در
کتابخانه
بازدید : 113175تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
اعتقاد به وحی و نبوّت، از نوعی بینش درباره ی جهان و انسان ناشی می شود یعنی اصل هدایت عامّه در سراسر هستی. اصل هدایت عامّه لازمه ی جهان بینی توحیدی اسلامی است، از این رو اصل نبوّت لازمه ی این جهان بینی است. خداوند متعال به حكم اینكه واجب الوجود بالذّات است و واجب الوجود بالذّات، واجب من جمیع الجهات است، فیّاض علی الاطلاق است و به هر نوعی از انواع موجودات در حدّی كه برای آن موجود ممكن و شایسته است تفضّل و عنایت دارد و موجودات را در مسیر كمالشان هدایت می كند. این هدایت، شامل همه ی موجودات است: از كوچكترین ذرّه گرفته تا بزرگترین ستاره و از پست ترین موجود بیجان گرفته تا عالی ترین و راقی ترین جاندارها كه ما می شناسیم یعنی انسان. از این روست كه قرآن واژه ی «وحی» را همچنانكه در مورد هدایت انسان به كار برده در مورد هدایت جمادات و نباتات و حیوانات به كار برده است.

هیچ موجودی در این جهان ثابت و یكنواخت نیست، دائما منزل و جایگاه عوض می كند و به سوی مقصودی روان است.

از طرف دیگر همه ی علامتها نشان می دهد كه نوعی «میل» و «كشش» در هر موجودی به سوی مقصدی كه به آن مقصد روان است وجود دارد، یعنی موجودات با
مجموعه آثار شهید مطهری . ج2، ص: 156
نیروی مرموزی كه در درونشان هست به سوی مقصدشان كشیده می شوند. این نیرو همان است كه از آن به «هدایت الهی» تعبیر می شود. قرآن كریم از زبان حضرت موسی نقل می كند كه به فرعون زمان خویش گفت:

«پروردگار ما همان است كه به هر موجودی آن آفرینشی كه شایسته ی آن بود عنایت كرد و سپس آن را در راه خودش هدایت نمود. » [1] جهان ما جهانی هدفدار است، یعنی در درون موجودات كششی به سوی هدف كمالی شان موجود است و هدفداری همان هدایت الهی است.

كلمه ی «وحی» در قرآن كریم مكرّر به كار رفته است. شكل استعمال این كلمه و موارد مختلف استعمال آن نشان می دهد كه قرآن آن را منحصر به انسان نمی داند، در همه ی اشیاء و لا اقل در موجودات زنده ساری و جاری می داند، از این رو در مورد زنبور عسل به وحی تعبیر می كند. چیزی كه هست درجات وحی و هدایت، بر حسب تكامل موجودات متفاوت است.

عالی ترین درجه ی وحی همان است كه به سلسله ی پیامبران می شود. این وحی بر اساس نیازی است كه نوع بشر به هدایتی الهی دارد، كه از طرفی بشر را به سوی مقصودی كه ماورای افق محسوسات و مادیّات است و خواه ناخواه گذرگاه بشر خواهد بود راهنمایی نماید، و از طرف دیگر نیاز بشر را در زندگی اجتماعی كه همواره نیازمند به قانونی است كه تضمین الهی داشته باشد بر آورد. قبلا در بحث «مكتب، ایدئولوژی» نیاز بشر را به یك ایدئولوژی كمال بخش، و ناتوانی او را برای تنظیم و تدوین ایدئولوژی صحیح روشن كردیم.

پیامبران به منزله ی دستگاه گیرنده ای هستند كه در پیكره ی بشریّت كار گذاشته شده است. پیامبران افراد برگزیده ای هستند كه صلاحیّت دریافت این نوع آگاهی را از جهان غیب دارند. این صلاحیّت را خدا می داند و بس. قرآن كریم می فرماید:

اَللّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ [2].

خدا خود بهتر می داند كه رسالت خویش را در چه محلّی قرار دهد.

مجموعه آثار شهید مطهری . ج2، ص: 157
هر چند پدیده ی وحی مستقیما از قلمرو حسّ و تجربه ی افراد بشر بیرون است، ولی این نیرو را مانند بسیاری از نیروهای دیگر از راه آثارش می توان شناخت. وحی الهی تأثیر شگرف و عظیمی بر روی شخصیّت حامل وحی یعنی شخص پیامبر می نماید، به حقیقت او را «مبعوث» می كند، یعنی نیروهای او را بر می انگیزد و انقلابی عمیق و عظیم در او به وجود می آورد و این انقلاب در جهت خیر و رشد و صلاح بشریّت صورت می گیرد و واقع بینانه عمل می كند، قاطعیّت بی نظیری به او می دهد. تاریخ هرگز قاطعیّتی مانند قاطعیّت پیامبران و افرادی كه به دست و به وسیله ی آنان برانگیخته شده اند نشان نمی دهد.
مجموعه آثار شهید مطهری . ج2، ص: 159

[1] . «رَبُّنَا اَلَّذِی أَعْطی كُلَّ شَیْ ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدی » (طه/50) .
[2] . انعام/124.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است