در
کتابخانه
بازدید : 113174تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
قرآن كریم معجزه ی جاویدان خاتم پیامبران است. پیامبران پیشین از قبیل ابراهیم و موسی و عیسی كه هم كتاب آسمانی داشته اند و هم معجزه، زمینه ی اعجازشان چیزی غیر از كتاب آسمانی شان بوده است از قبیل تبدیل شدن آتش سوزان به «برد و سلام» یا اژدها شدن چوب خشك و یا زنده شدن مردگان. بدیهی است كه هر كدام از این معجزات امری موقّت و زودگذر بوده است. ولی زمینه ی معجزه ی خاتم پیامبران، خود كتاب اوست. كتاب او در آن واحد، هم كتاب است و هم برهان رسالتش. و به همین دلیل، معجزه ی ختمیّه بر خلاف سایر معجزات، جاویدان و باقی است نه موقّت و زودگذر.

از نوع كتاب بودن معجزه ی خاتم پیامبران چیزی است متناسب با عصر و زمانش كه عصر پیشرفت علم و دانش و تمدّن و فرهنگ است و این پیشرفتها امكان می دهد كه تدریجا جنبه هایی از اعجاز این كتاب كریم مكشوف گردد كه قبلا مكشوف نبوده است، همچنانكه جاودانگی آن متناسب است با جاودانگی پیام و رسالتش كه برای همیشه باقی و نسخ ناپذیر است.

قرآن كریم صریحا جنبه ی اعجاز و فوق بشری خود را در آیاتی چند اعلام كرده [1]،
مجموعه آثار شهید مطهری . ج2، ص: 196
همچنانكه به وقوع معجزات دیگر غیر از قرآن از خاتم الانبیاء تصریح كرده است.

در قرآن مسائل فراوانی مربوط به معجزات مطرح شده است، از قبیل ضرورت همراه بودن رسالت رسولان الهی با معجزه، و اینكه معجزه «بیّنه» و حجّت قاطع است، و اینكه پیامبران معجزه را به «اذن اللّه» می آورند، و اینكه پیامبران تا آن حدّ معجزه می آورند كه «آیت» و «بیّنه» بر صدق گفتارشان باشد، امّا مكلّف نیستند كه تابع «اقتراحات» مردم باشند و هر روز و هر ساعت هر كس مطالبه ی معجزه كند اجابت نمایند.

به عبارت دیگر، پیامبران «نمایشگاه معجزه» دائر نكرده و كارخانه ی معجزه سازی وارد ننموده اند، و امثال این مسائل.

قرآن كریم همچنانكه این مسائل را مطرح كرده است، با كمال صراحت معجزات بسیاری از پیامبران پیشین از قبیل نوح، ابراهیم، لوط، صالح، هود، موسی و عیسی نقل كرده است و بر روی آنها صحّه گذاشته كه به هیچ وجه قابل تأویل نیست.

برخی از مستشرقان و كشیشان مسیحی به استناد آیاتی كه قرآن به «اقتراحات» مشركان در مطالبه ی معجزه جواب منفی داده است، مدّعی شده اند كه پیامبر اسلام به مردم می گفته من معجزه ای جز قرآن ندارم، اگر قرآن را به عنوان معجزه می پذیرید فبها و الاّ از من معجزه ای دیگر ساخته نیست. بعضی از نویسندگان «روشنفكر» مسلمان اخیر نیز همین نظر را پذیرفته اند و آن را به این شكل توجیه كرده اند كه معجزه دلیل است امّا دلیل اقناعی برای بشر نابالغ و كودك كه در پی امور اعجاب آور و غیر عادی است، انسان رشد یافته به این گونه امور توجّهی ندارد و سر و كارش با منطق است، و چون دوره ی پیامبر اسلام دوره ی عقل و منطق است نه دوره ی اوهام و خیالات ذهنی، پیامبر اسلام از اجابت درخواست هرگونه معجزه ای غیر از قرآن به اذن خدا امتناع كرده است. می گویند:

«استعانت از معجزات و خرق عادات برای پیغمبران سلف اجتناب ناپذیر بود، چه، راهنمایی ایشان به یاری استدلال عقلی در آن دوران، دشوار بلكه محال می نمود. . .

در عصر ظهور پیغمبر اسلام، جامعه ی بشری دوران كودكی را پشت سر گذاشته، به دوره ی بلوغ فكری پای می گذاشت. كودك دیروز كه نیازمند مادری بود تا دستش گیرد و رفتنش بیاموزد خود می توانست بر روی پاهایش بایستد و عقلش را به كار {TZوَ إِنْ كُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِمّا نَزَّلْنا عَلی عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ . (بقره/23) . اگر در آنچه بر بنده ی خویش فرود آورده ایم تردید دارید، سوره ای مانند آن را بیاورید. T}
مجموعه آثار شهید مطهری . ج2، ص: 197
اندازد. . . بی دلیل و حكمت نبود كه پیغمبر اسلام در برابر اصرار منكرین و معاندین به آوردن معجزات و خرق عادات، مقاومت می ورزید و در اثبات حقّانیّت دعوت خویش به استدلال عقلی و تجربی و شواهد تاریخی اتّكا می فرمود. . . با وجود اینهمه اصرار و لجاجت منكرین، پیغمبر اسلام از آوردن معجزاتی نظیر آنچه پیامبران سلف می آوردند به امر خدا امتناع می ورزید و تنها بر قرآن به عنوان معجزه ای كه نظیری برای آن نخواهد بود تكیه می كند. قرآن، معجزه ی خاتم پیامبران، خود دلیل دیگری بر خاتمیّت رسالت است، كتابی است محتوی حقایق عالم خلقت و تعالیم و راهنماییهای زندگی در كمال هماهنگی در جمیع جهات، معجزه ای در خور بشر رسیده و عاقل نه كودك پایبند اوهام و تخیّلات ذهنی. » [2] می گویند:

«فضایی كه انسان گذشته در آن دم می زده است همواره مملوّ از خرافات و موهومات و خوارق عادات بوده است و جز آنچه «بر خلاف عقل و حس» باشد در احساس وی اثر نمی گذاشته است، از این روست كه در تاریخ، بشریّت را می بینیم كه همواره در جستجوی «اعجاز» است و شیفته ی «غیب» . این حسّاسیّت در برابر هر چه نامحسوس و نامعقول است، در میان مردمی كه از مدنیّت دورترند شدیدتر است. اینان به همان اندازه كه به «طبیعت» نزدیكترند به «ماورای طبیعت» مشتاق ترند و «خرافه» زاده ی معیوب این حقیقت است. انسان صحرا همواره در پی «معجزه» است، جهان وی مملوّ از ارواح و اسرار شگفت انگیز است. . . روح یك انسان باستانی، تنها هنگامی متأثّر می شود كه نگاهش در برابر امری به «اعجاب» آید و آن را مرموز و سحرانگیز و مبهم بیند. از اینجاست كه می بینیم نه تنها پیغمبران بلكه پادشاهان و زورمندان و حكیمان هر قومی برای توجیه خویش به امور خارق العاده متوسّل می شده اند، و در این میان، پیغمبران كه مبنای رسالتشان بر «غیب» نهاده شده است، بیش از دیگران می بایست به «معجزه» دست بزنند، چه، در ایمان مردم روزگارشان «اعجاز» بیش از منطق و علم و حقیقت محسوس و مسلّم عینی كارگر بوده است. امّا داستان محمّد از این قاعده مستثنی است. وی در جامعه ای كه تنها در بزرگترین شهر تجارتی و باز و پیشرفته اش هفت «خط نویس» بیش نبوده است و جز به «فخر و شمشیر و كالا و شتر و پسر» نمی اندیشیده است، «معجزه ی» خویش را «كتاب» اعلام می كند و این خود یك معجزه است. كتاب! در كشوری كه تاریخ یك نسخه كتاب در آن سراغ
مجموعه آثار شهید مطهری . ج2، ص: 198
ندارد! خدایش به «مركّب» ، «قلم» و «نوشته» سوگند می خورد در میان مردمی كه قلم را ابزار كار چند مرد زبون و عاجز و بی افتخار می دانند، و این خود یك «معجزه» است. . . كتاب تنها معجزه ای است كه همواره می توان دید، هر روز آن را معجزه آساتر می توان یافت و تنها معجزه ای است كه بر خلاف دیگر معجزات، هر كه خردمندتر و دانشمندتر است و هر جامعه ای كه پیشرفته تر و متمدّن تر است، اعجاز آن را درست تر و عمیق تر خواهد یافت، تنها معجزه ای است كه اعتقاد بدان تنها به معتقدان امور غیبی منحصر نیست و اعجاز آن را هر اندیشمندی معترف است، تنها معجزه ای است كه نه برای عوام بلكه برای روشنفكران است. . . ، تنها معجزه ای است كه بر خلاف دیگر معجزات، تنها برای تحریك حسّ اعجاب و اعجاز بینندگانش نیست، مقدّمه ای و وسیله ای برای پذیرش یك رسالت نیست، برای تعلیم و تربیت گروندگان وی است، خود هدف پذیرش است، خود رسالت است. و بالأخره معجزه ی محمّد از مقوله ی امور «غیر بشری» نیست گرچه یك عمل غیر بشری است، و از این رو بر خلاف معجزات پیشین كه تنها عاملی برای «باور» مردم به كار می رفت (آن هم مردم معدودی كه آن را می دیدند) و جز آن هیچ سودی نداشت، معجزه ی محمّد از نوع عالی ترین استعداد انسانی است و می تواند به عنوان عالی ترین سرمشق وی به كار آید، سرمشقی كه همواره در دسترس اوست. . . محمّد می كوشد تا كنجكاوی مردم را از امور غیر عادی و كرامات و خوارق عادات، به مسائل عقلی و منطقی و علمی و طبیعی و اجتماعی و اخلاقی متوجّه سازد و جهت حسّاسیّت آنها را از «عجایب و غرایب» به «واقعیّات و حقایق» بگرداند، و این كوشش ساده ای نیست، آن هم با مردمی كه جز در برابر هر چه غیر طبیعی است تسلیم نمی شوند و آن هم به دست مردی كه خود را در میان آنان پیغمبر می خواند. خود را پیغمبر خواندن و مردم را به رسالت خدایی خویش دعوت كردن و در عین حال رسما اعتراف كردن كه «من از غیب آگاه نیستم» كاری شگفت است و جز ارزش انسانی آن، آنچه سخت شورانگیز است، صداقت خارق العاده ای است كه در كار او احساس می شود و هر دلی را به تقدیس و هر اندیشه ای را به تعظیم و تحسین وامی دارد. از او می پرسند اگر تو پیغمبری، قیمت كالاها را از پیش به ما بگو تا در تجارتمان سود بریم. قرآن به وی دستور می دهد كه بگو: جز آنچه خدا خواسته است، من مالك نفع و ضرری برای خود نیستم و اگر از غیب خبر می داشتم خیر را زیاد می كردم و شر به من نمی رسید، من جز بیم دهنده و بشارت گویی برای مردمی كه ایمان دارند نیستم (اعراف/188) . امّا پیغمبری كه غیبگو نباشد و با ارواح و پریان و جنّیان گفتگو نكند و هر روز كرامتی از او سر نزند، در چشم مردم صحرا چه جلوه ای می تواند داشت؟ محمّد آنان را به تفكّر در كائنات، به پاكی و دوستی و
مجموعه آثار شهید مطهری . ج2، ص: 199
دانش و وفا و فهم معنی هستی و حیات و سرنوشت آدمی می خواند و آنان از او پیاپی معجزه می طلبند و غیبگویی و كرامت می خواهند، و خدا از زبان او با لحنی كه گویی چنین كاری از او هرگز انتظار نمی رود می گوید: «سُبْحانَ رَبِّی هَلْ كُنْتُ إِلاّ بَشَراً رَسُولاً» (سبحان اللّه! مگر من جز یك بشر فرستاده ای هستم؟ ) » [3].

آنچه بیشتر مورد استناد این گروه واقع شده آیات 90- 93 سوره ی اسراء است كه می فرماید:

وَ قالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتّی تَفْجُرَ لَنا مِنَ اَلْأَرْضِ یَنْبُوعاً. `أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِنْ نَخِیلٍ وَ عِنَبٍ فَتُفَجِّرَ اَلْأَنْهارَ خِلالَها تَفْجِیراً. `أَوْ تُسْقِطَ اَلسَّماءَ كَما زَعَمْتَ عَلَیْنا كِسَفاً أَوْ تَأْتِیَ بِاللّهِ وَ اَلْمَلائِكَةِ قَبِیلاً. `أَوْ یَكُونَ لَكَ بَیْتٌ مِنْ زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقی فِی اَلسَّماءِ وَ لَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِیِّكَ حَتّی تُنَزِّلَ عَلَیْنا كِتاباً نَقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحانَ رَبِّی هَلْ كُنْتُ إِلاّ بَشَراً رَسُولاً.

گفتند تو را تصدیق نمی كنیم تا آنكه برای ما از زمین چشمه ای بشكافی، یا تو را باغی از خرما و انگور باشد كه نهرها در آنها جاری سازی، یا پاره ای از آسمان را چنانكه گمان می بری بر ما بیفكنی، یا خدا و فرشتگان را روبروی ما حاضر سازی، یا تو را خانه ای از طلا باشد، یا به آسمان بر شوی، و هرگز بالا رفتنت را گواهی نكنیم مگر آنكه نامه ای از آسمان بر ما نازل كنی. بگو منزّه است پروردگارم، آیا من جز بشر فرستاده ای هستم؟ می گویند این آیات نشان می دهد كه مشركان از پیامبر معجزه ای (غیر از قرآن) می خواستند و پیامبر امتناع می كرد.

ما ضمن تأیید بعضی از مطالبی كه نقل كردیم، خصوصا آنچه در مزیّت معجزه بودن كتاب نسبت به سایر معجزات گفته شد، متأسّفیم كه نمی توانیم با همه ی این نظریّات موافق باشیم. آنچه از نظر ما قابل بحث است چند مسأله است:

1. پیامبر اسلام معجزه ای غیر از قرآن نداشته و در مقابل تقاضای معجزه ی غیر از قرآن امتناع می كرده و آیات سوره ی اسراء دلیل بر این مطلب است.

مجموعه آثار شهید مطهری . ج2، ص: 200
2. ارزش و كاربرد اعجاز چقدر است؟ آیا اعجاز و امر خارق العاده چیزی بوده متناسب با دوره ی كودكی بشر كه عقل و منطق كارگر نبوده و هر كس حتّی حكیمان و پادشاهان، خود را با این امور توجیه می كرده اند، پیامبران نیز مجبور بوده اند با همین گونه امور خود را توجیه كنند و مردم را قانع سازند، پیغمبر اسلام كه معجزه اش كتاب است از این قاعده مستثنی است، او خود را با كتاب و در حقیقت با عقل و منطق توجیه كرد؟ 3. پیامبر اسلام می كوشد مردم را از امور غیر عادی و كرامات و خوارق عادات، به مسائل عقلی و منطقی متوجّه سازد و حسّاسیّت آنها را از «عجایب و غرایب» به «واقعیّات و حقایق» بگرداند.

اكنون درباره ی هر سه مطلب بحث و كنجكاوی می كنیم:


[1] . مانند این آیه:
[2] . دكتر حبیب اللّه پایدار: فلسفه ی تاریخ از نظر قرآن، ص 15 و 16.
[3] . دكتر علی شریعتی: اسلام شناسی، ص 502- 506.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است