در
کتابخانه
بازدید : 32523تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
بلی یك اثر و یك نشانه ی مبهم و یك جای پای مبهم دیده اند، از همان جا اعتقاد به بخت در آنها پیدا شده. چه دیده اند؟ .

در جامعه ای زندگی می كرده اند كه افراد و اشخاص، عمری به سعی و عمل می گذرانده اند اما با محرومیت بسر می برده اند؛ در عوضْ بیكارها و عزیزهای بلاجهت می دیده اند برخوردار و مرفه؛ هرچه دیدند بی تمیز را ارجمند و عاقل را خوار دیدند، هرچه دیدند این بود كه بین هنر و لیاقت و كاردانی با حظ و حق و نصیب و بهره تناسب نیست. چون هرچه در جامعه ی خودشان دیده اند این طور بوده، كم كم این مطلب كه از مشهودات اجتماعی آنها گرفته شده است شكل یك فلسفه به خود گرفته به نام فلسفه ی بخت؛ نام همه ی این بی نظمی ها و مظالم را- فهمیده یا نفهمیده- بخت گذاشته اند و گاهی آن را به باد ناسزا گرفته اند. فكر بخت و فلسفه ی بخت هیچ علتی ندارد جز مظالم و ناهمواریها و بی عدالتیهای اجتماعی. الهام كننده ی این فكر شیطانی، هرج و مرج ها و بی عدالتیهای اجتماعی است.

از این یك منبع كه بگذریم، ما دو منبع الهام دیگر بیشتر نداریم. یكی دین است كه شعرا گاهی از آیات قرآن و كلمات رسول اكرم و گاهی از كلمات ائمه ی اطهار الهام می گرفتند. در همه ی قرآن و كلمات پیغمبر و ائمه نامی از بخت و شانس نمی بینیم.

منبع دیگر عقل و علم و فلسفه است. كتب فلسفه از قدیم هر وقت از بخت و اتفاق بحث كرده اند به عنوان یك موهوم از آن یاد كرده اند. پس این خیال درباره ی بخت با آن قدرت خارق العاده و عظیم از كجا پیدا شد كه تصور شده قدرت بخت از عقل، از علم، كار، كوشش، هنر، صنعت، زور، از همه چیز بالاتر است؟
مجموعه آثار شهید مطهری . ج23، ص: 737
مبدأ الهام بخش این فكر شیطانی چیزی جز بی نظمی ها و پستی و بلندی های بی جهت و اولویتهای بلااستحقاق نیست. هر وقت عدالت اجتماعی متزلزل شود، استحقاقها رعایت نشود، حقوق مراعات نگردد، در تعویض مشاغل حسابهای شخصی و توصیه و پارتی مؤثر باشد، فكر بخت و شانس و امثال اینها قوّت می گیرد و توسعه پیدا می كند، چون معنی بخت این است كه هیچ چیز شرط هیچ چیز دیگر نیست.

چقدر فرق دارد كه كسی برای سعی و كوشش اثر قائل باشد، ایمان داشته باشد به اینكهلَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاّ ما سَعی [1]و بین كسی كه بگوید هرچه زحمت بكشی از كیسه ات رفته، هیچ چیز شرط هیچ چیز نیست. چقدر فرق است بین اعتقادإِنَّ اَللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ [2]و بین اعتقاد به بخت. این یك مثال.
[1] نجم/39.
[2] رعد/11.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است