در
بازدید : 43195      تاریخ درج : 1390/3/24
Skip Navigation Links.
 

 

نام های دیگر: محمد كاظم طباطبایی، طباطبایی یزدی

ولادت:

سید محمد كاظم در سال 1248 قمری . در روستای "كسنویه" یزد پا به عرصه گیتی نهاد. پدر به تبرك نام رسول خدا صلی الله علیه و آله و با یاد امام هفتم شیعیان، او را محمد كاظم نام نهاد .

تحصیل:

سید محمد كاظم دوران كودكی و نوجوانی را پشت سر گذاشت و با تشویق های پدر به علوم دینی رو آورد و حوزه علمیه "دومنار" یزد، یعنی بزرگترین حوزه آن شهر، پذیرای آن نوجوان مخلص از دودمان پاك پیامبر صلی الله علیه و آله شد. سید محمد كاظم مدتها در درس ادبیات استاد ملا محمد ابراهیم اردكانی و زین العابدین عقدایی شركت كرد و از آن دو بهره های فراوان برد.

جدیت فراوانش در كسب علوم اهل بیت علیهم السلام او را مورد توجه اساتید مدرسه قرار داد. پس از اتمام ادبیات عرب، در درس فقه و اصول آخوند ملا هادی یزدی كه از علمای بزرگ آن زمان محسوب می شد دوره سطح را به پایان رسانید. دیری نپایید كه مقام علمی اش او را در زمره نزدیكان خاص استاد جای داد. با توصیه استاد، در ضمن فراگیری فقه و اصول، به تدریس ادبیات پرداخت. كیفیت تدریس و شیوه بیان او، سرانجام كار را بدانجا رساند كه بعد از اندك زمانی سید محمد كاظم یزدی به مثابه یكی از اساتید حوزه علمیه یزد شناخته شد. جوان یزدی پس ‍ از مشورت با دو استادش، اردكانی و عقدایی، به امید بهره مندی از وجود مقدس امام هشتم علیه السلام راهی مشهد مقدس شد تا با استعانت از آن امام همام، به مقامات علمی و معنوی نایل آید.

او در مدت زمان كوتاهی، علم هیئت و ریاضی را آموخت و طولی نكشید كه در زمره اساتید این علوم در آمد. حوزه علمیه اصفهان نیز دورانی به وجود استادی گرانقدر چون یزدی مفتخر گردید. وی با ورودش به اصفهان در مدرسه صدر سكونت گزید.

سید محمد كاظم، ابتدا درس علامه شیخ محمد باقر نجفی فرزند شیخ محمد تقی نجفی، نویسنده كتاب "هدآیة المسترشدین" را بر درس سایر علما ترجیح داد. و از محضر اساتیدی چون آیة الله سید محمد باقر موسوی خوانساری و برادرش آیة الله حاج میرزا هاشم خوانساری و آیة الله محمد جعفر آباده ای استفاده های فراوانی برد.

سید محمد كاظم در سال 1281 ق. با اجازه و معرفی استادش آیة الله شیخ محمد باقر نجفی، به همراه چند تن از علما به نجف اشرف هجرت كرد و در آنجا از محضر بزرگانی همچون آیة الله سید محمد حسن شیرازی (میرزای بزرگ ) فتوا دار تحریم تنباكو، آیة الله شیخ راضی و آیة الله شیخ مهدی جعفری و آیة الله شیخ مهدی آل كاشف الغطاء استفاده های علمی و توشه معنوی فراوانی كسب نمود.

استاد یزدی تبار، هیچ گاه از تدریس غافل نبود. وی بعد از هجرت میرزای شیرازی به سامرا به طور رسمی حوزه درس خود را در نجف تشكیل داد و به تدریس دروس عالی فقه و اصول كه مرحله نهایی تحصیلات حوزوی است، پرداخت. دیری نپایید كه شاگردان زیادی در درس ایشان حاضر شدند، به طوری كه عدد آنان را تا دویست نفر ذكر كرده اند.

مرجعیت

استاد آیة الله یزدی، بر مباحث فقهی تسلط كامل داشت. از این رو مسائل مشكل و پیچیده فقهی را با بیانی روان و ساده و با استدلالی قوی، به طلاب عرضه می كرد، به گونه ای كه شاگردان فراوانی جذب شیوه درس وی شدند. آن گونه كه مورخان نوشته اند وی با تسلط كامل و مهارت تحسین برانگیز و استدلال قوی به طرح نظرات خود می پرداخت و ابواب مختلف فقهی را یكی پس از دیگری به بهترین وجه و آسان ترین شیوه به پایان می رساند.

او بدون استدلال قوی و قانع كننده، از مباحث علمی نمی گذشت و به مثال های فراوان فقهی استشهاد می كرد. وقتی شاگردان اشكالات و سوالات خود را مطرح یا در مثال های ایشان خدشه می كردند، با سعه صدر به سخن آنان گوش می داد و با وقار خاص به آنان می گفت :

این اشكال به ذهن من نیز آمده! آنگاه به اشكال جواب می داد.

آیة الله العظمی سید محمد كاظم یزدی، سیره علمای صالح گذشته را در زمینه مرجعیت رعایت می كرد و با اینكه از بزرگترین علمای آن زمان به شمار آمد همواره از پذیرش این امر خطیر اجتناب ورزیده، دوری می جست. مردم و علمای نجف كه به مقام علمی و معنوی وی بخصوص ‍ پس از رحلت میرزای بزرگ در سال 1312 ق. پی برده بودند نسبت به پذیرش مرجعیت، به آن فقیه وارسته، اصرار می كردند. ایشان سرانجام با احساس مسوولیت در قبال سرنوشت اسلام و مسلمین، به این بار گران تن سپرد و با قبول مرجعیت جهان اسلام در ردیف علمایی همچون آیة الله العظمی آخوند خراسانی (متوفای 1329 ق .) و آیة الله العظمی شیخ محمد طه نجف (متوفای 1323 ق .) و دیگر مراجع آن زمان جای گرفت. وی بعد از رحلت آخوند خراسانی و آیة الله محمد طه نجف، زعیم بزرگ جهان تشیع گردید و به مثابه بزرگترین قدرت مذهبی و یگانه پاسدار حریم تشیع، حفظ كیان مسلمین را بر عهده گرفت. آن روز كه دشمنان اسلام، كمر به نابودی اسلام بسته بودند این مرد بزرگ چونان مجاهدی نستوه و سیاستمداری فرزانه به صحنه آمد.

مشروطیت 

در سال 1324 ق. انقلاب مشروطه در ایران به پیروزی رسید؛ نخستین مجلس شورای ملی ایران تاسیس شد؛ اختیارات شاه و دربار كاسته شد و مجلس شورای ملی قوانینی برای حل مشكل های سیاسی - اقتصادی - فرهنگی و آموزش كشور تدوین نمود.

مراجع تقلید نجف از جمله آخوند خراسانی، شیخ عبدالله مازندرانی و میرزا حسین تهرانی از ابتدای مشروطه به پشتیبانی آن بر آمدند. در ایران نیز آیة الله سید محمد طباطبایی و آیة الله سید عبدالله بهبهانی رهبری نهضت مشروطه را بر عهده داشتند. اما گروهی از مراجع تقلید و مجتهدان پس از مدتی كه عملكرد روشنفكران غربزده و برخی از نمایندگان مجلس را در مخالفت با مذهب مشاهده نمودند، خواستار مشروطه مشروعه شدند. آیة الله شیخ فضل الله نوری رهبری مجتهدان هوادار مشروطه مشروعه را در ایران - كه تعدادشان به بیست می رسید - به عهده داشت. آیة الله العظمی سید محمد كاظم یزدی نیز جزو این گروه بود. وی خواستار بر پایی حكومت اسلامی و نظام مشروطه موافق با شرع اسلام بود. او از ابتدا سكوت كرد. زیرا سه تن از مراجع تقلید نجف، پشتیبان مشروعه بودند.

موافقت عده ای از عالمان سر شناس نظیر آیات والا مقام خراسانی، بهبهانی، طباطبایی، عبدالله مازندرانی و میرزا حسین تهرانی با مشروطیت، فقط نوعی همراهی و همكاری با به اصطلاح روشنفكران، در مبارزه با حكومت ظالمانه بود. و در واقع حضور علمای طراز اول، پای مردم را به صحنه كشید و انقلاب را در فراز و نشیب ها یاری كرد. وگرنه روشنفكران در هیچ دوره، قدرتی همپای قدرت علمای دین و مذهب نداشته اند كه بتوانند ملت را با سیاست ها و اهداف خویش همراه سازند.

علمای موافق مشروطه هر چند قصد اصلاح داشتند و در صدد تغییر اوضاع به نفع اسلام بودند اما آیة الله سید محمد كاظم یزدی، دستی پنهان را می دید كه از آغاز، مشروطیت را از مشروعیت جدا می كرد و برای دین و دینداران نقشی در سیاست قائل نبود. آن فقیه دوراندیش به جمعی از شاگردانش گفته بود:

"عاقبت مشروطه را تاریك می بینم. چون آقایان به اسلام و روحانیت رحم نخواهند كرد. می بینیم روزی را كه عمامه از سر روحانیت برداشته، آنان را از صحنه كنار خواهند زد."

 بعد از اعلان قانون اساسی در دولت عثمانی، آیة الله سید محمد كاظم یزدی به مخالفت با آن برخاست و به سختگیری و آزار و اذیت مسلمانان از سوی آن دولت اعتراض نمود به طوری كه حكومت عثمانی او را به تبعید خارج از عراق تهدید كرد.

بعضی از مشروطه خواهان ایرانی، فرصت را غنیمت شمرده، از طریق ارسال تلگراف به استانبول، تهمت های ناروایی به او نسبت داده، به این امید كه از ناحیه حكومت عثمانی در حق وی سختگیری شود و مورد آزار و اذیت قرار گیرد.

اهمیت موضع گیری سید در برابر خودی های دگر اندیش وقتی آشكار می شود كه بدانیم یكی از رهبران ترك تلاش نمود تا شاید بتواند با اقداماتش او را از نظرش منصرف سازد تا وی دست از مخالفت با قانون اساسی دولت عثمانی بر دارد. از همین رو در نجف اشرف به زیارت سید شتافت و از او خواست كه با فتوایش قانون اساسی آنان را مورد تایید قرار دهد. سید پس از اندكی درنگ جواب داد: شعار شما شعار غربی و قانون شما، گرفته شده از بیگانه است. اینها كه از آزادی و دموكراسی دم می زنند در پوشش مظاهر غربی، جز نابودی اسلام چیزی در سر ندارند!

مجاهد بیدار

زمانی كه ایتالیا نیروهایش را برای اشغال كشور لیبی به حركت در آورد و می رفت تا بخش عظیمی از ممالك اسلامی به اشغال بیگانگان در آید، این مرجع عالی مقام، فتوای تاریخی و سرنوشت ساز خود را درباره وضعیت مسلمانان جهان صادر كرد. فتوای جهاد ایشان چنین بود:

بسم الله الرحمن الرحیم

"در این ایام كه دول اروپایی مانند ایتالیا به طرابلس غرب (لیبی ) حمله نموده و از طرفی روس ها شمال ایران را با قوای خود اشغال كرده اند و انگلیسی ها نیز نیروهای خود را در جنوب ایران پیاده كرده اند و اسلام را در معرض خطر نابوی قرار داده اند، بر عموم مسلمین از عرب و ایرانی ، واجب است كه خود را برای عقب راندن كفار از ممالك اسلامی مهیا سازند و از بذل جان و مال در راه بیرون راندن نیروهای ایتالیا از طرابلس غرب و اخراج قوای روسی و انگلیسی از ایران ، هیچ فروگذار نكنند، زیرا این عمل از مهمترین فرایض اسلامی است، تا به یاری خداوند دو مملكت اسلامی از تهاجم صلیبی ها محفوظ بماند."

امضا      "سید محمد كاظم یزدی"

در سال 1914 م (1332 ق .) همزمان با جنگ جهانی اول ، انگلستان علیه امپراتور عثمانی اعلان جنگ داد و دامنه جنگ به كشور اسلامی عراق كشیده شد. انگلیس برای تصرف بصره در شط العرب نیرو پیاده كرد. آیة الله سید محمد كاظم یزدی با فتوی خود مبنی بر وجوب جهاد، مسلمانان را به جهاد علیه كفار انگلیس ترغیب می كرد. در اینجا بخشی از فتوای آن فقیه مبارز را می آوریم تا خوانندگان را با روحیه ضد استعماری آن بزرگ مرد تاریخ آشنا سازیم :

"...فتوای ما مبنی بر دفاع در مقابل هجوم كفار بر بلاد مسلمین در همه جا پخش شده است . از آنجا كه دشمن نزدیك شده و كار سخت بالا گرفته و مشكلات زیادی پدید آورده است بر هر كس لازم است در عقب راندن قوای دشمن و سعی در حفظ حدود و ثغور اسلام ، با همه امكاناتی كه دارد غفلت نورزند..." بعد از ابلاغ فتوای جهاد، جمع زیادی از علما به سوی جبهه های جنگ شتافتند. از جمله سید محمد یزدی فرزند ارشد آیة الله یزدی ، با حضور در جبهه رشادت خاصی از خود نشان داد و سرانجام نیز به درجه رفیع شهادت نایل گشت .

آثار  علمی:

آثار زیادی از فقیه نامدار شیعه ، آیة الله یزدی به یادگار مانده كه حاصل تلاش سالهای متمادی وی بوده است. برخی از آن ها در زمان حیاتشان جمع آوری و تدوین شده و برخی نیز بعد از آن بزرگوار، به همت شاگردانش به چاپ رسیده كه به شرح زیر است :

1- العروه الوثقی

2- حاشیه بر مكاسب

3- رساله فی التعادل و التراجیح

4- الصحیفه الكاظمیه

5- السوال و الجواب

6- رساله اجتماع امر و نهی

آثار خیر

عالم پرهیزگار، آیة الله یزدی در طول عمر مبارك خود، آثار زیادی را به یادگار گذاشت و كمكهای بسیاری به سرپرستان و یتیمان مبذول داشت. وی در عمران شهرها و روستاها بویژه در ساخت مسجد، حمام و كاروانسرا، همتی والا و نسبت به رسیدگی به امور حوزه های علمیه و طلاب علوم دینی ، عنایت خاصی داشت و بناهای زیادی را بنیاد نهاد كه مهمترین آنها، مدرسه علمیه و كتابخانه ایشان در نجف اشرف است. اولین مدرسه ، معروف به مدرسه سید در خیابانی بین خیابان رسول و بازار حویش قرار دارد و دومین مدرسه نیز در محله العماره واقع شده است.

فرزندان

آیة الله سید محمد كاظم یزدی، دارای شش فرزند پسر بود كه همگی از علما و فضلا به شمار می آمدند. اسامی آنان بدین شرح است :

1- عالم مجاهد سید محمد یزدی كه در میدان نبرد با استعمار، شربت شهادت نوشید.

2- سید احمد

3- سید محسن

4- سید محمود

5- آقا سید علی

6- سید اسدالله

از دختران سید در تاریخ نامی به میان نیامده است .

اوصیا

آیة الله العظمی سید محمد كاظم یزدی با حضور روسا، بزرگان نجف و اولاد و بستگان خود چهار وصی معین كرد كه عبارتند از:

1- آیة الله شیخ احمد كاشف الغطاء

2- علامه شیخ محمد حسین كاشف الغطاء

3- آیة الله آقا میرزا محمود تبریزی

4- آیة الله آقا شیخ علی مازندرانی

بر اساس وصیت سید این چهار تن موظف شدند كه تمام موجودی وجوهات شرعی اعم از سهم امام علیه السلام، سادات، كفارات و مظالم را به مرجع تقلید بعدی تحویل دهند. گفتنی است در جلسه تعیین وصی یكی از نوادگان به سید محمد كاظم عرض كرد: برخی نوادگان شما یتیم هستند و تحت سرپرستی شما بوده اند، خوب است چیزی برای آنها هم تعیین كنید. سید با آن كسالت جسمی و با صدای ضعیف و رنجور كه حكایت از عروجی نزدیك داشت، فرمود: "نوادگان من اگر متدین هستند، خدا روزی آنها را می رساند و اگر نه، چگونه از مالی كه از آن من نیست، به آنان كمك كنم ."

رو به كوی دوست

دوران زندگی او رو به پایان بود. او قصد هجرت داشت. ماه رجب فرا رسید. سید آن روزها قرآن بیشتر تلاوت می كرد و همواره ذكر می گفت هر چه از ماه رجب می گذشت حال سید رو به وخامت می گذاشت و رنگ رخسارش زردتر می شد. سرانجام شب سه شنبه 28 ماه رجب سال 1337 ق نزدیك طلوع فجر به ملكوت اعلی پیوست. فرزندش ‍ حضرت آیة الله سید علی یزدی، بر جنازه پدر نماز خواند و بدن مبارك را در صحن مطهر حضرت علی علیه السلام، در ایوان كبیر (پشت جامع عمران ، جنب در طوسی ، پشت سر مبارك حضرت علی علیه السلام و در جوار پسر شهیدش ) به خاك سپردند. [1] - [2]

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



[1] - فقیه دور اندیش

[2] - www.hawzah.net

کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است