ورود به عنوان میهمان جستجو | عناوین فعال | ورود | ثبت نام

انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » قرآن و حدیث » اگر علی جانشین پیامبراست پس چرا...
اگر علی جانشین پیامبراست پس چرا...
مرتضی
#1 ارسال شده : 1390 ارديبهشت یکشنبه, 18 11:18:03(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1389/02/16(UTC)
ارسالها: 177
امتیازات: 537

تشکرها: 19 بار
21 تشکر دریافتی در 15 ارسال
ما مى‏بينيم در خود قرآن تأكيد زيادى بر اتحاد شده است. با توجه به اهميت مسأله امامت و حضرت امير، چطور شده كه اين موضوع در قرآن به طور صريح ذكر نشده و چرا خود پيغمبر در مواقع متعددى اين موضوع را بيان نفرمودند؟
یاعلی
#2 ارسال شده : 1390 ارديبهشت یکشنبه, 18 11:22:53(UTC)

رتبه: مدیر

تاریخ عضویت: 1388/06/11(UTC)
ارسالها: 178
امتیازات: 413-

تشکرها: 26 بار
9 تشکر دریافتی در 8 ارسال
مرتضی نوشته است:
ما مى‏بينيم در خود قرآن تأكيد زيادى بر اتحاد شده است. با توجه به اهميت مسأله امامت و حضرت امير، چطور شده كه اين موضوع در قرآن به طور صريح ذكر نشده و چرا خود پيغمبر در مواقع متعددى اين موضوع را بيان نفرمودند؟



اين، دو مطلب است. يكى اينكه چرا اين موضوع در قرآن به طور صريح ذكر نشده و ديگر اينكه آيا پيغمبر اكرم اين موضوع را در مواقع متعددى بيان فرمود يا نه؟ و همچنين آيا قرآن كريم اين موضوع را در جاهاى مختلف ذكر كرده است يا نه؟ در مورد مطلب دوم، حرف ما همين است كه اين مسأله يك مسأله تاريخى است. حتى بسيارى از اهل تسنن قبول دارند كه پيغمبر اكرم اين مطلب را در جاهاى متعدد بيان كرده است؛ تنها در غدير خم نبوده و اين را در كتابهاى امامت نوشته‏اند. جمله انْتَ مِنّى بِمَنْزِلَةِ هارونَ مِنْ موسى‏ الّا ا نَّهُ لا نَبِىَّ بَعْدى را حضرت در تبوك فرمود. و يا جمله لَاعْطِيَنَّ الرّايَةَ غَداً رَجُلًا يُحِبُّ اللَّهَ وَ رَسولَهُ وَ يُحِبُّهُ اللَّهُ وَ رَسولُهُ را كه مقام على عليه السلام را تثبيت مى‏كند، حضرت در خيبر بيان نمود. حتى در اوايل بعثت بود كه خطاب به قريش فرمود: هركس از شما اول كسى باشد كه با من بيعت مى‏كند، او وصى و وزير و حتى وصى و وزير و خليفه من خواهد بود [و چنين شخصى على عليه السلام بود.]
قرآن هم همين طور است، در يك جا و دو جا نيست. تنها مسأله‏اى كه هست و اتفاقاً اين نيز در كتاب خلافت و ولايت طرح شده، اين است كه چرا قرآن كريم اسم نبرده است؟ چون به عقيده ما كه قائليم در قرآن تحريفى صورت نگرفته يعنى چيزى از آن كم و يا بدان افزوده نشده است، هيچ گاه اسم حضرت على به صراحت نيامده بوده است.
براى اين مسأله دو جهت بيان كرده‏اند. يكى اينكه قرآن يك راه و روشى دارد و آن اين است كه در موضوعات، هميشه مى‏خواهد مطلب را به صورت اصل بيان كند نه به صورت فردى و شخصى، و اين خودش يك مزيتى است در قرآن. مثلًا در مسأله الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ كفار به اين دليل مأيوس شدند كه هميشه مى‏گفتند تا اين (پيغمبر) هست نمى‏شود كارى كرد، وقتى بميرد ديگر تمام مى‏شود. اين، آخرين نقطه اميد مخالفين پيغمبر بود. وقتى كه ديدند پيغمبر اكرم تدبير بقاى امت را هم كرد كه بعد از من تكليف چيست، مأيوس شدند.
مطلب ديگر- كه اين را نيز سنّى‏ها هم نوشته‏اند- اينكه پيغمبر اكرم در روزهاى آخر عمرش آن نگرانىِ «وَ اخْشَوْنِ» را كه در آيه قرآن هست داشت، يعنى نگرانىِ از وضع آينده امت را از داخل امت داشت. حديثى را كه نقل مى‏كنم سنّى‏ها هم نقل كرده‏اند كه ابومُدِلَّه غلام عايشه مى‏گويد در شبهاى آخر عمر پيغمبر اكرم، نيمه‏هاى شب بود كه ديدم پيغمبر صلى الله عليه و آله از اتاق خودش تنها بيرون آمد. هيچ كس بيدار نبود. رفت به طرف بقيع. من چون ديدم پيغمبر تنها دارد مى‏رود، با خودم گفتم پيغمبر را تنها نگذارم. از دور شبح پيغمبر را مى‏ديدم. ديدم كه براى اهل بقيع استغفار كرد. بعد جمله‏هايى فرمود كه مضمونش اين است: شما رفتيد و چه خوش رفتيد و به سعادت رسيديد.
فتنه‏هايى روى آورده است كَقِطَعِ اللَّيْلِ الْمُظْلِم مانند پاره‏هاى شب تاريك. اين نشان مى‏دهد كه پيغمبر اكرم براى بعد از خودش فتنه‏هايى را پيش‏بينى مى‏كرد كه مسلماً يكى از آنها همين بوده است.
اين مطلب را [كه چرا قرآن امامت و خلافت على عليه السلام را به اسم بيان نكرده است‏] اين طور پاسخ مى‏گويند كه اولًا بناى قرآن بر اين است كه مسائل را به صورت اصل بيان كند و ثانياً پيغمبر اكرم يا خداى تبارك و تعالى‏ نمى‏خواست در اين مسأله‏اى كه بالاخره هوا و هوس‏ها دخالت مى‏كند، مطلبى به اين صورت طرح شود گو اينكه [صورتِ طرح شده را هم‏] اينها آمدند به صورت توجيه و اجتهاد و اين حرفها گفتند كه نه، مقصود پيغمبر چنين و چنان بوده است؛ يعنى اگر آيه‏اى هم به طور صريح [در اين خصوص وجود داشت، باز آن را توجيه مى‏كردند.] پيغمبر صلى الله عليه و آله در گفتار خودش به طور صريح گفت: هذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ. ديگر از اين صريحتر چه مى‏خواهيد؟! ولى خيلى فرق است ميان گفتار پيغمبر با اين صراحت را زمين زدن و آيه قرآن را با وجود كمال صراحت اسمى در آن، همان روز اولِ بعد از وفات پيغمبر زمين زدن؛ و لهذا من اين جمله را در مقدمه آن كتاب (خلافت و ولايت) نقل كرده‏ام كه يك يهودى در زمان حضرت امير مى‏خواست عموم مسلمين را به حوادث نامطلوب صدر اسلام سركوفت بدهد (و انصافاً سركوفت هم دارد). به حضرت گفت: «ما دَفَنْتُمْ نَبِيَّكُمْ حَتَّى اخْتَلَفْتُمْ فيهِ» هنوز پيغمبرتان را دفن نكرده بوديد كه درباره‏اش اختلاف كرديد. اميرالمؤمنين جواب خيلى عجيبى مى‏دهد، مى‏فرمايد: انَّمَا اخْتَلَفْنا عَنْهُ لا فيهِ وَ لكِنَّكُمْ‏ ما جَفَّتْ ارْجُلُكُمْ مِنَ الْبَحْرِ حَتّى‏ قُلْتُمْ لِنَبِيِّكُمُ اجْعَلْ لَنا الهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ فَقالَ انَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلونَ «1»
ما درباره پيغمبر اختلاف نكرديم، اختلاف ما درباره دستورى بود كه از پيغمبر ما رسيده بود؛ ولى شما هنوز پايتان از آب دريا خشك نشده بود كه از پيغمبرتان خواستيد كه همان اصل اول توحيدتان را زير پا بگذاريد، گفتيد براى ما بتى بساز مثل اينها. پس خيلى تفاوت است ميان آنچه براى ما رخ داد [و آنچه براى شما رخ داد.] ما درباره خود پيغمبر اختلاف نكرديم بلكه درباره اين اختلاف كرديم كه مفهوم و مفاد دستور پيغمبر چيست. ايندو با هم خيلى فرق دارد كه كارى كه به هر حال آن را انجام مى‏دادند توجيهش در خارج اين طور باشد (نه اينكه در واقع اين طور بود) كه بگويند [آنها كه مرتكب اين خطا شدند] خيال مى‏كردند مقصود پيغمبر اين بوده و در نتيجه گفته پيغمبر را به اين صورت توجيه كردند و يا اينكه بگويند نصّ آيه قرآن با اين صراحت را كنار گذاشتند يا قرآن را تحريف كردند.
( 1). نهج‏البلاغه، حكمت 317.
(2). مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى، ج‏4، ص: 767 - ص: 769
sarzaminearezooha
#3 ارسال شده : 1390 ارديبهشت دوشنبه, 19 20:08:29(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/08/28(UTC)
ارسالها: 62
امتیازات: 192

تشکرها: 16 بار
9 تشکر دریافتی در 8 ارسال
سلام قرار نیست همه چیز توی قرآن بیاد تا ما بگیم راسته مگه توی قرآن گفته که نمازها رو چند رکعت بخونیم مگه گفته که چقدر باید زکات بدیم اگر قرار باشه بگیم چون در قرآن صراحتا نیومده پس دروغه، چرا نماز و زکات رو چنین چیزی در موردش نمی گیم و همچنین چیزای دیگه که مثل رکعات نماز و مقدار زکات که مسلمین بهش عمل می کنن ولی توی قرآن هم نیومده.
1 کاربر از sarzaminearezooha برای ارسال مفیدش تشکر کرده است.
یاعلی در تاریخ 1390/02/20(UTC)
کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
میهمان (2)
انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » قرآن و حدیث » اگر علی جانشین پیامبراست پس چرا...
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

Silver Theme Created by CRCIS (پایگاه شهید مرتضی مطهری)
با استفاده از YAF | YAF © 2003-2010, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0/049 ثانیه ایجاد شد.