ورود به عنوان میهمان جستجو | عناوین فعال | ورود | ثبت نام

انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » ضیافت الهی » دانشنامه روزه و رمضان در آثار شهید مطهری » تذکراتی برای شب بیست و سوم از زبان شهید مطهری
عنوان جدید ارسال پاسخ
تذکراتی برای شب بیست و سوم از زبان شهید مطهری
دل آرام
#1 ارسال شده : 1389 شهریور پنجشنبه, 11 14:04:54(UTC)

رتبه: مدیر

تاریخ عضویت: 1388/11/20(UTC)
ارسالها: 351
امتیازات: 510
Man
مکان: باجک

تشکرها: 9 بار
36 تشکر دریافتی در 32 ارسال
تذكراتى براى شب بيست و سوم ماه مبارك رمضان‏
چون شب بيست و سوم ماه مبارك رمضان است يك مقدار مختصر كرديم براى اينكه تذكراتى براى امشب داده باشيم اگرچه مى‏دانيم كه از نظر اسلام تعليم و تعلّم اگر براى خدا باشد افضل عبادات است خصوصاً اگر تعليم و تعلّم قرآن و سخن خدا باشد. بنابراين ما هر مقدار هم درباره آيات قرآن بحث كنيم اگر قصد ما از گفتن و قصد شما از شنيدن قربت باشد، همان اعمالى را داريم انجام مى‏دهيم كه در شب قدر بايد انجام بدهيم، يعنى احياء به عبادت.
اين شبها را شب «احياء» هم مى‏نامند. احياء يعنى زنده كردن، زنده نگه‏داشتن.
چه كلمه خوبى انتخاب شده! در فارسى هم مى‏بينيد ترجمه‏اش را شب‏زنده‏دارى آورده‏اند، يعنى شب را زنده داشتن، و چه تعبير عاليى است! اين تعبير مى‏خواهد بگويد كه شب دو حالت دارد، نه شب فى‏حد ذاته بلكه شب براى ما دو حالت دارد:
يك وقت هست شب براى ما مرده است و يك وقت هست شب براى ما زنده است.چطور مى‏شود كه شب مرده باشد يا شب زنده باشد؟ بستگى دارد كه ما چگونه باشيم، ما در شب مرده باشيم يا ما در شب زنده باشيم.
وقتى كه انسان مانند يك لاشه بيفتد؛ سر شب مى‏خورد، بعد هم خستگى و كسالت و سيرى، تا صبح مى‏افتد مثل لاشه‏اى كه فقط نفس مى‏كشد، او ديگر حيات ندارد؛ خودش مرده است، شبش هم قهراً مرده است. از آن بدتر اين است كه انسان نخوابد ولى شب را در زير صفر بگذراند يعنى در اسفل‏السافلين بگذراند، به فسق و فجور و گناه و معصيت بگذراند. اين از مردن يك درجه هم پايين‏تر است، زير صفر است. مردن حالت بى‏تفاوتى و بى‏استفادگى است، اينجا حالت استفاده سوء است.
و اما شب را زنده نگه‏داشتن به اين است كه انسان خودش در آن شب زنده باشد يعنى حيات معنوى داشته باشد. حيات معنوى انسان به چيست؟ حيات معنوى انسان به ياد خداست. به هر اندازه و در هر حالت كه قلب انسان از خدا غافل نباشد انسان زنده است؛ روزش زنده است شبش هم زنده است. و هستند و بوده‏اند انسانهايى كه در خواب هم زنده‏اند، يعنى خواب و بيدارى براى آنها على‏السويّه است. در عين اينكه مى‏خوابند و همان استفاده جسمانى كه ما از خواب مى‏بريم- يعنى رفع كسالت- آنها هم مى‏برند، ولى اين خوابْ مشاعر آنها را از كار نمى‏اندازد يعنى در عالم خواب هم بيدارند و اين از مختصات پيغمبر اكرم نيست؛ پيغمبر اكرم‏درجه‏اش بالاتر از اينهاست؛ خودش هم فرمود: يَنامُ عَيْناىَ وَ لا يَنامُ قَلبى چشمهاى من مى‏خوابد ولى دل من هرگز نمى‏خوابد. خيلى از افراد كوچك امتش هم بوده‏اند و هستند كه نه در خواب مرده‏اند و نه در بيدارى، يعنى وقتى هم كه خواب هستند چون خدا هرگز از قلب آنها بيرون نمى‏رود خوابشان هم بيدارى است. در كوچه راه مى‏روند باز هم زنده‏اند، در مغازه هستند معامله مى‏كنند (رِجالٌ لاتُلْهيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ) مشغول كسب و كار خودشان هستند باز هم زنده هستند، يعنى هرگز كسب و كار و شغل و گرفتارى و غم و غصه و چك و سفته و امثال اينها آنها را از خدا غافل نمى‏كند. روزشان بيدار، شبشان هم بيدار.
حال، ما در سال لااقل يكى دو سه شب را به عنوان تشبّه به اولياى خدا زنده نگه داريم يعنى واقعاً كوشش كنيم كه در اين شبها تمام شب را به ياد خدا بسر ببريم، حالت توبه و استغفار داشته باشيم، براى خودمان از خدا چيز بخواهيم؛ اين خودش يعنى ياد خدا. به همين شكل به ياد خدا باشيم كه دائماً از خداى متعال بخواهيم و مسئلت بكنيم.
ادامه دارد

یک عمر گذشت و سروسامان نگرفتیم

ای کاش فقط بی سروسامان تو بودیم


دل آرام
#2 ارسال شده : 1389 شهریور پنجشنبه, 11 14:09:19(UTC)

رتبه: مدیر

تاریخ عضویت: 1388/11/20(UTC)
ارسالها: 351
امتیازات: 510
Man
مکان: باجک

تشکرها: 9 بار
36 تشکر دریافتی در 32 ارسال
يكى از بزرگان مى‏گفت (چه نكته خوبى!) ما هميشه وقتى دعا مى‏كنيم به خدا مى‏گوييم خدايا به ما بده، هيچ وقت دعا نمى‏كنيم خدايا از ما بگير، در صورتى كه ما به اين دعا بيشتر احتياج داريم؛ ما به آن چيزهايى كه خدا بايد از ما بگيرد بيشتر احتياج داريم تا آن چيزهايى كه بخواهد به ما بدهد. تا اينهايى كه از ما بايد بگيرد از ما نگيرد هيچ چيز قابل دادن نيست. ما بايد بگوييم خدايا اين حب جاه و مال را از ما بگير، اين حسادتها را از ما بگير، اين كينه‏ها و عقده‏ها را از ما بگير، اين كدورتهاى قلبى را از ما بگير، اين پرده‏ها را از جلو چشم ما بردار؛ اين غَلها، اين غِشها، اين حِقدها، اين ضِغْنها، اين شكها، اين شركها، اين كبرها، اين حسدها را از ما بگير. به اين «بگير» ها بيشتر احتياج داريم تا به اينكه چه را به ما بده. آخر تو چه هستى؟ اول حساب كن كه چه هستى و چه دارى؛ چه را طلب مى‏كنى و براى كجا طلب مى‏كنى؟
گفت: «آئينه شو جمال پرى طلعتان طلب». اول آنچه بايد از تو بگيرند آنها را بيرون بريز، آنگاه بگو بده. آن وقت است كه دعاى تو مستجاب مى‏شود و «بده» ها به اجابت مقرون مى‏شوند.

نكته ديگر كه درسى است كه اميرالمؤمنين على عليه السلام مى‏دهد اين است‏(روحش را عرض مى‏كنم و جمله‏اش را بعد ترجمه مى‏كنم): هيچ وقت چيزى را بر خدا حتم نكنيد، يعنى نگوييد خدايا فلان چيز را به هر حال من مى‏خواهم، من كار ندارم حكمت اقتضا مى‏كند يا نه، مصلحت است يا مصلحت نيست. ادب عبوديت اقتضا مى‏كند كه انسان از خدا بخواهد. آن كسى كه از خدا چيز نمى‏خواهد او در مقابل خدا انانيّت به خرج مى‏دهد. عبوديت اقتضا مى‏كند كه انسان هميشه از خداوند چيز بخواهد. و وقتى كه انسان از خدا چيز مى‏خواهد اول اين را بايد بخواهد: خدايا اين قلب من را هدايت كن كه از تو آن چيزى را بخواهد كه حكمت و مصلحت است و الّا من خيلى اوقات گمراه مى‏شوم، چيزهايى براى خود مى‏خواهم كه نبايد بخواهم و چه دعاى بزرگى است! در نهج‏البلاغه است، مى‏فرمايد:
اللَّهُمَّ انْ فَهِهْتُ عَنْ مَسْأَلَتى، اوْ عَمِهْتُ عَنْ طَلِبَتى، فَدُلَّنى عَلى‏ مَصالِحى، وَ خُذْ بِقَلْبى الى‏ مَراشِدى، فَلَيْسَ ذلِكَ بِنُكْرٍ مِنْ هِداياتِكَ، وَ لا بِبِدْعٍ مِنْ كِفاياتِكَ .
يعنى خدايا اگر زمانى من گنگ و لال شدم نفهميدم از تو چه بايد بخواهم، عوضى چيزى خواستم، خدايا اگر از مطلوب واقعى خودم كور شدم، چشمهايم آن مطلوبهاى واقعى خودم را نديد و چيزهايى را ديد كه اصلًا نبايد من به اينها توجه كنم، خدايا اولين دعاى من اين است كه با آن لطف و كرم خودت دست به قلب من بينداز و دل مرا هدايت كن كه بفهمم چه بخواهم، مرا به مصالح خودم راهنمايى كن.
اين قلب من را بگير و به سوى رشدش و آنچه كه صلاح و هدايت و راهش است راهنمايى بفرما. از كرم تو و از لطف عميم تو اينها عجيب و چيز تازه‏اى نيست؛ يعنى تو چقدر لطف دارى كه بسيارى از اوقات اصلًا قلب من را خودت هدايت كرده‏اى كه من چه از تو بخواهم، اينها هم جزء لطفهاى توست.
در دعاى رجب مى‏خوانيم: يا مَنْ ارْجوهُ لِكُلِّ خَيْرٍ وَ امَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ كُلِّ شَرٍّ تا آنجا كه مى‏گوييم: يا مَنْ يُعْطِى الْكَثيرَ بِالْقَليلِ اى خدايى كه رحمت و نعمت بسيار را مى‏دهى در مقابل عمل كم. يا مَنْ يُعْطى مَنْ سَئَلَهُ اى خدايى كه عنايت مى‏كنى به هركه‏از تو بخواهد ولو عملى هم نداشته باشد؛ معاوضه عمل هم نيست. يا مَنْ يُعْطى مَنْ لَمْ يَسْئَلْهُ وَ مَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ اى خدايى كه اعطا مى‏كنى و رحمت مى‏كنى به بنده‏اى كه حتى از تو نخواسته و تو را نمى‏شناسد تَحَنُّناً مِنْهُ وَ رَحْمَةً از بس تو به بندگان خودت لطف و تحنّن و رأفت و رحمت دارى!
يكى از شرايط دعا- كه شرايط زياد دارد- همين ايمان به لطف عميم پروردگار است و اينكه رحمت پروردگار بى‏منتهاست و اينكه انسان هر اندازه عاصى و گناهكار باشد اگر به مانند يك بنده تائب و بازگشت‏كننده و مُقرّ به معصيت و بنده‏اى كه تصميم گرفته است ديگر نافرمانى نكند به درگاه الهى قدم بگذارد محال و ممتنع است كه پروردگار او را از در خانه خودش دور كند

کتاب آشنایی با قران(مجموعه27/669)

یک عمر گذشت و سروسامان نگرفتیم

ای کاش فقط بی سروسامان تو بودیم


حزب الله
#3 ارسال شده : 1390 شهریور ﺳﻪشنبه, 01 12:43:48(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/11/13(UTC)
ارسالها: 101
امتیازات: 188

تشکرها: 1 بار
9 تشکر دریافتی در 8 ارسال
جالبه ممنون
پاسخ سریع نمایش بخش پاسخ سریع
کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
میهمان
عنوان جدید ارسال پاسخ
انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » ضیافت الهی » دانشنامه روزه و رمضان در آثار شهید مطهری » تذکراتی برای شب بیست و سوم از زبان شهید مطهری
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن می باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن می باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن می باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن می باشید.

Silver Theme Created by CRCIS (پایگاه شهید مرتضی مطهری)
با استفاده از YAF | YAF © 2003-2010, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0/069 ثانیه ایجاد شد.