ورود به عنوان میهمان جستجو | عناوین فعال | ورود | ثبت نام

انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » ضیافت الهی » دانشنامه روزه و رمضان در آثار شهید مطهری » روزه واقعی و قدرت روح
عنوان جدید ارسال پاسخ
روزه واقعی و قدرت روح
بی بی نیوز
#1 ارسال شده : 1389 مرداد شنبه, 23 17:08:01(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1389/03/03(UTC)
ارسالها: 93
امتیازات: 175
مکان: شانزالیزه

تشکرها: 0 بار
5 تشکر دریافتی در 5 ارسال

انسان درنتيجه تقرب به خداوند- و تقرب به خداوند در نتيجه عبوديت و اخلاص و خود را فراموش كردن و تذلل در نزد پروردگار و اطاعت محض در برابر پروردگار- مى‏رسد به اين مرحله كه درعين اينكه بدنش نيازمند به روح است، روحش از بدنش بى‏نياز مى‏شود، چطور؟ ما الآن، هم روحمان نيازمند به بدنمان است، هم بدنمان نيازمند به روحمان. الآن اگر آن روح و قوه حيات ما نباشد اين بدن ما زنده نيست؛ اگر هم اين بدن ما نباشد اين روح ما در اينجا كارى از او ساخته نيست، نمى‏تواند كارى بكند. اما آيا همه انسانها همين جورند؟ هم بدنشان نيازمند به روح است و هم روحشان نيازمند به بدن؟ يا اينكه انسانهايى در نتيجه تقرب به خدا و عبوديت پروردگار، مى‏رسند به اين حد كه لااقل روحشان از بدنشان بى‏نياز مى‏شود. چطور بى‏نياز مى‏شود؟ يعنى اين قدرت را پيدا مى‏كنند كه به اصطلاح روح را از اين بدن تخليه كنند (البته در اينجا تخليه به معنى مردن نيست)، يعنى همان استقلال روح را در مقابل بدن حفظ مى‏كنند.
در زمان خودمان، هستند چنين اشخاصى كه قدرت دارند تخليه كنند، يعنى روح را از بدن منفك كنند به طورى كه خودش را مسلط بر اين بدن مى‏بيند. بدنِ خودش را مى‏بيند كه در اينجا مثلًا مشغول عبادت است و خودش در جاى ديگر سير مى‏كند، افق وسيعترى را دارد مى‏بيند. شيخ شهاب الدين سهروردى، معروف به «شيخ اشراق» عبارتى دارد، مى‏گويد ما حكيم را حكيم نمى‏شماريم مگر آن وقتى كه قدرت داشته باشد بر اينكه روح خودش را از بدنش خلع كند. ميرداماد مى‏گويد ما حكيم را حكيم نمى‏شماريم مگر در آن مرحله‏اى كه خلع بدن برايش ملكه شده‏ باشد، يعنى هر وقت كه اراده كند بتواند روح خودش را از بدنش مستقل و جدا كند.
براى ما خيلى اين حرفها سنگين و زياد است. چنين چيزهايى را باور نمى‏كنيم؛ حق هم داريم باور نكنيم، براى اينكه ما خيلى از اين مراحل پرت هستيم. ولى از آن بدبينى و باورنكردنهاى خودتان كمى پايين بياييد. ما كه نرفته‏ايم، ما كه راه عبوديت را همان قدم اولش را هم طى نكرده‏ايم تا ببينيم آيا همين مقدار اثر در عبادت خدا هست؟ ما يك ماه رمضان يك روزه درست نگرفتيم. شما همين يك ماه رمضان را واقعاً تجربه كنيد؛ شما همه كارها را در دنيا تجربه مى‏كنيد، يك ماه رمضان را تجربه كنيد و يك روزه واقعى، همين‏طور كه پيغمبر اكرم فرموده است و ائمه اطهار دستور داده‏اند بگيريد، يعنى اولًا ظاهر روزه را كه ترك كردن مأكولات و مشروبات و يك عده مسائل ديگر است عمل كنيم. اين كار را كه البته همه ما مى‏كنيم.
ولى آن روزه‏اى كه در حديث «روزه خاص» تعبير شده است آن روزه را هم بگيريم؛ يعنى در اين يك ماه، تنها دهان ما روزه نگيرد، زبان ما هم روزه بگيرد. در ماه رمضان كوشش كنيم كه زبان ما غيبت نكند، دروغ نگويد ولو اين دروغ برايمان منافع زيادى دارد؛ زبان ما افطار نكند، چون روزه تنها به نخوردن نيست. پيغمبر فرمود: رُبَّ صائِمٍ لا حَظَّ لَهُ الَّا الْجوعُ وَ الْعَطَشُ اى بسا روزه دارهايى كه حظّ و بهره‏اى ندارند جز گرسنگى و تشنگى. زبان ما بيهوده و لغو نگويد، جز حرفى كه مورد نياز زندگى دنياى ما يا آخرت ماست حرف ديگرى نزند. گوش ما غيبت نشنود، لهو و لعب نشنود، فحش نشنود؛ چشم ما به ناموس مردم خيره نشود؛ دست ما به طرف خيانت دراز نشود؛ قدم ما به طرف خيانت و ظلم نرود. در مقابل، اين ماه رمضان را ماه اطعام و دلجويى و محبت و احسان و خدمت قرار بدهيم.
امتحان كنيم، يك ماه رمضان كوشش كنيم انسان باشيم، آن وقت شما ببينيد بعد از يك ماه، عبادت و عبوديت اثر خودش را مى‏بخشد يا نمى‏بخشد؛ ببينيد بعد از يك ماه همين روزه شما را عوض مى‏كند يا نمى‏كند؛ ببينيد بعد از يك ماه همين روزه به شما ربوبيت يعنى خداوندگارى و تسلط و قدرت مى‏دهد يا نمى‏دهد. اگر ديديد نداد، آن مراحل بعد را انكار كنيد. اما اگر ديديد در اين يك ماه اين مقدار ربوبيت و خداوندگارى و تصاحب يعنى تسلط بر نفس خودتان، بر غرائز و شهوات خودتان، بر اعضا و جوارح خودتان پيدا مى‏كنيد پس باور كنيد كه آن مراحل ديگر هم عملى است.
قدرت بر تصرف در بدن‏
آيا از اين بالاتر هم هست؟ آيا اين مركب عبوديت از اين هم بيشتر انسان را به خدا نزديك مى‏كند و از اين بيشتر هم به انسان قدرت و توانايى مى‏دهد؟ بله، نه تنها رابطه انسان با بدن خود به اينجا منتهى مى‏شود كه روح از بدن مستقل شود و نياز خودش را از بدن سلب كند، مى‏رسد به مرحله‏اى كه هر تصرفى كه بخواهد، در بدن خودش مى‏كند. حتى اين قدرت را پيدا مى‏كند (مى‏دانم بعضى از شما اين مطلب را شايد دير باور مى‏كنيد) جلو حركت قلب خودش را يك ساعت بگيرد و نميرد، قدرت پيدا مى‏كند دو ساعت نفس نكشد و نميرد، قدرت پيدا مى‏كند كه با همين بدن طىّ الارض كند؛ بله قدرت پيدا مى‏كند. اين اثر عبادت است.
آيا از اين بالاتر هم هست؟ بله، اگر شما وحشت نمى‏كنيد، بالاترش هم هست. آن مرحله بالاتر، آن قدرتى است كه بنده‏اى در اثر بندگى و عبوديت خداوند و در اثر قرب به ذات اقدس الهى و در اثر نزديك شدن به كانون لايتناهاى هستى مى‏تواند در دنياى بيرون خودش هم تصرف كند، مى‏تواند چوبى را تبديل به اژدها كند، مى‏تواند قرص ماه را دو نيم كند، مى‏تواند تخت بلقيس را در يك چشم به هم زدن از يمن به فلسطين احضار كند. بله مى‏تواند. العبودية جوهرة كنهها الربوبية. اما اين مراحل از ما خيلى دور است.

مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى، ج‏23، ص: 492
دل آرام
#2 ارسال شده : 1389 مرداد شنبه, 30 16:10:49(UTC)

رتبه: مدیر

تاریخ عضویت: 1388/11/20(UTC)
ارسالها: 351
امتیازات: 510
Man
مکان: باجک

تشکرها: 9 بار
36 تشکر دریافتی در 32 ارسال
«امِنوا بِاللَّهِ وَ رَسولِهِ» اى مؤمنين ايمان به خدا و رسول بياوريد. اين سؤال قهراً به وجود مى‏آيد كه ايمان اهل ايمان كه تحصيل حاصل است! فرض اين است كه مخاطبْ خودِ اهل ايمان هستند، چگونه به اهل ايمان امر مى‏شود به ايمان؟ مثل اين است كه به كسى كه روزه دارد امر كنيم كه روزه بگير. آن كه روزه دارد، ديگر «روزه بگير» يعنى چه؟!
پاسخ‏
جواب اين سؤال واضح و روشن است به حكم «الْقُرْانُ يُفَسِّرُ بَعْضُهُ بَعْضاً» كه از خود آيات كريمه قرآن اين مطلب كاملًا استفاده مى‏شود كه امورى از قبيل ايمان- و مخصوصاً ايمان- تقوا، احسان، حتى صبر، رضا، امورى به اصطلاح يكنواخت و يكدرجه نيستند، امورى هستند صاحب درجات. مثلًا روزه. روزه يك درجه عام دارد كه آن را صوم عوام مى‏گويند. آن درجه عام روزه همين است كه انسان امساك كند از اين امور معروفه‏اى كه در روزه هست: امساك كند از خوردن، از نوشيدن، از جنب شدن عمدى، از داخل صبح شدن در حال جنابت، از سر زير آب كردن، از غبار غليظ در حلق فرو كردن، از دروغ بستن عمدى بر خدا و رسول. اين خودش درجه‏اى از روزه است. هر كسى كه اينها را رعايت كند آن روزه عوام را گرفته است.
اما روزه يك درجه بالاترش اين است كه با اين امساكهاى ظاهرى (امساك از خوردنها و آشاميدنها و امثال اينها) توأم بشود امساك از گناهان به طور كلى، يعنى‏ دهان انسان كه روزه مى‏گيرد، زبان انسان هم روزه بگيرد، زبان هم در حال روزه امساك كند نه تنها از حرامهايى از قبيل غيبت و دروغ و امثال اينها، بلكه امساك كند حتى از سخنان لغو و بيهوده و بى‏اثر و بى‏فايده؛ چشم انسان هم امساك كند از نظر به حرام؛ گوش انسان هم امساك كند از استماع امر حرام؛ دست و پاى انسان هم امساك كند از انجام دادن يك عمل حرام.
حال اگر كسى اين كارها را نكرد و زبان و چشم و گوش و دست و پايش صائم نبود، آيا او روزه دارد يا روزه ندارد؟ هم دارد و هم ندارد. روزه دارد، آن درجه پايينش را، اولين درجه روزه را، روزه عوام را؛ روزه ندارد، يك درجه از آن بالاتر را. مرتبه ديگر روزه اين است كه انسان در حال روزه از پاره‏اى حلالها هم امساك كند. اين مى‏شود يك درجه بالاتر و درجه سوم.
بالاترين و چهارمين درجه‏اش امساك از غيراللَّه است، يعنى در حال روزه قلب انسان از غير خدا به‏طور كلى خوددارى كرده باشد و جز خدا در قلب انسان چيزى نباشد. همه اينها روزه است، اما اينها مراتب و درجات يك حقيقت هستند.

مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى، ج‏27، ص: 133

یک عمر گذشت و سروسامان نگرفتیم

ای کاش فقط بی سروسامان تو بودیم


میهمان
#3 ارسال شده : 1389 شهریور شنبه, 20 23:15:07(UTC)
رتبه: مهمان


تشکرها: 0 بار
3 تشکر دریافتی در 3 ارسال
پیغام بوسیله کاربر حذف شد.
میهمان
#4 ارسال شده : 1389 شهریور یکشنبه, 21 09:24:13(UTC)
رتبه: مهمان


تشکرها: 0 بار
3 تشکر دریافتی در 3 ارسال
پیغام بوسیله کاربر حذف شد.
پاسخ سریع نمایش بخش پاسخ سریع
کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
میهمان
عنوان جدید ارسال پاسخ
انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » ضیافت الهی » دانشنامه روزه و رمضان در آثار شهید مطهری » روزه واقعی و قدرت روح
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن می باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن می باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن می باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن می باشید.

Silver Theme Created by CRCIS (پایگاه شهید مرتضی مطهری)
با استفاده از YAF | YAF © 2003-2010, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0/057 ثانیه ایجاد شد.