در
کتابخانه
بازدید : 456129تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
پس راه آینده ما همان راه گذشته ماست كه انقلاب طی كرده، راه عدالت اجتماعی در ظلّ اسلام [و آزادی و استقلال در ظلّ اسلام. ] واقعا نباید در دولت اسلامی ظلمی واقع شود، واقعا نباید اجحافی به حق كسی بشود. به حق یك مجرم هم نباید اجحاف شود ولو یك مجرم مستحق القتل. واقعا ما حق داریم از یك عده از جوانهاگله كنیم. در عین این كه ما احساسات آنها را تقدیر می كنیم ولی در عین حال این مقدار هم حق گله گذاری از آنها داریم كه اینها آنچنان حس انتقامجویی شان نسبت به مجرمها شدید است كه گاهی سخنانی می گویند كه با منطق احساسات جور در می آید نه با منطق اسلام. یك وقتی رفته بودیم خدمت جناب آقای مهندس بازرگان در نخست وزیری برسیم. دیدم پاسدارانی كه آنجا بودند با هم حرف می زنند. انتقاد داشتند از این اعدامهایی كه فعلا وجود دارد، می گفتند چرا گلوله ها را به اینها حرام می كنند، مگر اینها ارزش گلوله خوردن دارند؟ ! بروند اینها را زنده بریزند در دریا. ضمن این كه ما احساسات پاك این افراد را تقدیر می كنیم باید بگوییم كه اسلام این گونه نیست. از نظر اسلام مجرمی كه هزارها نفر را كشته و هزارها جنایت كرده است كه اگر بنای اعدام بخواهد باشد صد بار باید اعدام شود در عین حال همو هم حقوقی دارد و حق او نباید نادیده گرفته شود.
ما هزار و سیصد سال است از مكتب علی این درس را می آموزیم كه ابن ملجم
مجموعه آثار شهید مطهری . ج24، ص: 178
مرادی ضارب امام علی بن ابیطالب [مورد توجه علی علیه السلام بود كه با او بدرفتاری نشود. ] ارزش علی چقدر بود؟ واقعا از نظر ما اگر به قصاص قتل حضرت امیرالمؤمنین هزار نفر جنایتكار- آن كسی كه ضارب بوده، آن كسی كه مسبب بوده، آن كسی كه آمر بوده، آن كسی كه راضی بوده- كشته می شد زیاد كشته شده بود؟ نه.

ولی ما مدعی هستیم كه در مكتبی تربیت شده ایم كه می گوییم علی وقتی كه در بستر افتاده است بنی عبدالمطّلب یعنی خویشاوندان خودش را جمع كرده، می گوید: یا بنی عَبْدِالْمُطَّلِب لا اُلْفِیَنَّكُمْ تَخوضونَ دِماءَ الْمُسْلِمینَ خَوْضاً تَقولونَ: قُتِلَ اَمیرُالْمُؤْمِنینَ [1].

مباد بعد از من، نبینم شما را كه بعد از من افتاده اید در خون مردم مسلمان و می گویید علی كشته شد، آن یكی مسببش بوده، آن یكی تحریك كرده، آن یكی راضی بوده، نقشه را در خانه چه كسی كشیدند. من را یك نفر كشته، آن یك نفر هم یك ضربت بیشتر به من نزده است، یك ضربت بیشتر به او نزنید، خواه بمیرد و خواه زنده بماند.
ما هزار و سیصد سال است كه می گوییم- و اینهاست كه این مكتب را حفظ كرده و نگه داشته- كاسه شیر را در دم آخر برای علی علیه السلام می آورند، می خواهد میل بفرماید، می فرماید باقی اش را به اسیرتان بدهید، مبادا اسیرتان گرسنه بماند: اِرْفَقوا بِاَسیرِكُمْ با اسیرتان با رفق و مدارا رفتار كنید. در مدتی كه ابن ملجم در خانه علی زنده بود، كسی كوچكترین شكنجه ای به او نداد و این افتخار اسلام است.
ما دیدیم خود امام خمینی سلّمه اللّه تعالی در روزهای اولی كه رژیم سقوط كرد و افراد را می گرفتند، در اولین اعلامیه هایی كه ایشان دادند گفتند- و همیشه این مطلب را تكرار كرده اند؛ در هفته گذشته كه در خدمتشان بودیم باز به دادستان تأكید می كردند- كه زندانی اسیر است، زندانی تا وقتی كه زندانی و اسیر است كوچكترین مزاحمتی به او نباید بشود، شكنجه نباید بشود، آزار نباید بشود، پذیرایی هم باید بشود. محكمه به جرمش رسیدگی كند، هر مجازاتی برایش تشخیص داد آن مجازات باید اجرا شود، ضمن این كه توصیه می كردند هیچ شفاعتی را قبول نكنید، هیچ وساطتی را قبول نكنید، هیچ وابستگی را نپذیرید، هر كس می خواهد باشد، وابسته به هر كس می خواهد باشد، هر كس می خواهد شفیعش باشد، هیچ این حرفها نباید مطرح باشد، ولی در عین حال آن مجرم هم در عالم خودش حقی دارد، حق او
مجموعه آثار شهید مطهری . ج24، ص: 179
هم نباید از بین برود.
این است كه آینده ما جز این كه بر پایه همان عدالت اسلامی و ارزشهای اسلامی باشد قابل بقا نیست. این را من فقط به عنوان یك نوع اندرز به طبقه جوان و پراحساس كه احساسات آنها را همیشه تقدیر كرده و می كنم عرض می كنم كه ما نباید تحت تأثیر احساساتمان ولو درباره یك مجرم از مرز خارج شویم كما این كه در مسئله استقلال مكتبی باز تأكید می كنم: این برای آینده انقلاب ما خطرناك است كه ما حق اسلام را با باطل مكاتب دیگر بیامیزیم و از آنها یك معجون به وجود بیاوریم.
مجموعه آثار شهید مطهری . ج24، ص: 180

[1] . نهج البلاغه، نامه 47.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است