ورود به عنوان میهمان جستجو | عناوین فعال | ورود | ثبت نام

انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » ضیافت الهی » دانشنامه روزه و رمضان در آثار شهید مطهری » معنای احیاء و زنده نگه داشتن شب قدر » ارسال پاسخ
ارسال پاسخ
از طرف:
پیغام:


اضافه کردن خندانک
d'oh! Whistle Silenced Shhh Sick
Boo hoo! Liar Think Eh? Not talking
Applause تعجبه Pray Shame on you Dancing
Brick wall Speak to the hand Drool Anxious Angel

حداكثر تعداد كاراكتر مجاز در هر ارسال‌:32767
انتخابها:

فایلی به این ارسال الصاق شود؟
تصویر امنیتی
حروف نمایش داده شده در عکس را وارد کنید
  پیش نمایش ارسال انصراف

10 ارسال آخر با ترتیب برعکس
دل آرام ارسال شده: 1389 شهریور دوشنبه, 01 17:28:36(UTC)
 

حال كه اين مطلب را دانستيم معنى احياء شب قدر را مى‏دانيم. زمان را زنده نگه داريم يعنى زمان خودمان را زنده نگه داريم، هر كداممان آن زمانى را كه در درون ماست زنده نگه داريم. آن زمانى كه در درون ماست چيست؟ آن همان خود ما هستيم، از حقيقتِ ما جدا نيست. پس زمان خودمان را، شب خودمان را زنده نگه داريم يعنى خودمان يك شب واقعاً زنده باشيم، واقعاً زنده زندگى كنيم نه اينكه مرده زندگى كنيم.
در اخبار و احاديث وارد شده است كه در روز قيامت، گذشته انسان و زمان گذشته انسان را به انسان ارائه مى‏دهند و انسانها مختلف مى‏بينند؛ وقتى نگاه مى‏كنند يك موجودى را مى‏بينند كه قطعاتى از آن سياه و تيره است و قطعاتى از آن سفيد و درخشان، به اختلاف. يك نفر مى‏بيند بيشترِ اين قطعات تيره است، ديگرى مى‏بيند بيشتر اين قطعات سفيد و برّاق است. يكى ممكن است در تمام اينها چند نقطه سياه ببيند، همه را سفيد ببيند، و ديگرى برعكس چند نقطه سفيد ببيند و همه را سياه ببيند. تعجب مى‏كند: اين چيست كه به او ارائه داده‏اند؟! مى‏گويند اين زمانِ توست، اين عمر توست. آن ساعاتى كه اين زمان را، اين عمر را روشن و نورانى نگه داشته‏اى، آن ساعاتى كه پروازى داشته‏اى، شورى داشته‏اى، عشقى داشته‏اى، دلت به ياد خدايت زنده بوده است، آن ساعات همان ساعات درخشان نورانى است. آن ساعاتى كه در آن ساعات خدمتى كرده‏اى، كار مفيدى انجام داده‏اى، ساعات نورانى توست. و اما آن ساعاتى كه در آن ساعات غافل بوده‏اى، غرق در شهوات بوده‏اى، برخلاف رضاى خدا قدم برداشته‏اى، آنها دوران تيرگى و تاريكى عمر توست. اين زمانِ توست، اين عمر توست.

مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى، ج‏23 ص: 465 ( کتاب آزادی معنوی )


یک عمر گذشت و سروسامان نگرفتیم

ای کاش فقط بی سروسامان تو بودیم


دل آرام ارسال شده: 1389 شهریور دوشنبه, 01 17:09:07(UTC)
 


كلمه «احياء» يعنى زنده كردن، و احياء اين شبها يعنى اين شبها را زنده نگهدارى كردن و شب زنده دارى كردن. نقطه مقابل «اماته» كه به معنى ميراندن است. اين كلمه چنين مى‏رساند كه شب- كه قسمتى از وقت انسان است- دو حالت دارد: ممكن است شبِ كسى زنده باشد و ممكن است شبِ او مرده باشد. شبِ زنده آن شبى است كه انسان تمام يا لااقل پاسى از آن شب را با ياد خدا و با مناجات و راز و نياز با ذات پروردگار به سر ببرد، و شب مُرده آن شبى است كه انسان تمام آن شب را با غفلت و فراموشى ذات مقدس پروردگار بسر ببرد. ممكن است كسى خيال كند كه اين تعبير يك تعبير مجازى است، يك نوع تعارف است: شب كه زنده و مرده ندارد، شب بالاخره شب است، زمان است. مقدارى از زمان كه اين نيمكره زمين كه ما در روى آن زندگى مى‏كنيم مواجه با خورشيد نيست و نور خورشيد نمى‏تابد، به آن مى‏گويند «شب».
شب به هر حال شب است؛ شب نه زندگى دارد و نه مردگى.
اين سخن راست است ولى آن كسى كه مى‏گويد احياء، شب را زنده نگه داشتن، مقصودش اين نيست كه اين قطعه زمان را شما زنده نگه داريد؛ مقصود زنده نگه داشتن خود شماست در اين قطعه از زمان.
به عبارت دقيق‏تر، برخلاف آنچه كه ابتدائاً تصور مى‏شود، ما خيال مى‏كنيم زمان يك چيز است كه همه ما در داخل آن قرار گرفته‏ايم؛ درصورتى كه اين‏جور نيست. آن زمانى كه فكر مى‏كنيم همه در داخل آن قرار گرفته‏ايم آن زمانِ ما نيست.
زمانى كه ما روى آن حساب مى‏كنيم، ساعات و دقايق و هفته‏ها و ماهها و سالها را حساب مى‏كنيم، آن، زمان ما نيست، زمان اين زمين است. زمان ما يك حقيقتى است متحد با وجود خود ما، جزء وجود ماست. زمانِ ما، زمان وجود ما از خود ما منفك و جدا نيست؛ چيزى كه هست ما اين زمان را كه مقدار و اندازه دارد با زمان زمين حساب مى‏كنيم، با آن تطبيق مى‏كنيم، بعد خيال مى‏كنيم زمان يك چيز است و همه ما در آن قرار گرفته‏ايم.
نه، زمان من يك چيز است، زمان شما يك چيز ديگراست يعنى مخصوص خودتان است؛ همين‏طور كه قد شما كه مثلًا صد و شصت سانتيمتر است، اين كمّيت و مقدار مال شماست و قد من كه صد و هشتاد سانتيمتر است، كمّيت و مقدارى است مخصوصِ من. شما يك قد و يك اندازه داريد، من هم يك قد و يك اندازه مخصوص به خود. (حالا اينها برابر با يكديگر باشند يا نباشند مطلب جداگانه‏اى است.) شما چون وجودتان يك وجود متحرك و سيال و متغيّر است، يك زمان در درون خودتان داريد، من هم يك زمان در درون خودم دارم، آن گل هم يك زمان در درون خودش دارد، آن درخت هم يك زمان در درون خودش دارد، اين سنگ هم يك زمان در درون خودش دارد؛ و زمانى كه در درون هر چيزى هست عين وجود آن چيز است.

ادامه دارد


یک عمر گذشت و سروسامان نگرفتیم

ای کاش فقط بی سروسامان تو بودیم



Silver Theme Created by CRCIS (پایگاه شهید مرتضی مطهری)
با استفاده از YAF | YAF © 2003-2010, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0/035 ثانیه ایجاد شد.