در
کتابخانه
بازدید : 550522تاریخ درج : 1391/03/27
Skip Navigation Links.
شناسه کتاب
جلد ششم
مقدمه
Expand حرف شحرف ش
Expand حرف صحرف ص
Expand حرف طحرف ط
Expand حرف ظحرف ظ
Collapse حرف عحرف ع
عادت، صناعت، اتفاق
عادت
عادت و رسم و ترك عادت ناشی از عبادت
عاطفه ی اجتماعی، غمخوارگی، اهتمام به امور مسلمین
عاطفه ی اجتماعی- احسان، عدل، بغی (ظلم) یا ایثار، ادای حقوق، تجاوز به حقوق
عاطفه به فرزند
عاطفه ی اجتماعی
عاطفه ی اجتماعی- احبب للناس ما تحب لنفسك
عاطفه- عواطف اجتماعی
عاطفه ی اجتماعی- پنج چیزی كه اگر نباشد انسان قابل معاشرت نیست و پنج چیز كه اگر نباشد خوشی زندگی پیدا نمی شود (آداب معاشرت)
كفران و حق ناسپاسی (عاطفه ی اجتماعی)
عبادت و فلسفه ی آن
عبادت
عبادت احرار
یادداشت عبادت (ماهیت عبادت)
عبادت علی علیه السلام- توصیف ضرار از علی
عبادت تكوینی
عبادت بی روح
عبادت- اخلاص
عبادات- چرا اسلام عبادات را سرلوحه ی تعلیمات خود قرارداده است؟
فلسفه ی تشریع عبادات
عبادت و دعا
فلسفه و راز عبادت
حقیقت عبادت و دعا- سخن اینشتین و سخن اقبال
فلسفه و راز عبادت
عبادت
عبادت از نظر تربیت فردی و اجتماعی
یادداشت عبادات
عبادت- بازیافتن خود واقعی
عبادت، ذكر خدا، خلوت برای بازیافتن خود
عباسیان
عبده، شیخ محمد و نظریات اصلاحی اش
عثمان
عجب زاهد
عدل و جود
عدل
عدل- داد
آیات قرآن- عدل
عدل و توحید
عدل یا توازن
آثار عدل و ظلم
عدالت اجتماعی- شكایت از روزگار
عدالت
عدالت و حكومت
اصل عدالت در اسلام
عدالت اجتماعی در اسلام
عدالت اجتماعی
عدل الهی- منابع و مدارك
عمل- تجسم اعمال (عدل الهی)
عدل الهی- مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی
عدل الهی- چاپ هشتم
عدل الهی- سؤالات
عدل الهی- انقیاد و عناد ملاك ثواب و عقاب است
عدل الهی- مرگ
عدل الهی- تفاوتهای دنیا و آخرت
یادداشت عدل الهی
عدل الهی و شعرا
عدل
عدل الهی
عدل الهی- عمل، خلود
عدل الهی، چاپ سوم- شرور غایت بالعرض اند
عدل الهی
یادداشت عدل الهی
عدل الهی
عدل الهی به مفهوم حكیمانه
یادداشت مقدمه ی عدل الهی- چاپ دوم
عدوی
عرف و عادت
عزت نفس و اجتناب از نیم خورده ی دیگران
عزلت و انزوا
عزلت و خلوت
عزلت
عقل و علم یا علم مطبوع و علم مسموع
عقل و طمع- اجر رسالت و مزد تبلیغ در كار دین و تأثیرآن در انحراف
عقل و عشق
عقل و اسارت هوای نفس
عقل در قرآن- كافر مرتجع
عقل و جنون در قرآن
عقل- آنجا كه احمقی فضیلت می شود
عقل و مصلحت اندیشی یا جبن و ترس
داستان موسی و عابد كم عقل، مجازات به حسب عقل
عقل و دین
عقل یا كانون روشنایی، و دل یا كانون محركات، و تأثیرآنها در یكدیگر
عاقل و جاهل
عقل و نقش آن در اسلام
عقل- تعقل نوعی تجارت است- تجزیه پذیری عقل
رابطه ی عقل و تقوا
عقل- انسان كامل
علم
علم، خواندن و كتاب
علم، آموزش، فرهنگ
علم نه برای عمل- عالم بی عمل
مسئله ی تضاد علم و دین
علم- تعریف، حدود، فرق علم و فلسفه و دین
علم- تعلم زبان
علما و فقها
علم- تفقه
علم- قلم و كتابت
علم و جهل، خطر علم اندك، كمالی كه موجب عقب افتادگی می شود
علم ناقص
علم و علما
فریضه ی علم
قداست علم
علم و جهل و مضاعف بودن گناه عالم
علم و جهل
سؤال از عالم
طلب علم و سؤال علم
علم و علما
وسعت نظر اسلام در باب علم اخذ علم از غیر مسلمان
علم
علم و ایمان
عالم در میان جهان
علم- علم مفید
علم و یقین- تصدیق و تكذیب باید مبنای علمی و قطعی داشته باشد
علم- علم دین
عُمَر- كلام ابن ابی الحدید
عُمْر- وقت طلاست
قدر عمر و وقت و فرصت را دانستن
اغتنام عمر و فرصت
عمر و معاویه
عمر و فاطمه علیهاالسلام
عمر- سیره و سیاست او
عمر- خشونت عمر، فلاكت در جاهلیت، سختگیری بر عمّال
عمل و اصالت آن
عمل
عمل- تجسم اعمال
عمل- گریز از عمل
عمل در اسلام- اباحیت
عمل مؤمن باللّ?ه و آخرت، و قبول در آخرت
اصل عمل در اسلام
عمل خوب و بد و آثار آنها
عمل و كار و نقش آن در ساختن انسان
اصل عمل در اسلام- عمل یا سرزمین
بازگشت اثر عمل خوب و بد به انسان
عمل در اسلام- عقیده ی مرجئه و خوارج و معتزله و شیعه
عمل
عمل در اسلام
عمل و قول- محاكمه ی باز و بلبل
عهد و وفای به آن
عیب بینی
توجه به عیب خود از عیب دیگران
Expand حرف غحرف غ
Expand حرف فحرف ف
Expand حرف قحرف ق
Expand حرف كحرف ك
Expand حرف گحرف گ
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
1. چرا اسلام عبادات را سرلوحه ی تعلیمات خود قرار داده است؟ در این پرسش فرض شده كه در برنامه ی تعلیم و تربیت اسلامی عبادات سرلوحه ی همه است و این فرض صحیح است و قابل انكار نیست. واقعاً نماز و روزه و حج و دعا سرلوحه ی تعلیمات اسلامی است، و اگر كسی خیال كند كه چون اسلام دینی است كه به اخلاق به دلیلبعثت لاتمم مكارم الاخلاقو به اجتماع به دلیللقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الكتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسطاهمیت فوق العاده داده است پس عبادت نمی تواند رتبه ی اول و درجه ی اول را داشته باشد، اشتباه كرده است.

و اما اینكه چرا چنین است؟ ممكن است كسی خیال كند به دلیل
جلد ششم . ج6، ص: 175
اینكه عبادات مربوط به آخرت است و سایر مقررات مربوط به دنیا و یا به علت اینكه عبادات مربوط به روح است و سایر مقررات مربوط به جسم، و آخرت بر دنیا و روح بر جسم تقدم و شرف دارد و از این جهت عبادات در اسلام در درجه ی اول قرار گرفته است. ولی این تصور اشتباه است. درست است كه آخرت چون ابدی است بر دنیا، و روح چون غیر مادی است و درجه ی راقی تر از وجود است بر جسم تقدم دارد و اگر فرضاً در موردی تعارض پیدا شود جانب آخرت بر دنیا و جانب روح بر جسم مقدم است ولی علت مهمتر بودن عبادات این جهت نیست، چون واقعاً سعادت آخرت و دنیا و همچنین سعادت واقعی روح و جسم از یكدیگر منفك نیستند. ما مكرر یادآور شده ایم كه از نظر اسلام اینچنین نیست كه هر انسان مكلف است میان یكی از سعادت دنیا و شقاوت آخرت و میان سعادت آخرت و شقاوت دنیا یكی را انتخاب كند، یعنی از دو سعادت یكی و از دو شقاوت یكی را انتخاب كند. گناهان و امور ممنوعه ی دنیا از آن جهت ممنوع نشده اند كه خوشبختی دنیایی می آورند، بلكه از آن جهت ممنوع شده اند كه در همین دنیا مفسده ای داشته و بدبختی می آورند. پس علت اهمیت عبادات چیز دیگر است.

علت این است كه گذشته از اینكه عبادات از نظر بنده وسیله ی اتصال و ارتباط قلب بنده باخداست، به قول شهید: «الصلوة باب الذكر و الذكر باب الكشف و الكشف باب الفوز الاكبر» و به قول بوعلی:

و العبادة عند العارف ریاضة ما لهممه و قوی نفسه المتوهمة و المتخیلة لیجرها بالتعوید عن جناب الغرور الی جناب الحق فتصیر مسئلمة للسر الباطن حین ما یستجلی الحق لاتنازعه فیخلص السر الی الشروق الساطع و یصیر ذلك ملكة مستقرة كلما شاء السر اطلع الی نور الحق غیر مزاحم من الهمم بل مع تشییع منها له فیكون بكلیته منخرطاً فی سلك القدس.
جلد ششم . ج6، ص: 176
عبادت، هماهنگی با قافله ی هستی:

و گذشته از اینكه نماز و عبادات هماهنگی فطری با موجودات و مخلوقات است زیرا همه همواره در تسبیح و تحمیدند و به قول فارابی: «صلّت السماء بدورانها و الارض برججانها و الماء بسیلانه و المطر بهطلانه» گذشته از همه ی اینها، عبادات از نظر اسلام عماد و عمود سایر تعلیمات است.

ارزش ذاتی و ارزش ضمانی عبادات:

ارزش ذاتی عبادات به جای خود، ارزش ضمانی برای سایر تعلیمات دارد. عبادات جزء برنامه ی تربیتی اسلام است [1]و همچنان كه در ورقه های نماز گفته ایم علت اینكه نماز عمود دین خوانده شده است ارزش تضمینی نماز است.

سرّ اینكه هم اخلاق و هم قانون به پشتوانه ی عبادت محتاجند:

نماز هم پشتوانه ی اخلاق است و هم پشتوانه ی قانون، هم اخلاق احتیاج به پشتوانه دارد و هم قانون، و عبادات تنها موضوع صلاحیتدار برای پشتوانه واقع شدن می باشند. اما اینكه اخلاق احتیاج به پشتوانه دارد برای اینكه محور اصلی اخلاق از خودی خارج شدن است و تنها ایمان به خداست كه می تواند انسان را از خودی خارج كند، بدون آنكه گرفتار خودی دیگر بكند و عبادت پشتوانه ی ایمان است. و اما اینكه قانون و عدالت احتیاج [به پشتوانه ] دارد برای اینكه از قانون عادلانه مهمتر اجرای عدالت است. اجرای عدالت مستلزم تحمل محرومیت است. اخلاق و قانون عادلانه اگر متكی به خدا باشد بر وجدان می تواند حكومت كند و الاّ نه، و از طرفی عبادات برای تذكر خدا و غفلت نكردن از بندگی است.

2. تحقیر عبادات به هر نحو اشتباه است. سعدی اشتباه و مبالغه كرد آنجا كه گفت: عبادت به جز خدمت خلق نیست.

3. بزرگترین اشتباه جهان امروز جدا كردن عبادت از سایر شئون زندگی است. اسلام به واسطه ی همین عدم تفكیك توانست ضمانت اجرایی برای اخلاق و قانون درست كند و كاری كند كه مجرم به پای خود با اصرار فوق العاده برای مجازات حاضر شود و پس از آنكه مثلاً مرتكب زنا یا قتل یا سرقت شده بیاید و تقاضای اجرای
جلد ششم . ج6، ص: 177
حد بكند.

كتاب «آینده ی علم» رنان:

4. در نیمه ی دوم قرن نوزدهم تصور می كردند كه علم می تواند جانشین دین بشود، یعنی علم بتواند ضمانت اجرایی اخلاق و قانون را به عهده بگیرد. ارنست رنان كتابی نوشت به نام آینده ی علم و ادعا كرد در آینده ی نزدیكی علم جانشین دین می شود، اما نمرد مگر آنكه اقرار كرد اشتباه كرده است. علت اینكه سازمان ملل به صورت یك مؤسسه ی بی اعتباری درآمده است و روشنفكران جهان در فكر یك سازمان جهانی مذهبی می باشند همین است.

بلی كاری كه علم و تمدن در زمینه ای كه دین باید بكند كرد این بود كه مظالم و جنایات را از روی پرده به زیر پرده برد، صراحت را تبدیل به نفاق كرد، حجاج بن یوسف های عصر ما در قیافه ی ابوذر غفاری كار خود را انجام می دهند.

5. آیه یضرب اللّه مثلاً كلمة طیبة. . . می خواهد بفرماید ثمرات و میوه های خوش و خوب انسانیت در زمینه ی اخلاق و عدالت جز از درخت ایمان به خدا كه با عبادت آبیاری می شود میسر نیست.

6. بزرگترین اشتباه ما این بود كه به تقلید فرنگیها معبد و مسجد را كه اسلام با آموزش و پرورش و دادگستری و سایر مؤسسات اجتماعی بهم آمیخته بود از هم جدا كردیم. برای توضیح و تكمیل این ورقه ها رجوع شود به ورقه های یادداشت عبادت و ورقه های فلسفه ی نماز و ورقه های عدالت اجتماعی.

جنبه ی منفی و مثبت یا بازدارندگی و نیروبخشی عبادت:

7. تأثیر عبادات تنها از جنبه ی منع و منفی نیست. یاد خدا تنها از آن جهت نیست كه مانع گناه اخلاقی و اجتماعی می شود(ان الصلوة تنهی عن الفحشاء و المنكر).

اللّه اكبر به انسان شخصیت می دهد:

بعلاوه صفابخش و نیروده است: استعینوا بالصبر و الصلوة [2]یكاللّه اكبراگر در روح انسان اثر خود را بگذارد، همه چیز را در نظر انسان كوچك و حقیر می كند. كیست كه در جریان
جلد ششم . ج6، ص: 178
زندگی با حوادث و شخصیتهایی روبرو نشده باشد كه او را مرعوب نكرده باشد؟ چقدر اتفاق می افتد كه انسان در اثر اینكه مرعوب دیگری می شود، چیزی را كه می خواهد بگوید از یاد می برد و چیزی را كه نمی خواهد بگوید بی اختیار می گوید. اللّه اكبریعنی خدا بزرگتر است، دیگر هیچ عظمتی و ابّهتی انسان را مرعوب و مقهور نمی كند.

عبادت در هر سه جبهه به انسان نیرو می دهد:

عبادات به انسان آرامش روحی می دهند و اضطراب را می گیرند، بعلاوه در مبارزه با طبیعت و با انسانها نیز به شخص قوّت و نیرو می دهند؛ یعنی در هر سه جبهه ای كه خواه ناخواه انسان باید بجنگد: جبهه ی طبیعت، جبهه ی انسانها، جبهه ی نفس امّاره به شخص نیرو می دهند.

8. چقدر بورقیبه اشتباه كرد كه گفت: كارگرها چون كار می كنند روزه نگیرند. فكر نكرد كه همین روزه به آنها نیرو می دهد. او هم خیال كرده است كه نماز فقط جنبه ی اخروی و روحی دارد و بس. این اشتباه عیناً نظیر اشتباه عمر بود كه گفت «حی علی خیرالعمل» را از اذان بردارید- رجوع شود به ورقه های فلسفه ی نماز.

اسلام به عبادات برای اینكه خصلت تربیتی پیدا كند شكل داده است:

9. عبادات از نظر تربیت. عمده این است كه اسلام در عبادات تنها به روح آنها كه تذكر است و خاصیت مهم آن قناعت نكرده است، بلكه از نظر تربیتی به عبادات شكل داده است. در عبادات نیت، طهارت و نظافت، احترام به حقوق، وقت شناسی، جهت شناسی، تصورات عالی، ضبط نفس در مقابل احساسات و غرایز، اعلام صلح و سلام با صالحان و پاكان، همكاری و همدلی و استعانت و عبادت دسته جمعی، اجتماع عملی در جماعات، در حج و غیره قرار داده است.

جنبه ی تربیتی در شكل و صورت نماز:

10. اگر از ما بپرسند: آیا روح عبادات متذكر شدن قلب و حضور آن به طوری كه تدریجاً حضور و تذكر ملكه شده باشد، هست یا نیست؟ و آیا این طور است كه نماز هر اندازه كه مقرون به حضور قلب باشد، زنده و جاندار و مقبول است و الاّ نه؟ و آیا نوافل برای
جلد ششم . ج6، ص: 179
تكمیل مقدار حضور قلب در نماز فرض شده است؟ جواب این است:

بلی، ولی در عین حال هزار نكته ی باریكتر ز مو اینجاست. اسلام كه دنیا و آخرت و روح و بدن و ماده و معنی را از هم جدا نمی داند، یك جهان تربیت در نماز گنجانیده است. از نظر حضور قلب، نظافت و طهارت و قبله و وقت و. . . و هم از نظر خداوند به طریق اولی هیچ یك از اینها تأثیری ندارد ولی از نظر تربیت یك انسان به تربیت عالی انسانی كه منظور اسلام است، همه ی اینها لازم و مفید است. اگر هدف تنها حضور قلب بود ممكن بود هفده دقیقه انسان سر به زانوی مراقبه بگذارد و با تكرار یك ذكر معین قلب را به تذكر وا دارد.

بسیاری از علما اسرارالصلوة و آداب الصلوة نوشته اند، از آن جمله است اسرارالصلوة شهید و اسرارالصلوة حاج میرزا جوادآقا تبریزی، ولی شاید كمتر در آن اسرارالصلوة به جنبه های تربیتی نماز توجه شده است در صورتی كه نماز جماعت و فرادی و همچنین روزه و حج هركدام جهانی تعلیمات تربیتی است- مراجعه شود.

11. آیا ممكن است روزی برسد كه تمام بیماریهای روانی از قبیل خودخواهی، آزار دوستی، تكبر، جبن، حسد، وسواس، كمرویی، بخل و مضایقه كاری به وسیله ی داروهایی نظیر قرص و كپسول و آمپول و شربت معالجه شود؟ البته ما می دانیم كه اثر این دواها این است كه یا یك كسری و كمبودی را در بدن تأمین می كنند و با یك میكروب مضر كه وارد بدن شده است مبارزه می كنند و یا اختلالی كه در نظم بدن از نظر زیاد شدن ماده یا سلول بالخصوصی پیدا شده به حال عادی برمی گردانند، مثل اینكه اوره ی خون زیاد شده یا گلبولهای سفید یا قرمز خون از حد معمول و لازم بدن كمتر یا زیادتر شده است. معنی این سخن این است كه روزی معلوم شود تمام آنچه ما آنها را بیماری و ناراحتی روانی می خوانیم و از آن رنج می بریم ناشی از یك اختلال جسمی باشد و با یك دوای جسمی هم معالجه شود، حتی غمها و غصه ها نیز كه نوعی دیگر الم و ناراحتی روحی است، غم و غصه ای كه از
جلد ششم . ج6، ص: 180
نرسیدن به مقام یا پول یا فراق محبوب یا مردن عزیزی پیدا می شود، فرمول همه ی اینها پیدا شود و با قرص و دوا بتوان همه ی اینها را از بین برد و یا ایجاد كرد، مثلاً كاری كرد كه با یك دوا آن كس كه فرزند عزیزش مرده است شاد و خرّم بخندد و برقصد و از یادآوری مرگ فرزند لذت ببرد و برعكس شخص دیگر به واسطه ی خوردن قرص دیگر یا شربت دیگر از نمردن و زنده ماندن و موفقیت فرزند عزیزش رنج جانكاه ببرد تا دق كند و از غصه بمیرد.

بالاتر اینكه با جهالت و علم نیز بتوان به همین وسیله بازی كرد.

فرض كنید قرصی پیدا شود به نام قرص ادبیات، قرص دیگری قرص ریاضیات، قرص دیگری قرص فیزیك، شیمی، فلسفه، مهندسی راه، برق، نفت، پزشكی، دندان پزشكی، داروسازی و غیره.

از طرف دیگر هرچند فرضیه های بالا عجیب و بعید و غیرقابل قبول به نظر می رسد ولی تا حدودی رابطه ی جسم و روح یا امور روحی و امور جسمی محرز است، مثلاً با دوا می توان حافظه را كم كرد یا زیادتر كرد، با تضعیف اعصاب با نوعی جراحی در بعضی قسمتهای مغز اراده را از بین برد یا حالت رضایت ایجاد كرد، یا همچنان كه در چندی پیش در مجله ی یغما نوشته بود. . . و چنانكه می دانیم از قدیم گفته اند عقل سالم در بدن سالم است، یعنی این رابطه پذیرفته شده است. حكمای الهی گفته اند: النفس و البدن متعاكسان ایجاباً و اعداداً.

ولی در عین حال مسلماً هرچه علم جلوتر رفته بیشتر به این مطلب پی برده است كه امور روحی حساب جداگانه از خود دارد و علم هرگز انتظار این را ندارد كه تمام حالات و عوارض روحی را تحت كنترل امور مادی- به ترتیبی كه در ورقه ی پیش گفته شد- درآورد. فقط ارتباط امور روحی با اعصاب از یك طرف و با خون كه وسیله ی غذا رساندن به اعصاب است از طرف دیگر، محرز شده است و این اندازه ارتباط ناگزیر است و الاّ وحدت و اتصال روح و بدن معنی نداشت؛ یعنی همان طور كه چشم ابزار دیدن است و گوش
جلد ششم . ج6، ص: 181
ابزار شنیدن، بدون چشم نمی توان دید و بدون گوش نمی توان شنید، و اینها آلت اِعدادی روح و نفس به شمار می روند و صورت مرئیه حقیقتی است كه از مبدعات نفس است، همین طور است اراده و حالت رضا و غضب و حافظه و محبت و غیره، یعنی هركدام از این حالات ابزار و آلتی در مغز و اعصاب دارند كه بدون آن آلات چنین حالات و تجلیات روحی به ظهور نمی رسد و اثر داروهای جسمی این است كه این آلات را تقویت یا تضعیف می كند، ولی لازمه ی این مقدار ارتباط این نیست كه حالات روحی معلول كیفیات تركیبات مادی باشد و با تغییر آن كیفیات بتوان آن حالات را بكلی عوض كرد.

مثلاً شاید بتوان كاری كرد كه كسی به واسطه ی خراب شدن ابزاری كه در مغز هست بكلی از هیچ چیزی غصه نخورد یا شادی نكند و یا اراده نكند و یا حافظه ی خود را از دست بدهد، زیرا اساس این فرض كه غصه یا شادی معلول یك اختلال جسمی است یا معلول تركیب خاصی است و با كم كردن یا زیاد كردن ماده ی بخصوصی در بدن می توان آنها را از بین برد یا زیاد كرد متصور نیست. نمی توان گفت كه ؟ یكی از آنها نتیجه ی تعادل و سلامت بدن است و دیگری نیست، زیرا در هر دو حال سلامت و بیماری هم شادی می كند و هم غصه می خورد، و نمی توان ادعا كرد كه هركدام از اینها نتیجه ی وجود یك ماده ی خاص است در بدن، زیرا هركدام از اینها نتیجه ی علم و اطلاع خاص است كه مناسب یا نامناسب [با] خواسته های ماست.

به هر حال هرچه علم تاكنون پیش رفته در عین اینكه بعضی ارتباطات كشف كرده است (و اصل ارتباط، لازم و اجتناب ناپذیر است) به آنجا رسیده است كه دو حساب جداگانه در كار است.

بیماریهای روحی- همان طور كه در ورقه های روح و بیماریهای روحی گفته شده است- ناشی از اختلالاتی است در احساسات و ادراكات بدون آنكه ضرورتی باشد كه اختلالی در بدن مثلاً در اعصاب یا خون پیدا شده باشد. پس عجالتاً جواب سؤال گذشته منفی است.
جلد ششم . ج6، ص: 182
از این مرحله كه بگذریم این پرسش پیش می آید كه حالا كه منشأ حالات ناراحت كننده ی روانی اختلالات روانی است نه بدنی، چه چیزهایی سبب این اختلالات می گردد؟ .

علل اختلالات روانی:

علمای روانی به اینجا رسیده اند كه عدم ارضای غرایز و احساس محرومیت و مغبونیت به واسطه ی بی عدالتیهای اجتماعی و یا به واسطه ی عادات خشن اجتماعی و قیود اجتماعی، خود یك علت بروز این بیماریهاست.

قیود اجتماعی:

مذهب را از آن جهت كه قیودی خصوصاً در زمینه ی مسائل جنسی ایجاد می كند، در این جهت مسئول دانسته اند.

تربیتهای مبنی بر ترس و وحشت:

یكی دیگر تربیتهای مبنی بر ترس و وحشت است كه روح را بیمار و ناراحت می كند، مثل اینكه كودك را از كودكی از ادرار بر روی فرش با زدن و تهدید می ترسانند؛ بچه خیال می كند كه ادرار كردن نباید صورت گیرد، تدریجاً عوارض ناراحت كننده ای در روح او پیدا می شود.

نازپروردگی:

و همچنین است تربیتهای مبنی بر نازپروردگی كه روح را پرتوقع [می كند] و در نتیجه پس از مقابله با حوادث جدی بدبین و مأیوس می شود. و همچنین است كار بیش از ظرفیت و شواغل فكری بیش از ظرفیت، شنیدن و دیدن حوادث و مناظر هیجان آور و تأثرآور كه مخصوصاً تمدن جدید به وسیله ی روزنامه و رادیو و تلویزیون و فیلمهای سینمایی ایجاد كرده است. اینها نیز از علل ناراحتیهای روحی است، كم حوصلگی و تندخویی ایجاد می كند. و همچنین است اندوه زیاد كه جنون و مالیخولیا می آورد.

اثر بهداشتی، روانیِ عبادات خصوصاً در شرایط عصر حاضر:

از آن طرف راه مبارزه با بیماریهای روانی علی الاختلاف، تلقینها و یادآوریها و اظهار رازهای درونی و بازگو كردن آنها در خواب یا بیداری، احیاناً موسیقیهایی [است ] كه قادر به گریانیدن و بیرون ریختن اشباح موذی و وحشتناك روحی بشود.

اثر دعاها و نیایشها و عبادتها و انقطاعها:

اكنون ببینیم عبادتها و زیارتها و احسانها و خدمتها و یارب یارب ها و «بك یا اللّه» ها و مناجاتهای سحر و ناراحتیها را با خدا در میان گذاشتن و حاجت خواستن و اشكهای عابدانه و متضرعانه و بالاخره دعاها چه اثری اولاً در پیشگیری و چه اثری در بهبود این
جلد ششم . ج6، ص: 183
بیماریها دارد.

از حقایق مسلّم عصر ما كه نویسندگان جوجه متجدد ما حتی الامكان كوشش دارند آن را كتمان كنند، اقرار و اعترافی است كه روانكاوان و روان شناسان و علمای معرفة الروح جدید درباره ی تأثیر عقاید و اعمال مذهبی در پیشگیری و در بهبود بیماریهای روانی كرده اند، اعم از طرفداران دین و مخالفین دین كه نمونه ی آن را در ورقه های یادداشت عبادت نمره ی 15، نامه هایی كه میان فروید و یونگ مبادله شده است، ذكر كردیم. جوجه متجددین ما آنجا كه سخن از این رفته كه مقررات خشن مذهبی و قیودی كه مذهب ایجاد كرده موجب بیماری روانی شده یا تربیتهای بی دلیل مذهب اخلاق تابو ایجاد كرده است، داد سخن داده و می دهند در صورتی كه اینها همه در مورد غیر اسلام یعنی ریاضت طلبی های بودایی و مسیحی صادق است.

تمدن همه- چیزساز و همه كس خراب كن:

12. تمدن جدید همه چیز را درست كرده، همه ی ابزارها را، وسایل را، از وسایل رفت و آمد، ساختمان، مخابرات، پوشش، خوراكی و حتی درسی و تعلیمی، مگر انسانها را كه خرابتر كرده است.

13. آیا اگر انسان ناقص و بیمار باشد و وسایل كامل و مجهز، از نظر انسان و سعادت او بهتر است یا انسان درست و كامل باشد ولی وسایل ناقص. مثلاً یك وقت هست انسان معده ی سالم دارد ولی غذای كافی و خوب ندارد، یك وقت همه نوع غذا در اختیار دارد ولی معده و روده و كبد سالم ندارد. كدامیك ترجیح دارد؟ رجوع شود به ورقه های دین و زندگی.
[1] عبادت، تمرین تسلیم در برابر قانون و در برابر امر خداست.
[2] راجع به نیروبخشی عبادت رجوع شود به آیات سوره ی ق و آیات سوره ی طه كه عجیب است.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است