ورود به عنوان میهمان جستجو | عناوین فعال | ورود | ثبت نام

انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » ضیافت الهی » دانشنامه روزه و رمضان در آثار شهید مطهری » میلاد امام حسن مجتبی ع مبارک » ارسال پاسخ
ارسال پاسخ
از طرف:
پیغام:


اضافه کردن خندانک
d'oh! Whistle Silenced Shhh Sick
Boo hoo! Liar Think Eh? Not talking
Applause تعجبه Pray Shame on you Dancing
Brick wall Speak to the hand Drool Anxious Angel

حداكثر تعداد كاراكتر مجاز در هر ارسال‌:32767
انتخابها:

فایلی به این ارسال الصاق شود؟
تصویر امنیتی
حروف نمایش داده شده در عکس را وارد کنید
  پیش نمایش ارسال انصراف

10 ارسال آخر با ترتیب برعکس
ایمان ارسال شده: 1391 مرداد پنجشنبه, 12 12:16:51(UTC)
 

میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام گرامی باد

سیاوش ارسال شده: 1390 مرداد دوشنبه, 24 13:19:57(UTC)
 
میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام بر همه شما مبارک چه خوبه که به مناسبت میلاد حضرت خصوصیات اخلاقی و نورانی حضرت امام حسن علیه السلام رو مطالعه کنیم و اونها رو در زندگی خودمون به کار ببندیم لذا من هم یکی از خصوصیات اخلاقی نورانی امام حسن علیه السلام رو براتون می گم.
صبر و بردباری امام حسن مجتبی عليه السلام
جراحت زبان از جراحت شمشير خيلى بالاتر است. جراحت شمشير التيام‏پذير است ولى جراحت زبان التيام‏پذير نيست. جراحت شمشير بيشتر قابل تحمل است از جراحت زبان. امام حسين را در روز عاشورا با جراحات شمشير مجروح كردند، گو اينكه جراحت زبانى هم كم و بيش بود، ولى امام‏ حسن‏ در اين جهت عجيب است. معاويه آن سران شيطان خودش از قبيل عمرو عاص و مغيرة بن شعبه را جمع مى‏كرد، بعد امام مجتبى را دعوت مى‏كرد.
اينها قبلًا تهيه حرفهايشان را ديده بودند، يك‏يك شروع مى‏كردند به زخم زبان زدن و چه زخم زبان‏هايى! امام البته يك‏يك اينها را جواب مى‏داد. اما اينها يك امر كوچكى نيست. و از اينها بالاتر اينكه در روزهاى جمعه كه نماز جمعه خوانده مى‏شد و براى هر كسى شركت در نماز جمعه واجب است و در آن نماز جمعه‏هاى اينها اگر امام‏ حسن‏ شركت نمى‏كرد متهم به الحاد و تفريق جماعت مسلمين مى‏شد، امام و خطيب جمعه اينها مى‏رفت بالاى منبر و در حضور امام‏ حسن‏ پدر بزرگوارش على عليه السلام را سبّ و لعن مى‏كرد. اينها شوخى نيست.
مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى، ج‏27، ص 660
abbase1385 ارسال شده: 1390 مرداد چهارشنبه, 19 12:37:55(UTC)
 
برخى خصوصيات امام حسن عليه السلام‏
امام مجتبى سلام‏اللَّه عليه آن وقت واقعاً براى ما امام است كه عملًا الگو و مقتدا باشد. يكى از خصوصياتى كه از زندگى اين بزرگوار نقل شده است در همين مسأله حضّ بر طعام مسكين است. ايشان چند بار هرچه داشتند دو قسمت كردند، يك قسمت را به مصرف مساكين و فقرا رساندند و قسمت ديگر را براى خود نگهدارى كردند. سفر حج را مخصوصاً از مدينه تا مكّه پياده مى‏رفتند نه از آن جهت كه مال و مركوب و چنين امكانى نداشتند، امكانش را هم داشتند ولى مخصوصاً براى اينكه‏ افْضَلُ الْاعْمالِ احْمَزُها، براى اينكه همه ياد بگيرند، براى اينكه نفس انسان بيشتر خاضع و خاشع بشود و براى اينكه در مقابل خداى متعال بيشتر اظهار عبوديت كرده باشد، در سفر حج اين‏گونه عمل مى‏كرد. ايشان ضرب‏المثل حلم و بردبارى و تحمل‏اند.

مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى/ ج‏27/ ص659

ایمان ارسال شده: 1389 شهریور چهارشنبه, 03 17:29:50(UTC)
 
چه كسي زيباست ؟

« ان احسن الحسن الخلق الحسن » زيبا چه كسي هست ؟ حضرت امام حسن مجتبي ( عليه السلام ) مي فرمايند : زبياترين زيبا یی ها خُلق زيباست ، (1)

توضیح :اگر خُلقت زيبا نباشد ، هيچ زيبايي نمي تواند تو راآرايش بدهد ؟ اگر اخلاقت زيبا نباشد دور و برت خلوت مي شود ؛ و مردم رهايت مي كنند .

منبع: مستدرک الوسائل ج 8 ص 444.
دل آرام ارسال شده: 1389 شهریور ﺳﻪشنبه, 02 17:57:07(UTC)
 
ذكرى از مظلومیت امام حسن عليه السلام‏
از جمله چيزهايى كه در مورد امام حسن مجتبى عليه السلام نوشته‏اند اين است كه ايشان در عمرشان مكرر (شايد بيست بار) هر چه داشتند نصف كردند؛ نصف را براى خود نگه داشتند و نصف ديگر را در راه فقرا و مواردى كه لازم بود، انفاق كردند.
امام حسن عليه السلام سفرهاى متعدد پياده به حج مشرف شدند. با اينكه مركوب داشتند ولى سوار نمى‏شدند و اين عمل را براى خودشان به صورت يك رياضت و عبادت واقعى درمى‏آوردند. مقام ايشان بالاتر از اين است كه بخواهيم اين حرفها را بزنيم ولى شك ندارد كه براى افراد عادى هم آن حالى كه در سفر پياده پيدا مى‏شود هرگز با اين تنعمها حاصل نمى‏شود.
امام مجتبى عليه السلام در «حالْ پيدا كردن» در هنگام عبادت فوق‏العاده بودند. دشمنان ايشان، چه تهمتها به ايشان زدند، چه دشمنان امويشان و بدتر از آنها دشمنان عباسى، چون در دوره بنى‏العباس علويانِ بنى‏الحسن زياد قيام مى‏كردند و دستگاه سياست و تبليغات بنى‏العباس براى اينكه سادات بنى‏الحسن را بكوبد شروع به تبليغات عليه جدّ آنها يعنى امام حسن عليه السلام كرده بود: زن خيلى زياد گرفته است، مرد عياشى بوده است و از اين جور نسبتها، درصورتى كه امام مجتبى عليه السلام «أعبد» اهل زمانشان بوده‏اند. نماز كه مى‏خواندند سراسر گريه بود و اگر به آيه‏اى از آيات قرآن مى‏رسيدند كه در آن آيه ذكرى از عذاب بود، مى‏افتادند و غش مى‏كردند.
نمونه‏اى بودند از پدر بزرگوارشان على عليه السلام. آنچه كه درباره على عليه السلام شنيده‏ايد، نمونه‏اش درباره امام حسن عليه السلام صادق است. اين كه روزگار با اين وجود مقدس در زمان خودش چه كرد و بعد در زمانهاى بعد از خودش دستگاه خلافت عباسى چه كرد داستان درازى دارد. ده سالى كه بعد از پدر بزرگوارشان زنده بودند كه بين نه تا ده سال طول كشيد (اميرالمؤمنين عليه السلام در سال چهلم هجرى و امام حسن عليه السلام در سال چهل و نهم هجرى از دنيا رفتند) دوره حكومت استبدادى سياه معاويه است و بيشترين فشارها روى شخص امام است. ديگر معاويه از هيچ‏گونه آزار و اذيت و تحقير و تبليغى عليه امام حسن عليه السلام خوددارى نمى‏كرد. در اوايل حكومت معاويه هنوز به اصطلاح آنچنان كه بايد و شايد صابون معاويه و بنى‏اميه به‏ جامه مردم نخورده بود؛ اواخر حكومت معاويه و در زمان حكومت يزيد بود كه تشت اينها ديگر به‏طوركلى از بام افتاد والّا قبلًا مردم مى‏گفتند معاويه مرد باكفايتى است.
معاويه به حكم اينكه بعد از خودش تمام انديشه‏اش اين بود كه خلافت به پسرش يزيد برسد موانع را در زمان حيات خودش يكى پس از ديگرى برمى‏داشت و اين اختصاص به امام حسن عليه السلام ندارد. عده ديگرى هم كه از نظر مردم يا از نظر خودشان كانديداى خلافت بودند، همه را از بين برد، ولى راجع به امام حسن عليه السلام هدف ديگرى هم داشت و آن اين بود كه مى‏خواست علاقه و محبت به امام حسن عليه السلام را از بين ببرد، چون مى‏دانست مردم به اهل‏بيت علاقه و محبت دارند و بعد هم مى‏خواست به خيال خود روح امام حسن عليه السلام را در زمان حياتشان خرد كند. به حاكم مدينه سپرده بود كه روزهاى جمعه موظف هستى حتماً در حضور حسن بن على پدرش را لعن و سب كنى. در آيه نماز جمعه خوانديم كه وقتى نماز جمعه اقامه مى‏شود بر همه واجب است شركت كنند. اگر كسى شركت نمى‏كرد نمى‏توانست بگويد من كه شركت نمى‏كنم براى اين است كه اينها لياقت اين را ندارند كه نماز جمعه را اقامه كنند. فوراً مى‏گفتند اين فرد مخالف نماز جمعه و كافر است و او را تكفير مى‏كردند به‏طورى كه همان مردم مقدس مى‏ريختند و او را مى‏كشتند.
امام در نماز جمعه شركت مى‏كرد. آنوقت در حضور حضرت و در كنار قبر پيغمبر صلى الله عليه و آله خطبه نماز جمعه- كه در دو جلسه پيش عرض كرديم كه وظيفه امام جمعه در هنگام ايراد خطبه چيست- تبديل شده بود به لعن و سبّ على عليه السلام. در آخر كار هم معاويه به فكر افتاد كه امام حسن عليه السلام را از ميان بردارد. اين بود كه وسيله مسموم كردن را فراهم كرد، آنهم نه يك بار، بلكه دو بار يا سه بارايشان را مسموم كرد

مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى ج‏27 / 342

یک عمر گذشت و سروسامان نگرفتیم

ای کاش فقط بی سروسامان تو بودیم


msh ارسال شده: 1389 شهریور ﺳﻪشنبه, 02 17:49:03(UTC)
 
از سخنان حضرت امام حسن مجتبى عليه السلام است كه مى‏فرمايد:

عجب است از كسانى كه درباره مأكولات و خوردنيهاى خود فكر مى‏كنند اما درباره معقولات و ياد گرفتنى‏هاى خود هيچ گونه زحمتِ انديشه‏اى به خود راه نمى‏دهند.
انسان از فقر و كمبودى طبعاً گريزان است؛ اگر احساس نقص و فقر در يك گوشه زندگى خود مى‏كند، تا حد امكان تلاش مى‏كند كه آن نقص را تكميل و آن فقر را برطرف سازد. چيزى كه هست نقصها و فقرهاى مادى خيلى واضح و محسوس است، برخلاف فقرها و نقصهاى معنوى. مثلًا فقر مالى را همه كس حس مى‏كند و لهذا طبعاً تلاش مى‏كند كه با اين نوع فقر مبارزه كند و گاه اين تلاش به حد افراط مى‏رسد و به صورت حرص و طمع در مى‏آيد و منشأ خرابيها و ظلمها و حق كشى‏هايى در اجتماع مى‏گردد. و همچنين فقر شأن و حيثيت؛ هركسى زود مى‏فهمد كه چقدر در جامعه آبرو و حيثيت دارد و چقدر از اين لحاظ كسرى دارد و لهذا دائماً در فكر جبران اين كسريها برمى‏آيد. و همچنين است فقر و نقص‏هاى‏ عضوى و اندامى.
ولى فقرهاى معنوى از قبيل فقر در تربيت و ادب، كمتر براى خود شخص قابل ادراك است. كسى كه فاقد ادب معاشرت و اخلاق انسانى و تربيت صحيح اجتماعى است خودش كسرى خودش را از اين لحاظ نمى‏فهمد، خصوصاً اگر اخلاق زشت وى در روحش رسوخ يافته باشد و به اصطلاح ملكه شده باشد؛ و بالاخص اگر آن طرز اخلاق در اجتماع هم معمول و شايع باشد، ديگر در اين صورت آن خُلق زشت در نظر او مستحسن و قابل دفاع است و هميشه از طرز رفتار خودش و هم مسلكانش حمايت هم مى‏كند. و از همين قبيل است فقر علمى و فكرى. آدم جاهل و كم خرد چيزى را كه هرگز احساس نمى‏كند همان جهالت و كم خردى است.
پس علت اينكه بشر درباره مأكولات و خوردنيهاى خود مى‏انديشد و تلاش مى‏كند اما درباره معقولات و تحصيل انديشه صحيح تلاش و كوشش نمى‏كند همان منتهاى جهالت و كم خردى اوست.
اساساً اولين درجه دانش و علم، توجه به فقر علمى و احتياج علمى است، يعنى اينكه انسان خودش متوجه گردد كه كسرى و كمبود علم دارد. به هر اندازه كه پايه علم و معرفتش بيشتر بالا رود بيشتر جهالت و نادانى خود را احساس مى‏كند، بلكه وقتى كه حكيمى آزموده و فيلسوفى پخته و كامل گشت مى‏گويد: «تا بدانجا رسيد دانش من- كه بدانم همى كه نادانم» يا مى‏گويد: «هفتاد و دو سال فكر كردم شب و روز- معلومم شد كه هيچ معلوم نشد».
غرض اين است كه اگر بگويند لازم ترين و مفيدترين داناييها و توجه‏ها براى بشر چيست؟ بايد گفت توجه به فقر علمى و توجه به نادانى‏

کتاب حکمت ها و اندرزها (مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى ج‏22/ 193)

Silver Theme Created by CRCIS (پایگاه شهید مرتضی مطهری)
با استفاده از YAF | YAF © 2003-2010, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0/052 ثانیه ایجاد شد.