ورود به عنوان میهمان جستجو | عناوین فعال | ورود | ثبت نام

انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » ضیافت الهی » دانشنامه روزه و رمضان در آثار شهید مطهری » ساعات پایانی و شگفت انگیز حضرت علی ع
عنوان جدید ارسال پاسخ
ساعات پایانی و شگفت انگیز حضرت علی ع
بی بی نیوز
#1 ارسال شده : 1389 شهریور ﺳﻪشنبه, 02 15:53:22(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1389/03/03(UTC)
ارسالها: 93
امتیازات: 175
مکان: شانزالیزه

تشکرها: 0 بار
5 تشکر دریافتی در 5 ارسال
شگفت انگيزترين دوره‏هاى زندگى على عليه السلام در حدود چهل و پنج ساعت است.
على عليه السلام چند دوره زندگى دارد: از تولد تا بعثت پيغمبر، از بعثت پيغمبر تا هجرت، از هجرت تا وفات پيغمبر كه دوره سوم زندگى على عليه السلام است و شكل و رنگ ديگرى دارد، از وفات پيغمبر تا خلافت خودش (آن بيست و پنج سال) دوره چهارم زندگى على عليه السلام است، و دوره خلافت چهارسال و نيمه‏اش دوره ديگرى از زندگى اوست.
على عليه السلام يك دوره ديگرى هم دارد كه اين دوره از زندگى او كمتر از دو شبانه روز است و شگفت انگيزترين دوره‏هاى زندگى على عليه السلام است، يعنى فاصله ضربت خوردن تا وفات. انسان كامل بودنِ على عليه السلام اينجا ظاهر مى‏شود، يعنى در لحظاتى كه مواجه با مرگ شده است «2». اولين عكس العمل على عليه السلام در مواجهه با مرگ چه بود؟ ضربت كه به فرق مباركش وارد شد، دو جمله از او شنيده شد. يك جمله اينكه: «اين مرد را بگيريد» و ديگر اينكه: فُزْتُ وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ قسم به پروردگار كعبه كه رستگار شدم؛ به شهادت نائل شدم، شهادت براى من رستگارى است.
على عليه السلام را آوردند و در بستر خواباندند. طبيبى به نام اثيربن عمرو را- كه ازتحصيل كرده‏هاى جندى شاپور و عرب بود و در كوفه مى‏زيست- براى معاينه زخم اميرالمؤمنين آوردند. حضرت را با وسايل آن زمان معاينه كرد. نوشته‏اند رگى از شُش گوسفند را كه گرم بود لاى زخم گذاشت و با اين آزمايش فهميد كه زهر وارد خون حضرت شده است. لذا اظهار عجز كرد. [معمولًا احوال مريض لاعلاج را] به خود مريض نمى‏گويند، به كسان او مى‏گويند، ولى او مى‏دانست كه على عليه السلام كسى نيست كه لازم باشد احوالاتش را به كسان او بگويد. پس عرض كرد: يا اميرالمؤمنين! اگر وصيتى داريد بفرماييد.
وقتى‏امّ كلثوم سراغ آن لعين ازل و ابد (ابن ملجم) مى‏رود، شروع مى‏كند به بدگويى كردن به او كه پدر من با تو چه كرده بود كه چنين كارى كردى؟ بعد به او مى‏گويد: اميدوارم كه پدرم سلامت خود را بازيابد و روسياهى براى تو بماند. تا اين جمله راامّ كلثوم گفت، ابن ملجم شروع به صحبت كرد و گفت: خاطرت جمع باشد، من آن شمشير را به هزار درهم (يا دينار) خريدم و هزار درهم (يا دينار) دادم تا مسمومش كردند و من سمّى به اين شمشير خورانيده‏ام كه اگر بر سر همه مردم كوفه يكجا وارد مى‏شد، همه را از بين مى‏برد. مطمئن باش پدر تو زنده نمى‏ماند.

ادامه دارد
بی بی نیوز
#2 ارسال شده : 1389 شهریور ﺳﻪشنبه, 02 15:58:31(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1389/03/03(UTC)
ارسالها: 93
امتیازات: 175
مکان: شانزالیزه

تشکرها: 0 بار
5 تشکر دریافتی در 5 ارسال
شگفتيهاى على عليه السلام و معجزه‏هاى انسانى او در اينجا ظهور مى‏كند. جزء وصاياش مى‏گويد: با اسيرتان مدارا كنيد. و بعد مى‏فرمايد:
يا بَنى عَبْدِ الْمُطَّلِبِ لا الْفِيَنَّكُمْ تَخوضونَ دِماءَ الْمُسْلِمينَ خَوْضاً، تَقولونَ قُتِلَ اميرُالْمُؤْمِنينَ قُتِلَ اميرُ الْمُؤْمِنينَ. الا لا تَقْتُلُنَّ بى‏الّا قاتِلى
اولاد عبدالمطّلب! نكند وقتى كه من از دنيا رفتم، بين مردم بيفتيد و بگوييد اميرالمؤمنين شهيد شد، فلان كس محرّك بود، فلان كس دخالت داشت و اين و آن را متهم كنيد؛ نمى‏خواهم دنبال اين حرفها برويد، قاتل من يك نفر است.
به امام حسن عليه السلام فرمود: فرزندم حسن! بعد از من اختيار او با توست.مى‏خواهى آزادش كنى آزاد كن، و اگر مى‏خواهى قصاص كنى توجه داشته باش كه‏ او به پدر تو فقط يك ضربه زده است، به او يك ضربه بزن. اگر كشته شد، شد و اگر كشته نشد، نشد. باز هم سراغ اسيرش را مى‏گيرد: آيا به اسيرتان غذا داده‏ايد؟ آيا به او آب داده‏ايد؟ آيا به او رسيدگى كرده‏ايد؟ كاسه‏اى شير براى مولى‏ مى‏آورند؛ مقدارى مى‏نوشد، مى‏گويد: باقى را به اين مرد بدهيد تا بنوشد و گرسنه نماند.
رفتارش با دشمن اين گونه است كه باعث شده مولوى بگويد:
در شجاعت شير ربّانيستى
در مروّت خود كه داند كيستى‏

اينها مردانگيهاى على عليه السلام است، انسانيتهاى على عليه السلام است. على عليه السلام در بستر افتاده و ساعت به ساعت حالش وخيم‏تر مى‏شود و سموم روى بدن مقدس او بيشتر اثر مى‏گذارد. اصحاب ناراحتند، گريه مى‏كنند، ناله مى‏كنند ولى مى‏بينند لبهاى على خندان و شكفته است، مى‏فرمايد:
وَ اللَّهِ ما فَجَأَنى مِنَ الْمَوْتِ وارِدٌ كَرِهْتُهُ وَلا طالِعٌ انْكَرْتُهُ، وَ ما كُنْتُ الّا كَقارِبٍ وَرَدَ وَ طالِبٍ وَجَدَ. به خدا قسم آنچه بر من وارد شده است چيزى كه براى من ناپسند باشد نيست.
شهادت در راه خدا هميشه آرزوى من بوده و براى من چه از اين بهتر كه در حال عبادت شهيد شوم. وَ ما كُنْتُ الّا كَقارِبٍ وَرَدَ وَ طالِبٍ وَجَدَ. مَثَلى مى‏آورد كه عرب با اين مثل خيلى آشنا بود. عرب در بيابانها و به‏طور فصلى زندگى مى‏كرد و وقتى در يك جا آب و علف براى حيوانات و حشمش پيدا مى‏شد، تا وقتى كه آب و علف بود در آنجا مى‏ماند، بعد در جاى ديگرى آب و علف پيدا مى‏كرد و مى‏رفت. چون روزها خيلى گرم بود، گاهى شبها براى پيدا كردن نقطه‏اى كه آب داشته باشد مى‏رفتند، يعنى شبها دنبال آبگردى بودند (قارب به چنين كسى مى‏گويند). حضرت به مردم مى‏گويد: اى مردم! براى كسى كه در شب تاريك دنبال آب بگردد و ناگهان آب را پيدا كند، چه سرور و شعفى دست مى‏دهد؟ مَثَل من مَثَل عاشقى است كه به معشوق خود رسيده و مثل كسى است كه در يك شب ظلمانى آب پيدا كرده باشد
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
وندر آن ظلمت شب آب حياتم دادند

چه مبارك سحرى بود و چه فرخنده شبى
آن شب قدر كه اين تازه براتم دادند
اين بيت همان فُزْتُ وَ رَبِّ الْكَعْبَة را مى‏گويد. «از غصه نجاتم دادند» يعنى فُزْتُ وَ رَبِّ الْكَعْبَة.

ادامه دارد
بی بی نیوز
#3 ارسال شده : 1389 شهریور ﺳﻪشنبه, 02 16:00:29(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1389/03/03(UTC)
ارسالها: 93
امتیازات: 175
مکان: شانزالیزه

تشکرها: 0 بار
5 تشکر دریافتی در 5 ارسال
پر حرارت ترين سخنان على عليه السلام آنهايى است كه در همين چهل و پنج ساعت (تقريباً) از ايشان صادر شده است. على عليه السلام اندكى بعد از طلوع فجر روز نوزدهم ضربت خورد و در نيمه‏هاى شب بيست و يكم روح مقدسش به عالم بالا پرواز كرد.
در لحظات آخر، همه دور بستر على عليه السلام جمع بودند. زهر به بدن مباركش خيلى اثر كرده بود و گاهى وجود مقدسش از حال مى‏رفت و به حال اغما در مى‏آمد. ولى همينكه به هوش مى‏آمد باز از زبانش دُر مى‏ريخت، حكمت و نصيحت و پند و موعظه مى‏ريخت.
آخرين موعظه على عليه السلام همان موعظه بسيار بسيار پرحرارت و پرجوشى است كه در بيست ماده بيان كرده است. اول حسن و حسين و بعد بقيه اهل بيتش را مخاطب قرار مى‏دهد: حسنم! حسينم! همه فرزندانم و همه مردمى كه تا دامنه قيامت سخن من به آنها مى‏رسد، با شما هستم. (يعنى ما و شما هم مخاطب على عليه السلام هستيم). در اين كلمات، جامعيت اسلام را بيان مى‏كند: اللَّهَ اللَّهَ فِى الْايْتامِ، اللَّهَ اللَّهَ فِى الْقُرْآنِ، اللَّهَ اللَّهَ فى جيرانِكُمْ، اللَّهَ اللَّهَ فى بَيْتِ رَبِّكُمْ، اللَّهَ اللَّهَ فِى الصَّلوةِ، اللَّهَ اللَّهَ فِى الزَّكوةِ
يك يك بيان مى‏كند: خدا را، خدا را درباره يتيمان؛ خدا را، خدا را درباره قرآن؛ خدا را، خدا را درباره همسايه هاتان؛ خدا را، خدا را ... وقتى آن مطالبى را كه در نظر داشت بگويد گفت، آنها كه چشمشان به لبهاى على بود ديدند كه حال مولى‏ بيشتر منقلب شد و عرقى به پيشانى مقدسش آمد و ديگر توجهش را از مخاطبين سلب كرد.
چشمها و گوشها متوجه لبهاى على بود تا ببينند على ديگر چه مى‏خواهد بگويد. يك وقت ديدند صداى على عليه السلام بلند شد: اشْهَدُ انْ لا الهَ الّا اللَّهُ وَ اشْهَدُ انَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسولُهُ. و لا حول و لا قوّة الّا باللَّه العلىّ العظيم‏

کتاب انسان کامل ( مجموعه آثار ج 23 ص 161)
پاسخ سریع نمایش بخش پاسخ سریع
کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
میهمان (2)
عنوان جدید ارسال پاسخ
انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » ضیافت الهی » دانشنامه روزه و رمضان در آثار شهید مطهری » ساعات پایانی و شگفت انگیز حضرت علی ع
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن می باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن می باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن می باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن می باشید.

Silver Theme Created by CRCIS (پایگاه شهید مرتضی مطهری)
با استفاده از YAF | YAF © 2003-2010, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0/050 ثانیه ایجاد شد.