در
کتابخانه
بازدید : 18314تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
اما سؤال دوم كه امتحان در این موارد چه معنی دارد؟ .

جواب این سؤال هم تا اندازه ای از آنچه گفته شد دانسته می شود، اما توضیح بیشتری می دهم: .

یك وقت چیزی را مورد امتحان قرار می دهند برای اینكه مجهولی را تبدیل به معلوم كنند. برای این كار شیئی را به عنوان میزان و مقیاس به كار می برند، مثل اینكه متاعی را در ترازو می گذارند تا بفهمند كه وزن واقعی آن چقدر است. ترازو فقط وسیله ی توزین است، اثرش فقط این است كه وزن واقعی جسم را معلوم می كند.

ترازو خود تأثیری در زیاد كردن یا كم كردن آن جسم ندارد. همچنین است سایر میزانها و مقیاسها: میزان الحراره اثرش این است كه درجه ی گرمی هوا یا بدن انسان را
مجموعه آثار شهید مطهری . ج23، ص: 753
معین می كند، متر اثرش این است كه كمیت یك طول را معین می كند، علم منطق - كه علم میزان نامیده می شود- اثرش این است كه شكل استدلالها را اندازه گیری می كند و اگر احیاناً خللی در شكل استدلال رخ داده باشد، قواعد منطقی آن را معین می كند.

امتحان اگر فقط به معنی به كار بردن میزان و مقیاس برای كشف مجهولی باشد، البته درباره ی خداوند صحیح نیست.

امتحان معنی دیگری هم دارد و آن از قوّه به فعل آوردن و تكمیل است. خداوند كه به وسیله ی بلایا و شداید امتحان می كند، به معنی این است كه به وسیله ی اینها هر كسی را به كمالی كه لایق آن است می رساند. فلسفه ی شداید و بلایا فقط سنجش وزن و درجه و كمّیت نیست، همچنین زیاد كردن وزن و بالا بردن درجه و افزایش دادن به كمّیت است. خداوند امتحان نمی كند كه وزن واقعی و حد و درجه ی معنوی و اندازه ی شخصیت كسی معلوم شود؛ امتحان می كند یعنی در معرض بلایا و شداید قرار می دهد كه بر وزن واقعی و درجه ی معنوی و حد شخصیت آن بنده افزوده شود.

امتحان نمی كند كه بهشتیِ واقعی و جهنمیِ واقعی معلوم شود؛ امتحان می كند و مشكلات و شداید به وجود می آورد كه آن كه می خواهد به بهشت برود، در خلال همین شداید، خود را شایسته و لایق بهشت كند و آن كه لایق نیست سر جای خود بماند.

علی علیه السلام در آن نامه ای كه به والی بصره، عثمان بن حنیف، نوشته پس از آنكه او را نصیحت می كند كه گرد تنعم نرود و از وظیفه ی خودش غفلت نكند، وضع زندگی ساده و دور از تجمل و تنعم خودش را ذكر می كند كه چگونه به نان جوی قناعت كرده است و خود را از هر نوع نازپروردگی دور نگه داشته. آنگاه می فرماید: شاید بعضی تعجب كنند كه چطور علی با این خوراكها، توانایی برابری و غلبه بر شجاعان را دارد، قاعدتاً باید این طرز زندگی او را ضعیف و ناتوان كرده باشد. خودش این طور جواب می دهد كه اینها اشتباه می كنند، زندگی سخت نیرو را نمی كاهد، تنعم و نازپروردگی است كه موجب كاهش نیرو می گردد. می فرماید: .

اَلا وَ اِنَّ الشَّجَرَةَ الْبَرِّیَّةَ اَصْلَبُ عوداً، وَ الرَّوائِعَ الْخَضِرَةَ اَرَقُّ جُلوداً وَ
مجموعه آثار شهید مطهری . ج23، ص: 754
النَّباتاتِ الْبَدَوِیَّةَ اَقْوی وُقوداً [1].

چوب درختهای صحرایی و جنگلی كه نوازش باغبان را ندیده است محكمتر است، اما درختهای سرسبز و شاداب كه مرتب تحت رعایت باغبان و نوازش او می باشند نازكتر و كم طاقت تر از كار در می آیند. گیاهان صحرایی و وحشی نسبت به گلهای خانگی، هم قدرت اشتعال و افروزش بیشتری دارند و هم آتششان دیرتر خاموش می شود. مردان سرد و گرم چشیده و فراز و نشیب دیده و زحمت كشیده و با سختیها و شداید و مشكلات دست و پنجه نرم كرده نیز طاقت و قدرتشان از مردهای نازپرورده بیشتر است. فرق است بین نیرویی كه از داخل و باطن بجوشد با نیرویی كه از خارج كمك بگیرد. عمده این است كه استعدادها و نیروهای بی حد و حصر باطنی بشر بروز كند.

علی می فرمود نگویید: اَللّهُمَّ اِنّی اَعوذُ بِكَ مِنَ الْفِتْنَةِ خدایا به تو از فتنه ها و مایه ی گرفتاریها پناه می برم، زیرا هیچ كس نیست كه با گرفتاریها مواجه نباشد؛ بگویید:

اَللّهُمَّ اِنّی اَعوذُ بِكَ مِنْ مُضِلاّتِ الْفِتَنِ [2]خدایا از فتنه های گمراه كننده، از جنبه های گمراه كننده ی فتنه ها به تو پناه می برم.
[1] نهج البلاغه ، نامه ی 45.
[2] نهج البلاغه ، حكمت 90.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است