ورود به عنوان میهمان جستجو | عناوین فعال | ورود | ثبت نام

انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » قرآن و حدیث » مساله رجعت
مساله رجعت
دفتر دل
#1 ارسال شده : 1389 فروردین پنجشنبه, 19 17:01:58(UTC)

رتبه: مدیر

تاریخ عضویت: 1388/12/02(UTC)
ارسالها: 341
امتیازات: 301

تشکرها: 46 بار
11 تشکر دریافتی در 9 ارسال
رجعت را با استناد به كدام آيات اثبات مي كنيد؟
azadi
#2 ارسال شده : 1389 فروردین یکشنبه, 22 15:09:23(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/08/24(UTC)
ارسالها: 500
امتیازات: 866

تشکرها: 4 بار
12 تشکر دریافتی در 9 ارسال
رجعت به معني عودت، بازگشت است. در اينجا به معني بازگشت به سوي دنيا مي‏باشد
و در اصطلاح معني رجعت از نظر علما و دانشمندان شيعه چنين است كه مي‏گويند، پيش از قيام قيامت در ادامه حكومت حضرت مهدي(ع) به ترتيب، دوران رجعت هر يك از ائمه هدا(ع) فرا رسد و جمعي از نيكان بسيار نيك از هر دوران و هم‏چنين بدكاران بسيار بد از هر زمان به دنيا بازگردند. نيكان براي ديدن دولت كريمه اهل‏بيت و رسيدن به آرزوي حكومت عدل و داد و بدكاران از براي عقوبت و عذاب دنيا كه سزاي اعمال خود را در اين دنيانديده‏اند.
امام صادق(ع) مي‏فرمايد: «ان الرجعه ليست بعامه و هي خاصه لايرجع الا من محض الايمان محضا او محض الشرك محضا؛ رجعت همگاني نيست بلكه خاص است و فقط كساني به دنيا باز مي‏گردند كه مؤمن خالص يا مشرك محض باشند» (ميزان‏الحكمه، ج 4، ص1984، ح 6941).
در رجعت اولين كسي كه زمين بر او شكافته مي‏شود، امام حسين(ع) مي‏باشد.
امام صادق(ع) مي‏فرمايد: «اول من نشق الارض عنه و يرجع الي الدنيا الحسين بن علي(ع)؛ نخستين كسي كه قبر به روي او شكافته مي‏شود و به دنيا برمي‏گردد حسين بن علي(ع) است». همچنين در روايت آمده است كه امام باقر(ع) به بكيربن اعين فرمود: رسول خدا و علي رجعت خواهند كرد، (ميزان‏الحكمه، ج 4، ص 1982، ح 6932 و 6933 - سفينه ‏البحار، ج 3، ص 315).
از حضرت رضا(ع) نقل شده است: مأمون به امام رضا عرض كرد: اي ابالحسن نظر شما درباره رجعت چيست. حضرت فرمود: حقيقت دارد. در ميان امت‏هاي پيشين نيز وجود داشته است و قرآن از آن سخن به ميان آورده و رسول خدا(ص) فرموده است هر چه درامت‏هاي گذشته بوده در ميان اين امت نيز عينا و مو به مو پيش خواهد آمد، (ميزان‏الحكمه، ج 4، ح 6927، ص 1980).
و اين كه در روايت وارد شده است كه از عمر دنيا فقط يك روز باقي مانده باشد خداي تعالي آن روز را طولاني مي‏كند تا حضرت حجت(عج) ظهور كند:
اولاً، اين روز از روزهاي دنيا است، چون كه ظهور آن حضرت و دولت كريمه اهل‏بيت(ع) قبل از قيام قيامت است.
ثانيا، منظور معصوم(ع) از اين سخن اين است كه ظهور حتمي و قطعي است و در مقام تأكيد به امر ظهور اين مطلب را فرموده است، بدين معنا كه امام ظهور خواهند كرد و جاي انكاري نيست، اگر از عمر دنيا يك روز مانده باشد. بنابراين مقصود روايت اين است كه ظهورامام(عج) در روز آخر دنيا اتفاق مي‏افتد، بلكه صرفا در مقام بيان حتميت ظهور آقا مي‏باشد والا بنا بر روايات رجعت و روايات پيرامون وقايع بعد از ظهور امام زمان(عج) بي‏شك دوران ظهور و بعد از آن طولاني خواهد بود.

خلاصه سخن :
1- رجعت از مسلمات مذهب شيعه مي‏باشد و پيرامون آن دلايل متعددي وجود دارد.
2- رجعت؛ يعني، بعضي از انسان‏هايي كه قبل از ظهور امام(عج) از دنيا رفته‏اند به زندگي دنيوي باز مي‏گردند، يكي از گروه‏هايي كه رجعت مي‏كنند، ائمه(ع) مي‏باشند.

براي مطالعه بيشتر ر ک :

1- رجعت از نظر شيعه، نجم‏الدين طبسي
2- رجعت، محمد باقر بهبودي

منبع : سایت پرسش
سیاوش
#3 ارسال شده : 1389 فروردین یکشنبه, 22 22:26:57(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/12/20(UTC)
ارسالها: 227
امتیازات: 684

تشکرها: 9 بار
19 تشکر دریافتی در 18 ارسال
رجعت از جمله اعتقادات شيعه است و از كساني كه در عهد حكومت حضرت وليعصر (عج) رجعت خواهد نمود ، امام حسين (ع) است كه پس از شهادت امام زمان به حكومت خواهد رسيد.
رجعت در لغت به معني بازگشت و در اصطلاح به بازگشت گروهي از مومنان خالص و عده اي از منافقان فاجر به اين جهان پيش از قيامت گفته مي شود.
اعتقاد به رجعت از باورهاي مسلم و ترديدناپذير شيعه است كه بر آيات قرآن و احاديث معصومين عليهم السلام استوار مي باشد. (1)
رجعت در دوران حكومت موعود آخرالزمان اتفاق خواهد افتاد و خداوند عده اي از مردگان را با همان اندام و صورتي كــه بودند زنده كرده و به دنيا برمي گرداند. به گروهي از آنان عزت مي دهد و گروهي را ذليل مي كند و حق مظلومان را از ستم گران مي گيرد. وقتي قـائم قيام كــرد خداوند همه اذيت كنندگان مومنين را زنده مي كند تا به مجازات دنيوي برسند و دادگري مومنان به ظهور مي رسد. (2)
دلايل عقلي اعتقاد به رجعت :
عــلامه سـيد محمد حسين طباطبايي (ره) در تفسير شريف الميزان ، ذيل تفسير آيه 210 - 208 به مساله رجعت و اعتقاد شيعه بـدان و نـظـر عقلي مخالفان آن اشاره كرده با دلايل عقلي به رد نظريه مخالفان مي پردازد از جمله مي گويد : چيزي كــه از قوه به فعليت درآمده ديگر محال است بالقوه شود ، مطلبي است صحيح و ليكن قبول نداريم كــه مساله مورد بحث مــا از اين باب باشد براي اين كه مورد فرض او با مورد فرض ما مختلف است. مورد فرض او كسي است كه عمر طبيعي خود را كرده و بــه مـرگ طبيعي از دنيا رفته باشد كه برگشتن او به دنيا مستلزم آن امر محال است و اما مرگ «اخترامي» كه عاملي غيرطبيعي از قبيل قتل و يا مرض باعث آن شود. بـرگشتن انسان بـعـد از چنين مـرگي به دنيا مستلزم هيچ محذور و اشكالي نيست چون ممكن است بعد از آن كه به مرگ غيرطبيعي از دنيا رفت و در زمــاني ديگر مستعد كمالي شد، در زماني غير از زمان زندگي موجود بعد از مردن دوباره زنده شود تا آن كمال را به دست آورد.
و يا ممكن است اصل استعدادش مشروط باشد به اين كه مقداري در برزخ زندگي كرده باشد چنين كسي بـعـد از مــردن و ديـدن برزخ داراي آن استعداد مي شود و دوباره بدنيا برمي گردد آن كمال را به دست آورد كه در هر يك از اين دو فرض، مساله رجعت و برگشتن به دنيا جايز اسـت و مستلزم محذور محال نيست. اين گفتاري خلاصه و فشرده بود درباره مساله رجعت. (3)
آيات رجعت در قرآن و روايات ائمه (ع) :
از جمله آياتي كه در قرآن به مساله رجعت دلالت دارد آياتي چون : «و يوم نحشر من كل امه فوجا ممن يكذب باياتنا» (نمل /83) و آن روز كـه از هر امتي گروهي از كساني را كه آيات ما را تكذيب كردند. محشور مي گردانيم پس آنان نگاه داشته مي شوند تا همه به هم بپيوندند.»
همچنين آيه : «ام حسبتم ان تدخلوا الجنه و لما ياتكم مثل الذين خلوا من قبلكم» (بقره/214) «آيــا پنداشتيد كــه داخــل بهـشت مي شويد و حــال آن كـه دچار سختي و زيان شدند و به (هول و) تكان درآمدند تا جايي كه پيامبر (خدا) و كساني كه با وي ايمان آورده بودند گفتند : يــاري خدا كي خواهد بود ؟ بدانيد كه ياري خدا نزديك است.»
ايـن آيـه مي فهماند آنچه در امـت هـاي گذشته رخ داده در ايــن امت نيز رخ خواهد داد و يكي از آن وقايع مساله رجعت و زنده شدن مردگاني است كه در زمان ابراهيم و موسي و عيسي و عزير و ارميا و غير ايشان اتفاق افتاده بايد در اين امت نيز اتفاق بيفتد. (4)
همچنان كه رسول خدا (ص) هم در كلامي ، به طور اجمال اين مفهوم را مي فهماند :
«به آن خدايي كه جانم به دست اوست شما مسلمانان بــا هــر سنتي كه در امت هاي گذشته جريان داشته رو به رو خواهيد شد و آن چه در آن امت ها جريان يافته مو به مو در اين امت جريان خواهد يافت بــه طوري كه نه شما از آن سنت ها منحرف مي شويد و نه آن سنت ها كه در بني اسرائيل بود شما را ناديده مي گيرد.» (5)
آياتي چون آيه 10 سوره مومن و آيه 260 سوره بقره و آيه 6 اسرا از ديگر آيات مبين مساله رجعت هستند.
از جمله روايات ديگر رجعت، روايتي است از حضرت امام صادق (ع) كه مي فرمايد: هنگام رجعت كساني كه مومن خالص و كافر خالص هستند زنده مي شوند و به دنيا برمي گردند.(6)
در مورد حضرت وليعصر (عج) نيز آمده است : در روز ظهور عده اي از ظالمان بــه اذن خدا از قبورشان زنده مي شوند و مجازات مي گردند از اين رو ، حضرت را يگانه منتقم خون سالار شهيدان امام حسين (ع) خــوانــده انـد و در دعاي ندبه آمده است : «اين الطالب بدم المقتول بكربلا اين المنصور علي من اعتدي عليه و افتري ...» ، «كجاست طالب خون حسين (ع) كه در كربلا كشته شد ؟ كـجـاست آن يــاري شــده تـا ياري كند كساني را كه حقشان پايمال شده است ؟»
رجعت كنندگان چه كساني اند ؟
در مورد كساني كــه در دوران حكومت جهاني مـوعود آخرالزمان رجعت خواهند كرد دو دسته روايت نقل شده دسته اول به طور كلي از كساني ياد مي كند كه يا كافر خالصند و يــا مـومـن خالص ازاين رو مي توان نام بسياري را در آن ميان جاي داد.
طـبـق روايــات ، پيامبران ، حضرت اسماعيل و حضرت رسـول اكرم (ص) اميرالمومنين (ع) امام حسين (ع) ساير امامان معصوم (ع) و جمعي از اصحاب با وفاي پيامبر اسلام چون سلمان ، مقداد ، جابربن عبدالله انصاري ، مالك اشتر ، مفضل بن عمرو نيز اصحاب كهف و برخي ديگر رجعت مي كنند. (7)
رجعت امام حسين در روزگار ظهور قائم :
نخستين رجعت كننده در روزگار ظهور حضرت وليعصر (عج)، حضرت امام حسين (ع) است.
امام صادق (ع) مي فرمايد : نخستين كسي كــه زمين بــراي او شكافته مي شود و بــه روي زمين رجعت مي كند ، حـسين بن علي است و به قدري حكومت مي كند كه از كثرت سن ابروهايش روي ديدگانش مي ريزد. (8)
يكي از اصول مسلم و قطعي كه شيعه بدان معتقد است اين است كه امام را امام غسل مي دهد اين برگرفته از حديث امام رضا (ع) است كه مـي فــرمـايد : امام را جز امام غسل نمي دهد. (9) بنابراين بــايــد يكي از امامان رجعت نموده مراسم تغسيل و خاكسپاري امام عصر (عج) را بر عهده بگيرد كه طبق روايات رسيده امام حسين (ع) اين مهم را انجام مي دهند.
در تفسير عياشي ذيل آيه شريفه «نم رددنا لكم الكره عليهم« (اسراء / 6) از امام صادق نقل شده است كه : مقصود ، زنـده شدن دوباره امام حسين (ع) و هفتاد نفر از اصحابش در عصر امام زمان (ع) است ، در حالي كه كلاه خودهاي طلايي بر سر دارند و به مردم رجعت و زنده شدن دوباره حضرت حسين (ع) را اطلاع مي دهند تا مومنان به شك و شبهه نيفتند و اين در حالي است كه حضرت مهدي (ع) در ميان مردم است.
هنگامي كه همه مومنان ، امام حسين (ع) را شناختند و تاييد كردند كه او حسين (ع) است ، مرگ حضرت مهدي (ع) فرا خواهد رسيد و ديده از جـهـان فـرو مي بندد. آنگاه امام حسين (ع) وي را غسل و كفن و حنوط مي كند و به خاك مي سپارد كــه هــرگــز امــام را جــز امــام غـسـل نمي دهد. (10)
پس ازشهادت امام زمان و تدفين ايشان ، امام حسين (ع) عهده دار حكومت جهاني ايشان مي شوند و بــه قـدري حكومت مي كنند كه گفته شده است ، از كثرت سن ابروهايش روي ديدگان مباركش را مي پوشاند تا اينكه روز قيامت و رستاخيز فرا رسد.


منابع :
1- پرسش و پاسخ پيرامون امام زمان (عج) عليرضا رجالي تهراني ، ص .257
2- حضرت مهدي (عج) فروغ تابان ولايت ، محمد محمدي اشتهاردي ، ص 119 و .117
3- تفسيرالميزان، علامه طباطبايي ، ج 2، ص 61-.160
4- همان، ص .161
5- بحارالانوار، ج 53، ص .127
6- اثباه الهدا ه ج 7، ص .157
7- الزام الغاصب، شيخ علي يزدي حائري، ج 2، ص .360
8- بحارالانوار ج 53، ص .46
9- اصول كافي ، كليني، ج 1، ص .384
10- تفسير عياشي، ج 2، ص .281
سیاوش
#4 ارسال شده : 1389 فروردین یکشنبه, 22 22:28:25(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/12/20(UTC)
ارسالها: 227
امتیازات: 684

تشکرها: 9 بار
19 تشکر دریافتی در 18 ارسال
در قرآن كريم آيات متعددى است كه امامان اهل بيت (ع)آن ها را به مسأله رجعت تفسير كرده اند .روشن است كه ائمه معصومين (ع) مترجمان ومفسران حقيقى وحى الهى هستند وقرآن در خانه آنان فرود آمده وصاحبان خانه، ازآن چه در خانه است، از همگان آگاه تر و داناترند . برخى از دانشمندان معاصر، 6 7 آيه از آيات قرآن را تأويل به رجعت كرده اند. در قرآن كريم آمده است:و يوم نَحشُرُ من كل أمته فوجا وآن روزكه از هر امتى، گروهى از كسانى را كه آيات ما را دروغ انگاشتند، محشورگردانيم. از امام صادق (ع) روايات متعددى در تأويل اين آيه شريفه در مورد رجعت رسيده است . از جمله اين روايت است كه: مردى به امام صادق (ع) گفت: اهل سنت مى پندارند كه اين آيه شريفه درباره روز قيامت است . حضرت فرمود: آيا خداوند در روز رستاخيز از هر امتى گروهى را محشور مى سازد وبقيه آنان را وا مى گذارد؟ هرگز اين آيه در مورد رجعت است كه برخى را زنده مى سازد. اين آيه شريفه در مورد قيامت است كه مى فرمايد: و حَشَرناهُمفلم نغادر منهم احدار وهمه آنان را گرد خواهيم آورد و هيچ يك را فروگذار نخواهيم كرد. ونيز درباره آيه شريفه ويوم نحشر من کل امة فوجا ، فرمود: همه انسان هاى با ايمانى كه به ناحق كشته شده باشند، رجعت مى كنند وپس ازآن از دنيا مى روند . رجعت براى مؤمنان خالص ونيزكافران محض است .
درباره آيه شريفه: ربنا امتنا اثنين واحييتنا اثنتين پروردگارا ما را دو بار ميراندى ودو بار زنده ساختى، امام باقر(ع) فرمود: اين آيه مخصوص گروه هايى است كه پس از مرگ بار ديگر به همين دنيا رجعت مى كنند. وامام رضا(ع) فرمود:ا اين آيه شريفه در مورد رجعت است درباره آيه شريفه انا لننصر رسلنا والذين آمنوا في الحيوة الدنيا و يوم يقوم الاشهاد ما پيام آوران خويش و ايمان آورندگان را در زندگى دنيا و در روز قيامت كه شاهدان براى شهادت به پاى مى خيزند، يارى مى كنيم؟ امام صادق (ع) فرمود: به خدا سوگند كه اين يارى رسانى، در رجعت خواهد بود، آيا نمى دانى كه بيشتر پيامبران خدا در دنيا به پيروزى ظاهرى نرسيده وبه شهادت نائل آمدند، همين گونه امامان راستين با اين بيان، اين وعده پيروزى در هنگام رجعت خواهد بود. پس در پرتو آيات وحى ثابت گرديد كه رجعت، يك وا قعيت ترديد ناپذير است.
aa_yy113
#5 ارسال شده : 1389 فروردین یکشنبه, 22 22:30:40(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/10/14(UTC)
ارسالها: 118
امتیازات: 354

تشکرها: 0 بار
11 تشکر دریافتی در 11 ارسال
رجعت
آيات 82 و 83 سوره نمل:

وَ إِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيهِمْ أَخْرَجْنَا لهَُمْ دَابَّةً مِّنَ الأَرْضِ تُكلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاس كانُوا بِئَايَتِنَا لا يُوقِنُونَ(82) وَ يَوْمَ نحْشرُ مِن كلِّ أُمَّة فَوْجاً مِّمَّن يُكَذِّب بِئَايَتِنَا فَهُمْ يُوزَعُونَ(83)

ترجمه :
82 - هنگامى كه فرمان عذاب آنها رسد ( و در آستانه رستاخيز قرار گيرند ) جنبنده اى را از زمين براى آنها خارج مى كنيم كه با آنها تكلم مى كند و مى گويد : مردم به آيات ما ايمان نمى آورند .
83 - به خاطر بياور روزى را كه ما از هر امتى گروهى را از كسانى كه آيات ما را تكذيب مى كردند محشور مى كنيم و آنها را نگه مى داريم تا به يكدگر ملحق شوند .

عده اي از بزرگان اين آيه را اشاره به مساله رجعت و بازگشت گروهى از بدكاران و نيكوكاران به همين دنيا در آستانه رستاخيز مى دانند ، چرا كه اگر اشاره به خود رستاخيز و قيامت باشد ، تعبير به من كل امة فوجا ( از هر جمعيتى ، گروهى ) صحيح نيست ، زيرا در قيامت ، همه محشور مى شوند ، چنانكه قرآن در آيه 47 سوره كهف مى گويد : ما آنها را محشور مى كنيم و احدى را ترك نخواهم گفت .
رجعت از عقائد معروف شيعه است و تفسيرش در يك عبارت كوتاه چنين است : بعد از ظهور مهدى (عليه السلام) و در آستانه رستاخيز گروهى از مؤمنان خالص و كفار و طاغيان بسيار شرور به اين جهان بازمى گردند ، گروه اول مدارجى از كمال را طى مى كنند ، و گروه دوم كيفرهاى شديدى مى بينند .

بدون ترديد احياى گروهى از مردگان در اين دنيا از محالات نيست ، همانگونه كه احياى جميع انسانها در قيامت كاملا ممكن است و تعجب از چنين امرى همچون تعجب گروهى از مشركان جاهليت از مساله معاد است و سخريه در برابر آن همانند سخريه آنها در مورد معاد مى باشد ، چرا كه عقل چنين چيزى را محال نمى بيند ، و قدرت خدا آنچنان وسيع و گسترده است كه همه اين امور در برابر آن سهل و آسان است . در قرآن مجيد ، وقوع رجعت اجمالا در پنج مورد از امتهاى پيشين آمده است :
الف - در مورد پيامبرى كه از كنار يك آبادى عبور كرد در حالى كه ديوارهاى آن فرو ريخته بود و اجساد و استخوانهاى اهل آن در هر سو پراكنده شده بود ، و از خود پرسيد چگونه خداوند اينها را پس از مرگ زنده مى كند ، اما خدا او را يكصد سال ميراند و سپس زنده كرد و به او گفت چقدر درنگ كردى ؟ عرض كرد يكروز يا قسمتى از آن ، فرمود نه بلكه يكصد سال بر تو گذشت ( آيه 259 سوره بقره ) .
اين پيامبر ، عزير باشد يا پيامبر ديگرى تفاوت نمى كند ، مهم صراحت قرآن در زندگى پس از مرگ است در همين دنيا ( فاماته الله ماة عام ثم بعثه ) .
ب - قرآن در آيه 243 همين سوره بقره سخن از جمعيت ديگرى به ميان مى آورد كه از ترس مرگ ( و طبق گفته مفسران به بهانه بيمارى طاعون از شركت در ميدان جهاد خوددارى كردند و ) از خانه هاى خود بيرون رفتند خداوند فرمان مرگ به آنها داد و سپس آنها را زنده كرد ( فقال لهم الله موتوا ثم احياهم ) .
گرچه بعضى از مفسران كه نتوانسته اند وقوع چنين حادثه غير عادى را تحمل كنند آن را تنها بيان يك مثال شمرده اند ، ولى روشن است كه اين گونه تاويلات در برابر ظهور بلكه صراحت آيه در وقوع اين مساله ، قابل قبول نيست .
ج - در آيه 55 و 56 سوره بقره درباره بنى اسرائيل مى خوانيم كه گروهى از آنها بعد از تقاضاى مشاهده خداوند گرفتار صاعقه مرگبارى شدند و مردند ، سپس خداوند آنها را به زندگى بازگرداند تا شكر نعمت او را بجا آورند ( ثم بعثناكم من بعد موتكم لعلكم تشكرون ) .
د - در آيه 110 سوره مائده ضمن بر شمردن معجزات عيسى (عليه السلام) مى خوانيم : و اذ تخرج الموتى باذنى : تو مردگان را به فرمان من زنده مى كردى .
اين تعبير نشان مى دهد كه مسيح (عليه السلام) از اين معجزه خود ( احياى موتى ) استفاده كرد ، بلكه تعبير به فعل مضارع ( تخرج ) دليل بر تكرار آن است و اين خود يكنوع رجعت براى بعضى محسوب مى شود .
ه - بالاخره در سوره بقره در آيه 73 در مورد كشته اى كه در بنى اسرائيل براى پيدا كردن قاتلش نزاع و جدال برخاسته بود ، قرآن مى گويد : دستور داده شد گاوى را با ويژگيهائى سر ببرند و بخشى از آن را بر بدن مرده زنند تا به حيات بازگردد ( و قاتل خود را معرفى كند و نزاع خاتمه يابد ) ( فقلنا اضربوه ببعضها كذلك يحيى الله الموتى و يريكم آياته لعلكم تعقلون ) علاوه بر اين پنج مورد ، موارد ديگرى در قرآن مجيد ديده مى شود همچون داستان اصحاب كهف كه آن نيز چيزى شبيه به رجعت بود ، و داستان مرغهاى چهارگانه ابراهيم (عليه السلام) كه بعد از ذبح بار ديگر به زندگى بازگشتند تا امكان معاد را در مورد انسانها براى او مجسم سازند كه در مساله رجعت نيز قابل توجه است .
به هر حال چگونه ممكن است كسى قرآن را به عنوان يك كتاب آسمانى بپذيرد و با اينهمه آيات روشن باز امكان رجعت را انكار كند ؟ اساسا مگر رجعت چيزى جز بازگشت به حيات بعد از مرگ است ؟ مگر رجعت نمونه كوچكى از رستاخيز در اين جهان كوچك محسوب نمى شود ؟ كسى كه رستاخيز را در آن مقياس وسيعش مى پذيرد ، چگونه مى تواند خط سرخ بر مساله رجعت بكشد ؟ و يا آن را بباد مسخره گيرد ؟ و يا همچون احمد امين مصرى در كتاب فجر الاسلام بگويد : آئين يهود ديگرى در مذهب شيعه به خاطر اعتقاد به رجعت ظهور كرده است ! .
راستى چه فرقى ميان اين گفتار احمد امين ، و تعجب و انكار اعراب جاهليت در مقابل معاد جسمانى است ؟ !
آنچه تا به اينجا گفتيم امكان رجعت را ثابت مى كرد آنچه وقوع آنرا تاييد مى كند روايات زيادى است كه از جمعى از ثقات از ائمه اهل بيت (عليهم السلام) نقل شده است ، و از آنجا كه بحث ما گنجايش نقل آنها را ندارد كافى است آمارى را كه مرحوم علامه مجلسى از آن جمع آورى كرده است بازگو كنيم او مى گويد : چگونه ممكن است كسى به صدق گفتار ائمه اهلبيت (عليهم السلام) ايمان داشته باشد و احاديث متواتر رجعت را نپذيرد ؟ احاديث صريحى كه شماره آن به حدود دويست حديث مى رسد كه چهل و چند نفر از راويان ثقات ، و علماى اعلام ، در بيش از پنجاه كتاب آورده اند ... اگر اين احاديث متواتر نباشد چه حديثى متواتر است ؟ ! .
مهمترين سؤالى كه در برابر اين عقيده مطرح مى شود اين است كه هدف از رجعت قبل از رستاخيز عمومى انسانها چيست ؟ با توجه به آنچه از روايات اسلامى استفاده مى شود اين موضوع جنبه همگانى ندارد ، بلكه اختصاص به مؤمنان صالح العملى دارد كه در يك مرحله عالى از ايمان قرار دارند ، و همچنين كفار و طاغيان ستمگرى كه در مرحله منحطى از كفر و ظلم قرار دارند ، چنين به نظر مى رسد كه بازگشت مجدد اين دو گروه به زندگى دنيا به منظور تكميل يك حلقه تكاملى گروه اول و چشيدن كيفر دنيوى گروه دوم است .
به تعبير ديگر گروهى از مؤمنان خالص كه در مسير تكامل معنوى با موانع و عوائقى در زندگى خود روبرو شده اند و تكامل آنها ناتمام مانده است حكمت الهى ايجاب مى كند كه سير تكاملى خود را از طريق بازگشت مجدد به اين جهان ادامه دهند ، شاهد و ناظر حكومت جهانى حق و عدالت باشند و در بناى اين حكومت شركت جويند ، چرا كه شركت در تشكيل چنين حكومتى از بزرگترين افتخارات است .
و بعكس گروهى از منافقان و جباران سرسخت علاوه بر كيفر خاص خود در رستاخيز بايد مجازاتهائى در اين جهان ، نظير آنچه اقوام سركشى مانند فرعونيان و عاد و ثمود و قوم لوط ديدند ببينند ، و تنها راه آن رجعت است .
امام صادق (عليه السلام) در حديثى مى فرمايد ، ان الرجعة ليست بعامة ، و هى خاصة ، لا يرجع الا من محض الايمان محضا ، أو محض الشرك محضا : رجعت عمومى نيست بلكه جنبه خصوصى دارد ، تنها گروهى بازگشت مى كنند كه ايمان خالص يا شرك خالص دارند .
اين احتمال نيز وجود دارد كه بازگشت اين دو گروه در آن مقطع خاص تاريخ بشر به عنوان دو درس بزرگ و دو نشانه مهم از عظمت خدا و مساله رستاخيز ( مبدا و معاد ) براى انسانها است ، تا با مشاهده آن به اوج تكامل معنوى و ايمان برسند و از هيچ نظر كمبودى نداشته باشند .
و نيز اينكه بعضى گفته اند : رجعت با آيه 100 سوره مؤمنون سازگار نيست ، زيرا طبق اين آيه مشركان تقاضاى بازگشت به جهان مى كنند تا عمل صالح انجام دهند و مى گويند : رب ارجعون لعلى اعمل صالحا فيما تركت اما به آنها پاسخ منفى داده مى شود و گفته مى شود كلا انها كلمة هو قائلها پاسخ آن با توجه به اينكه اين آيه عام است و رجعت خاص است روشن مى گردد .
آخرين سخن اينكه شيعه در عين اعتقاد به رجعت كه آنرا از مكتب ائمه اهلبيت (عليهم السلام) گرفته است ، منكران رجعت را كافر نمى شمرد ، چرا كه رجعت از ضروريات مذهب شيعه است ، نه از ضروريات اسلام ، بنا بر اين رشته اخوت اسلامى را با ديگران به خاطر آن نمى گسلد ولى به دفاع منطقى از عقيده خود ادامه مى دهد .

کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
میهمان
انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » قرآن و حدیث » مساله رجعت
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

Silver Theme Created by CRCIS (پایگاه شهید مرتضی مطهری)
با استفاده از YAF | YAF © 2003-2010, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0/147 ثانیه ایجاد شد.