در
کتابخانه
بازدید : 17515تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
مقصود از وحدت اسلامی چیست؟ آیا مقصود این است: از میان مذاهب اسلامی یكی انتخاب شود و سایر مذاهب كنار گذاشته شود؟ یا مقصود این است كه مشتركات همه ی مذاهب گرفته شود و مفترقات همه ی آنها كنار گذاشته شود و مذهب جدیدی بدین نحو اختراع شود كه عین هیچ یك از مذاهب موجود نباشد؟ یا اینكه وحدت اسلامی به هیچ وجه ربطی به وحدت مذاهب ندارد و مقصود از اتحاد مسلمین اتحاد پیروان مذاهب مختلف در عین اختلافات مذهبی، در برابر بیگانگان است؟
مخالفین اتحاد مسلمین برای اینكه از وحدت اسلامی مفهومی غیرمنطقی و غیرعملی بسازند، آن را به نام وحدت مذهبی توجیه می كنند تا در قدم اول با شكست مواجه گردد. بدیهی است كه منظور علمای روشنفكر اسلامی از وحدت اسلامی، حصر مذاهب به یك مذهب و یا اخذ مشتركات مذاهب و طرد مفترقات آنها- كه نه معقول و منطقی است و نه مطلوب و عملی- نیست. منظور این دانشمندان متشكل شدن مسلمین است در یك صف در برابر دشمنان مشتركشان.
این دانشمندان می گویند مسلمین مایه ی وفاقهای بسیاری دارند كه می تواند مبنای یك اتحاد محكم گردد. مسلمین همه خدای یگانه را می پرستند و همه به نبوت رسول اكرم ایمان و اذعان دارند، كتاب همه قرآن و قبله ی همه كعبه است، با هم و مانند هم حج می كنند و مانند هم نماز می خوانند و مانند هم روزه می گیرند و مانند هم تشكیل خانواده می دهند و داد و ستد می نمایند و كودكان خود را تربیت می كنند و اموات خود را دفن می نمایند و جز در اموری جزئی، در این كارها با هم تفاوتی ندارند. مسلمین همه از یك نوع جهان بینی برخوردارند و یك فرهنگ مشترك دارند و در یك تمدن عظیم و باشكوه و سابقه دار شركت دارند. وحدت در جهان بینی، در فرهنگ، در سابقه ی تمدن، در بینش و منش، در معتقَدات مذهبی، در پرستشها و نیایشها، در آداب و سنن اجتماعی خوب، می تواند از آنها ملت واحد بسازد و قدرتی عظیم و هایل به وجود آورد كه قدرتهای عظیم جهان ناچار در برابر آنها خضوع نمایند، خصوصاً اینكه در متن اسلام بر این اصل تأكید شده است.

مسلمانان به نصّ صریح قرآن برادر یكدیگرند و حقوق و تكالیف خاصی آنها را به یكدیگر مربوط می كند. با این وضع چرا مسلمین از این همه امكانات وسیع كه از
مجموعه آثار شهید مطهری . ج24، ص: 27
بركت اسلام نصیبشان گشته استفاده نكنند؟
از نظر این گروه از علمای اسلامی، هیچ ضرورتی ایجاب نمی كند كه مسلمین به خاطر اتحاد اسلامی، صلح و مصالحه و گذشتی در مورد اصول یا فروع مذهبی خود بنمایند، همچنان كه ایجاب نمی كند كه مسلمین درباره ی اصول و فروع اختلافی فیمابین بحث و استدلال نكنند و كتاب ننویسند. تنها چیزی كه وحدت اسلامی، از این نظر، ایجاب می كند، این است كه مسلمین- برای اینكه احساسات كینه توزی در میانشان پیدا نشود یا شعله ور نگردد- متانت را حفظ كنند، یكدیگر را سبّ و شتم ننمایند، به یكدیگر تهمت نزنند و دروغ نبندند، منطق یكدیگر را مسخره نكنند و بالاخره عواطف یكدیگر را مجروح نسازند و از حدود منطق و استدلال خارج نشوند و در حقیقت- لااقل- حدودی را كه اسلام در دعوت غیرمسلمان به اسلام لازم دانسته است، درباره ی خودشان رعایت كنند: اُدْعُ اِلی سَبیلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتی هِیَ اَحْسَنُ [1].
برای برخی این تصور پیش آمده كه مذاهبی كه تنها در فروع با یكدیگر اختلاف دارند، مانند شافعی و حنفی، می توانند با هم برادر باشند و با یكدیگر در یك صف قرار گیرند، اما مذاهبی كه در اصول با یكدیگر اختلاف نظر دارند به هیچ وجه نمی توانند با یكدیگر برادر باشند. از نظر این دسته، اصول مذهبی مجموعه ای بهم پیوسته است و به اصطلاح اصولیون از نوع «اقل و اكثر ارتباطی» است، آسیب دیدن یكی عین آسیب دیدن همه است. علی هذا آنجا كه مثلاً اصل «امامت» آسیب می پذیرد و قربانی می شود، از نظر معتقدین به این اصل، موضوع وحدت و اخوّت منتفی است و به همین دلیل شیعه و سنی به هیچ وجه نمی توانند دست یكدیگر را به عنوان دو برادر مسلمان بفشارند و در یك جبهه قرار گیرند، دشمن هركه باشد.
گروه اول به این گروه پاسخ می دهند، می گویند: دلیلی ندارد ما اصول را در حكم یك مجموعه ی بهم پیوسته بشماریم و از اصل «یا همه یا هیچ» در اینجا پیروی كنیم. اینجا جای قاعده ی «اَلْمَیْسورُ لایَسْقُطُ بِالْمَعْسور» و «ما لایُدْرَكُ كُلُّهُ لایُتْرَكُ كُلُّه» است. سیره و روش شخص امیرالمؤمنین علی علیه السلام برای ما بهترین و آموزنده ترین درسهاست. علی علیه السلام راه و روشی بسیار منطقی و معقول كه شایسته ی
مجموعه آثار شهید مطهری . ج24، ص: 28
بزرگواری مانند او بود اتخاذ كرد.
او برای احقاق حق خود از هیچ كوششی خودداری نكرد، همه ی امكانات خود را به كار برد كه اصل امامت را احیا كند، اما هرگز از شعار «یا همه یا هیچ» پیروی نكرد. برعكس، اصل «ما لایدرك كلّه لایترك كلّه» را مبنای كار خویش قرار داد.
علی در برابر ربایندگان حقش قیام نكرد و قیام نكردنش اضطراری نبود، بلكه كاری حساب شده و انتخاب شده بود. او از مرگ بیم نداشت، چرا قیام نكرد؟ حداكثر این بود كه كشته شود. كشته شدن در راه خدا منتهای آرزوی او بود. او همواره در آرزوی شهادت بود و با آن از كودك به پستان مادر مأنوس تر بود. علی در حساب صحیحش بدین نكته رسیده بود كه مصلحت اسلام در آن شرایط، ترك قیام و بلكه همگامی و همكاری است. خود كراراً به این مطلب تصریح می كند.
در یكی از نامه های خود به مالك اشتر (نامه ی 62 از نامه های نهج البلاغه) می نویسد:
فَأمْسَكْتُ یَدی حَتّی رَأیْتُ راجِعَةَ النّاسِ قَدْ رَجَعَتْ عَنِ الْاِسْلامِ، یَدْعونَ اِلی مَحْقِ دینِ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، فَخَشیتُ اِنْ لَمْ اَنْصُرِ الْاِسْلامَ وَ اَهْلَهُ اَنْ اَری فیهِ ثَلْماً اَوْ هَدْماً تَكونُ الْمُصِیْبَةُ بِهِ عَلَیَّ اَعْظَمَ مِنْ فَوْتِ وِلایَتِكُمُ الَّتی اِنَّما هِیَ مَتاعُ اَیّامٍ قَلائِلَ.
من اول دست خود را پس كشیدم، تا دیدم گروهی از مردم از اسلام بازگشتند و مردم را به نابودی دین محمد صلی الله علیه و آله دعوت می كنند. پس ترسیدم كه اگر به یاری اسلام و مسلمین برنخیزم شكاف یا انهدامی در اسلام خواهم دید كه مصیبت آن از فوت خلافت چندروزه بسی بیشتر است.
در شورای شش نفری پس از تعیین و انتخاب عثمان به وسیله ی عبدالرحمن بن عوف، علی علیه السلام شكایت و هم آمادگی خود را برای همكاری اینچنین بیان كرد:
لَقَدْ عَلِمْتُمْ اَنّی اَحَقُّ النّاسِ بِها مِنْ غَیْری، وَ وَ اللّهِ لَاُسَلِّمَنَّ ما سَلِمَتْ اُمورُ
مجموعه آثار شهید مطهری . ج24، ص: 29
الْمُسْلِمینَ وَ لَمْ یَكُنْ فیها جَوْرٌ اِلّا عَلَیَّ خاصَّةً [2].
شما خود می دانید من از همه برای خلافت شایسته ترم، و حال به خدا قسم مادامی كه كار مسلمین روبراه باشد و رقیبان من تنها به كنار زدن من قناعت كنند و تنها شخص من مورد ستم واقع شده باشد، مخالفتی نخواهم كرد و تسلیم خواهم بود.
اینها می رساند كه علی اصل «یا همه یا هیچ» را در این مورد محكوم می دانسته است. نیازی نیست درباره ی روش و سیره ی علی علیه السلام در این موضوع بیشتر بحث شود، شواهد و دلایل تاریخی در این زمینه فراوان است.

[1] . نحل / 125.
[2] . نهج البلاغه، خطبه ی 72.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است