در
کتابخانه
بازدید : 335499تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
[به نظریاتی ] درباره اخلاق كه در عصر ما بیشتر مطرح است اشاره می كنیم. یكی از آنها به اصطلاح اخلاق كمونیستی یا ماركسیستی است. این مكتب هم برای خود یك سیستم اخلاقی دارد، و ناچار هر مكتبی باید یك معیارهایی برای اخلاق وضع كند كه پاسخگوی این سؤالها باشد كه برای چه چیز ارزش انسانی قائل است و چه نوع كاری را اخلاق می داند و چه نوع كاری را ضد اخلاق می شمارد؟ در این مكتب یك چیز معیار اخلاق است و آن تكامل اجتماعی است، آنهم تكاملی كه بر اساس تكامل ابزار تولید توجیه می شود. مكتب ماركسیسم منطقی دارد كه همان منطق معروف هگل، منطق دیالكتیك است؛ فلسفه و جهان بینی ای دارد كه جهان بینی مادی است، بالخصوص مادیتی كه در قرن هجدهم رایج و شایع بود و یكی از شاگردان یا پیروان به اصطلاح چپگرای هگل به نام فوئرباخ آن را تجدید مطلع كرد.

ماركس در فلسفه مادی در واقع تابع فوئرباخ است، منتها منطق فوئرباخ منطق دیالكتیكی نبوده است. ماركس آن منطق دیالكتیك را با فلسفه مادی تلفیق كرده است و از آن مادیت تحولی یا مادیت جدلی (این اصطلاحاتی كه می گویند) و یا ماتریالیسم دیالكتیك به وجود آمده.
مجموعه آثار شهید مطهری . ج22، ص: 652
همچنین این مكتب یك نظریه خاص در مورد [ماهیت تاریخ دارد كه بر] اساس اصالت اقتصاد است. می گوید: ماهیت اصلی تاریخ را اقتصاد تشكیل می دهد، كه این را «ماتریالیسم تاریخی» می گویند. ظاهرا این اصطلاح را انگلس وضع كرده است. ماتریالیسم تاریخی یا مادیت تاریخی، یعنی تاریخ ماهیت مادی دارد. و بخش دیگر، بخش جامعه شناسی است. در بخش جامعه شناسی هم مثل بخش فلسفه تاریخ، جامعه تقسیم می شود به زیربنا و روبنا، و زیربنای جامعه روابط اقتصادی و تولیدی است و روبنا همه چیز دیگر. قسمتهای دیگری از مكتب ماركسیسم البته مربوط به مسائل اقتصادی است، یعنی واقعا ماهیت اقتصادی دارد، همان چیزی كه رشته تخصصی كارل ماركس هم فقط آن بوده؛ یعنی او یك مرد اقتصاددان بوده و در اقتصاد صاحب نظر بوده است و نظریه ای دارد- اگرچه این نظریه را هم قبلاً اقتصاددان های دیگر گفته بودند ولی شاید او بیشتر پرورش داد- راجع به مسئله كار و ارزش كه ارزش فقط از كار به وجود می آید و سرمایه تولید ارزش نمی كند، بنابراین ارزش اضافی (هر سودی كه سرمایه دار به دست می آورد) به او تعلق ندارد بلكه به كارگر تعلق دارد، كه این نظریه خاصی است درباره كار و سرمایه.
بخش دیگر قهرا مسئله اخلاق كمونیستی است كه این مكتب چگونه اخلاقی را توصیه می كند و چگونه اخلاقی را محكوم می كند؟ در این مكتب می شود گفت- اگرچه به این تعبیر شاید خودشان هم نگفته اند ولی می توان این جور نتیجه گیری كرد- كه یگانه معیار برای اخلاق، تكامل است؛ یعنی هركاری كه جامعه را به پیش ببرد، جامعه را به سوی تحول- كه تحول هم جز در صورت انقلابی اش امكان پذیر نیست- ببرد، جامعه را به سوی كمال ببرد اخلاقی است، هرچه می خواهد باشد و به هر صورتی و به هر كیفیتی، و هركاری كه مانع تكامل جامعه باشد غیر اخلاقی است، هرچه می خواهد باشد. البته اگر به این شكل كلی بخواهیم بگوییم، این چیزی است كه شاید هیچ كس با آن مخالف نباشد؛ یعنی هر مكتب اخلاقی با اینكه معیاری غیر از تكامل بیان می كند ولی سخنش این است كه تكامل جامعه بستگی به اخلاق دارد، به همین اخلاقی كه من می گویم. اگرچه معیار را تكامل نگفته اند ولی هیچ كس اعتقاد ندارد كه اخلاقی كه توصیه می كند اخلاق ضد تكامل است، بلكه مدعی است كه این اخلاق مقدمه و شرط تكامل است. بنابراین باید ببینیم این نظریه كه
مجموعه آثار شهید مطهری . ج22، ص: 653
می گوید تكامل معیار است، چه چیز خاصی می گوید و در واقع باید ببینیم نظرش درباره تكامل چیست، تكامل را چه می داند و راه تكامل را چه راهی تشخیص می دهد؟ و این بسیار مهم است.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است