در
کتابخانه
بازدید : 100802تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
اكنون باید به توضیح بخش دوم عرفان، یعنی عرفان نظری بپردازیم. عرفان نظری به تفسیر هستی می پردازد، درباره ی خدا و جهان و انسان بحث می نماید.

عرفان در این بخش خود مانند فلسفه ی الهی است كه در مقام تفسیر و توضیح هستی است و همچنان كه فلسفه ی الهی برای خودْ موضوع، مبادی و مسائل معرفی می كند، عرفان نیز موضوع و مسائل و مبادی معرفی می نماید. ولی البته فلسفه در استدلالات خود تنها به مبادی و اصول عقلی تكیه می كند، و عرفان مبادی و اصول به اصطلاح كشفی را مایه ی استدلال قرار می دهد و آنگاه آنها را با زبان عقل توضیح می دهد.

استدلالات عقلی فلسفی مانند مطالبی است كه به زبانی نوشته شده باشد و با همان زبان اصلی مطالعه شود، ولی استدلالات عرفانی مانند مطالبی است كه از زبان دیگر ترجمه شده باشد؛ یعنی عارف- لااقل به ادعای خودش- آنچه را كه با دیده ی دل و با تمام وجود خود شهود كرده است، با زبان عقل توضیح می دهد.

تفسیر عرفان از هستی و به عبارت دیگر جهان بینی عرفانی هستی، با تفسیر فلسفه از هستی تفاوتهای عمیقی دارد.

از نظر فیلسوف الهی، هم خدا اصالت دارد و هم غیر خدا، الاّ اینكه خدا
مجموعه آثار شهید مطهری . ج23، ص: 30
واجب الوجود و قائم بالذات است و غیر خدا ممكن الوجود و قائم بالغیر و معلول واجب الوجود. ولی از نظر عارف، غیر خدا به عنوان اشیائی كه در برابر خدا قرار گرفته باشند- هرچند معلول او باشند- وجود ندارد، بلكه وجود خداوند همه ی اشیاء را دربر گرفته است؛ یعنی همه ی اشیاء، اسماء و صفات و شئون و تجلّیات خداوندند نه اموری در برابر او.

نوع بینش فیلسوف با عارف متفاوت است. فیلسوف می خواهد جهان را فهم كند، یعنی می خواهد تصویری صحیح و نسبتاً جامع و كامل از جهان در ذهن خود داشته باشد. از نظر فیلسوف حد اعلای كمال انسان به این است كه جهان را آنچنان كه هست با عقل خود دریابد، به طوری كه جهان در وجود او وجود عقلانی بیابد و او جهانی شود عقلانی. لهذا در تعریف فلسفه گفته شده است: «صَیْرورَةُ الْاِنْسانِ عالَماً عَقْلِیّاً مُضاهِیاً لِلْعالَمِ الْعَیْنِیِّ» یعنی فیلسوفی عبارت است از اینكه انسان جهانی بشود عقلی شبیه جهان عینی.

ولی عارف به عقل و فهم كاری ندارد. عارف می خواهد به كُنه و حقیقت هستی كه خداست برسد و متصل گردد و آن را شهود نماید.

از نظر عارف كمال انسان به این نیست كه صرفاً در ذهن خود تصویری از هستی داشته باشد، بلكه به این است كه با قدم سیر و سلوك به اصلی كه از آنجا آمده است باز گردد و دوری و فاصله را با ذات حق از بین ببرد و در بساط قرب از خود فانی و به او باقی گردد.

ابزار كار فیلسوف عقل و منطق و استدلال است، ولی ابزار كار عارف دل و مجاهده و تصفیه و تهذیب و حركت و تكاپو در باطن است.

بعداً آنجا كه درباره ی جهان بینی عرفانی بحث خواهیم كرد، تفاوت آن با جهان بینی فلسفی روشن خواهد گشت
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است