در
بازدید : 81339      تاریخ درج : 1389/9/6
 


زندگی دكتر بهشتی سرشار از مبارز علیه دشمنان اسلام بود. به طور مثال هنگامی كه حزب توده با تشكیلات قوی در صحنه سیاست كشور حضور داشت ، شهید بهشتی علاوه بر فعالیتهای ایدئولوژیك ، در بالا بردن سطح روحیه جوانان سخنرانهای بسیار كرد و در برابر ایادی حزب توده قد علم كرد و با افكار انحرافی آنها به مبارز پرداخت .

طی سالهای 1329 تا 1332 در دفاع از حكومت ملی دكتر محمد مصدق به همراه روحانیت مبارزه از چهره های فعال و كارسازی بود كه در به راه انداختن تظاهرات ضد رژیم در اصفهان نقش مهمی داشت . مبارزات آیت الله دكتر بهشتی به دور از هر گونه جنجال و تبلیغات انجام می گرفت .بهشتی تنها مرد علم و بیان و قلم نبود بلكه در میدان مبارزه نیز مردانه جنگید. بویژه از آغاز قیام امام خمینی (ره) در سال 1341 به همكاری با جمعیت های موتلفه اسلامی برخاست و به عضویت شورای روحانیت آن انتخاب گردید.

جمعیت های موتلفه اسلامی سازمانی بود كه از درون مبارزات انجمهای ایالتی و ولایتی برخاست و مدیریت مبارزه را تا سال 1350 به عهده داشت . او در برگزاری راه پیمانی های عظیم چهارم شوال و تاسوعا و عاشورا و 28 صفر نقشی موثر داشت . سخنرانی های پرشور آیت الله بهشتی مخصوصا در روز 16 شهریور در مسجد صاحب الزمان (عج ) تحرك فراوانی به مردم داد.

هنگامی كه امام در پاریس بودند، برای تبادل‌نظر با امام(ره) به آنجا رفت و سپس به فرمان امام(ره) به عضویت شورای انقلاب اسلامی ایران برگزیده شد. نقش مؤثر و رهبری‌كننده ایشان در آن زمان كاملاً محسوس بود. [1]

 

یكی از خاطرات مبارزاتی خود را كه بیاد دارید بفرمائید؟

یكی از خاطراتم كه هرگز فراموش نمی كنم، مربوط به یك سخنرانی پرشوری است كه در سال 1343 در مدرسه چهار باغ اصفهان كه نام فعلی آن مدرسه امام جعفر صادق است، داشتیم كه روز هفده ربیع الاول بود از تهران به اصفهان رفته بودم برای بازدید بستگانم كه بعداً آنجا گفتند كه باید سخنرانی كنی جلسه با شكوهی بود در آن سخنرانی مردم را به انقلاب دعوت كردم و تحت عنوان اینكه كودك امروز یعنی كودك متولد شده در 17 ربیع الاول پیام آور بود و ضمن صحبت بحث به این جا كشید كه این پیام آور گفت انقلاب را با رساندن پیام خدا و پیام فطرت پذیر آغاز كنید و دنبال كنید اما هر وقت دشمنان خدا و دشمنان انسانیت سر راهتان ایستادند و خواستند ندای حق شما را در گلو خفه كنند آن موقع آرام ننشینید سلاح بدست بگیرید و با آنها بجنگید.

 وقتی بحث به اینجا كشید جلسه متشنج شد برای اینكه مأمورهای امینتی آنجا بودند كه یادداشتی به دست من دادند كه شیاطین ناراحت هستند منظورشان این بود كه بحث را برگردانم اما من روا نمی‌دانستم كه بحث را برگردانم بحث را به پایان رساندم اینها بیرون مأمور گذشته بودند و در این اثنا رفته بودند و چندین ماشین مأمورهای مسلح آورده بودند برای اینكه اگر تشنجی پیش آمد جلویش را بگیرند ولی تشنجی هم پیش نیامد و مأمور گذاشته بودند آنجا كه مرا دستگیر كنند، و نشد بنده رفتم منزل و بعد آمدند منزل مرا دستگیر كنند و بردند به شهربانی و بعد به ساواك اصفهان .

در آنجا رئیس ساواك به من گفت من آدمی هستم علاقمند به دین اسلام و متدین هستم و غیره حتی شما می توانید از علمای اینجا بپرسید، من آرامش این شهر را حفظ كرده ام و بعد گفت شما مثل اینكه مأموریت داشتید بیائید و این شهر را به هم بریزید و مردم را به جنگ مسلحانه دعوت كنید من درجلسه بودم اما از آنجائیكه بحث به اینجا رسید دیگر دیدم كه نباید بمانم و از جلسه خارج شدم و گفتم نوار آن را بیاورند و من گوش كنم گفتم پس شما نوار گوش نكرده دارید صحبت می‌كنید، چه اشتباهى، فعلاً بگذارید آنهائیكه آنجا نگفتم اینجا برایتان بگویم شروع كردم برایشان صحبت كردن بعد معاونش هم آمد شروع كرد به یادداشت كردن گفتم كه شما به این ملت چه می گوئید؟ آیا یك ملت مرده می خواهید در این كشور باشد ما می گوئیم ملت ما باید یك ملت زنده باشد آنروز برای چندمین بار چون اولین بار نبود كه مرا به ساواك احضار می كردند، برای چندمین بار تجربه كردم كه اگر انسان مؤمن مبارز در برخورد با دشمن با قوت و قدرت نفس سخن بگوید چه جور می تواند او را پشت میز ریاستش مرعوب كند.

 این آقای سرهنگ پس از این كه دید من با قاطعیت و صراحت می گویم كه این انقلاب برای آن هست كه از این مردم انسانهائی بسازد كه در برابر هر دشمنی از خودشان دفاع كنند و این بحث را بی پروا ادامه دادم تحت تأثیر قرار گرفت و گفت كه اگر روحانیون با این شیوه با مسائل برخورد كنند این برای ما یك معنی دیگه پیدا خواهد كرد حس می كنم آن ته مانده فطرت كه در اعماق روح اینها گاهی مانده است با این برخورد متأثر شد اثر پذیر شد كار پذیر شد و توانست چیزی را كه هرگز انسان انتظار ندارد از یك رئیس ساواك.نتوانستند ایشان را تحمل كنند و بعد از دو سه سال ایشان را بیرون كرده بودند البته نه به این مناسبت.[2]



 www.ido.ir -[1]

[2] - tebyan.net


کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است