ورود به عنوان میهمان جستجو | عناوین فعال | ورود | ثبت نام

انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » مناسبتها » روز پدر مبارک
روز پدر مبارک
هلووو
#1 ارسال شده : 1390 خرداد ﺳﻪشنبه, 24 11:30:33(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/11/23(UTC)
ارسالها: 150
امتیازات: 173

تشکرها: 2 بار
10 تشکر دریافتی در 8 ارسال
سیزدهم رجب تولد حضرت علی علیه السلام را به همه شما دوستان عزیز تبریک عرض می کنم .

دموكراسى على‏
اميرالمؤمنين با خوارج در منتهى‏ درجه آزادى و دموكراسى رفتار كرد. او خليفه است و آنها رعيتش؛ هر گونه اعمال سياستى برايش مقدور بود اما او زندانشان نكرد و شلاقشان نزد و حتى سهميه آنان را از بيت المال قطع نكرد، به آنها نيز همچون ساير افراد مى‏نگريست. اين مطلب در تاريخ زندگى على عجيب نيست اما چيزى است كه در دنيا كمتر نمونه دارد. آنها در همه جا در اظهار عقيده آزاد بودند و حضرت خودش و اصحابش با عقيده آزاد با آنان روبرو مى‏شدند و صحبت مى‏كردند، طرفين استدلال مى‏كردند، استدلال يكديگر را جواب مى‏گفتند.
شايد اين مقدار آزادى در دنيا بى‏سابقه باشد كه حكومتى با مخالفين خود تا اين درجه با دموكراسى رفتار كرده باشد. مى‏آمدند در مسجد و در سخنرانى و خطابه على پارازيت ايجاد مى‏كردند. روزى اميرالمؤمنين بر منبر بود. مردى آمد و سؤالى كرد. على بالبديهه جواب گفت. يكى از خارجيها از بين مردم فرياد زد: «قاتَلَهُ اللَّهُ ما افْقَهَهُ» (خدا بكشد اين را، چقدر دانشمند است!). ديگران خواستند متعرضش شوند اما على فرمود رهايش كنيد، او به من تنها فحش داد.


کتاب جاذبه و دافعه علی علیه السلام
شیدا
#2 ارسال شده : 1390 خرداد چهارشنبه, 25 13:51:25(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/11/20(UTC)
ارسالها: 164
امتیازات: 205
Woman
مکان: تهران

تشکرها: 29 بار
20 تشکر دریافتی در 18 ارسال
میلاد مولود کعبه گرامی باد

اما روايت‏ «حبّ علىّ‏ بن‏ ابى‏ طالب‏ حسنة لا تضرّ معها سيّئة» بايد ديد چه تفسيرى دارد؟ يكى از علماى بزرگ- گويا وحيد بهبهانى است- اين حديث را به گونه‏اى خاص تفسير كرده است؛ ايشان مى‏فرمايند معناى حديث اين است كه اگر محبت على (ع)، راستين باشد هيچ گناهى به انسان صدمه نمى‏زند؛ يعنى اگر محبت على كه نمونه كامل انسانيّت و طاعت و عبوديّت و اخلاق است از روى صدق باشد و به خودبندى نباشد مانع ارتكاب گناه مى‏گردد؛ مانند واكسنى است كه مصونيّت ايجاد مى‏كند و نمى‏گذارد بيمارى در شخص «واكسينه شده» راه يابد. محبت پيشوايى‏ مانند على كه مجسّمه عمل و تقوا و پرهيزكارى است آدمى را شيفته رفتار على مى‏كند، فكر گناه را از سر او بدر مى‏برد، البته به شرطى كه محبتش صادقانه باشد.
كسى كه على (ع) را بشناسد، تقواى او را بشناسد، سوز و گداز او را بداند، ناله‏هاى نيمه شبش را بداند و به چنين كسى عشق بورزد محال است كه خلاف فرمان او كه هميشه امر به تقوا و عمل مى‏كرد عمل كند. هر محبى به خواسته محبوبش احترام مى‏گزارد و فرمان او را گرامى مى‏دارد. فرمانبردارى از محبوب، لازمه محبّت صادق است، لهذا اختصاص به على (ع) ندارد، محبّت صادقانه رسول اكرم نيز چنين است.
پس معنى حديث‏ «حبّ علىّ بن ابى طالب حسنة لا تضرّ معها سيّئة» اين است كه محبت على حسنه‏اى است كه مانع ضرر زدن گناه مى‏شود، يعنى مانع راه يافتن گناه مى‏شود؛ معنايش آن نيست كه جاهلان پنداشته‏اند و آن اينكه محبت على چيزى است كه هر گناهى كه مرتكب شوى بلا اثر است.
برخى از دراويش از طرفى دعوى دوستى خدا دارند و از طرف ديگر از هر گناهكارى گناهكارترند، اينان نيز مدّعيان دروغگو هستند.
منبع :مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى ج‏1 ص 331



1 کاربر از شیدا برای ارسال مفیدش تشکر کرده است.
شبنم در تاریخ 1390/03/25(UTC)
شبنم
#3 ارسال شده : 1390 خرداد چهارشنبه, 25 13:54:07(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1389/01/14(UTC)
ارسالها: 36
امتیازات: 111
Woman
مکان: تهران

تشکرها: 1 بار
3 تشکر دریافتی در 2 ارسال
على عليه السلام، نمونه كامل اسلام

شما وقتى به على‏ بن‏ ابى‏ طالب‏ عليه السلام از يك نظر نگاه كنيد، مى‏بينيد يك عابد و اول عابد دنياست به طورى كه عبادت على ميان همه ضرب المثل مى‏شود، آنهم نه عبادتى كه فقط خم و راست بشود، بلكه عبادتى كه سراسر جذبه است، سراسر شور است، سراسر عشق است، سراسر گريه و اشك است.بعد از اينكه على از دنيا رفته است، مردى به نام ضرار با معاويه روبرو مى‏شود.معاويه مى‏داند كه او از اصحاب على است، مى‏گويد: مى‏خواهم على را كه با او
بودى براى من توصيف كنى. خود معاويه از هركس ديگر على شناس‏تر بود ولى در عين حال اين كار را دوست داشت، چون در ته دلش به على ارادت داشت و حال آنكه به روى او شمشير مى‏كشيد. بشر يك چنين موجودى است. به على اعتقاد داشت، همان طورى كه شيطان به آدم اعتقاد داشت، ولى در عين حال از هيچ جنايتى درباره او كوتاهى نمى‏كرد. ضرار يكى از مشاهدى كه على را ديده بود براى معاويه نقل كرد، گفت: در يك شبى من على را در محراب عبادتش ديدم «يَتَمَلْمَلُ تَمَلْمُلَ السَّليمِ وَ يَبْكى بُكاءَ الْحَزين» مثل آدمى كه مار او را زده باشد، در محراب عبادت از خوف خدا به خود مى‏پيچيد و مثل يك آدم غرق در حزن و اندوه مى‏گريست و اشك مى‏ريخت، مرتب مى‏گفت آه آه از آتش جهنم. معاويه گريه‏اش گرفت و گريست.
همچنين معاويه در برخوردى كه با عدى بن حاتم پيدا كرد، مى‏خواست عدى را عليه على عليه السلام كه از دنيا رفته بود تحريك كند. به عدى گفت: «ايْنَ الطُّرَفات؟» طرَيف و طُرفه و طارف چطور شدند؟ (عدى سه پسر داشت به نامهاى طريف، طرفه و طارف كه هر سه در ركاب على عليه السلام شهيد شدند. معاويه مى‏خواست فتنه‏انگيزى كند، داغ جوانهايش را به يادش بياورد، بلكه بتواند از او يك كلمه عليه على عليه السلام اقرار بگيرد). عدى گفت: همه‏شان در صفّين در ركاب على كشته شدند. گفت: على درباره تو انصاف نداد، بى انصافى كرد؛ بچه‏هاى خودش حسن و حسين را كنار كشيد و بچه‏هاى تو را جلو انداخت و به كشتن داد. عدى گفت: من درباره على انصاف ندادم. اگر من انصاف مى‏دادم، نبايد الآن على زير خاك باشد و من زنده باشم. معاويه كه ديد تيرش به سنگ خورده است، گفت: اى عدى! دلم مى‏خواهد حقيقت را برايم درباره على بگويى. عدى، على عليه السلام را بسيار مفصل توصيف كرد.
خود او مى‏گويد: آخر كار كه شد، يك وقت ديدم اشكهاى نجس معاويه روى ريشش جارى شده است. بسيار اشك ريخت. بعد با آستين خود اشكهايش را پاك كرد و گفت: هيهات! زمان و روزگار عقيم است كه مثل على مردى را بياورد. ببينيد حقيقت چگونه جلوه دارد!.
اين از عبادت على، اما آيا على فقط اهل محراب بود و در غير محراب جاى ديگرى پيدايش نمى‏شد؟.
باز على را مى‏بينيم كه از هر نظر اجتماعى ترين فرد است، آگاه ترين فرد به‏ اوضاع و احوال مستمندها، بيچاره‏ها، مساكين و شاكيهاست. درحالى كه خليفه بود، روزها دِرّه خودش يعنى شلّاقش را روى دوشش مى‏انداخت و شخصاً در ميان مردم گردش مى‏كرد و به كارهاى آنها رسيدگى مى‏نمود. به تجّار كه مى‏رسيد فرياد مى‏كرد: الْفِقْهُ ثُمَّ الْمَتْجَرُ اول برويد مسائل تجارت را ياد بگيريد، احكام شرعى‏اش را ياد بگيريد، بعد بياييد تجارت كنيد؛ معامله حرام نكنيد، معامله ربوى نكنيد. اگر كسى مى‏خواست دير به دنبال كسبش برود، على مى‏گفت زود پاشو برو: اغْدوا الى‏ عِزِّكُمْ‏ اين مرد عابد اينچنين بود. اول بار من اين حديث را از مرحوم آيت اللَّه العظمى بروجردى شنيدم. يك وقت مرد فقيرى، متكدى‏اى آمده بود به ايشان چسبيده بود و چيزى مى‏خواست. ايشان به قيافه‏اش نگاه كرد، ديد مردى است كه مى‏تواند كار و كاسبى بكند، گدايى برايش حرفه شده است. نصيحتش كرد. از جمله همين جمله على عليه السلام را فرمود، گفت اميرالمؤمنين به مردم فرياد مى‏كرد: اغْدوا الى‏ عِزِّكُمْ‏ صبح زود به دنبال عزت و شرف خودتان برويد، يعنى برويد دنبال كار و كسب و روزى‏تان. انسان وقتى كه از خود درآمد داشته باشد و زندگى‏اش را خود اداره كند، عزيز است. كار و كسب، عزت و شرافت است.
اين را مى‏گويند نمونه يك مسلمان واقعى. در عبادت اول عابد است. در مسند قضا كه مى‏نشيند، يك قاضى عادل است كه يك سر مو از عدالت منحرف نمى‏شود.
ميدان جنگ مى‏رود، يك سرباز و يك فرمانده شجاع است؛ يك فرمانده درجه اول كه خودش فرمود: من از اول جوانى جنگيده‏ام و در جنگ تجربه دارم. روى كرسى خطابه مى‏نشيند، اول خطيب است. روى كرسى تدريس مى‏نشيند، اول معلم و مدرّس است، و در هر فضيلتى همين‏طور است. اين، نمونه كامل اسلام است.
منبع : مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى ج‏23 ص 504
دل آرام
#4 ارسال شده : 1391 خرداد دوشنبه, 15 15:19:30(UTC)

رتبه: مدیر

تاریخ عضویت: 1388/11/20(UTC)
ارسالها: 351
امتیازات: 510
Man
مکان: باجک

تشکرها: 9 بار
36 تشکر دریافتی در 32 ارسال

 

 

 

آنان که علی را خدا پندارند

کفرش به کنار، عجب خدایی دارند

 


یک عمر گذشت و سروسامان نگرفتیم

ای کاش فقط بی سروسامان تو بودیم


کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
میهمان
انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » مناسبتها » روز پدر مبارک
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

Silver Theme Created by CRCIS (پایگاه شهید مرتضی مطهری)
با استفاده از YAF | YAF © 2003-2010, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0/095 ثانیه ایجاد شد.