیف نیست اما تالیف موسوعه تفصیل الشریعه كه بیش از بیست جلد آن منتشر شده، و نیز تألیفات دیگر مانند كتابى كه در قواعد فقهیه و نیز كتابى كه در مقدمات تفسیر و علوم قرآن نگاشته اند نشان مى دهد كه معظم له علاوه بر دو امتیاز گذشته یعنى بیان خوب، تقریر خوب در بعد تالیف هم از مؤلفان ممتاز بشمار مى آیند ایشان از حدود بیست سالگى تا امروز یعنى در حدود پنجاه سال به نوشتن مباحث علمى اشتغال دارند و این نگارش و تالیف از مشاغل عادى ایشان بحساب مى آید زیرا بدون هیچ زحمت و تكلف و با نظم و ترتیب خاص مطالب خود را مى نویسند.

لازم است این جمله را هم عرض كنم كه علاقه و ارادت آیة الله فاضل به امام امت (رحمه الله) موجب شد كه براى موسوعه فقه خود تحریر الوسیله امام را متن قرار دهندو دیگران هم شاید به پیروى از ایشان این كار خوب را انجام دادند تا بدینوسیله هم د ر طول سالیان دراز تدریس همواره نام امام را به زبان داشته باشند و هم عاملى باشد براى اینكه امام و كتاب امام در حوزه ها بیشتر یاد شود.

8 ـ كنار این امتیازات علمى حوزوى، تواضع ایشان، با طلاب و فضلا و دوستان حتى غیرروحانى خود جاذبه خاصى را در ایشان ایجاد كرده بود تواضع و خاكى بودن یكى از عوامل محبوبیت است اما اگر این تواضع از عالم و مدرس و مجتهدى دیده شود اثرش چندین برابر است مجلس و محفل ایشان با دوستانش بسیار شیرین و با نشاط و خالى از هرگونه تكبر و تكلف و خود بزرگ بینى بود و همین خصلت خوب باعث شده كه معظم له اكنون هم كه از مراجع تقلید شیعه هستند با دوستان و ارادتمندان قدیمى خود گر چه اهل علم و روحانى هم نباشند همان برخورد آن دوره ها را دارند.

9 ـ كسانى كه با مسائل علمى سر و كار پیدا كنند و به اصطلاح مستغرق در مباحث علمى و درس و بحث مى شوند كمتر حاضر مى شوند به كارهاى شبه اجرایى تن دهند.

اما آیة الله فاضل به خاطر علاقه به حوزه و حوزویان و ترقى و تعالى آنان سالهاى متمادى در رأس مدیریت حوزه علمیه قم بودند و براى این خدمت وقت مى گذاردند و در برنامه ریزى ها و اصلاحاتى كه پس از انقلاب تا امروز در حوزه انجام شده سهم بسزایى داشته اند.

مجموعه این ویژگیها باعث شده كه معظم له از مقبولیتى خاص نزد مراجع، مدرسان و فضلا و طلاب و نیز نزد همه جناح هاى سیاسى علاقمند به نظام اسلامى پیدا كنند و حتى كسانى كه در پیروزى انقلاب براى خود سهم موثرى قائلند و به این زودى ها هر كسى را نمى پذیرند در مقابل آیة الله فاضل كمال خضوع را دارند و نسبت به ایشان اظهار ارادت مى كنند.

براینها كه گفتم بیفزایید كه ایشان هم اكنون هم با همه اشتغالاتى كه دارند گهگاه از راه دلسوزى براى حوزویان از افت تحصیلى طلاب نگرانند و براى جبران این نقیصه با برنامه هاى خوبى تا آنجا كه شرائط به ایشان اجازه مى دهد در صددند كه در دروس سطح، طلاب مستعد و كوشا را تشویق وتعدادى از فضلا را به جدیت در راه اجتهاد و فقیه شدن سوق دهند.

و این قبیل تشویق ها را ایشان از سالها قبل كه هنوز مراجع گذشته رحمه الله در حال حیات بودند به طرق دیگر مانند كمك مالى به تعدادى از فضلا انجام مى داد.

كسانى كه سرگرم درس و بحث و مسائل علمى مى شوند گاهى از حوادث جهان و آنچه در جهان اسلام و شیعه مى گذرد غفلت ورزیده و در موارد لازم احساس وظیفه نكرده و موضع گیرى لازم را ندارند اما آیة الله فاضل از معدود و محدود مجتهدانى است كه از آغاز تا امروز و بخصوص امروز كه از مراجع بزرگ شیعه هستند به مسائل جهان اسلام و تشیع و نیز انقلاب و نظام اسلامى و مصالح آن توجه لازم را دارند و در مواقع حساس با موضع گیرى هاى به موقع خود هم مردم را روشن و هم نظام اسلامى را تقویت مى كنند.

همه این مطالبى كه گفتم و آنچه نگفتم یك طرف، و این جمله اى كه الآن عرض مى كنم یك طرف، آنچه بنده را بیش از همه این بزرگوارى ها، امتیازات، ویژگیهاى اخلاقى و علمى و غیره كه در ایشان است جلب مى كند علاقه خاص ایشان به اهل بیت و حضرت سیدالشهدا است آرى اشك جارى بر گونه هاى ایشان در مجالس مربوط به حضرت امام حسین شاهد و گواه است كه با ارتباط با آن رحمت واسعه و سفینه نجات و مصباح هدى به این همه خیرات و بركات دست یافته است هنیئاًلأر باب النعیم نعیمهم.

دو استاد برجسته در خاطره آیة الله فاضل لنكرانى

اشاره: حضرت آیة الله فاضل لنكرانى به مناسبت هاى مختلف خاطرات و نظرات زیادى را در باره اساتید خود بیان داشته است.در اینجا نمونه هایى از خاطرات و نظرات ایشان در باره اساتیدشان را مى آوریم.

***

اولین دیدار با آیة الله بروجردى

مرحوم حضرت آیة الله بروجردى تازه به قم تشریف آورده بودند كه روزى به وسیله یكى از آشنایان به یكى از آبادیهاى اطراف قم دعوت شدند در این سفر من هم به همراه مرحوم والد كه از نزدیكان ایشان بودند، حضور داشتم. در آن روزها من مطول مى خواندم حضرت آیة الله، شعرى از مطول عنوان فرموده و سئوالاتى در رابطه با نكات ادبى آن نمودند و من بلافاصله جواب دادم وایشان مبلغ پنجاه تومان كه در آن زمان مبلغ معتنابهى به حساب مى آمد به من جایزه دادند واین پیش آمد و تشویق آن مرجع بزرگ در روحیه وعلاقه من نسبت به درس واعمال دقت هرچه بیشتر در آن، تأثیر شگفت انگیزى بجاى گذاشت.

حافظه قوى آیة الله بروجردى

روزهاى پنجشنبه و جمعه، اول آفتاب، بنده به همراه مرحوم آقا میرزاحسن نورى، آقا سید جعفر احمدى - داماد آیة الله بروجردى -، آقا سید محمد حسن - پسر آیة الله بروجردى -، و مرحوم آقا میرزا مهدى صادقى، به خدمت ایشان مى رفتیم. آیة الله بروجردى در باره رجال واسانید، مطالبى را به صورت رمز نوشته بودند; ایشان این رمزها را توضیح مى دادند و این گروه، به صورت تفصیلى، آنها را در فیش هائى یادداشت مى كردند.

یكى از روزها در باره یك راوى، داستان مفصلى نقل كردند. این داستان، با تمام جزئیات، حدود نیم ساعت طول كشید. طبع نقل به گونه اى بود كه به ذهن من آمد، حتماً دیشب در باره این راوى، تصادفا، مطالعه اى داشته اند، ولى داستان كه به پایان رسید، فرمودند: من، این جریان را چهل و دو سال قبل، در فلان كتاب، مطالعه كرده ام. همه تعجب كردیم از این حافظه قوى. معمولاً افرادى كه حافظه قوى دارند، استعدادشان قوى نیست، ولى ایشان از كسانى بود كه بین استعداد و حافظه قوى جمع كرده بود.

رعایت ادب

معمول این بود كه وقتى خدمت آیة الله بروجردى مى رسیدیم، دست ایشان را مى بوسیدیم، ولى گاهى اوقات، مانع مى شدند كه دستشان را ببوسیم. هر چند هم اصرار مى كردیم فایده اى نداشت. گاهى اوقات، نه تنها مانع نمى شدند كه دستشان را جلو هم مى آوردند.

این مسأله براى من تا مدتى، سئوال انگیز شده بود كه سرِّ این كار چیست؟ تا این كه به خاطر تكرار، سرِّ قضیه را فهمیدم و معلوم شد: آن گاه كه ما خودمان، به اختیار، خدمت ایشان مى رسیم، مانع از دست بوسیدن ما نمى شوند، ولى آن گاه كه ایشان ما را به خاطر كارى كه دارند احضار مى كنند، به هیچ وجه اجازه نمى دهند دستشان را ببوسیم، زیرا این را بر خلاف ادب مى دانستند كه فردى را احضار كنند وبعد به او اجازه بدهند دستشان را هم ببوسد. این دقت ایشان در رعایت ادب براى من بسیار اعجاب آور بود.

آشنایى و ارتباط با امام خمینى

ما از دو طریق با حضرت امام ارتباط و آشنایى داشتیم. از همان دوران كودكى در دوره دبستان بنده با شهید بزرگوار حضرت آیة الله حاج آقا مصطفى همدرس بودم و پدرم با حضرت امام رفاقت بسیار نزدیكى داشتند وبه علت همین رفاقت و ارتباطى كه پدرم با حضرت امام داشتند، ایشان مكرر به منزل ما تشریف مى آوردند و متقابلا پدرم به منزل ایشان مى رفتند من از دوران بچگى تشخیص داده بودم كه حضرت امام با سایر دوستان پدرم تفاوت خاص دارند چون كه در ایشان جاذبه مخصوصى وجود داشت و ما را جذب كرده بود و با دیده احترام فوق العاده كه منحصراً این معنا در ایشان وجود داشت به ایشان نگاه مى كردم.

كم كم دوران دبستان را پشت سر گذاشتیم با شادروان حاج آقا مصطفى وارد حوزه شدیم. به واسطه درس و بحثى كه با یكدیگر داشتیم ارتباط ما با امام خیلى نزدیك بود، به طورى كه گاهى اوقات حضرت ایشان وضعیت درسى حاج آقا مصطفى را از من مى پرسیدند مثلاً سئوال مى كردند: درس مى خواند؟ نزد چه كسى درس مى خواند؟

امام، جامع علوم

امام بزرگوار، در مقام علمى یك فرد جامع به تمام معنا بود. فقیه كامل، اصولى متبحر، فیلسوف بى نظیر، عارف به تمام معنى الكلمه، متخصص در علم اخلاق و تربیتهاى علمى اخلاقى و همینطور جهات مختلف دیگر و حتى در شعر هم داراى یك سهم بسیار چشم گیرى بودند.

تقیّد امام به مسائل اخلاقى

یك خاطره اى كه تقید امام را به مسائل اخلاقى روشن مى كند مربوط به دوران طلبگى ما مى شود. امام آن موقع در مدرسه فیضیه تدریس داشتند، طلبه ها به درس ایشان مى آمدند، یك روزى هنگام درس امام بود مشاهده كردیم كه ایشان وارد مدرس شدند و بلافاصله برگشتند. ما تعجب كردیم كه چرا ایشان درس نگفتند، بعداً معلوم شد كه ایشان وقتى وارد مدرس شدند دیدند چند تا طلبه در آنجا در حال درس و بحث هستند وقتى كه از حضرت امام سئوال كردیم كه چرا درس نگفتید وبرگشتید فرمودند ما با آنها چه فرقى داریم ! همه ما طلبه ایم ما مى خواستیم درس بگوییم آنها زودتر از ما آمدند، حق آنهاست كه امروز در آنجا مشغول درس و بحث باشند. فردا ما مى آییم اگر آنها باز هم بودند درس نخواهیم گفت.

از بستر خواب بیرون آمدم براى دیدن شما

در سال شهادت مرحوم حاج آقا مصطفى، در ماه رجب همان سال من توفیق زیارت عتبات عالیات را پیدا كردم. شب نیمه رجب بود و این معنا روشن است كه شب نیمه رجب یكى از ایام و لیالى زیارت مخصوص امام حسین (علیه السلام) است. حدود 2 ساعت از شب مى گذشت كه من وارد كربلا شدم.

البته همان سفرهاى 8 روزه كه از طریق اوقاف ترتیب داده مى شد به یك مناسبتى ما هم راه پیدا كردیم و خواستیم ضمن زیارت عتبات عالیات، خدمت امام مشرف شده و دیدارى با مرحوم آقاى حاج آقا مصطفى داشته باشیم، كه تصادفاً این همان آخرین دیدار ما بود و پس از چند ماه مرحوم حاج آقا مصطفى به شهادت رسید.

بر طبق برنامه اى كه براى مسافرین ترتیب داده شده بود، ما را به یك هتلى هدایت كرده و ما وارد آن هتل شدیم. به علت اینكه یك مقدار وقت دیر شده بود، صاحب هتل گفت: قبل از اینكه به اتاقهایتان بروید، در سالن غذاخورى اجتماع پیدا كنید، غذا را بخورید، بعد به اتاقهایتان بروید.

ما به سالن غذاخورى رفته ومشغول خوردن غذا شدیم، اواسط خوردن غذا بود كه من دیدم مدیر هتل با صداى بلند گفت كه آقاى فاضل كیست؟ گفتم: من هستم. گفت : كسى دم در ایستاده و منتظر شماست. من فورى شام را تمام كردم و به عجله آمدم. دیدم آقاى دعایى كه الآن مسئول روزنامه اطلاعات و وكیل مجلس شوراى اسلامى هستند، دم در هتل ایستاده اند.

پس از مصافحه و سلام و علیك واحوال پرسى فرمودند: من از طرف حاج آقا مصطفى آمده ام و پیغامى براى شما دارم. - معمولا امام در مواقع زیارتى از نجف به كربلا مى آمدند ودر آنجا منزلى در اختیار ایشان گذاشته شده بود ودر آن منزل، یكى دو روز مى ماندند - حاج آقا مصطفى پیغام دادند كه همین الآن شما باید پیش ایشان بروید. من تعجب كردم اولاً از اینكه ایشان از ورود ما به كربلا از چه راهى اطلاع پیدا كرده و ثانیاً وقت گذشته بود. شب دیر شده بود، گفتم در این موقعیت شاید مناسب نباشد. گفتند: ایشان اصرار كردند كه با هم به آنجا برویم. رفتیم آنجا. چند لحظه اى بعد امام بزرگوار وارد شدند، فرمودند: «من براى خواب مهیا شده بودم وبه رختخواب رفته بودم، ولى چون به من اطلاع دادند كه شما آمدید فكر كردم كه اگر تا صبح بخواهم صبر بكنم و شما را ببینم دیر است، لذا از بستر خواب بیرون آمدم براى دیدن شما.» امام در باره مسائل ایران سئوالاتى كردند، توضیحاتى دادم. امام شدیداً اظهار تأثر و ناراحتى كردند. بعد از چند دقیقه حاج آقا مصطفى تشریف آوردند و ما از امام خواهش كردیم كه تشریف ببرند به اندرون... فرداى آن روز بر حسب دعوتى كه امام توسط مرحوم آقاى اشراقى از من كردند، ناهار را آنجا رفتیم و تا ساعت 5 یا 6 بعدازظهر خدمت ایشان و خدمت حاج آقا مصطفى بودیم، و مسائل مختلفى آنجا مطرح شد.

شما را به منزله مصطفى مى دانم

ارتباط ما - با امام خمینى - مثل ارتباط یك خانواده بود، ویك عواطف خاصى نسبت به من داشتند و من نسبت به ایشان، حتى یادم هست در یك جریانى كه من خدمت امام رسیدم و راجع به یك موضوعى كه خود من ناراحت شده بودم و بعد هم معلوم شد كه بى جهت ناراحت شده ام، امام بزرگوار به من فرمود: فلانى من تو را به منزله مصطفى مى دانم، رفتارى كه با مصطفى داشتم با تو دارم، و تعبیر ایشان این بود كه من تو را از كوچكى بزرگ كرده ام و همین طور هم بود.

تعبد و تقدس امام

یكى از ویژگیهاى امام بزرگوار كه تا این حد در كمتر كسى تحقق داشته و دارد، تعبد و تقیّد ایشان به تمام احكام الهى است، حتى آنهایى كه از نظر ما پیش پا افتاده است و خیلى مورد اهمیت نیست. اما امام بزرگوار عملاً به این معنا خیلى مقیّد و معتقد بودند. مسأله نماز شب را كه عمرى موفق بودند، حتى در همان ایّام كسالت آن طورى كه سیماى جمهورى اسلامى حالات امام را در آن شبهاى آخر نشان مى داد، كسى كه در آن درجه از فشار درد و ناراحتى بود، به طوریكه من شنیدم در همان روزها كسى از ایشان سئوال كرد كه مثلا كجاى شما درد مى كند، ایشان جواب داده بودند: سر تا پاى بدنم ; مع ذلك (آن حالت نماز شب كه تصویرش بدون توجه ایشان گرفته شده بود) در همان حال ایشان مقید بود كه عمامه به سر داشته باشد، «تحت الحنك» انداخته باشد، مستحبات را رعایت كند ، قرائت قرآن كند، اینها سطحى نیست، ولو اینكه انسان مى بیند كه خیلى شاید به عمقش توجه نكنند، انسان یك مختصر سر درد پیدا مى كند، نه تنها دیگر حال مطالعه ندارد، حال یك آیة قرآن خواندن را هم ندارد، انسان حوصله ندارد بنشیند در حال كسالت قرآن بخواند، اما كسى كه در آن درجه از فشار، ناراحتى، درد و ضعف است، مع ذلك مى بینیم دست مى برد و قرآن را بر مى دارد و آن مقدارى كه مى بایست قرآن بخواند مى خواند.

سه بار قرائت قرآن در روز

در همین رابطه یكى از برادران كه اكثراً در خدمت امام بود ، به من گفت و من تعجب كردم، گفت: فلانى شما مى دانید امام در شبانه روز چند نوبت قرآن مى خواند، گفتم: نه، خوب معمولاً در شبانه روز انسان یك نوبت قرآن مى خواند، اگر اهل قرائت قرآن باشد. ایشان خنده اى كرد گفت: نه، در شبانه روز حداقل سه نوبت ایشان مقید به خواندن قرآن است. حالا چه موقع ودر چه شرائطى؟ كسى كه در حقیقت، نظام اسلامى به او قوام دارد، كسى كه قدرتها این مقدار مشكلات براى كشور او و براى اسلام به وجود آورده اند، كسى كه تمام قدرتها علیه كوبیدن او و كوبیدن نظامى كه او به وجود آورده بود، تجهیز شده بود كه الآن هم این تجهیز به قوت خودش باقى است، مع ذلك این قدر مقید به مستحبات است، اینقدر در رابطه با خدا خودش را موظف مى بیند كه در شبانه روز سه نوبت كتاب خدا را قرائت مى كند. اینها براى من و شما درس است، اینها سبب مى شود كه ما بیشتر نسبت به رعایت احكام خدا اهتمام داشته باشیم.

تحول عظیم به دست امام

تحولى را كه امام بزرگوار در جامعه ایران به وجود آورد شبیه همان تحولى است كه رسول گرامى اسلام (صلى الله علیه وآله) در مردم جاهلیت به وجود آورد. ما قبل از پیروزى انقلاب، در دوران رژیم طاغوت، به راهى مى رفتیم كه عاقبت آن راه، ختم اسلام واز بین رفتن اسلام در جمیع ابعاد و حتى نسبت به ظواهر اسلام بود.

كارهائى كه رژیم طاغوت انجام مى داد حاكى از این معنا بود كه یك برنامه تنظیم شده براى از بین بردن حتى تمام ظواهر اسلام در كار بود. مسأله تغییر تاریخ اسلام، با این كه تاریخ یك مسأله اى نیست كه كسى بگوید: منافات با استكبار داشت، منافاتى با رژیم داشت، اما رژیم با تاریخ هم به مبارزه برخاسته بود.

هدف رژیم وابسته این بود كه اثرى از اسلام باقى نماند، لذا با تاریخ اسلام به مبارزه برخاسته بود و سالها تاریخ اسلام را به تاریخ شاهنشاهى مبدل كرده بود. نقش امام، در رهبرى امت این بود كه به اسلام یك حیات مجددى بخشید، اسلامى كه مى رفت به طور كلى از جامعه ایران و حتى جوامع مختلف جهان رخت بربندد. امام با پیروزى انقلاب خود، واز بین بردن رژیم طاغوت و برقرار كردن نظام جمهورى اسلامى، مهمترین اثر رهبرى خویش را نشان داد. این اثر رهبرى آن بزرگ مرد و شخصیت كم نظیر، بلكه بى نظیر در تاریخ اسلام و بلكه در تاریخ جهان بود. امام در سایه اسلام، نه تنها قوانین اسلام را پیاده كرده، بلكه به مردم ایران و جهان بینش داد و به مردم ایران به تمام معنى آزادى و استقلال داد.

آثار:

نهایة التقریر فی مباحث الصلاة «المجلد الاول»

نهایة التقریر فی مباحث الصلاة «المجلد الثانی»

نهایة التقریر فی مباحث الصلاة «المجلد الثالث»

تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة،كتاب الحج «الجزء الأول»

تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة،كتاب الحج «الجزء الثانى»

تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة،كتاب الحج «الجزء الثالث»

تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة،كتاب الحج «الجزء الرابع»

تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة،كتاب الحج «الجزء الخامس»

تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة الاجتهاد والتقلید

تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة كتاب الطهارة فصل فی المیاه

تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة أحكام التخلّی والوضوء

تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة، كتاب الصلاة

تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة، النجاسات و أحكامها

تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة،كتاب غسل الجنابة ,التیمم ,المطهرات

تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة، الاجارة

تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة، كتاب الوقف

تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة، كتاب الخمس

تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة، كتاب النكاح

تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة، الطلاق والمواریث

تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة، القضاء و الشهادات

تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة، كتاب الحدود

تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة، كتاب القصاص

تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة، كتاب المضاربة

الاحكام الواضحة

معتمد الأصول المجلد الأول

معتمد الأصول المجلد الثانی

رساله توضیح المسائل (فارسى)

احكام جوانان (فارسى)

 

 

 

 

منبع :

www.lankarani.org

www.hawzah.net

کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است