در
کتابخانه
بازدید : 456134تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
بدون شك اسلام یك دین انقلابی است، اسلام دین مبارزه است. در جلسه پیش مطلبی عرض كردم كه متمم آن را اكنون باید عرض كنم. عرض كردم كه هر انقلابی معلول یك سلسله نارضاییها و ناراحتیهاست، یعنی وقتی كه مردمی از وضع حاكم ناراضی و خشمگین باشند و وضع مطلوبی را آرزو كنند زمینه انقلاب به وجود می آید. حالا می خواهم مكملش را عرض كنم و آن این است كه صِرف نارضایی كافی نیست. ممكن است ملتی خیلی هم از وضع موجود ناراضی باشد و خیلی هم آرزوی وضع دیگری را داشته باشد در عین حال انقلاب نكند، چرا؟ برای این كه دارای روحیه رضا و تسلیم و تمكین و روحیه انظلام و ظلم پذیری است. ناراضی هست ولی در عین حال تسلیم ظلم است. اگر ملتی ناراضی بود ولی علاوه بر ناراضی بودن یك روحیه پرخاشگری و روحیه طرد و انكار در او وجود داشت آن وقت است كه انقلاب می كند. در اینجاست كه نقش مكتبها روشن می شود. اسلام خصوصیتش این است كه به مردم خودش حس پرخاشگری و حس مبارزه و حس طرد و نفی وضع نامطلوب را می دهد. جهاد و امر به معروف و نهی از منكر- هر كدام در جای خود- [این روحیه و حس را در افراد ایجاد می كند. ] امر به معروف و نهی
مجموعه آثار شهید مطهری . ج24، ص: 171
از منكر یعنی اگر وضع حاكم وضع نامطلوب و غیر اسلامی بود تو نباید تسلیم وضع بشوی و تمكین وضع بكنی؛ تو باید برای طرد، نفی و انكار این وضع جهت برقرار ساختن وضع مطلوب و ایده آل كوشش كنی. جهاد هم همین طور است. مسیحیت كه اساسش بر تسلیم و تمكین است قرنها از اسلام انتقاد می كرد كه اسلام چه دینی است! در دین كه نباید شمشیر و جهاد باشد، دین باید دم از صلح و صفا بزند، دین باید بگوید اگر به طرف راست صورتت سیلی زدند طرف چپ صورتت را پیش بیاور. ولی اسلام هرگز چنین منطقی ندارد. اسلام می گوید اَفْضَلُ الْجِهادِ كَلِمَةُ عَدْلٍ عِنْدَ اِمامٍ جائِرٍ [1](من در یك جا نوشته ام كه همین جمله كوتاه چقدر حماسه در دنیای اسلام آفریده! ) یعنی با فضیلت ترین و برترین جهادها این است كه انسان در برابر یك پیشوای ستمگر دم از عدل بزند و سخن عدل را مطرح كند. سخن عدل را مطرح كردن یعنی نفی و انكار او و اعتراض به او. اگر در مكتبی عنصر تعرض و تهاجم نسبت به ظلم و ستم و اختناق وجود داشته باشد این مكتب می تواند بذر انقلاب را در میان مردم خود بكارد.
خوشبختانه به قدر كافی این بذر در میان ما پاشیده شده است بعد از آن كه سالها بلكه قرنها بود كه جهاد و امر به معروف و نهی از منكر و مبارزه در میان ما فراموش شده بود. یادم هست در اوایلی كه جلسات انجمن اسلامی مهندسین تشكیل شده بود من بحثی راجع به امر به معروف و نهی از منكر كردم، بعد رفتم در تاریخچه این مطلب مطالعه كردم، برای من یك امر شگفت انگیزی پیدا شد كه همان وقت مطرح كردم و واقعا برای من اسباب تعجب شد كه چرا در این دویست سال اخیر امر به معروف و نهی از منكر از رساله های ما برداشته شده در صورتی كه در كتابهای فقهی عربی و فارسی (رساله های فارسیِ) ما تا دویست سال پیش [مطرح بوده است. ] وقتی كه رساله می نوشتند اگر از وضو و غسل و تیمم شروع می كردند، بعد به ترتیبْ نماز، روزه، زكات، خمس، حج، جهاد و امر به معروف و نهی از منكر بود و بعد وارد مسائل معاملات می شدند. ما وقتی [به كتابهای فقهی قرون اخیر] نگاه می كنیم می بینیم از دویست سال پیش گویی بحث درباره جهاد و امر به معروف و نهی از منكر خود به خود در اذهان یك امر زائد تلقی شده. همین طور كه دیگر در
مجموعه آثار شهید مطهری . ج24، ص: 172
رساله ها بحثی درباره ی عبید و اِماء نمی كنند و می گویند این مسئله فعلا مطرح نیست، یا بحثی درباره حدود و قصاص نمی كنند و می گویند فعلا اینها مطرح نیست، دیگر بحثی درباره امر به معروف و نهی از منكر و جهاد هم نمی كردند، كأنّه اینها دیگر از دور خارج شده است.

[1] . كافی، ج 5 / ص 60.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است