در
بازدید : 47651      تاریخ درج : 1390/3/25
Skip Navigation Links.
Expand زندگینامهزندگینامه
اساتید
تالیفات
Expand استاد مطهری در كلام علامهاستاد مطهری در كلام علامه
ارتحال
 

 

میلاد سبز

سال 1293 قمری ، ماه ربیع الاول و شب پنجشنبه بود. درست یازده روز از ماه میلاد و ربیع المولود می گذشت و تنها یك هفته به سال گشت میلاد بزرگترین مولود آفرینش حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله مانده بود كه از لطف خدا، حاج ملا علی تهرانی ، صاحب پسری سالم و كامل شد.

حاج ملا علی از پیش بر آن بود كه نام جدش حاج محسن را بر فرزند نهد تا یاد او بماند اما تقارن این تولد با ماه میلاد پیامبر چنان خرسندش ساخت كه اسم فرزند دلبندش را محمد محسن نامید.

مادر محمد محسن زنی باورمند و نیكو كردار بود كه از سادات علوی محسوب می گشت . و با نام بیگم خوانده می شد و دختر حاج سید عطار تهرانی بود.

پس از دهها سال زمانی كه هر كس برای گرفتن شناسنامه نام خانوادگی خاصی بر می گزید او شهرت ((منزوی )) را برگزید و به این ترتیب مولود ماه میلاد در شناسنامه ((محمد محسن منزوی )) خوانده شد اما هیچ وقت به این اسم و رسم نامیده نگشت و مشهور نشد.

اما از آنجا كه در میان تهرانیها از دیر باز عادت چنین بود كه پسری را به نام جد بزرگ خانواده و به اسم ((آقا بزرگ )) صدا كنند، محمد محسن آقا بزرگ خوانده شد. با این تفاوت كه آقا بزرگ خاندان محسنی براستی ((آقایی بزرگ )) شد و با همین نام شهره آفاق گشت .

در گلشن قرآن

مولود پامنار از همان روزهای نخستین حیاتش با سرچشمه زلال نور و زندگی آشنا شد. وی در حالی كه تنها چهار یا پنج بهار از آغاز سبز زندگی را پشت سر می گذاشت دل پاك و جان تشنه اش را هر روز با قرآن و آوازهای آهنگین و روح نواز آن جلا می داد. او از نخستین آموزگار خویش چنین یاد كرده است :

((قبل از رفتن به مكتب خانه ، در توی خانه ، پیش عمال عمو، ((زهرا سلطان خانم )) از اول حروف ابجد و بعضی سوره های كوتاه قرآن را خوانده بودم ...))

پس از آن كه به 7 سالگی رسید (1300 ق ) در محله اش پامنار به مكتب خانه آقا سید ضیاء رفت و پیش او قرآن و نصاب الصبیان را در لغت عربی و فارسی و... خواند.

روحانی ده ساله

فرزند حاج ملا علی ابتدا علاقه چندانی به درس و مشق نداشت و بیشتر دوست داشت به پیشه اجدادی خویش تجارت و بازرگانی بپردازد. او خود در این باره می نویسد:

((تا شش سال از عمر گذشت در خانه بازی می كردم . به یاد دارم كه دكانی درست كرده اجناس بقالی و عطاری و ترازو با سایر لوازم دكان تهیه می كردم ... شوق زیادی به درس خواندن نداشتم . می خواستم كاسب شوم ولی مرحوم پدرم كسب را نمی خواست چون خودش درس عربی نخوانده بود می خواست من طلبه علم شوم . مرا چندی برای امتحان به دكان بزازی برادرم مرحوم آقای محمدابراهیم در سر سه راه بازار پامنار فرستاد. با محبتهای برادرانه بلكه پدرانه او از زحمت رفتن به دكان عاجز شدم و پس از مدتی استعفا دادم و به شوق درس افتادم .))

((پس از آنكه پدر شوق و ذوق فرزندش را در تحصیل علم و كمال افزونتر از پیش دید و استعداد او را در این راه شكوفا یافت به این فكر افتاد كه برای تشویق و ترغیب او مجلسی را ترتیب دهد و پسرش را ملبس به لباس دانش ‍ و دین سازد.

((و چون 10 ساله شد (1303 ق ) پدرش مجلسی ترتیب داد، با حضور جمعی از روحانیون آن روزگار تهران ، و در این محفل معنوی ، وی لباس ‍ روحانیت پوشید و عمامه بر سر گذارد. حاضران به او تبریك گفتند و خواستند تا خواندن ((جامع المقدمات )) را بیاغازد. پس از پوشیدن لباس روحانی وی را با افزودن كلمه شیخ (كلمه ای كه برای روحانیون ، هم عنوان است و هم احترام ) بر سر نامش ، در شیخ آقا بزرگ خواندند.))

شیخ آقا بزرگ در زندگینامه خود می نویسد:

((مرحوم آقا سید جمال افجه ای عمامه بر سر من گذاشت .))

دوازده سال در حوزه تهران

شیخ آقا بزرگ تهرانی از سال 1303 ق كه معمم شد، تا سال 1315 ق در تهران سكونت داشت . نخست مراحل مقدماتی را در مدرسه دانگی آغاز كرد و در مدرسه پامنار و سپس در مدرسه فخریه (مروی ) آن را پی گرفت . او در عرض این دوازده سال توانست علوم و فنون مختلفی چون ادبیات ، منطق ، تجوید قرآن ، فقه ، اصول ، خط نسخ و نستعلیق را یاد گیرد. او در این مدت بجز تحصیل و تكمیل معلومات ، كارها و اقدامهای جالبی هم داشته است كه از آن میان استنساخ چندین نسخه از كتابهای معتبر و حایز اهمیت است . برخی از آن كتابها كه امروزه زینت بخش بعضی كتابخانه ها و گنجینه هاست هر یك حاكی از سلیقه و خط زیبای او، و مهم تر از همه بیانگر تلاش و تكاپوی او احیای متون و میراث علمی و فرهنگی شیعه است .

زمانی كه در مدرسه دانگی مشغول تحصیل بود، در غیاب پسر خاله اش ‍ حاج سید محمد تقی ، پسر حاج سید عزیزالله كه كتابدار كتابخانه آن مدرسه بود، كتابداری می كرد! خود در این باره می نویسد:

((... من نایب كتابدار بودم كه كتابها را به طلاب می دادم و قبوضات می گرفتم و هرسه ماه تجدید نظر می كردم .))

حدیث هجری

شیخ آقا بزرگ تهرانی تا سال 1315 ق در تهران بود و در آن مدت تنها برای چند سفر زیارتی و تفریحی از تهران خارج شد. یكی از آن سفرها، سفر به مشهد مقدس بود كه او و پدرش در حالی كه در رفت و برگشت همراه و هم قافله با شیخ فضل الله نوری بودند در سال 1311 ق انجام دادند و دیگری سفر به ایلكا (از روستاهای نور در مازندران ) بود كه به دعوت شیخ جواد ایلكانی و به صلاحدید پدر صورت گرفت و سومی سفر به كشور عراق ، برای زیارت عتبات بود كه همراه برادرش كربلایی محمد ابراهیم در سال 1313 ق آغاز شد. شیخ آقا بزرگ به هیچ وجه نمی خواست از این سفر برگردد و مصمم بود كه برای تحصیل علم در حوزه علمیه نجف اشرف ، در آن شهر بماند اما اصرار بیش از حد برادر و همراهان او را وادار به بازگشت ساخت ؛ تا اینكه در سال 1315 ق برای همیشه ایران را ترك كرد و راه نجف را در پیش گرفت .

آن سال در حالی كه تنها بیست و دو بهار از عمرش می گذشت وارد عراق شد.

پس از آن كه چند صباحی را در شهر كربلا، با زیارت و عبادت گذراند، روز چهارشنبه 17 شعبان همان سال وارد نجف گشت تا در سایه سار آستان قدس علوی ، از چشمه های جاری علم و حكمت سیراب گردد.

زیر پای آبشاران

شیخ آقا بزرگ استادان زیادی داشته است . حال با عنایت به نوشته های شیخ ، یاد كردی از آن نیك مردان و دانشوران را كه همگی از اساتید او در دوره مقدمات و سطوح شمرده می شود و شیخ پیش از هجرت به نجف ، در تهران پیش آنان درس خوانده بود - لازم دیده ، به ترتیب نام می بریم :

شیخ محمد حسین خراسانی (متوفی 1347 ق .)، شیخ محمد باقر تهرانی معروف به معزالدوله ، شیخ زین العابدین محلاتی ، (شیخ در مدرسه صدر صدرنشین نویسی را از دو طرف فراگرفت )، میرزا ابراهیم زنجانی (م 1351 ق )، شیخ محمد رضا قاری ، میرزا محمود قمی ، حاج شیخ ملا محمد علی نوری ایلكانی ، شیخ علی نوری ایلكانی (باید همان نوری حكمی و غیر از آن نوری ایلكانی باشد كه پیش از این نام برده شد)، سید عبد الكریم مدرسی لاهیجی ، میرزا محمد تقی گرگانی (م 1336 ق )، سید محمد تقی تنكابنی (م 1327 ق )، شیخ محمد تقی نهاوندی ، سید حسن استر آبادی ، شیخ عباس نهاوندی ، شیخ عبدالله اصفهانی ، سید محمد تقی قزوینی ، حاج میرزا سید حسن تهرانی ، آقا شیخ مهدی مازندرانی ، آقا شیخ محمد شاه عبدالعظیمی ، آقا شیخ عبدالحسین شیرازی ، آقا میرزا كوچك ساوجی ، حاج محمد علی عراقی ، آقا میرزا شهاب الدین شیرازی ، آقا شیخ عبدالخالق یزدی .

در ساحل دریاها

اما اساتید بزرگ شیخ در سطوح عالی حوزه علمیه نجف اشراف عبارتند از:

1. محدث نوری (1254 - 1320 ق )

2. شریعت اصفهانی ، معروف به شیخ الشریعه (1266 - 1339 ق )

3. آیة الله سید محمد كاظم یزدی

4. آیة الله شیخ محمد طه نجف (1241 - 1323 ق )

5. سید مرتضی كشمیری (1268 - 1323 ق )

6. حاج میرزا حسین خلیلی (1230 - 1326 ق )

7. آخوند خراسانی (1255 - 1329 ق )

8. آیة الله محمد تقی شیرازی (متوفی 1338 ق )

9. سید احمد تهرانی كربلایی (متوفی 1332 ق )

10. سید احمد تهرانی كربلایی (متوفی 1332 ق )

11. شیخ محمد علی چهاردهی رشتی (1252 - 1331 ق )

12. شیخ احمد شیرازی ، معروف به ((شانه ساز))

13. شیخ حسن تویسركانی

14. سید آقا قزوینی

15. شیخ عبدالله اصفهانی(524)16. آیة الله حاج آقا رضا همدانی

زیر رواق روایت

علامه تهرانی اهمیت بسیاری به روایت و نقل حدیث می داد و در كسب اجازه برای نقل احادیث می كوشید. علماء و فقهای بسیاری برای او اجازه نامه روایتی نوشته یا از او اجازه گرفته اند تا آنجا كه او پس از محدث نوری ، سرشناس ترین شیخ روایت یاد می شود. در اینجا ما نخست از كسانی نام می بریم كه پیر پژوهشگران از آنان گواهی نقل روایت داشته است .

الف - از علمای شیعه

محدث نوری

وی نخستین كسی است كه برای شیخ آقا بزرگ در حالی كه او هنوز در دوران جوانی بود، اجازه نقل حدیث داده است .

آیة الله سید حسن صدر كاظمی (م 1354 ق )

شیخ محمد صالح آل طعان بحرانی (1284 - 1333 ق )

شیخ علی خاقانی (م 1334 ق )

سید محمد علی شاه عبدالعظیم (1258 - 1334 ق )

شیخ موسی بن جعفر كرمانشاهی

سید ابوتراب خوانساری (1271 - 1346 ق )

شیخ علی كاشف الغطاء (م 1350 ق )

ملا علی نهاوندی

شیخ محمد طه نجف

سید مرتضی كشمیری

حاج میرزا حسین خلیلی تهرانی

آخوند محمد كاظم خراسانی

سید احمد تهرانی كربلایی

میرزا محمد علی مدرسی رشتی

شیخ الشریعه اصفهانی

سید ناصر حسین لكهنوی (فرزند علامه مجاهد میر حامد حسین هندی ).

آخوند محمد تقی نهاوندی

علامه سید عبدالحسین شرف الدین عاملی .

آقا سید علی شوشتری

حاج شیخ عباس قمی

سید محمد علی هبة الدین شهرستانی .

آقا میرزا هادی خراسانی حائری .

روایت از این پنج بزرگوار همچون روایت از شیخ محمد صالح طعان بحرانی به صورت مدبجه می باشد یعنی اجازه ای كه دو نفر به یكدیگر اعطا كرده باشند.

ب - از علمای عامه

1- شیخ محمد علی ازهری مكی ، از علمای مالكی مذهب و رئیس ‍ مدرسان مسجد الحرام .

2- شیخ عبدالوهاب شافعی ، امام جماعت مسجدالحرام .

3- شیخ ابراهیم بن احمد حمدی ، از علمان شهر مدینه .

4- شیخ عبدالقادر خطیب طرابلسی ، مدرس حرم شریف .

5- شیخ عبدالرحمن علیش حنفی ، از مدرسان دانشگاه الازهر و امام جماعت در مسجد ((راس الحسین علیه السلام )) واقع در قاهره مصر.

طبقه پس از شیخ

كسانی كه از شیخ آقا بزرگ تهرانی اجازه روایتی گرفته اند ((طبقه پس از شیخ خوانده می شوند و در میان آنان ، نام بسیاری از فقها و مراجع تقلید، محدثان و مورخان نامدار معاصر، روایتگران و مصلحان بیدار به چشم می خورد و شمارش اسم آنان افزون بر آن است كه در این مجال بگنجد. تا آنجا كه گفته می شود: ((او استاد مطلق محدثان شیعه بود و بیش از دو هزار اجازه در روایت حدیث از او صادر شد...))

حال به عنوان نمونه تنها برخی از آن بزرگان را نام می بریم .

آیة الله حاج آقا حسین طباطبایی بروجردی .

علامه شیخ عبدالحسین امینی تبریزی ((مسند الامین )) نامیده می شود.

سید عبدالحسین شرف الدین عاملی

آیة الله سید عبدالهادی شیرازی

علامه سید هبة الدین شهرستانی

شیخ محمد مهدی شرف الدین شوشتری

شیخ نجم الدین عسكری

سید مصطفی صفایی خوانساری

شیخ محمد حسن مظفر

سید محمد علی روضاتی اصفهانی

آیة الله سید محمد هادی میلانی

میرزا حیدر قلی سردار كابلی

آیة الله شیخ مرتضی حائری یزدی

میرزا محمد علی اردوباری

میرزا محمد علی مدرس خیابانی

شیخ جعفر محبوبه نجفی

سید محمد مفتی الشیعه اردبیلی

شیخ حسین مقدس مشهدی

سید محمد صادق بحرالعلوم

سید احمد حسینی اشكوری

سید رضا هندی

شیخ جمال الدین نائینی

سید جلال الدین محدث ارموی

سید عبدالرزاق مقرم

شیخ ذبیح الله محلاتی عسكری

شیخ محمد شریف رازی

شیخ محمد باقر ساعدی خراسانی

عبدالرحیم محمد علی نجفی

محمد رضا حكیمی

شیخ محمد سماوی تنكابنی

علامه سید عبدالعزیز طباطبایی یزدی

شیخ غلامرضا عرفانیان یزدی

علامه سید محمد حسین طباطبایی

آیة الله شیخ لطف الله صافی گلپایگانی

سید هادی خسروشاهی تبریزی

سید مرتضی نجومی حسینی

سید هاشم رسولی محلاتی

آیة الله سید شهاب الدین مرعشی نجفی

شیخ كاظم مدیر شانه چی

حسین عمادزاده اصفهانی

سید مصلح الدین مهدوی

شیخ احمد سبط الشیخ

علامه شیخ محمد تقی شوشتری

سید موسی شبیری زنجانی

شیخ عبدالجبار اعظمی

محمد واعظ زاده خراسانی

آیة الله علامه فانی اصفهانی

سید محمد مشكاه بیرجندی

سید محمد علی موحد ابطحی

شیخ احمد انصاری قمی

دو دوره دائرة المعارف

آثار قلمی و كتابهای شیخ آقا بزرگ را تا هشتاد جلد می توان شمرد. اما در میان آن همه آثار، دو اثر از همه پر بارتر و جامع ترند:

1. الذریعه الی تصانیف الشیعه ، در 29 جلد: بیانگر آثار قلمی ، هنری شیعه در طول تاریخ .

2. طبقات اعلام الشیعه ، در حدود 20 جلد، دائرة المعارف بزرگی است كه زندگینامه و جایگاه دانشمندان شیعه را در هزار و صد سال گذشته به دست می دهد.

اكنون نخست به سراغ ((الذریعه )) می رویم تا حاشیه های تماشایی آن شاهراه بزرگ را نظاره گر باشیم .

غیور غیرت و نور

پیشترها حاجی خلیفه دائرة المعارفی را در كتابشناسی مسلمانان ترتیب داده و آن را با نام ((كشف الظنون )) منتشر ساخته بود. وی از سر تعصب مذهبی ، بسیاری از آثار شیعه را نادیده گرفته و هیچ نامی از آنها به میان نیاورده بود و گاه گاهی هم اگر از كتابهای شیعه یاد می كرد بسیار گذرا و همراه با تحقیر و تحریف بود. به همین علت یكی دیگر از مخالفان شیعه ، از سر غرض ورزی و عناد نوشته بود:

((شیعه را آثار یا كتابهایی نیست تا آیندگان آنها بتوانند در علوم مختلف از آنها سود برند و آنها به ناچار طفیلی دیگران بوده و بر سر سفره دیگران می نشینند و...))

جرجی زیدان (م 1914 م ) نویسنده معروف مسیحی ، جسارت و جفا را در این اجحاف و حق كشی از حد گذراند. وی پا را از همه فراتر نهاد و با غرض ‍ ورزی ، در كتاب خود ((تاریخ آداب اللغه )) چنین نوشت :

((شیعه طایفه ای بود كوچك و آثار قابل اعتنایی نداشت و اكنون شیعه ای در دنیا وجود ندارد))!!

اینجا بود كه غیور مردان بزرگی از دانشمندان معاصر شیعی قیام كردند تا جواب دندان شكنی به آن یاوه سراییها دهند آنان با غیرت دینی ، دست به خلق آثاری زدند كه هر یك چون آذرخشی در آسمان فرهنگ و ادب غریدند و درخشیدند و آتش به خرمن خرافه بافان زدند.

((این شد كه شیخ آقا بزرگ و دو همردیف و دوست علمی اش ، سید حسن صدر (م 1354 ق ) و شیخ محمد حسین كاشف الغطاء (م 1373 ق ) هم پیمان شدند تا هر یك در باب معرفی شیعه و فرهنگ غنی تشیع ، كاری را به عهده گیرند و سخن این نویسنده ... مغرض را به دهنش باز پس بكوبند. قرار شد علامه سید حسن صدر درباره حركات علمی شیعه و نشان دادن سهم آنان در تأسیس و تكمیل علوم اسلامی تحقیق كند. ثمره كار او كتاب ((تأسیس الشیعه لعلوم الاسلام )) شد. این كتاب به سال 1370 ق ، در 445 صفحه چاپ شد. شیخ آقا بزرگ در چاپ آن نیز دخالت داشت . اما علامه شیخ محمد حسین كاشف الغطاء قرار شد وی كتاب ((تاریخ آداب اللغه )) جرجی زیدان را نقد كند و اشتباهات وی را باز گوید. وی این كار را كرد و نقدی جامع و علمی بر هر چهار جلد كتاب زیدان نوشت ... اما شیخ آقا بزرگ - از میان این سه یار علمی - متعهد شد فهرستی برای تألیفات شیعه بنویسد.))

و چنین بود كه كار بزرگ و جامعی با نام ((الذریعه )) در فرهنگ شیعه آغاز شد. ناگفته نماند كه الذریعه در 29 جلد انتشار یافت . به این ترتیب كه نخست در 25 جلد بود و سپس جلد 26 (مستدركات الذریعه ) پس از چاپ الذریعه تهیه شد. با توجه به اینكه جلد 9 خود در 4 مجلد چاپ شده و حاوی فهرست دیوانهای شاعران شیعه است . شمار جلدهای الذریعه به 29 جلد می رسد. این دائره المعارف بزرگ ، با 11554 صفحه 55095 كتاب و رساله را شناسایی كرده است و اگر كتابهایی را هم كه در ضمن شناسایی آثار دیگر نام برده شده اند بر این رقم بیفزاییم به رقمی در حدود 55500 كتاب خواهیم رسید.

طبقات اعلام الشیعه

این اثر بی نظیر حاصل هشتاد سال پژوهش علامه تهرانی و بزرگترین كاری است كه تا كنون در علم تراجم و زندگینامه بزرگان شیعه صورت گرفته است . پیشترها یكی از نویسندگان معاصر در مورد وسعت این دائرة المعارف نوشته بود:

((این كتاب نیز در حدود 30 تا 32 جلد است .))

این دائرة المعارف را می توان به آسمانی پر از آینه تشبیه كرد كه مراتب علم و فرهنگ شیعه را در طول هزار و صد سال بخوبی می نمایاند.

محقق تهرانی در این اثر پربار و ماندگار زندگانی علمای شیعه را از قرن چهارم تا قرن چهاردهم به رشته تحریر كشیده است . او گذشته از عنوان كلی طبقات اعلام الشیعه ، برای هر قرن عنوان و نام ویژه ای برگزیده كه به ترتیب زیر است :

1. نوابغ الروات فی رابعة المات ،

(روایان نابغه در سده چهارم )

2. النابس فی القرن الخامس ،

(متكلمان و مدرسان در سده پنجم )

3. الثقات العیون فی سادس القرون

(دیده روان و مرزبانان موثق در سده ششم )

4. الانوار الساطعه فی المائة السابعه

(نورهای فروزان در قرن هفتم )

5. الحقایق الراهنة فی المائة الثامنه

(حقایق ثابت و محكم در قرن هشتم )

6. الضیاء اللامع فی القرن التاسع

(آفتاب درخشان در سده نهم )

7. احیاء الداثر من القرن العاشر

(احیای فضیلتهای فراموش شده از قرن دهم )

8. الروضة النضرة فی علماء الماة الحادیة عشرة

(گلستان سر سبز و خرم در زندگانی دانشمندان سده یازدهم )

9. الكواكب المنتشرة فی القرن الثانی بعد العشرة

(ستارگان پراكنده در قرن دوازدهم )

10. الكرام البرره فی القرن الثالث بعد العشره

(نیكمردان با كرامت در سده سیزدهم )

این قرن تا حرف عین تا كنون تنها دو جلد از آن ، همراه با تعلیقات مرحوم استاد علامه سید عبدالعزیز طباطبایی یزدی چاپ شده است و بقیه (دو جلد دیگر) به صورت خطی است .

11. نقباء البشر فی قرن الرابع عشر

(بزرگان بشر در قرن چهاردهم )

از این قرن هم به اهتمام استاد طباطبایی یزدی ، تنها چهار جلد انتشار یافته و سه جلد دیگر هم به صورت خطی مانده است .

این دائرة المعارف زندگانی 11300 دانشمند شیعی را به دست می دهد. البته با محاسبه جلدهای منتشر نشده از رقم 15000 نیز فراتر خواهد رفت .

آسمانی از آثار دیگر

تا اینجا 49 جلد از آثار شیخ آقا بزرگ را (29 جلد الذریعه و 20 جلد طبقات ) نام بردیم . اما آثار محقق تهرانی منحصر به این دو دوره دائره المعارف نبوده بلكه دهها كتاب دیگر هم از خود به یادگار گذاشته است كه شمار آنها به پنجاه جلد دیگر بالغ می شود. با تأسف هنوز انبوهی از آنها چاپ نشده است .

شاگردان پیر پژوهش

استاد علامه سید عبدالعزیز طباطبایی یزدی (قدس سره )، استاد سید احمد حسینی اشكوری ، استاد سید مرتضی نجومی ، سید محمد حسن طالقانی ، سید محمد صادق بحرالعلوم ، مولانا رضا حسین خان رشیدی ترابی ، مولانا سید صفدر حسین نقوی ، مولانا شیخ محمد حسین پاكستانی ، مولانا سید محمد محسن نقوی ، شهید محراب سید محمد علی قاضی طباطبایی و...

تندیس تلاش و تحقیق

شیخ آقا بزرگ به حقیقت مردی خستگی ناپذیر و نستوه بود. همیشه در تلاش و تكاپو و شیفته كار و تحقیق بود. اگر مجموعه آثار ماندگارش یكجا گردآوری و تحقیق شد سر به صد جلد خواهد زد. او از همان نخستین روزهای ایام جوانی دست به استنساخ دهها نسخه كمیاب و كتاب معتبر زد و تا آخر عمرش كه قامتش از خمیدگی حالت ركوع دایم یافته بود باز سر در كتاب و دست در قلم داشت .

با این همه كار و كوشش ، خانه ای بی آلایش و بسیار ساده داشت و همیشه دور و برش آكنده از اوراق و اسناد و دفاتر بود و كتابها چون ستارگان بی شماری او را كه براستی ماه تابان در آسمان تحقیق و تألیف بود همیشه در حصار تماشایی خویش داشتند. خانه ساده او پناهگاه پژوهشگران و مرجع محققان بود. در خانه و كتابخانه او پیوسته به روی محققان باز بود. چیزی كه شیخ به آن نمی اندیشید راحتی و رفاه بود. محقق تهرانی حتی فرصت شام خوردن را در شبها نداشت و می گفت : (( چهل سال است كه شام نمی خورم .))

از سید محسن امیر عاملی ، نویسنده ((اعیان الشیعه )) نقل می كنند كه گفت :

((برای تهیه اسناد اعیان الشیعه كه به شهرها سفر می كردم ، در كربلا به كتابخانه شیخ العراقین وارد شدم و از متصدی آن خواستم كه یك هفته كتابخانه را در اختیار من بگذارد. پذیرفت مشروط بر اینكه در این هفته میهمان او باشم . شبی به من اطلاع داد امشب میهمان دیگری هم داریم و آن شیخ آقا بزرگ بود كه اسمش را شنیده بودم . هنگامی كه او را زیارت كردم و بحثی میان ما در گرفت فهمیدم كه او تنها یك فهرست نگار نیست بلكه اطلاعات فقهی و اصولی و فلسفی وسیعی نیز دارد. از این رو مسرور شدم . ساعت چهار و نیم شب بود كه خستگی بر من غالب شد و خوابیدم . از خواب كه برخاستم دیدم شیخ آقا بزرگ نخوابیده و همچنان مشغول یادداشت برداری است . از او پرسیدم نمی خوابید؟ فرمود: من هنوز نشاط دارم و نخوابید. ما هفت روز و شب در آنجا بودیم . ایشان استراحت منظمی نداشت و می فرمود ما برای استراحت اینجا نیامده ایم و من با وجود اینكه پر كار بودم به ایشان غبطه می خوردم .))

در معراج روح و جان

محقق تهرانی با وجود آن همه كار طاقت فرسا، هیچ وقت از محراب مسجد و سنگر سجاده غافل نبود. تا زمانی كه پا به آستانه هشتاد سالگی نگذاشته بود و خارهای پیری هنوز در كویر كهنسالی پاهای خسته اش را به سختی نمی آزرد سیر و سلوك هفتگی خود را كه سالها بود در چهارشنبه شبها ادامه داشت ترك نگفت . او هر شب چهارشنبه از نجف تا ((مسجد سهله )) را پیاده می پیمود تا در آن مسجد مقدس (واقع در 10 كیلومتری نجف ) آینه جان را با گلاب دیدگان صیقل دهد. گذشته از اینكه او با نماز و دعا در مسجد سهله انس و الفتی دیرینه و دل انگیز داشت ، روزی سه بار جماعتی از خداخواهان و دلدادگان را در معراج نماز رهبری می كرد و در آن پروازهای عاشقانه ، پیش نماز پرستوهای عشق و عرفان بود. تا سال 1376 ق ، در مسجد طوسی نجف ، نماز جماعت را بپا می داشت تا آنكه در آن سال در راه زیارت كربلا دچار تصادف شد و آسیب دید. از آن پس به علت دوری مسجد طوسی دیگر نتوانست امامت آن مسجد را ادامه دهد. بناچار ((مسجد آل طریحی )) را كه به خانه اش نزدیك بود، برگزید و تا نزدیكی های وفاتش امامت آن مسجد را به عهده داشت .

در میان خانواده

محقق تهرانی دوبار ازدواج كرد، نخستین شریك زندگانی او زنی بود به نام ((منصوره خانم )) دختر دانشور متقی شیخ علی قزوینی (1333 ق ) كه از خاندانی با فضیلت و اهل علم شمرده می شد. پس از آنكه محقق به نجف اشرف هجری كرد، 24 سال از عمر را سپری كرده بود كه با او زندگانی جدیدی را آغاز كرد. شیخ آقا بزرگ چند جا از او یاد كرده و او را اوصافی چون ، نیكوكار، بزرگوار، با شرافت ، با وفا، خیر خواه و وارسته ستوده است . این بانوی با وفا در سال 1336 ق در گذشت . تنها پسر شیخ از این زن هم كه جوانی به نام ((محمد باقر)) بود، در 1343 ق ، در حالی كه هنوز تنها 20 بهار از عمرش می گذشت وفات یافت . شیخ آقا بزرگ ، در فراق این فرزندش اشعاری سرود كه دو بیت از آنها چنین است :

باقرا باغ جنان تو و داغ جگر من

توام آمد به جهان وای به روز دگر من

چون ز باب الفرجت كردند اهاتف عیب

بسته شد باب فرج بر در كاش و اگر من

علاوه بر این پسر كه بزودی به مادرش پیوست دو دختر نیز به نامهای مریم خانم و مرضیه خانم ، از زن اول شیخ به یادگار مانده بود و شیخ برای تكفل آن دو دختر ناچار به ازدواج دوم تن داد.

دومین شریك زندگانی شیخ آقا بزرگ ، زنی به نام ((مریم خانم )) دختر دانشور دینی سید احمد زواری دماوندی (1273 - 1338 ق ) بود. این بانو كه خود از خاندان سیادت و علم بود، در تاریخ 1336 ق زندگانی تازه ای را با علامه تهرانی در شهر كاظمین آغاز كرد. او برای محقق تهرانی چهار پسر به نامهای : آقای علی نقی منزوی (متولد 1302 ش )، آقای احمد منزوی (متولد سامرا 1304 ش )، آقای محمد رضا منزوی (1308 ش - 1374 ق ) و آقای محمد تقی منزوی (متولد 1315 ش ) و دو دختر به نامهای خانم فاطمه منزوی و خانم بتول منزوی به دنیا آورد.

در آینه اخلاق

نستوه و پرتلاش كار می كرد. همیشه به یاد خدا بود. در وفا به عهد حساس ‍ بود. تكریم میهمان و احترام به سادات از صفات بارز او بود. از جاه و مقام و ریاست دنیا گریزان بود، چنانكه از انتخابات شهرت ((منزوی )) نشان داد. نسبت به اهل بیت علیه السلام ارادت ویژه ای داشت . در ضمن آن تقریظ كه بر كتاب گرانسنگ الغدیر نوشت آن را چنین ستود:

((من قاصرم از توصیف این كتاب گرانبها و ستایش آن . الغدیر بالاتر و بزرگتر از آن است كه آن را توصیف كنند و ثنا گویند. من تنها كاری كه می توانم كرد این است كه دعا كنم تا خداوند عمر مؤلف كتاب را طولانی كند. به او فرجام نیك بخشد. این است كه با خلوص دل از درگاه خدای متعال مسئلت می كنم كه بقیه عمر مرا، بر عمر شریف او بیفزاید تا او بتواند به همه آرمان خویش دست یابد...))

انتقادپذیری و سعه صدر

یكی دیگر از صفات بارز او بود تا آنجا كه در برابر انتقاد علامه كاشف الغطاء از انتشار كتابش ((النقداللطیف )) و ترجمه آن چشم پوشی كرد و هیچ اندوهگین نشد از استبداد رای وی خود محوری اجتناب می كرد. از اخبار روزگارش آگاه بود و خطوط سیاسی عصرش را می شناخت و در نهضت مشروطه در صف مشروطه خواهان و از طرفداران آخوند خراسانی بود و در قیام میرزا محمد تقی شیرازی كه به استقلال عراق انجامید شركت داشت . زمانی كه مدارس به سبك جدید، یكی پس از دیگری در شهرهای مسلمان نشین تأسیس می شد خرسندی خویش را اعلام داشت و مردم را به شركت در این كار خیر و عمومی فراخواند.

خاموشی خورشید

دوازدهم اسفند 1348 ش . بود و طرفی دیگر تقویم تاریخ روز جمعه 13 ذیحجه 1398 ق . را نشان می داد كه ساعت یك بعد از ظهر، قلب خورشید پژوهش از تپش افتاد. سید جلیلی از ارادتمندان شیخ و از علمای پارسای نجف - كه بعدها به نام شهید محراب ، آیة الله مدنی شهره آفاق شد - برای غسل و كفن پیكر پیر پژوهشگران قیام كرد. عصر همان روز، ساعت 6 بعد از ظهر، پیكر پاك شیخ را برای طواف بر مرقد سالار شهیدان امام حسین علیه السلام و برادرش حضرت ابوالفضل العباس به كربلا انتقال دادند.

پس از تشییع با ازدحام و احترام مردم كربلا پیكر پیر پژوهش به نجف اشرف برگردانده شد و آن شب را در دانشگاه بزرگ نجف ، همچون نگینی در حلقه دانشوران و دانشجویان دینی كه گرداگرد تابوت او را گرفته بود، سحر كرد. فردای آن روز پیكر شیخ در میان سیل خروشان مردم ، روی دستها بلند شد و در حالی كه همه دروس حوزه تعطیل شده و علما و فوج طلاب و دانشجویان در پیشاپیش مردم حركت می كردند از جامعة النجف به سوی حرم مولای متقیان امام علی علیه السلام تشییع شد و پس از آنكه در صحن شریف علوی ، نماز میت به امامت آیة الله سید ابوالقاسم خویی خوانده شد، شاگردان شیخ ، پیكر استاد را به دور ضریح امام علی علیه السلام طواف دادند. سپس بنا به وصیت شیخ ، به جایگاهی كه نخست قسمتی از خانه مسكونی خودش بود و بعدها قسمتی از كتابخانه موقوفه او شده بود حمل گردید تا در آستانه كتابخانه عمومی خود دفن شود.

و چنین بود كه دانشوری نستوه از دانشوران بزرگ شیعی ، پس از 96 سال عمر با عزت و بركت كه بیشتر آن در كتابخانه ها و با كتاب و قلم گذشته بود، در نهایت نیز در میان كتابها در كتابخانه عمومی خود به خاك سپرده شد. آن روز غمبار، در مدارس رسمی نجف هم برای نخستین بار، به خاطر تكریم مردی از مردان بزرگ دین و دانش ، تعطیل شد و شاعران و سخنوران در مجالس بسیاری كه تا چهلم درگذشت او در شهرهای مختلف عراق و... برگزار شد داد سخن دادند.

حال از میان صدها سخن و چكامه ای كه در تجلیل از اقیانوس پژوهش ، شیخ آقا بزرگ تهرانی گفته یا سروده شده است به سخن دو دانشمند بزرگ ، یكی از دانشمندان شیعی و دیگر از اندیشمندان مسیحی و شرق شناس ، بسنده می كنیم .

استاد بزگوار علامه سید عبدالعزیز طباطبایی یزدی (قدس سره ) می نویسد:

((شیخ مشایخ معاصر، بزرگ پژوهشگران و فهرست نگاران ، حجت و دلیل تاریخ ، احیاگر آثار گذشتگان ، نمونه ناب تقوا و صلاح ، شیخ آقا بزرگ تهرانی رحمة الله است .))

((شیخ بزرگ ما مرحوم محقق تهرانی روح بزرگی داشت . 25 سال با او بودم اما برای یك بار هم ندیدم پشت سر كسی بدگویی یا غیبت كند...))

استاد یوسف اسعد داغر، دانشمند و محقق مسیحی و مورخ پركار و صاحب آثار فراوان از جمله ((مصادرالدراسه الادبیه )) می نویسد:

((به خدا سوگند اگر برای شیعه ، در قرن چهاردهم هجری نمی بود جز امینی بزرگ و الغدیرش ، و مرحوم سید محسن امین و اعیان الشیعه اش ، و علامه كبیر شیخ آقا بزرگ و الذریعه اش ، در نظر خردمندان ، همین مردان دین برای خدمت به علم و...


[1]

 

 

 



[1] - www.hawzah.net

 

کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است