در
کتابخانه
بازدید : 465236تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
مولوی مَثَلی می آورد راجع به اینكه هرچه انسان بزرگتر می شود صفات او قویتر و ریشه دارتر می گردد. می گوید مردی خاری را در معبر مردم كاشت و مردم از این بوته خار در رنج بودند. او قول داد كه سال دیگر آن را بكَند، و سال دیگر نیز كار را به سال بعد موكول كرد و سالهای بعد نیز به همین ترتیب عمل كرد. از طرفی درخت سال به سال ریشه دارتر می شد و از طرف دیگر خود او سال به سال ضعیف تر می گردید، یعنی میان درخت و قوّت او نسبت معكوس برقرار بود. حالات انسان نیز مانند خاربُن و خاركَن است. روز به روز صفات در انسان ریشه های عمیقتری پیدا می كند و اراده انسان را ضعیف تر می كند. قدرت یك جوان در اصلاح نفس خود از یك پیر بیشتر است.
خاربُن در قوّت و برخاستن
خاركَن در سستی و در كاستن
سعدی نیز می گوید:
هركه در خردی اش ادب نكنند
در بزرگی فلاح از او برخاست
چوب تر را چنانكه خواهی پیچ
نشود خشك جز به آتش راست
او به چوب تر و خشك تشبیه می كند كه تا تر است انعطاف دارد و هرچه خشكتر شود انعطاف آن كمتر می گردد، و وقتی كاملاً خشك شود یك حالت ثابت به خود می گیرد و تغییر نمی كند. مولوی می گوید: «مهر اول كی ز دل زایل شود» و روی مهر اول خیلی تكیه می كند؛ یعنی محبتی كه اول در دل انسان رفت تا آخر می ماند، همان طور كه بغض اول هم كه در دل آدمی آمد بیرون نمی رود. می گویند معاویه می گفت كاری می كنم كه بچه ها كه بزرگ می شوند بغض علی بن ابی طالب در آنها پرورش یابد. یا در مثالهای خود می گوییم: «با شیر اندرون شد و با جان بدر رود. » هرچه كه با شیر به جان انسان وارد شود، فقط با مردن بیرون می رود. روی
مجموعه آثار شهید مطهری . ج22، ص: 731
این اساس، گویا در قدمای علمای اخلاق تردیدی در این جهت نبوده كه صفات و ملكات فاضله را باید به صورت نوعی عادت درآورد، و عادتْ ساختن است و پرورش نیست. پرورش، رشد استعداد موجود است. «عادت» این است كه ما هر حالتی دلمان بخواهد به او می دهیم، او به منزله ماده شل و قابل انعطاف و شكل پذیری است كه هر شكلی به آن بدهیم می پذیرد. از این نظر، انسان موجودی قابل ساختن است و اكثر اخلاقیات اموری ساختنی است و باید عادت شود و اموری نیست كه ریشه اش در انسان وجود داشته باشد. مثلاً شجاعت: ممكن است كسی را طوری تربیت كنیم كه شجاع از آب درآید یا طوری تربیت كنیم كه شجاع از آب در نیاید. ممكن است كسی را عادت دهیم ملكه عفت در او به وجود آید، و ممكن است آدم غیرعفیف و هوسرانی بار آوریم.
پس طبق این بیان می توان گفت: اگر بگوییم كه تربیت صرفا عبارت از پرورش است نه ساختن انسانها، صحیح نیست. قسمت اعظم تربیت، ساختن انسانها به طور دلخواه است. لذا هر فرهنگی ملت خودش را آن طور كه دلخواه اوست می سازد، هیئت حاكمه یك ملت و هركه بر او حكومت كند ملت خود را آن طور كه بخواهد می سازد.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است