در
کتابخانه
بازدید : 444435تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
اما فقهای اهل تسنن. لازم است مقدمه ای ذكر كنم:

در دوره ی خلفای اموی، فقهای عرب نژاد غیرشیعه تقویت می شدند و در زمان خلفای عباسی فقهای غیرعرب و غیرشیعه، مخصوصاً ایرانیان غیرشیعه. جرجی زیدان درباره ی خلفای اموی می گوید:

«امویان تعصب زیادی نسبت به اعراب داشتند و ملل غیرعرب را حقیر می شمردند. با این حال چون فقهای مدینه خلافت را حق اهل بیت رسالت می دانستند و بنی امیه را غاصب می شمردند، لذا خلفای بنی امیه قلباً از فقهای مدینه متنفر بودند ولی از روی ناچاری آنها را گرامی شمرده، در راضی كردن آنها می كوشیدند، بخصوص خلفای پرهیزكار اموی مانند عمر بن عبد العزیز كه بدون نظر فقهای مدینه به هیچ كار مهمی دست نمی زدند. پس از بنی امیه كار به دست عباسیان افتاد و منصور عباسی در صدد كوچك كردن عربها و بزرگ ساختن ایرانیان برآمد، چه به دست ایرانیان و با كمك آنان دولت عباسی تشكیل یافته بود و یكی از اقدامات
مجموعه آثار شهید مطهری . ج14، ص: 442
منصور برای اجرای نقشه ی خودش این بود كه نظر مسلمانان را از مكه و مدینه برگرداند. لذا بنایی به نام «قبة الخضراء» ساخت تا مردم بدانجا رفته اعمال حج بجا آورند و مقرری معمول اهل مدینه را قطع كرد. فقیه آن روز مدینه (در میان اهل تسنن) كه مالك بن انس بود، پس از استفتای مردم مدینه در خلع بیعت منصور به خلع او فتوا داد. اهل مدینه از منصور دست كشیده با محمد بن عبد اللّه از خاندان علی علیه السلام بیعت كردند. كم كم كار محمد بالا گرفت و منصور با وی جنگیده با زحمت بسیار بر وی غلبه كرد و اهل مدینه دوباره با منصور بیعت كردند. با اینهمه، مالك خلفای عباسی را خلیفه نمی دانست و چون حاكم مدینه جعفر بن سلیمان عموی منصور این را فهمید، خشمگین گشت و مالك را احضار نموده و شانه ی او را برهنه كرده بر آن تازیانه زد. » [1] ابن الندیم در الفهرست در مقاله ی مربوط به فقها در ذیل احوال محمد بن شجاع معروف به ابن الثلجی، داستانی نقل می كند كه نشان دهنده ی سیاست خلفای عباسی در مورد ایرانیان (البته ایرانیان غیرشیعه) است. از اسحاق بن ابراهیم مصعبی نقل می كند كه گفت:

«خلیفه مرا احضار كرد و گفت فقیهی را برای من انتخاب كن كه هم اهل حدیث باشد و هم اهل قیاس، بلندبالا و خوش تیپ و خراسانی الاصل باشد، از آنها باشد كه در دولت ما پرورش یافته اند كه طرفدار دولت ما باشد، می خواهم منصب «قضا» را به او بسپارم. اسحاق گفت به خلیفه گفتم مردی با چنین اوصاف، جز محمد بن شجاع ثلجی سراغ ندارم؛ اجازه بدهید با او مذاكره كنم. گفت بسیار خوب، وقتی كه پذیرفت او را نزد من آر. اما محمد بن شجاع نپذیرفت، گفت چرا بپذیرم؟ نه به مال و ثروت احتیاج دارم و نه به مقام و نه به شهرت. . . » [2] چنانكه می دانیم در میان فقهای اهل تسنن، چهار نفر به عنوان صاحب مذهب و صاحب مكتب خوانده می شوند و توده ی تسنن تابع یكی از این چهار پیشوا می باشد،
مجموعه آثار شهید مطهری . ج14، ص: 443
یعنی ابوحنیفه، شافعی، مالك بن انس، احمد بن حنبل. ولی انحصار مذهب و مكتب به این چهار نفر در قرن هفتم هجری رخ داد. قبلاً در حدود ده مكتب و مذهب در میان اهل تسنن موجود بود.

ما بحث خود را درباره ی فقهای اهل تسنن به سه بخش تقسیم می كنیم: دوره ی پیش از پیشوایان مذاهب، دوره ی پیشوایان، دوره ی بعد از پیشوایان.

دوره ی قبل از پیشوایان دوره ی تابعین است، دوره ی كسانی است كه رسول اكرم را درك نكرده اند اما صحابه ی آن حضرت را درك كرده اند. در این دوره هفت نفر در مدینه بودند كه به «فقهاء سبعه» معروفند و آنها عبارتند از:

1. ابوبكر بن عبد الرحمن بن حارث بن هشام مخزومی. این مرد از قریش است و نسب به یكی از برادران ابوجهل می برد. در سال 94 درگذشته است.

2. سعید بن مسیب مخزومی. این مرد نیز از قریش است. به زهد و عبادت معروف است. گویند پنجاه سال شب زنده داری كرد و با وضوی نماز عشا نماز صبح را خواند. علامه سیدحسن صدر در تأسیس الشیعه [3] و بعضی دیگر از علمای بزرگ شیعه او را شیعه می دانند. سعید بن مسیب در حدود سال 91 درگذشته است.

3. قاسم بن محمد بن ابی بكر. نواده ی ابوبكر و جد مادری امام صادق علیه السلام است.

صاحب تأسیس الشیعه به تشیع او تصریح می كند [4]. مادر قاسم- چنانكه معروف است- یكی از دختران یزدجرد ساسانی است. بنا بر این نقل، قاسم از طرف پدر قرشی و از طرف مادر ایرانی است. وی در فاصله ی سالهای صد و صد و ده درگذشته است.

4. خارجة بن زید بن ثابت انصاری، متوفّی در حدود سال 99. این مرد پسر زید بن ثابت انصاری معروف است.

5. سلیمان بن یسار. این مرد از موالی و احتمالاً ایرانی است. در حدود سال 94 درگذشته است.

6. عبیداللّه بن عبد اللّه بن عتبة بن مسعود، متوفّی در حدود سال 98. این مرد برادرزاده ی عبد اللّه بن مسعود صحابی معروف است.

7. عروة بن زبیر، متوفّی در حدود سال 94. این شخص پسر زبیر بن عوام
مجموعه آثار شهید مطهری . ج14، ص: 444
صحابی معروف است.

چنانكه معلوم شد، از این هفت نفر یك نفر (سلیمان بن یسار) احتمالاً ایرانی است، یك نفر دیگر (قاسم بن محمد) بنا بر یك نقل- كه چندان معتبر نیست- از طرف مادر ایرانی است؛ باقی همه عرب خالص مكی یا مدنی می باشند. در این دوره افراد برجسته ی دیگری هستند كه بعضی از آنها ایرانی می باشند. از جمله ربیعة الرأی فقیه مشهور است. وی استاد مالك بن انس پیشوای مالكیان بوده است. عمل به قیاس را او ابداع و ابتكار كرد. ربیعه در سال 136 درگذشته است.

و از آن جمله طاووس بن كیسان است. طاووس از موالی ایرانی و معاصر فقهای سبعه است. او در 104 یا 106 درگذشته است.

دیگر سلیمان اعمش است كه ایرانی است. از فقهای قرن اول شمرده می شود.

قبلاً از او یاد كردیم.

دیگر عكرمه غلام ابن عباس است. عكرمه یك غلام بربری است و ایرانی نیست. عكرمه به مقام فقاهت و تفسیر نایل شد. در كتب فقه و تفسیر از او نام برده می شود.

اما طبقه ی پیشوایان:

1. ابوحنیفه نعمان بن ثابت بن زوطی یا نعمان بن ثابت بن نعمان بن المرزبان متوفّی در سال 150. ابو حنیفه یك نفر ایرانی است كه امام اعظم اهل سنت به شمار می رود. در جامعه ی تسنن، بعد از پیغمبر اكرم و خلفای راشدین و حسنین علیهما السلام هیچ كس به اندازه ی ابوحنیفه محترم نیست. پیروانش در ایران بسیار اندكند اما در غیرایران بیش از صدمیلیون پیرو دارد.

2. محمد بن ادریس شافعی متوفّی در سال 204. شافعی عرب قرشی است.

شافعی از نظر كثرت پیروان مانند ابوحنیفه است و شاید بیش از او پیرو داشته باشد.

3. مالك بن انس متوفّی در سال 179. مالك عرب قحطانی است. بلاد مغرب غالباً پیرو مالك بن انس می باشند.

4. احمد بن حنبل شیبانی، متوفّی در سال 241. احمد از لحاظ نژاد عرب است ولی ظاهراً خاندانش در ایران (مرو) می زیسته اند. ابن خلكان می نویسد: مادرش در وقتی كه او را در رحم داشت از مرو خارج شد و در بغداد وضع حمل كرد.

احمد بن حنبل را می توان جزء ایرانیان عرب نژاد محسوب داشت. علیهذا از
مجموعه آثار شهید مطهری . ج14، ص: 445
چهار امام اهل تسنن یكی ایرانی، دیگری عرب عدنانی، دیگری عرب قحطانی، چهارمی ایرانی عرب نژاد است.

همچنانكه قبلاً اشاره شد، در طبقه ی پیشوایان عده ی دیگر نیز بوده اند كه اكنون عملاً مذهبشان منسوخ است از قبیل محمد بن جریر طبری متوفّی در سال 310 و داود بن علی ظاهری اصفهانی متوفای 270. داود بن علی همان است كه مكتب ظاهری را در فقه به وجود آورد. این مكتب نوعی اخباریگری و جمود است. ابن حزم اندلسی كه نژاد ایرانی دارد اما طرفدار امویهاست و خالی از یك نوع عداوت نسبت به اهل البیت نیست، از نظر فقهی تابع داود بن علی ظاهری است.

گروهی دیگر از فقهای بزرگ اهل تسنن می باشند كه بعضی صاحب مكتب و مذهب بوده اند و بعضی نه، برخی ایرانی اند و برخی نه. ما برای این كه معیاری از سهم ایرانیان در فقه اهل تسنن به دست داده باشیم عده ای را نام می بریم:

1. محمد بن حسن شیبانی، شاگرد ابوحنیفه، از ملازمین هارون الرشید و متوفّی در سال 189. این مرد اصلاً دمشقی است. در واسط عراق متولد شد و در سفری كه با هارون به ایران می آمد در ری درگذشت و همان جا دفن شد.

2. ابویوسف، شاگرد دیگر ابوحنیفه و قاضی القضاة مهدی و هادی و هارون، و متوفّی در سال 192. این مرد ظاهراً نسب به انصار مدینه می برد.

3. زفر بن الهذیل، متوفّی در سال 158. زفر عرب عدنانی است و از پیروان ابوحنیفه به شمار می رود.

4. لیث بن سعد اصفهانی، فقیه مصر، متوفّی در سال 175. لیث از صاحبان مكاتب به شمار می رود، گواینكه گفته می شود كه پیرو ابوحنیفه بوده است.

5. عبد اللّه بن مبارك مروزی. اهل مرو است. شاگرد ابوحنیفه و مالك و ثوری بوده و در سال 181 درگذشته است.

6. اوزاعی، ابو عمرو عبد الرحمن بن عمرو، متوفای 157. شاگرد زهری و عطاء بن ابی رباح بوده. ساكن شام بود و پیشوای مطلق شامیان شمرده می شد.

اوزاعی از فقهای صاحب مكتب است. معلوم نیست عرب اصیل یمنی است و یا از اسرای یمن است.

اینها معاریف فقهای اهل تسنن می باشند. غیرمعاریف از حد احصا خارج است.

در میان معاریف در طبقات مختلف افراد ایرانی و غیرایرانی فراوانند.
مجموعه آثار شهید مطهری . ج14، ص: 446
در قرون بعد، از ائمه و معاریف فقهای اهل تسنن كه بگذریم، از ابن سریج شافعی و ابوسعید اصطخری و ابواسحاق مروزی در قرن چهارم و ابوحامد اسفراینی و ابواسحاق اسفراینی و ابواسحاق شیرازی و امام الحرمین جوینی و امام محمد غزالی و ابوالمظفر خوافی و كیاالهراسی در قرن پنجم و ابواسحاق عراقی موصلی در قرن ششم و ابواسحاق موصلی در قرن هفتم و امام شاطبی اندلسی در قرن هشتم باید نام برد.

در سه چهار قرن اخیر به مناسبت گرایش مردم ایران از تسنن به تشیع، همه ی فقهای ایران شیعه بوده اند.
[1] . ترجمه ی تاریخ تمدن ، ج /3ص 104و105.
[2] . الفهرست ، ص 305.
[3] . تأسیس الشیعه ، ص 298.
[4] . همان.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است