در
کتابخانه
بازدید : 57848تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
نتیجه ای كه عملاً از بررسی علل و عوامل گرایشهای مادّی باید بگیریم چیست؟ مجدّدا باید اعتراف كنم كه مدّعی نیستم این بررسی یك بررسی جامع و كامل است. ممكن است علل و عواملی از نظر من پنهان مانده باشد. ممكن است در ارزیابی بعضی عاملها اشتباه كرده باشم. مسلّماً دیگران كه جریان تاریخ را با زیربناهای اقتصادی توجیه می كنند، به شكل دیگر این حوادث را تعلیل می نمایند و آینده را هم به شكلی دیگر پیش بینی می كنند. ما هر چند مطالعات خود را برای اظهار نظر قطعی درباره ی علل و عوامل گرایشهای مادّی كافی نمی دانیم و خود را نیازمند به بررسی دقیق تر و كامل تری می دانیم، امّا حاضر هم نیستیم از دیگران تقلید كنیم و چشم بسته تسلیم گفته های آنها بشویم.

اكنون ببینیم از نظر علاقه مندان به بسط و اشاعه ی كلمه ی توحید كه نجات انسانیّت را در گرو خداشناسی و خداپرستی می دانند، معنویّت را از ضرورتهای زندگی فردی و اجتماعی انسان می شناسند، اذعان دارند بشریّت منهای معنویّت امیدی به بقایش نیست، خودش را و تمدّنش را و زمینی را كه بر آن قرار گرفته به دست خود نابود خواهد ساخت- آری، از نظر این افراد- چاره چیست و چه باید كرد؟
مجموعه آثار شهید مطهری . ج1، ص: 582
اگر بررسیهای گذشته را ملاك قرار دهیم باید اوّلاً مكتب الهی را به طور معقول و علمی و استدلالی صحیح عرضه بداریم: به خداوند تصویر انسانی ندهیم، برایش چشم و گوش نسازیم، میان چشم چپش و چشم راستش فاصله معیّن نكنیم، او را در لابراتوارها و یا در بالای ابرها و ما فوق آسمانها و در قعر دریاها جستجو نكنیم، مسأله ی تنزیه را كه قرآن كریم فراوان بر آن تكیه كرده است در نظر بگیریم و او را برتر از خیال و قیاس و گمان و وهم بدانیم، او را فقط آغاز كننده ی جهان ندانیم، میان او و علل زمانی تقسیم كار برقرار نكنیم، با تصوّرات نامربوط درباره ی علم ازلی و اراده ی ازلی مبارزه كنیم و خلاصه جلوی هرگونه لغزش فكری را در مسائل الهیّات بگیریم.

البتّه این كار وقتی میسّر است كه به یك مكتب استدلالی سیستماتیك الهی كه پاسخگوی این نیاز باشد، بپیوندیم. معارف اسلامی از این نظر فوق العاده غنی است و می تواند پاسخگوی خوبی به این نیاز باشد. حكمای اسلامی با الهام از قرآن كریم و كلمات رسول اكرم (ص) و ائمّه ی اطهار (ع) توانسته اند یك مكتب مستدل و مستحكمی در این زمینه به وجود آورند. كسی كه با این مكتب آشنا باشد نمی گوید معنی علّت نخستین این است كه یك شی ء خودش پایه گذار وجود خودش باشد؛ نمی گوید اگر همه چیز را علّت نخستین به وجود آورده است، خود علّت نخستین را چه چیز به وجود آورده است؟ نمی گوید مشكل علّت نخستین لا ینحلّ است؛ نمی گوید اگر قائل به خدا شویم برای زمان باید ابتدای زمانی قائل شویم؛ نمی گوید اگر خدا را اثبات كنیم باید آزادی را نفی كنیم؛ نمی گوید یا خدا یا آزادی و امثال اینها.

در گذشته ی تاریخ اسلامی، اشعریان و حنبلیان، جمود و قشریّتی به وجود آوردند كه الهیّات اسلامی را تهدید می كرد، ولی نتوانست در مقابل تحرّك و تعالی ای كه معارف عمیق اسلامی در بر داشت مقاومت كند. متأسّفانه اخیرا گروهی از نویسندگان به اصطلاح روشنفكر مسلمان عرب، تحت تأثیر فلسفه ی حسّی غرب از یك طرف و سوابق اشعریگری از طرف دیگر، نوعی جمود فكری و لاادریگری در الهیّات را تبلیغ می كنند و یك نوع اشعریگری پیوند خورده با فلسفه ی حسّی را رواج می دهند.

فرید وجدی و تا حدّی سیّد قطب، محمّد قطب، سیّد ابو الحسن ندوی از این طبقه اند.

كم و بیش موج این طرز تفكّر به میان ما هم رسیده است.

این طبقه تحت عنوان اینكه ما وراء الطّبیعه وادیی است ناشناخته و برای بشر
مجموعه آثار شهید مطهری . ج1، ص: 583
مجهول است و از حدود توانایی عقل و اندیشه ی بشر خارج است و ما هم شرعا مكلّف نیستیم وارد این وادیهای ناشناخته بشویم، به طور كلّی باب معارف را سدّ می كنند.

اینها خیال می كنند حدّ نهایی الهیّات این است كه در نظامات خلقت مطالعه كنیم و انگشت حیرت به لب بگیریم؛ انگشت حیرت به دندان گزیدن حدّ اكثر خداشناسی است؛ بنابراین یك دوره تاریخ طبیعی مطالعه كردن برای همه ی مسائل الهیّات كافی است؛ كتابهای امثال موریس مترلینگ یك الهیّات كامل است.

اینها نمی دانند كه مطالعه ی نظام خلقت، قدم اوّل است نه قدم آخر؛ حدّ اكثر این است كه با این قدم تا مرز میان طبیعت و ماورای طبیعت می رسیم نه بیشتر.

ما در جلد پنجم اصول فلسفه و روش رئالیسم راههای مختلف خداشناسی و از آن جمله راه حسّ و علم، یعنی راه مطالعه ی طبیعت را ارزیابی كرده ایم و حدود آنها را مشخّص كرده ایم و ثابت كرده ایم كه اوّلاً راه انسان برای تحصیل معارف الهی و ما وراء الطّبیعی به مانند یك علم متقن و مبرهن باز است و بسته نیست؛ ثانیاً از نظر اسلام، انسانها مكلّف اند و یا لااقل مجازند كه با معارف ما وراء الطّبیعی به مانند مسائل تحقیقی و استدلالی و برهانی، نه تقلیدی، آشنا بشوند؛ و ثالثاً راه حسّ و علم یا راه طبیعت، جادّه ای است كه از طبیعت تا مرز ماورای طبیعت كشیده شده است و نه بیشتر. نمی گویم جادّه ای است كه از طبیعت تا مرز الوهیّت كشیده شده است و به اصطلاح برای سفر «من الخلق الی الحقّ» كافی است، بلكه می گویم جادّه ای است كه تا مرز ماورای طبیعت كشیده شده است؛ یعنی همین قدر ثابت می كند كه طبیعت، ماورایی دارد و مسخّر آن ما وراء است؛ امّا خود آن ما وراء، مخلوق است یا نه؟ یعنی آیا قدرت ما وراء الطّبیعی، همان خالق كلّ است یا خود او نیز به نوبه ی خود مخلوق و مسخّر ماورای خود است؟ فرضاً او خود ماورایی ندارد، آیا او خودش بسیط است یا مركّب؟ واحد است یا كثیر؟ علم و قدرتش متناهی است یا غیر متناهی؟ فیضش محدود است یا نامحدود؟ بشر در برابر او مجبور است یا آزاد؟ . . . و دهها پرسش دیگر، به هیچ یك از این پرسشها نمی تواند پاسخ دهد.

امّا علم و فنّی هست كه به همه ی این پرسشها پاسخ می دهد؛ می تواند ما را با اصول برهانی خود، هم از خلق تا حقّ به پرواز در آورد و هم می تواند ما را «بالحقّ فی الحقّ» سیر و حركت دهد و با یك سلسله معارف مربوط به عالم ربوبی آشنا سازد.

به هر حال، یك گام مبارزه با مادّیگری، عرضه كردن یك مكتب الهی است كه
مجموعه آثار شهید مطهری . ج1، ص: 584
بتواند پاسخگوی نیازهای فكری اندیشمندان بشر باشد.

در مرحله ی دوّم باید پیوند مسائل الهی با مسائل اجتماعی و سیاسی مشخّص شود. مقام مكتب الهی از نظر پشتوانه بودن حقوق سیاسی و اجتماعی روشن گردد.

دیگر قبول خدا ملازم با قبول حقّ زورگویی و استبداد حكمران تلقّی نگردد.

خوشبختانه از این نظر نیز تعلیمات اسلامی غنی و رساست، هر چند كمتر عرضه شده است. وظیفه ی دانشمندان روشنفكر اسلامی است كه مكتب حقوقی اسلام را از وجهه های سیاسی و اقتصادی- و بالاخص از وجهه ی اقتصادی- معرّفی كنند.

در مراحل دیگر باید با هرج و مرج تبلیغی و اظهار نظرهای نامتخصّص مبارزه شود. دیگر برای خطوط روی طالبی و برای بال نداشتن شتر، از آن فلسفه ها بافته نشود. به مسأله ی محیط مساعد اخلاقی و اجتماعی كه هماهنگ با مفاهیم متعالی معنوی باشد، باید كمال اهمیّت داده شود. مسأله ی محیط مساعد- كه از نظر اسلام امر به معروف و نهی از منكر برای چنین منظوری است- گذشته از سایر جهات از جنبه ی ایجاد زمینه برای رشد مفاهیم عالی معنوی فوق العاده ضروری است.

از همه ضروری تر اینكه در عصر ما باید علاقه مندان و آشنایان به مفاهیم واقعی اسلامی سعی كنند بار دیگر حماسه را كه ركنی از مفاهیم اسلامی بود، بدانها برگردانند. البتّه بازگردانیدن حماسه به مفاهیم اسلامی نیازمند است به جهادی فكری و قلمی و زبانی. . . و جهاد دیگری عملی.

و السّلام علی من اتّبع الهدی
مجموعه آثار شهید مطهری . ج1، ص: 585
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است