در
کتابخانه
بازدید : 455697تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
این كتاب تألیف دكتر علی شریعتی است. در سفری كه در 26- 30 آذرماه 51 به مشهد رفتم نسخه ای از آن را انتشارات طوس به من داد و در بین راه و تهران خواندم.

آنچه دستگیرم شد از هدف این جزوه كه در زیر لفّافه بیان شده است و به تعبیر خود جزوه، نویسنده خواسته است «تمام عقده ها و عقیده های خود را در این جزوه بگوید» این است:

1. این جزوه نوعی توجیه تاریخ است بر اساس مادی ماركسیستی، نوعی روضه ی ماركسیستی است برای امام حسین كه تازگی دارد.

[طبق این جزوه ] آغاز تاریخ بشر اشتراكیت و برابری است، سپس نابرابری و حق و باطل یعنی مالكیت آغاز می گردد و از اینجا جامعه ی بشر دو بخش می شود آنچنان كه دجله و فرات از یك سرچشمه می جوشند و سپس دو بخش می گردند و از یكدیگر جدا می شوند. دو بخش انسان یعنی دو طبقه: طبقه ی برخوردار و استثمارگر و طبقه ی محروم و استثمار شده. طبقه ی حاكم و برخوردار و استثمارگر سه چهره دارد: سیاست، اقتصاد، مذهب؛ یا صاحبان زر و صاحبان زور و صاحبان تزویر كه كار اولی برده ساختن و كار دومی غارت كردن و كار سومی فریب دادن است. قصر و دكان و معبد، سه شعبه ی یك بنگاهند. تیغ و طلا و تسبیح یك كار می كنند.
مجموعه آثار شهید مطهری . ج17، ص: 672
نظام حاكم بر تاریخ همواره همین بوده است و آنچه غیر از این بوده نهضتهایی بوده محكوم، قیامها و انقلابهایی بوده دلسوزانه و مذبوحانه، و چون زیربنا فاسد بوده، از همه ی آن نهضتها كه به وسیله ی ابراهیم ها و موساها و عیسی ها و محمدها و علی ها و حسین ها صورت گرفته نتیجه ی معكوس گرفته شده است، آنچه بنا بوده قاتق نان بشر بشود بلای جانش شده و زنجیر دیگر بر دست و پایش.

آزادی سبطی بی دوام بوده (ص 22) . نوای امام حسین، خاموش اما بانگ گوساله های سامری همیشه بلند است (24) . سرنوشت محتوم همه ی وارثان آدم اسارت و گرفتاری است (ص 28) . وراثت آزادی و عدالت و بیداری، نهضت محكوم تاریخ است و وراثت بردگی و بیداد و مذهب خواب، نظام حاكم بر تاریخ (ص 39) . امام حسین مظهر شكست آدم است (ص 47) .

در این جزوه سرزمین بین النهرین سمبل تمام زمین و تاریخش نمایشگر تاریخ تمام زمین است. دو نهر دجله و فرات سمبل دو جناح متضاد بشری است كه از هم جدا شده و در نزدیكی بغداد به طور دروغین بهم می پیوندند آنچنان كه در دوره ی خلافت اسلامی این وحدت دروغین پیدا شد (صفحات 9، 29، 39) و بار دیگر به شكل فجیع تری جنایت برقرار می شود. همه ی جنایتكاران جهان در هر یك از سه چهره در چهره های سه گانه ی خلافت اسلامی ظهور و حلول می كنند و بدبختی ای آغاز می شود كه در جهان سابقه ندارد (صفحات 15، 27، 28، 35) . آنچه بَدان همه دارند این تنها دارد.

سرنوشت دجله و فرات این است كه در نهایت به دریا بریزند و آرامش یابند.

سرنوشت بشریت و پایان تاریخ بشر نیز اشتراكیت و سوسیالیسم است و تنها در آن وقت است كه بشر از بلای مالكیت و نظام طبقاتی نجات می یابد و زیربنا خراب می شود و زیربنای واقعی عدل و داد واقعی درست می شود.

تلاشهای انقلابیون تاریخ با زیربنای طبقاتی، دلسوزانه ولی مذبوحانه و بی نتیجه بوده است. فقط با محو طبقات است كه جامعه به سعادت واقعی خویش نائل می گردد (ص 9) : اَلا بِالْاِشْتِراكِیَّةِ تَطْمَئِنُّ الْقُلوبُ. .

امام حسین به سوی مرگ می شتابد تنها و بی امید (ص 23) . او مظهر شكست آدم است و تعصبی بی حاصل به خرج می دهد (ص 47) .

در این جزوه به طور كلی كلمه ی آدم یا انسان، سمبل انسان سوسیالیست است و
مجموعه آثار شهید مطهری . ج17، ص: 673
توحید جهان توجیه توحید و وحدت جامعه است كمااینكه شرك اعتقادی سایه ای است از شرك و ثنویّت حیات. با این بیان بار دیگر جنبه ی ماركسیستی جزوه روشن می شود كه وجدان هركس را مولود و انعكاسی از وضع اجتماعی او می دانند و می تواند مبیّن نظر دوركهایم باشد نه نظر كارل ماركس.

آنچه در این جزوه به چشم نمی خورد شخصیت امام حسین و آثار نهضت اوست.

مبنای جزوه بر این است كه در جامعه ی طبقاتی همه ی تلاشها بی حاصل است. انقلابیون تاریخ، وارث آدم یعنی انسان اشتراكی می باشند و قیامشان برای حق بوده و حق یعنی عدالت، برابری، یعنی اشتراكیت.

امام حسینِ این جزوه همان امام حسین مظلوم و محكوم روضه خوانهاست كه هیچ نقشی در تاریخ ندارد، با این تفاوت كه امام حسینِ روضه خوانها لااقل سفره ی گریه ای برای توشه ی آخرت پهن كرده و امام حسینِ این جزوه- به وسیله ی روضه ها و گریه ها- ابزاری است در دست جناح حاكم برای بهره كشی طبقه ی محكوم.

در این جزوه معبد همیشه در كنار قصر و دكان، و روحانی همواره در كنار حاكم و سرمایه دار [است ] ، و البته آنچه در كنار است معبد است- نه خصوص كلیسا و یا دیر و صومعه و یا كنشت و یا بتخانه- كه شامل مسجد هم می شود. طبعاً تكلیف روحانی هم روشن است.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است