در
کتابخانه
بازدید : 28640تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
كلامی دارد امام صادق علیه السلام كه بسیار كلام بزرگی است. حدیثی است در كافی [1]، در ضمن آن حدیث این جمله است: اَلْعالِمُ بِزَمانِهِ لاتَهْجُمُ عَلَیْهِ اللَّوابِسُ یعنی كسی كه زمان
مجموعه آثار شهید مطهری . ج24، ص: 524
خودش را بشناسد و بفهمد و درك كند، امور مشتبه و گیج كننده به او هجوم نمی آورد. كلمه ی «هجوم» را ما در عرف فارسی خود در مورد هر حمله ی شدید به كار می بریم، اما در عربی به معنی حمله ای است كه ناگهانی و غفلتاً بشود و طرف را غافلگیر كند. امام می فرماید: اگر كسی به وضع زمان خود آشنا باشد امور مشتبه ناگهان بر سرش نمی ریزد كه یكمرتبه دست و پای خود را گم كند و نتواند قوای خود را و فكر خودش را جمع و جور كند و راه حلی پیدا كند. بسیار كلام بزرگی است این كلام.
در همین حدیث جمله های زیادی هست كه من همه را حفظ نیستم. از آن جمله می فرماید: لایُفْلِحُ مَنْ لایَعْقِلُ، وَ لایَعْقِلُ مَنْ لایَعْلَمُ كسی كه تعقل نمی كند و درست نمی اندیشد هرگز رستگار نمی شود، و كسی كه علم ندارد تعقل صحیح ندارد، یعنی عقل به علم زیاد می شود. «عقل» یعنی قدرت تجزیه و تحلیل و ربط دادن قضایا، یعنی مقدمات را به دست آوردن و نتایج را پیش بینی كردن. عقل از علم مایه می گیرد. عقل چراغی است كه نفت آن چراغ، علم است. بعد می گوید: وَ سَوْفَ یَنْجُبُ مَنْ یَفْهَمُ هركس كه بفهمد، عاقبت كارش نجابت است، عاقبتْ موجود نفیسی از كار درمی آید. یعنی از علم نباید ترسید، علم را نباید خطر به شمار آورد.
ما نقطه ی مقابل و مشمول مفهوم مخالفِ اَلْعالِمُ بِزَمانِهِ لاتَهْجُمُ عَلَیْهِ اللَّوابِسُ هستیم.

از اول تا به آخر، از صدر تا به ساقه، من الباب الی المحراب، از زمان خود بی خبریم.

همین طور نشسته و بی خبریم و چُرت می زنیم، یكمرتبه مواجه می شویم مثلاً با این مسئله كه زمینها باید تقسیم شود و باید اصلاحات ارضی بشود. این مسئله غفلتاً بر ما هجوم می آورد، چون از زمان خودمان بی خبریم، قبلاً پیش بینی نكرده بودیم و حساب نكردیم كه تكلیف چیست و چه باید كرد.
و همچنین بی خبر از آنچه در دنیا می گذرد و بی خبر از آنچه در پشت پرده است، یكمرتبه با مسئله ی حقوق اجتماعی زن مواجه می شویم، فرصت نیست فكر بكنیم در اطراف این مسئله و قوای خود را جمع و جور بكنیم، بفهمیم آیا این مسئله واقعاً جدی است؟ آیا راستی این كسانی كه می گویند باید به زن حقوق اجتماعی داده شود جدی می گویند؟ آیا واقعاً اینها حاضر شده اند برای خودشان مدعی زیادتری درست كنند؟ آیا ضمناً نمی خواهند از این جنجالها یك استفاده ی دیگری بكنند؟ باز هم پشت سر هم از این امورِ مشتبه و از این «لوابس» خواهد آمد و ما
مجموعه آثار شهید مطهری . ج24، ص: 525
بی خبریم.
از شصت سال و صد سال پیش برای سایر كشورهای اسلامی هم این مسائل و از آن جمله مسئله ی هدایت نسل جوان پیش آمد ولی آنها پیشتر از ما به فكر چاره افتادند.

[1] . ج 1 / ص 26 و 27.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است