ورود به عنوان میهمان جستجو | عناوین فعال | ورود | ثبت نام

انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » گنجینه مطهر » نظر شهيد مطهرى درباره پدر و چهار استاد برجسته اش
نظر شهيد مطهرى درباره پدر و چهار استاد برجسته اش
azadi
#1 ارسال شده : 1390 شهریور شنبه, 05 15:01:19(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/08/24(UTC)
ارسالها: 500
امتیازات: 866

تشکرها: 4 بار
12 تشکر دریافتی در 9 ارسال

1- شيخ محمد حسين مطهرى - اين مرد بزرگ و شريف (پدرش) هيچ وقت خواب خود را به تاخير نمى اندازد . شام را سر شب مى خورد و سه ساعت از شب گذشته مى خوابد و حداقل دوساعت به صبح مانده بيدار مى شود . يك جزء قرآن را تلاوت مى كند و با چه فراغت و آرامشى نماز شب مى خواند . حالا تقريبا صد سال از عمرش مى گذرد و هيچ وقت من نمى بينم كه يك خواب نا آرام داشته باشد . شبى نيست كه پدر و مادرش را دعا نكند . شبى نيست كه نزديكان و خويشاوندانش را ياد نكند و همان لذت معنوى است كه او را سرحال نگه داشته است .
2 - آيت الله حاج آقا حسين بروجردى - آيت الله بروجردى( اعلى الله مقامه) به راستى فقيه بود . من عادت ندارم از كسى نام ببرم ايشان هم تا زنده بود در سخنرانيها يم از ايشان نام نبرده ام ولى حالا كه ايشان رفته اند مى گويم اين مرد به راستى يك فقيه ممتاز ومبارز بود . درهمه اين رشته ها ازتفسير و حديث , رجال و درايه و فقه و ساير فرق اسلامى احاطه و تسلط داشت . او كسى بود كه اساسا توحيد را در زندگى خودش لمس مى كرد و يك اتكا و اعتماد عجيبى به خدا داشت .
3- مرحوم حاج ميرزا على آقا شيرازى - اين استاد خوبم از بزرگترين مردانى است كه من در عمر خود ديده ام و به راستى نمونه اى از زهاد و عباد و اهل يقين و يادگارى ازسلف صالح بود كه در تاريخ خوانده ايم . در تابستان سال 1321 ه .ش, از قم به اصفهان رفتم وبراى اولين بار در اصفهان با آن مرد بزرگ آشنا شدم و از محضرش استفاده كردم . البته اين آشنايى بعد تبديل شد به ارادت شديد از طرف من و محبت و لطف استادانه و پدرانه ازطرف آن بزرگوار .
او از كسانى بود كه بايد از راه هاى دور بار سفر ببنديم و فيض محضرش را دريابيم .او را هموراه يكى از ذخاير گرانبهاى عمر خود مى شمارم و حاضر نيستم با هيچ چيزى معاوضه نمايم . شب و روزى نيست كه خاطره اش در ذهنم مجسم نگردد و از او يادى نكنم و نامى نبرم و ذكر خيرى نماييم . به خود جرات مى دهم و مى گويم او به حقيقت يك عالم ربانى بود اما به خود جرات نمى دهم كه بگويم من(متعلم على سبيل النجاه) بودم . يادم هست كه در برخورد با او همواره اين بيت سعدى در ذهنم جان مى گرفت كه
عابد و زاهد و صوفى همه طفلان رهند مرد اگر هست به جز عالم ربانى نيست
4- علامه سيد محمد حسين طباطبايى - حضرت استادنا الاكرم علامه طباطبايى(روحى فداه) اين مرد واقعا يكى از خدمت گزاران بسيار بسيار بزرگ اسلام است . او به راستى مجسمه تقوا و معنويت است در تهذيب و تقوا مقامات بسيار عالى و معنوى طى كرده, حضرت علامه طباطبايى از نظر كمالا و روح به حد تجرد برزخى رسيده اند مى توانند صور غيبى را كه افراد عادى از ديدن آنها ناتوان است مشاهده كنند .
من ساليان سال دراز از فيض پر بركت اين مرد بزرگ , بهرمند بوده ام و الان هم هستم كتاب (تفسير الميزان) ايشان يكى از بهترين تفاسيرى است كه براى قرآن مجيد نوشته شده است من مى توانم ادعا كنم كه بهترين تفسيرى است كه در ميان شيعه و سنى از صدر اسلام تا امروز نوشته شده است . او بسيار مرد عظيم و جليل القدرى است كه صد سال ديگر تازه بايد بنشينند و افكار او را تجزيه و تحليل كنند و به ارزش او پى ببرند ايشان در دنياى اسلام چهره شناخته شده اى هستند نه تنها در دنياى اسلام بلكه در اروپا و آمريكانيز مردم ايشان را به عنوان يك متفكر بزرگ مى شناسند .
5- حضرت امام خمينى(رض) - پس از مهاجرت به قم, گمشده خود را در اين شخصيت ديگر يافتم .فكر كردم كه روح تشنه ام از اين شخصيت سيراب خواهد شد, اگر چه در آغاز مهاجرت به قم هنوز از مقدمات فارغ نشده بودم و شايستگى ورود به مقولات را نداشتم اما درس اخلاقى كه به وسيله شخصيت محبوبم در هر پنج شنبه و جمعه گفته مى شد و در حقيقت درس معارف و سير وسلوك بود, نه اخلاق به مفهوم خشك علمى, مرا سرمست مى كرد .
بدون هيچ اغراق و مبالغه اى, اين درس مرا آن چنان به وجد مىآورد كه تا دوشنبه و سه شنبه هفته بعد خودم را شديدا تحت تاثير آن مى يافتم . بخش مهمى از شخصيت من درآن درس و سپس در درسهاى ديگرى كه در طى دوازده سال از اين استاد الهى فرا گرفتم,انعقاد يافت و همواره خود را مديون او دانسته و مى دانم راستى كه او روح قدس الهى بود .
من كه قريب به دوازده سال در خدمت اين مرد بزرگ تحصيل كرده ام باز وقتى كه درسفر اخير به پاريس به ملاقات و زيارت ايشان رفتم چيزهايى از روحيه او درك كردم كه نه فقط بر حيرت من, بلكه بر ايمانم نيز اضافه كرد, وقتى برگشتم , دوستانم گفتند :چه ديدى؟ گفتم چهار تا آمن ديدم:
آمن بهدفه :به هدفش ايمان دارد, دنيا اگر جمع بشود نمى تواند او را از هدفش منصرف كند .
آمن بسبيله :به راهى كه انتخاب كرده ايمان دارد امكان ندارد بتوان او را از اين راه منصرف كرد .
آمن بقومه :احدى مثل ايشان به روحيه مردم ايران ايمان ندارد .
آمن بربه :در يك جلسه خصوصى به من فرمود :اين ما نيستيم كه چنين مى كنيم من دست خدا را به وضوح حس مى كنم .
منبع : نرم افزار مطهر نسخه 3

کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
میهمان
انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » گنجینه مطهر » نظر شهيد مطهرى درباره پدر و چهار استاد برجسته اش
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

Silver Theme Created by CRCIS (پایگاه شهید مرتضی مطهری)
با استفاده از YAF | YAF © 2003-2010, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0/032 ثانیه ایجاد شد.