در
کتابخانه
بازدید : 113183تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
آیا پیامبران نقشی مثبت یا منفی در حركت تاریخ داشته اند یا بكلّی فاقد نقش بوده اند؟ اگر نقشی داشته اند چه نقشی بوده است؟ مثبت بوده یا منفی؟ اینكه پیامبران نقش مؤثّری در تاریخ داشته اند و مردمی بی اثر و نقش نبوده اند، حتّی از طرف مخالفان دین و مذهب جای انكار نیست. پیامبران در گذشته مظهر یك قدرت عظیم ملّی بوده اند. قدرتهای ملّی در گذشته- در مقابل قدرتهای ناشی از زر و زور- منحصر بوده به قدرتهای ناشی از گرایشهای خونی و قبیله ای و میهنی كه سران قبائل و سرداران ملّی مظهر آن به شمار می رفته اند، و دیگر قدرتهای ناشی از گرایشهای اعتقادی و ایمانی كه پیامبران و ارباب ادیان مظهر آن به شمار می رفته اند.

در اینكه پیامبران با پشتوانه ی نیروی مذهبی، قدرتی بوده اند سخنی نیست، سخن در جهت عملكرد این نیروست. اینجاست كه نظریّات مختلف ابراز شده است.

الف. گروهی معمولا در آثار و نوشته های خود با یك صغرا و كبرای ساده مدّعی می شوند كه نقش پیامبران منفی بوده است، به این بیان كه: جهت گیری پیامبران، جهت گیری معنوی و ضدّ دنیایی بوده است، محور تعلیمات پیامبران انصراف از دنیا و توجّه به آخرت، پرداختن به درون و رها ساختن برون، گرایش به ذهنیّت و گریز از
مجموعه آثار شهید مطهری . ج2، ص: 170
عینیّت بوده است، از این رو همیشه نیروی دین و مذهب و پیامبران كه مظهر این نیرو بوده اند، در جهت دلسرد كردن بشر از زندگی و بمثابه ترمزی برای پیشرفت بوده است و به این ترتیب نقش پیامبران در تاریخ همواره منفی بوده است.

معمولا متظاهران به روشنفكری اینچنین اظهار نظر می كنند.

ب. گروهی دیگر به نحوی دیگر نقش ارباب ادیان را منفی معرّفی می كنند.

اینان بر عكس گروه اوّل برای ارباب ادیان جهت گیری دنیاگرایانه قائل اند و جهت گیری معنوی آنان را فریبی و پوششی بر روی این جهت گیری می دانند و مدّعی هستند این جهت گیری دنیاگرایانه همواره در جهت حفظ وضع موجود و به سود طبقه ی زبردست و علیه طبقه ی زیردست و در جهت مبارزه با تكامل جامعه بوده است. مدّعی هستند كه تاریخ مانند هر پدیده ی دیگر حركت دیالكتیكی دارد، یعنی حركت ناشی از تضادّ درونی. با پیدایش مالكیّت، جامعه به دو طبقه ی متخاصم تقسیم شد: طبقه ی حاكم و بهره كش، و دیگر طبقه ی محروم و بهره ده. طبقه ی حاكم همیشه طرفدار حفظ وضع موجود برای حفظ امتیازات خود بوده است و علی رغم تكامل جبری ابزار تولید می خواهد جامعه را در یك حال نگه دارد، امّا طبقه ی محكوم، هماهنگ با تكامل ابزار تولید، می خواهد وضع موجود را واژگون سازد و وضع كاملتری جانشین آن سازد. طبقه ی حاكم در سه چهره ی مختلف نقش خود را ایفا كرده است: دین، دولت، ثروت، به عبارت دیگر:

عامل زور، عامل زر، عامل فریب. نقش ارباب ادیان، اغفال و فریب به سود ستمگران و استثمارگران بوده است. آخرتگرایی ارباب ادیان، واقعی نبوده، فریبی بوده بر چهره ی دنیاگرایی آنان برای تسخیر وجدان طبقه ی محروم و انقلابی و پیشرو. پس نقش تاریخی ارباب ادیان از آن جهت منفی بوده كه همواره در جناح طبقه ی كهنه گرا و محافظه كار و طرفدار حفظ وضع موجود- یعنی صاحبان زر و زور- بوده است.

تز ماركسیسم در توجیه تاریخ همین است. از نظر ماركسیسم سه عامل دین و دولت و ثروت، همزاد اصل مالكیّت و در طول تاریخ عوامل ضدّ خلقی بوده اند.

ج. بعضی دیگر تاریخ را به نوعی دیگر و بر ضدّ نظریّه ی بالا تفسیر می كنند و در عین حال نقش دین و مذهب و مظاهر آن یعنی پیامبران را منفی می دانند. اینان مدّعی هستند قانون تكامل طبیعت و تكامل تاریخ بر اساس غلبه ی اقویا و حذف ضعفاست،
مجموعه آثار شهید مطهری . ج2، ص: 171
نیرومندان عامل پیشرفت تاریخ و ضعیفان عامل توقّف و انحطاط بوده و هستند، دین و مذهب اختراع ضعفا برای ترمز اقویاست، ارباب ادیان مفاهیم عدل، آزادی، راستی، درستی، انصاف، محبّت، ترحّم، تعاون. . . را، به عبارت دیگر اخلاق بردگی را به سود ضعفا یعنی طبقه ی منحط و ضدّ تكامل و به زیان طبقه ی اقویا یعنی طبقه ی پیشرو و عامل تكامل اختراع كردند و وجدان اقویا را تحت تأثیر قرار دادند و مانع حذف و از بین رفتن ضعفا و اصلاح و بهبود نژاد بشر و پیدایش ابر مردها گشتند. لهذا نقش مذهب و پیامبران كه مظهر این نیرو بوده اند، از آن جهت كه طرفدار «اخلاق بردگی» و بر ضدّ «اخلاق خواجگی» - كه عامل تكامل تاریخ، و جامعه است- بوده اند، منفی بوده است.

«نیچه» فیلسوف ماتریالیست و معروف آلمان طرفدار این نظریّه است.

د. از سه گروه بالا كه بگذریم، گروههای دیگر، حتّی منكران ادیان، نقش پیامبران را در گذشته مثبت و مفید و در جهت تكامل تاریخ می دانند. این گروهها از طرفی به محتوای تعلیمات اخلاقی و اجتماعی پیامبران و از طرف دیگر به واقعیّتهای عینی تاریخی توجّه كرده اند و به این نتیجه رسیده اند كه پیامبران در گذشته اساسی ترین نقشها را در اصلاح و بهبود و پیشرفت جوامع داشته اند. تمدّن بشر، دو جنبه دارد: مادّی و معنوی. جنبه ی مادّی تمدّن جنبه ی فنّی و صنعتی آن است كه دوره به دوره تكامل یافته تا به امروز رسیده است، جنبه ی معنوی تمدّن مربوط به روابط انسانی انسانهاست. جنبه ی معنوی تمدّن مرهون تعلیمات پیامبران است و در پرتو جنبه ی معنوی تمدّن است كه جنبه های مادّی آن نیز مجال رشد می یابد. علی هذا نقش پیامبران در تكامل جنبه ی معنوی تمدّن به طور مستقیم است و در تكامل جنبه ی مادّی به صورت غیر مستقیم.

از نظر این گروهها در نقش مثبت تعلیمات پیامبران در گذشته سخنی نیست، منتها بعضی از این گروهها نقش مثبت این تعلیمات را منحصر به گذشته می دانند و امروز دوره ی این گونه تعلیمات را منقضی می شمارند و مدّعی هستند كه با پیشرفت علوم، تعلیمات دینی نقش خود را از دست داده و در آینده بیشتر از دست خواهد داد، ولی بعضی دیگر مدّعی هستند كه نقش ایمان و ایدئولوژی مذهبی نقشی است كه هرگز پیشرفتهای علمی جایگزین آن نخواهد شد، همچنانكه مكاتب فلسفی نیز نتوانسته اند جایگزین آن گردند. در میان نقشهای مختلفی كه پیامبران در گذشته
مجموعه آثار شهید مطهری . ج2، ص: 172
داشته اند احیانا مواردی پیدا می شود كه تكامل شعور اجتماعی بشر موجب بی نیازی از پشتوانه ی تعلیمات دینی است، ولی اساسی ترین نقشها همانهاست كه در گذشته بوده و در آینده به قوّت خود باقی خواهد بود. اینك موارد تأثیر تعلیمات پیامبران در تكامل تاریخی:

کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است