در
کتابخانه
بازدید : 59073تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
برای ما مسلمانان كه علاقه ی دو همسر را به یكدیگر یكی از نشانه های بارز وجود خداوند می دانیم [1]و نكاح را «سنت» و تجرد را یك نوع «شر» حساب می كنیم، هنگامی كه می خوانیم یا می شنویم بعضی از آیینها علاقه ی جنسی را ذاتاً پلید و آمیزش جنسی را- ولو با همسر شرعی و قانونی- موجب تباهی و سقوط می دانند، دچار تعجب می شویم.

عجب تر آن كه می گویند دنیای قدیم عموماً گرفتار این وهم بوده است. برتراند راسل، فیلسوف اجتماعی مشهور معاصر، می گوید:

«عوامل و عقاید مخالف جنسیت در اعصار خیلی قدیم وجود داشته و بخصوص در هر جا كه مسیحیت و دین بودا پیروز شد عقیده ی مزبور نیز تفوق یافت. وستر مارك مثالهای زیادی «از این فكر عجیب مبنی بر اینكه چیز ناپاك و تباهی در روابط جنسی وجود دارد» ذكر می نماید.

مجموعه آثار شهید مطهری . ج19، ص: 628
در آن نقاط دنیا نیز كه دور از تأثیر مذهب بودا و مسیح بوده است ادیان و راهبانی بوده اند كه طرفداری از تجرد می كرده اند، مانند اسنیتها در میان یهودیان. . . و بدین طریق یك نهضت عمومی ریاضت در دنیای قدیم ایجاد شد. در یونان و روم متمدن نیز طریقه ی كلبیون جای طریقه ی اپیكور را گرفت. . . افلاطونیان نو نیز به اندازه ی كلبیون ریاضت طلب بوده اند.

از ایران این عقیده (دكترین) به سمت باختر پخش شد كه ماده عین تباهی است و به همراه آن این اعتقاد به وجود آمد كه هرگونه رابطه ی جنسی ناپاك است و این عقیده با جزئی اصلاح، اعتقاد كلیسای مسیحیت محسوب گردید. » [2] این عقیده قرنها وجدان انبوه عظیمی از افراد بشر را تحت نفوذ ترس آور و نفرت انگیز خود قرار داده و به عقیده ی روانكاوان نفوذ این عقیده اختلالات روانی و بیماریهای روحی فراوانی را موجب شده است كه از این جهت مانند ندارد.

منشأ پیدایش این گونه افكار و عقاید چیست؟ چه چیز سبب می شود كه بشر به علاقه و میل طبیعی خود به چشم بدبینی بنگرد و در حقیقت جزئی از وجود خود را محكوم كند؟ مطلبی است كه مورد تفسیر متفكرین قرار گرفته است و ما اكنون درصدد كاوش در آن نیستیم؛ مثلاً علل گوناگونی می توانند در گرایش بشر به این گونه افكار و آراء دخیل باشند.

ظاهراً علت اینكه فكر پلیدیِ «علاقه و آمیزش جنسی» در میان مسیحیان تا این حد اوج گرفت، تفسیری بود كه از بدو تشكیل كلیسا از طرف كلیسا برای مجرد زیستن حضرت عیسی مسیح صورت گرفت. گفته شد علت اینكه مسیح تا آخر مجرد زیست، پلیدی ذاتی این عمل است و به همین جهت روحانیین و مقدسین مسیحی شرط وصول به مقامات روحانی را آلوده نشدن به زن در تمام مدت عمر دانستند و «پاپ» از میان اینچنین افرادی انتخاب می شود. به عقیده ی ارباب كلیسا تقوا ایجاب می كند كه انسان از ازدواج خودداری كند. راسل می گوید:

«در رسالات قدّیسین به دو یا سه توصیف زیبا از ازدواج برمی خوریم، ولی در
مجموعه آثار شهید مطهری . ج19، ص: 629
سایر موارد پدران كلیسا از ازدواج به زشت ترین صورت یاد كرده اند. هدف ریاضت این بوده كه مردان را متقی سازد، بنابراین ازدواج كه عمل پستی شمرده می شد بایستی منعدم شود. «با تبر بكارت درخت زناشویی را فرو اندازید» این عقیده ی راسخ سن ژروم درباره ی هدف تقدس است. » [3] كلیسا ازدواج را به نیت تولید نسل جایز می شمارد، اما این ضرورت، پلیدی ذاتی این كار را از نظر كلیسا از میان نمی برد. علت دیگر جواز ازدواج، دفع افسد به فاسد است؛ یعنی به این وسیله از آمیزشهای بی قید و بند مردان و زنان جلوگیری می شود.

راسل می گوید:

«طبق نظریه ی سن پول، مسأله ی تولید نسل هدف فرعی بوده و هدف اصلی ازدواج همان جلوگیری از فسق بوده است. این نقش اساسی ازدواج است كه درحقیقت دفع افسد به فاسد شمرده شده است. » [4] كلیسا ازدواج را غیرقابل فسخ و طلاق را ممنوع می شمارد. گفته می شود كلیسا خواسته است بدین وسیله ازدواج را تقدیس و از تحقیر آن بكاهد. ممكن است علت ممنوعیت طلاق و غیرقابل فسخ بودن ازدواج از نظر كلیسا این باشد كه خواسته است برای كسانی كه از بهشت تجرد رانده شده اند جریمه و مجازاتی قائل باشد.

چنانكه می دانیم عقاید تحقیرآمیز راجع به خود زن در میان ملل و اقوام قدیم مبنی بر این كه زن انسان كامل نیست، برزخی است میان انسان و حیوان، زن دارای نفس ناطقه نیست، زن به بهشت هرگز راه نخواهد یافت و امثال اینها زیاد وجود داشته است.

این عقاید و آراء تا آنجا كه از حدود ارزیابی زن تجاوز نمی كند، اثر روانی غیر از احساس غرور در مرد و احساس حقارت در زن ندارد. اما عقیده ی پلیدی علاقه و آمیزش جنسی مطلقاً، روح زن و مرد را متساویاً آشفته می سازد و كشمكش جانكاهی میان غریزه ی طبیعی از یك طرف و عقیده ی مذهبی از طرف دیگر به وجود می آورد.

مجموعه آثار شهید مطهری . ج19، ص: 630
ناراحتیهای روحی كه عواقب وخیمی بار می آورد همواره از كشمكش میان تمایلات طبیعی و تلقینات مخالف اجتماعی پیدا می شود. از این جهت است كه این مسأله فوق العاده مورد توجه محافل روانشناسی و روانكاوی قرار گرفته است.

باتوجه به نكات فوق، منطق عالی اسلام فوق العاده جلب توجه می كند. در اسلام كوچكترین اشاره ای به پلیدی علاقه ی جنسی و آثار ناشی از آن نشده است. اسلام مساعی خود را برای تنظیم این علاقه به كار برده است. از نظر اسلام روابط جنسی را فقط مصالح اجتماعی حاضر یا نسل آینده محدود می كند و در این زمینه تدابیری اتخاذ كرده است كه منجر به احساس محرومیت و ناكامی و سركوب شدن این غریزه نگردد.

متأسفانه دانشمندانی امثال برتراند راسل كه از عقاید مسیحیت و بودایی و غیره در این زمینه انتقاد می كنند، درباره ی اسلام سكوت می نمایند. راسل در كتاب زناشویی و اخلاق همین قدر می گوید:

«كلیه ی بانیان مذاهب به استثنای محمد و كنفوسیوس- اگر بتوان مسلك او (كنفوسیوس) را مذهب نامید- توجهی به اصول سیاسی و اجتماعی نداشته و كوشیده اند تكامل روح را از راه اشراق، تفكر و فنا فراهم كنند. » [5] به هر حال از نظر اسلام علاقه ی جنسی نه تنها با معنویت و روحانیت منافات ندارد، بلكه جزء خوی و خلق انبیاست. در حدیثی می خوانیم: «مِنْ اَخْلاقِ الْاَنْبِیاءِ حُبُّ النِّساءِ» [6]. رسول اكرم صلی الله علیه و آله و ائمه ی اطهار علیهم السلام، طبق آثار و روایات فراوان كه رسیده است، محبت و علاقه ی خود را به زن در كمال صراحت اظهار می كرده اند و برعكس، روش كسانی را كه میل به رهبانیت پیدا می كردند سخت تقبیح می نمودند.

یكی از اصحاب رسول اكرم به نام عثمان بن مظعون كار عبادت را به جایی رسانید كه همه ی روزها روزه می گرفت و همه شب تا صبح به نماز می پرداخت. همسر
مجموعه آثار شهید مطهری . ج19، ص: 631
وی جریان را به اطلاع رسول اكرم رسانید. رسول اكرم در حالی كه آثار خشم از چهره اش هویدا بود از جا حركت كرد و پیش عثمان بن مظعون رفت و به او فرمود:

«ای عثمان! بدان كه خدا مرا برای رهبانیت نفرستاده است. شریعت من شریعت فطری آسانی است. من شخصاً نماز می خوانم و روزه می گیرم و با همسر خودم نیز آمیزش می كنم. هركس می خواهد از دین من پیروی كند باید سنت مرا بپذیرد.

ازدواج و آمیزش زن و مرد با یكدیگر جزء سنتهای من است. » .

مطالبی كه درباره ی پلیدی علاقه ی جنسی و آثار ناشی از آن گفتیم مربوط به گذشته ی دنیای غرب بود. دنیای غرب در زمان حاضر در زمینه ی اخلاق جنسی نسبت به گذشته به اصطلاح یك دور 180 درجه ای زده است؛ امروز همه سخن از تقدیس و احترام علائق و روابط جنسی و لزوم آزادی و برداشتن هر قید و بندی در این زمینه است. در گذشته آنچه گفته شده است، به نام دین بوده و امروز نقطه ی مقابل آنها به نام علم و فلسفه پیشنهاد می شود.

بدبختانه ما از ضرر افكار قدیم غربیها با همه ی ضعیف بودن وسایل ارتباطی میان اقوام و ملل مصون نماندیم و كم و بیش در میان ما رخنه كرد، اما افكار جدیدشان در اوضاع و احوال حاضر سیل آسا به سوی ما روان است. در قسمت دوم این بحث، درباره ی افكار جدیدی كه در زمینه ی اخلاق جنسی در جهان پیدا شده بحث می شود.
مجموعه آثار شهید مطهری . ج19، ص: 633

[1] . وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً(روم/21) یعنی یكی از نشانه های او این است كه از خود شما برای شما همسر آفرید تا با او آرام گیرید و میان شما مهر و محبت قرار داد.
[2] . زناشویی و اخلاق ، ص 25 و 26
[3] . همان، ص 30
[4] . همان، ص 31
[5] . همان، ص 86
[6] . وسایل ، ج /3ص 3
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است