در
کتابخانه
بازدید : 472127تاریخ درج : 1391/03/27
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
1. احمد امین مصری چهار دوره كتاب دارد به نامفجر الاسلام، ضحی الاسلام، ظهر الاسلام، یوم الاسلام. البته اول و آخر، هركدام یك جلد بیشتر نیست ولی دوم سه جلد و سوم چهار جلد است. احمد امین، اسلام یعنی تمدن اسلامی را به روزی تشبیه كرده كه پس از شب ظلمانی پدید می آید و این روز فجری دارد و چاشت و آفتاب بلندی و نیمروزی. البته مقصود او تمدن اسلامی است نه خود اسلام، .

بنابراین فرضاً غروب الاسلام هم می داشت اشكالی نداشت ولی كتابی به این اسم ندارد، كتاب آخرشیوم الاسلاماست.

رنگ علمی خاص، رنگ سیاسی خاص، رنگ ادبی خاص، غلبه ی نژاد ایرانی، حریت فكر، اختلاطنژادها و فكرها و نسلها، نقل و ترجمه به عربی، ایضاً نشاط علمی، جنگ عقاید (ر. ك: نمره ی 8):

2. احمد امین در مقدمه ی جلد اولضحی الاسلامسده ی اول عباسی (132- 232) را این طور توصیف می كند: .

عصر له لون علمی خاص، كما ان له لوناً فی السیاسة و الادب خاصاً، امتاز بغلبة العنصر الفارسی و بحریة الفكر الی حدّما و بدولة المعتزلة و سلطانهم و بتلوین الادب من شعر و نثر لوناً
جلد نهم . ج9، ص: 326
احتذی علی كر الدهور و اختلاف العصور، كما امتاز بتحویل ما باللسان العربی الی قید فی الدفاتر و تسجیل فی الكتب و ما باللسان الاجنبی الی لغة العرب. .

3. عصر امام با عصر پیغمبر اكرم تفاوت داشت، با عصر امام حسین تفاوت داشت، با عصر امیرالمؤمنین تفاوت داشت، با عصر امام سجاد همین طور و حتی با عصر امام رضا و امام هادی. .

4. شناسایی هركس بدون شناسایی عصر و محیط او ممكن نیست، البته نه به این دلیل كه ماركسیستها و غیر ماركسیستها می گویند كه هیچ گونه اصالتی و اختیاری برای انسان قائل نیستند و هركسی را یك سلسله آثار جبری كه محیط در او ایجاد كرده است و عكس العمل های قهری كه او در برابر محیط ایجاد می كند می دانند و انسان را صد درصد وابسته به محیط و تابع و محكوم محیط می دانند.

و البته هیچ كس منكر تأثیر محیط نیست. شخصیتها در همین جا متفاوت می شوند؛ بعضی صد درصد و بعضی 99%و بعضی كمتر تحت تأثیر محیطاند و مقداری هم روی محیط خود اثر می گذارند، محیط را راهبری می كنند، محیط را آن طور كه فكر می كنند و آرزو می كنند و تشخیص می دهند و طرح آن را تهیه می كنند می سازند.

تشبیه به سرباز در میدان جنگ:

و بنا بر این فرضیه كه انسان در مقابل محیط خود اصالت دارد و با نقشه و اراده و طرح و پیش بینی خود محیط خود را و آینده ی جامعه اش را می سازد، بدیهی است كه فعالیتها و عكس العمل های ارادی اش مربوط است به وضع موجود؛ یعنی با عوامل موجود محیط مبارزه می كند، عوامل موجود را در خدمت می گیرد، درست مانند سربازی است در میدان جنگ. امكان ندارد كه كسی سربازی را بتواند بشناسد مگر آنكه صف و موقع و میدان او را بشناسد. .

پس معلوم شد كه شناختن هر شخصیتی بستگی دارد كه عصر و محیط و شرایط زمانی و مكانی او را بشناسیم، هرچند كه برای انسان در مقابل محیط اصالت قائل باشیم.
جلد نهم . ج9، ص: 327
برای كسی كه می خواهد مانند خسی بر روی موجی نباشد، می خواهد در محیط خود مؤثر باشد و آن را تغییر دهد، می خواهد زمان را بسازد، در درجه ی اول لازم است یك ایده ی مشخص و معینی داشته باشد و روی یك هدف معین فعالیت كند. دیگر اینكه لازم است جهت و عوامل مؤثر در اجتماع خویش را و تحولاتی كه در عصر و زمان پیدا شده بشناسد كه خود امام فرمود: العالم بزمانه لاتهجم علیه اللوابس.

شناسایی عصر و زمان خود:

این است كه دوراندیشی و تیزهوشی و درك مقتضیات زمان نه به معنی اینكه عوامل زمان چه تقاضایی دارد و چه می خواهد كه ما هم همان را بخواهیم، بلكه به این معنی كه عوامل زمان ما چیست كه ما از خوبش استفاده كنیم و با بدش مبارزه كنیم [لازم است. ] .

در همین جاست كه ما می توانیم معنی «مترقی» و «غیرمترقی» را بفهمیم، سرّ عقب افتادگی خودمان را بفهمیم.

تشبیه افراد بی شخصیت به چرخ دستی:

بعضی افراد درست مثل چرخ دستی هستند كه همینكه آنها را به گردش آورند، خود به خود به گردش خود ادامه می دهند. (البته خاصیت جسم بی جان همین است و فقط یك عامل خارجی دیگر باید بیاید و مانع شود و بگوید بس است) ، همینكه یك سنتی معمول شد به هیچ وجه دست از آن سنت بر نمی دارند ولو اینكه فعلاً هیچ موجبی برای آن نباشد و بهتر از او پیدا شده باشد، مثل افرادی از ما فعلاً در حوزه های علمیه كه سنت جاری شده است بر دوره كردن فلان كتاب و فلان كتاب و دیگر به هیچ قیمتی نمی شود آنها را از آن سنت جدا كرد. .

5. نام امام صادق علیه السلام با نام مدرسه و مكتبی كه تأسیس كرد توأم است. در اینكه امام مكتب بزرگی تأسیس كرد كه در آن مكتب انواع علوم دینی و غیر دینی تدریس می شد [شكی نیست. ] اما دینی از قبیل مسائل الهیات، نبوت، امامت، تفسیر، فقه، اخلاق، عرفان و سیر و سلوك و تهذیب نفس و حتی مسائل سیاست و غیره. آنچه از امام روایت شده شامل همه ی اینهاست.
جلد نهم . ج9، ص: 328
این حوزه هایی كه در جهان اسلام به طور عموم وجود دارد، زاییده ی همان مدرسه ای است كه در آن وقت امام تأسیس كرد.

حوزه های شیعه از قبیل قم و نجف كه به جای خود، حوزه های اهل تسنن را هم كه بنگریم در رأس همه ی آنها جامع ازهر است؛ و سایر حوزه های جامعه ی تسنن، بعد از او و تابع و پیرو او هستند و جامع ازهر را شیعیان فاطمی پس از تسلط بر مصر تأسیس كردند. .

حوزه های ما- كه صد درصد خود را تابع حوزه ی امام می دانیم- آیا مانند حوزه ی امام یك حوزه ی پیشرو است و زعامت فكری عصر خود را دارد آن طور كه سید علی هندی اعتراف می كند كه: .

و لایفوتنا ان نشیر الی ان الذی تزعم تلك الحركة هو حفید علی بن ابی طالب المسمی بالامام الصادق و هو رجل رحب افق التفكیر، بعید اغوار العقل، ملم كل الالمام بعلوم عصره، و یعتبر هو اول من اسس المدارس المشهورة فی الاسلام، و لم یكن یحضر حلقته العلمیة اولئك الذین اصبحوا مؤسسی المذاهب الفقهیة فحسب بل كان یحضرها طلاب الفلسفة و المعقول [1]. .

عصر نشاط علمی:

6. یكی از مشخصات عصر امام این بود كه عصر نشاط علمی بود [2]، همان طور كه آقای دكتر زرین كوب در مقاله ی «كارنامه ی اسلام» صفحه ی 47 می گوید: .

اسلام بود كه با تشویق مسلمین به علم و ترویج نشاط حیاتی، روح معاضدت و تساهل را جانشین تعصبات دنیای باستانی كرد و در مقابل رهبانیت كلیسا با توصیه ی مسلمین به راه وسط، توسعه و تكامل صنعت و علم انسانی را تسهیل كرد. در دنیایی
جلد نهم . ج9، ص: 329
كه اسلام به آن وارد شد این روح تساهل و اعتدال در حال زوال بود. از دو نیروی بزرگ آن دنیا بیزانس در اثر تعصبات مسیحی كه روز به روز بیشتر در آن غرق می شد هر روز علاقه ی خود را بیش از پیش با علم و فلسفه قطع می كرد. . . در ایران هم اظهار علاقه ی خسرو انوشیروان به معرفت و فكر، یك دولت مستعجل بود و باز تعصباتی كه برزویه ی طبیب در مقدمه ی
كلیله و دمنهبه آن اشارت دارد هر نوع احیای معرفت را در این سرزمین غیرممكن كرد. .

سه عامل برای نشاط علمی:

زرین كوب از دو عامل اسلامی بحث می كند: یكی جهان وطنی و مبارزه با تعصبات قومی و نژادی، دیگر تسامح و تعاهد با اهل كتاب.

در واقع عامل سوم كه عامل اصلی است همان تشویق اسلام به علم است كه قبلاً خود آقای زرین كوب به آن تصریح كرده است. می گوید: .

این تسامح نسبت به اهل كتاب مبتنی بر نوعی همزیستی مسالمت آمیز بود كه قرون وسطی آن را نمی شناخت. . . این سعه ی صدر و تسامح مسلمین از اسباب عمده بود در ایجاد رفاه و آسایش كه تمدن و فرهنگ انسانی بدان نیاز دارد. .

دعوت قرآن به تفكر و تدبر در كائنات و تدبر در آیات و اعلام برتری و شرافت اهل دانش، داعی عمده در این باب بود. .

یكی دیگر از مشخصات آن عصر این بود كه به موجب آزادی و.

.

تسامح و تحمل عقاید گونه گون، نوعی جنگ عقاید به وجود آمده بود.

عمل امام از نظر نشاط علمی، عمل امام از نظر جنگ عقاید، عمل امام از جنبه ی اختلاط عناصر:

نشاط علمی ایجاب می كرد كه امام صادق میدان را برای دیگران خالی نگذارد و بلكه به قول امیرعلی هندی زعامت این حركت را بر عهده بگیرد، همان طوری كه كرد و تا آخر عصر امام هنوز بغداد تأسیس نشده بود و مركز، مدینه و كوفه بود.
جلد نهم . ج9، ص: 330
و اما جنگ عقاید ایجاب می كرد كه امام در این میدان وارد شود، همچنان كه مكرر می خوانیم كه با زنادقه، طبیب هندی، زندیق مصری، جعد بن درهم و. . . [مباحثه می كرد. ] .

درالامام الصادقجلد1، صفحه ی 183 درباره ی حدیث اهلیلجه و طبیب هندی می نویسد:

مبادله ی نامه میان امام و مفضل:

ان المفضل بن عمر كتب الی الصادق علیه السلام یخبره ان اقواماً ظهروا من اهل هذه الملة یجحدون الربوبیة و یجادلون علی ذلك و یسأله ان یرد علیهم قولهم و یحتج علیهم فی ما ادعوا بحسب ما احتج به علی غیرهم. فكتب الیه الصادق فی ما كتب: و قد وافانی كتابك و رسمت لك كتاباً كنت نازعت فیه بعض اهل الادیان من اهل الانكاركذاو ذلك انه كان یحضرنی طبیب من بلاد الهند و كان لایزال ینازعنی فی رأیه و یجادلنی عن ضلالته. . . .

افرادی مانند هشام بن الحكم كه بیشتر اهل كلام و فلسفه و معقول بودند، بیش از دیگران مورد احترام امام بودند. هشام است كه به نقل توحید صدوقاز امام مثلاً می پرسد: ما الدلیل علی ان اللّه تعالی واحد؟ فیقول علیه السلام: اتصال التدبیر و تمام الصنع.

امتیاز حدیث شیعه:

استدلالات امام [كه ] در ردّ ابوشاكر دیصانی و ابن ابی العوجاء و غیره و یا در جواب اصحاب خودش از قبیل هشام و مفضل آمده است، صد درصد استدلالهای عقلی و فلسفی است و همین گونه احادیث است كه حدیث شیعه را از احادیث اهل تسنن متمایز می كند؛ یعنی نظیر آنچه درنهج البلاغهو یا در كلمات امام صادق و یا در كلمات حضرت رضا مخصوصاً در مجلس مأمون آمده است، ابداً در اخبار اهل تسنن نیامده است. .

حتی برخی احادیث نبوی در این زمینه مثل آنچهالامام الصادق مظفر، ص 192 ازبحاراز حضرت رسول نقل كرده است باز در روایات شیعه است نه در روایات اهل تسنن.
جلد نهم . ج9، ص: 331
درتوحید مفضل، امام از طبایع و فواید ادویه و وظائف الاعضاء و تشریح بحث كرده است، در جاهای دیگر نیز راجع به مسائل طبی، دردها. . . .

7. الامام الصادقمظفر، جلد 1، صفحه ی 202 از احمد زكی صالح در مجله ی «الرسالة المصریة» سال هشتم، صفحه ی 1299 نقل می كند:

اقرار مصریها راجع به عمق مكتب شیعی:

و من الجلیّ الواضح لدی كل من درس علم الكلام ان فرق الشیعة كانت انشط الفرق الاسلامیة حركة و كانت اولی من اسس المذاهب الدینیة علی اسس فلسفیة، حتی ان البعض ینسب فلسفة خاصة لعلی بن ابی طالب. .

آقای مظفر ضمن بحث درباره ی جابر بن حیان در صفحه 203 از جلد اول كتاب خود می گوید: .

و جملة القول انه قد اصبح من الواضح تشیع جابر و تقدمه فی عدة علوم لاسیما الكلام و الفلسفة و الطب و الكیمیاء و الطبیعیات عامة، و ما كادت لتكون آراؤه الاس العام لدعائم علم الكیمیاء الاّ لانه اخذ ذلك من معدنه الصحیح الامام الصادق علیه السلام. .

8. جبهه هایی كه پیدا شد در عصر امام و قبلاً نبود [3]: .

الف. جبهه ی زنادقه كه از مباحثات امام با ابوشاكر دیصانی، ابن ابی العوجاء (و شاید بشار بن برد) و دیگران پیداست. .

ب. خشكه مقدسی و صوفی مآبی كه از روایات مخصوصاً روایت مشروحكافی- كه درداستان راستانتحت عنوان «امام صادق و متصوفه» نقل كرده ایم- پیداست.

جلد نهم . ج9، ص: 332
ج. متكلمین، مرجئه و معتزله كه مرجئه بعدها به نام اهل سنت و اشاعره معروف شدند، مخصوصاً مجادلین اهل كلام. .

د. فقها و اهل حدیث از قبیل ابوحنیفه، مالك، شافعی و غیره.

هـ. مفسرین از قبیل قتاده و غیره كه در آن عصر بودند.

و. مكتب خوارج و عقاید خاصشان.

ز. یهود و نصاری و مجوس و صابئین و عقایدشان و بحثهاشان حتی در محضر خلیفه.

9. از نكات عجیب تاریخ ائمه این است كه در عصر خود آنها علوم یونانی و هندی [رواج یافت ] و احیاناً بعضی آثار یونانی ترجمه شد و كوچكترین اشاره ای به صورت اعتراض به این كار خلفا كه پول فراوانی هم خرج می كردند نشد. .

10. آثار سفرهای امام به عراق: .

الف. مدرسه ای در بغداد به وجود آمد به نام مدرسه الصادق.

(المظفرج 1، ص 146) .

ب. مردم عراق علاقه ی بیشتر و آشنایی بیشتری پیدا كردند. .

ج. هشام بن الحكم كه جهمی بود، در همین سفر شیعه و از اصحاب شد و چنانكه می دانیم از برجستگان علمای اسلام بود. .

د. قبر امیرالمؤمنین علیه السلام را آشكار كرد و بنای مختصری بر آن ساخت. .

هـ. در همین سفر نیز بود كه ابوحنیفه مأمور شد به امر منصور چهل مسئله ی مهم و مشكل طرح كند و در محضر منصور از امام بپرسد و امام همه ی آنها را با نقل آراء دیگران و دلیل خودش جواب داد. .

10. كافیباب العشره: .

ان الرجل منكم اذا ورع فی دینه و صدق الحدیث و ادّی الامانة و حسن خلقه مع الناس قیل هذا جعفری و یسرّنی ذلك و یدخل علیّ منه السرور و قیل هذا ادب جعفر، و اذا كان علی غیر ذلك دخل علیّ بلاؤه و عاره و قیل هذا ادب جعفر.
جلد نهم . ج9، ص: 333
11. از وضع عبادت و تقوا و اخلاص اصحاب امام در كار اسلام و از ارادتی كه به شخص ایشان داشتند معلوم می شود كه مدرسه ی امام چه اندازه عمق معنوی داشته است. .

12. مقایسه ی امام حسین و امام صادق [4] 13. اگر امروز مذهب شیعه علی رغم حوادث تاریخی یك مذهب رسمی اسلامی در نزد اهل تسنن شمرده می شود به خاطر فقه متقن، تفسیر متقن، كلام متقن آن است و این مولود نهضت آن روز امام صادق است، همچنان كه حادثه ی مبارزه ی امام حسین نیز یك حادثه ی اینچنین است. .

علیهذا دو جریان در شیعه اتفاق افتاده كه هم جریانهای شیعی را تحت الشعاع قرار داده و جهان اسلام را و هم استقلال شیعه مدیون این دو جریان است و هر دو جریان طبق احتیاجات مهم عصر واقع شده است: قیام خونین امام حسین در جبهه ی مبارزه با دستگاه فاسد خلافت (در آن عصر ابهامهای روحی و احتیاجات معنوی وجود نداشت) ، دیگر نهضت علمی و فرهنگی امام صادق. .

14. مشخصات عصر امام از نظر سیاست، از نظر اقتصاد، از نظر اجتماع، از نظر فرهنگ: .

از نظر سیاست: در زمان خلیفه ی مقتدر اموی به دنیا آمد، فترتی پیش آمد، در زمان خلیفه ی مقتدر عباسی از دنیا رفت. عصر نهضتهای علوی بود. شاهد نهضت زید، محمّد نفس زكیه و غیره بود. .

از نظر اقتصادی: بدون شك نسبت به زمان پیغمبر اكرم توسعه ی فراوانی بود كه داستان امام صادق و متصوفه می رساند. .

از نظر اجتماعی: اختلاط نژادها بلكه مزج نسلها، حریت فكر، نشاط علمی، جنگ عقاید و آراء زنادقه، متصوفه، فلاسفه، یهود و نصاری، معتزله، مرجئه، خوارج، فقها، مفسرین.

از نظر فرهنگی: ترجمه ی آثار یونانی، هندی، ایرانی
جلد نهم . ج9، ص: 334
15. اختلاف روش ائمه- كه درس بزرگی است برای ما- به همین جهت است. .

ما فقط از جنبه ی اجتماعی و فرهنگی بحث می كنیم. .

مشخصات عصر امام: .

الف. اختلاط نژادها و امتزاج نسلها.

ب. حریت فكر.

ج. نشاط علمی و علل آن.

د. جنگ عقاید در آن عصر.

هـ. دو جنبش مهم در شیعه كه در اسلام اثر گذاشت: جنبش حسینی و جنبش صادقی.

16. مفاتیح الجنانص 1100 (صلوات بر حجج طاهره) : .

اللّهم صلّ علی جعفر بن محمد الصادق، خازن العلم، الداعی الیك بالحق، النور المبین. اللّهم و كما جعلته معدن كلامك و وحیك و خازن علمك و لسان توحیدك و ولیّ امرك و مستحفظ دینك فصلّ علیه افضل ما صلّیت علی احد من اصفیائك و حججك انك حمید مجید. .

17. در عصر امام صادق كه دوره ی بحرانها و انقلابات سیاسی و اجتماعی و آشفتگیهای فكری و مذهبی بود و عصر تضاد بود عوامل ذیل وجود داشت: .

1. امتزاج عناصر نژادی و پیدایش دورگه ها در طبقات بالا از حكام و از علما و ائمه.

2. جبهه گرفتن نژادها در برابر یكدیگر مخصوصاً نژاد ایرانی و عرب، و البته خود عرب هم عرب قحطانی و عدنانی در برابر یكدیگر و عرب عدنانی، ربیعه و مُضَر در برابر یكدیگر بودند. .

3. جبهه گرفتن مذاهب در برابر یكدیگر: یهود، نصاری، مجوس، صابئین، و بحثها بر سر خدا بودن مسیح، نسخ در دین یهود، ثنویت و
جلد نهم . ج9، ص: 335
آتش پرستی در دین مجوس و غیره.

4. پیدایش افكار فلسفی در مقابل همه ی مذاهب.

5. پیدایش نهضتهای كلامی در اصول مذهب و غلبه ی معتزله در ابتدای دولت عباسی، پیدایش مرجئه و خوارج و عقاید خاص در باب حكومت و خلافت و همچنین پیدایش غلاة.

6. پیدایش نحله های فقهی و تضارب عقاید و آراء در داخل اسلام از این جهت (اهل حدیث و اهل رأی) .

7. پیدایش تصوف و عقاید خاص درباره ی اسلام و جهان.

این پنج قسمت همه زمینه ی جنگ عقاید را فراهم می كردند، خصوصاً با توجه به آزادی عقیده كه در آن عصر وجود داشت. .

8. هجوم فرهنگهای مختلف یونانی، ایرانی، مصری، هندی و غیره.

9. به طور كلی نشاط علمی و تحقیقی و ارزش كتاب و كتابخانه و دانش و سواد داشتن.

10. تدوین حدیث و پیدایش محدثین و مفسرین و جنگ عقاید در این جهت (عباسیین مصلحت دیدند كه در مسئله ی خلافت، رأی عامه را بپذیرند نه رأی شیعه را. ) .

18. اما بحث از جنبه ی سیاست و اجتماع و قرار گرفتن نژادها در برابر یكدیگر: در سال 129 نهضت سیاه جامگان از خراسان (ناحیه ی مرو) آغاز شد و به واسطه ی سستی اوضاع امویها و جنگهای داخلی در ظرف سه سال خلافت اموی را منقرض كرد. .

امویان از زمان خلافت عثمان كه ابوسفیان در خانه ی عثمان گفت:

تلقّفوها تلقّف الكرة. . . عنصر نژاد را وارد اسلام كردند و بزرگترین خیانت را مرتكب شدند. .

خاندان علی طرفدار مساوات اسلامی بودند و قضایای علی علیه السلام كه در كتابخدمات متقابل اسلام و ایراننقل كرده ایم از قبیل سخنانی كه به اشعث قیس گفت، سخنی كه در جواب متظلمان ایرانی گفت و حمایتی كه از مظلومیت هرمزان كرد و امثال اینها
جلد نهم . ج9، ص: 336
پناهگاه عناصر غیر عرب بود. .

عامل نهضت چه بود؟ آیا واقعاً مظلومیت و مقهوریت ایرانیها بود، یا محرك اصلی، دعوت عباسیان و دعوت به عدل و مساوات اسلامی بود؟ قطعاً دومی است، زیرا زمینه را داعیان و نقیبان عباسی فراهم كردند و دعوت بر محور «الرضا (یا الرضی) من آل محمد» بود و از اول هم نام آل عباس و یا ابومسلم در میان نبود، كلمه ی صاحب دعوت در میان بود. رایت ظل كه از جانب صاحب دعوت رسیده بود و مشكی بود دارای این شعار بود: اذن للّذین یقاتلون بانهم ظلموا و ان اللّه علی نصرهم لقدیر. نماز عید و خطبه ی عید فطر را در رمضان 129 كه قیام كردند، مردی عرب به نام سلیمان بن كثیر خواند. ابومسلم در آغاز نهضت نبود. در بین كه داعیان عباسی به مكه آمدند و مخفیانه با ابراهیم امام ملاقات كردند، او ابومسلم را كه هیچ معلوم نیست ایرانی است یا عرب و اساساً پدرش نامعلوم است و به فرض ایرانی بودن خراسانی است یا اصفهانی، در آن وقت معرفی كرد. ابومسلم خود نسبی از عرب برای خود ساخت. بعدها به نام ابومسلم خراسانی معروف شد. ولی به هر حال سردار لایق و خونریزی بوده است و گفته شده 600 هزار نفر آدم كشت. .

ابومسلم و ابوسلمه به نام امین آل محمد و وزیر آل محمد لقب گرفتند و خود همین لقبها می رساند كه از نظر روان شناسی چه عناوین و القابی می توانسته است محرك روح مردم خراسان بشود.

كوچكترین شعاری كه دلالت كند جنبه ی قومیت و ملیت در این نهضت دخالت داشته است در كار نبوده است. .

نهضت حسینی قطعاً رهنمون اصلی قیام علیه حكومت اموی بود و عامل اصلی، تفكیك اسلام از حكومت بود. .

حقانیت علی زمینه ی اصلی دعوت عباسیان بود. داعیان آنها به نام علی و آل محمد دعوت می كردند. .

امام صادق نامه ی ابومسلم را سوزانید و مقارن اینكه نامه رسان در مدینه بود ابوالعباس سفاح كوفه را تسخیر كرد و بعد ابومسلم به
جلد نهم . ج9، ص: 337
دسیسه ی عباسیان ابوسلمه را كشت. .

19. در كتابصادق آل محمدتألیف محمود منشی، صفحه ی 56 می گوید: .

ابومسلم در مجلس منصور از جانبازیهای خویش در راه استقرار خلافت عباسی سخن راند و كوشش كرد تا به یادآوری خدمات خویش منصور را آرام كند، اما منصور در اوج غضب به پاسخ وی اظهار داشت: ای ناپاك زاده، اگر كنیزی به امر دعوت ما قیام كرده بود در كار خویش توفیق حاصل می كرد و هرگاه تو بر نیروی خویش قائم بودی به كشتن یك تن قادر نمی شدی. .

به نظر ما سخن منصور دور از حقیقت نیست. شخصیت ابومسلم تأثیری در این نهضت نداشته است و این همه مبالغه ها درباره ی او كه او آن نهضت را رهبری می كرده است دروغ است. نهضت را خود عباسیان رهبری می كردند و هدفشان از كار انداختن بنی امیه و زمامداری خودشان بود و وسیله شان تحریك احساسات اسلامی مردم ایران و عدم لیاقت امویان و مظالم آنان بر آل محمد. آیه یاذن للذین یقاتلون بانهم ظلموااشاره به مظلومیت آل محمّد بود و نه مظلومیت ایرانیان، زیرا واقعاً ایرانیان خراسان وضع ناهنجاری نداشتند. .

رجوع شود به جلد اولتاریخ ادبیات ایرانتألیف براون، از صفحه ی 340 به بعد كه قابل استفاده است، ایضاً صفحه ی 363. .

20. روش خاص امام كه به قول منصور «الشجی المعترض فی الحلق» بود، نه بهانه به دست منصور می داد و نه به او نزدیك می شد.

همیشه محفوف به جاسوسان بود، حتی پیشكارش معلّی بن خنیس را كشتند. .

21. می گویند در اوایل قرن دوم هجری ایرانیان به انگیزه ی
جلد نهم . ج9، ص: 338
وطن پرستی و ملیت به رهبری ابومسلم خراسانی قیام كردند. .

باید گفت نه انگیزه ی قیام ملیت بود و نه رهبری نهضت با ابومسلم بود و نه ابومسلم معلوم است كه خراسانی یا اصفهانی و حتی ایرانی یا عرب است. درباره ی هر سه جهت قبلاً بحث شده است. .

22. ضعف و سستی فوق العاده ی حكومت اموی و اختلافات داخلی خودشان و زد و خوردهای میان آنها كه در تاریخ اموی بی سابقه بود (زیرا آنها تنها یك قبیله نبودند، یك حزب بودند و فوق العاده یكدیگر را داشتند و حفظ می كردند) یك شانس بزرگ برای آل عباس بود. در میان عباسیان اختلافات داخلی وجود داشت و لهذا یكدیگر را مثلاً عموها و عموزادگان را زیاد كشتند، منصور عمویش عبداللّه بن علی و بعضی دیگر را كشت، همچنان كه در تاریخ ایران ساسانی و ایران قبل از اسلام از این جنایتها زیاد دیده می شود ولی در امویها دیده نمی شود مگر در چند سال اخیر میان ولید بن یزید و یزید بن ولید و بعد هم میان مروان حمار و خلیفه ی وقت چنین كشمكشها رخ داد و به همین جهت سبب شد كه با اینكه از فعالیت خراسان آگاه بودند و نصر بن سیّار حاكم مقتدر وقت به آنها اعلام كرد عملی انجام نشد. نصر بن سیّار در گزارش خود به مروان حمار نوشت:
اری بین الرماد ومیض نار
و یوشك ان یكون له ضرام
فان النار بالعودین تذكی
و ان الحرب اوله كلام
فقلت من التعجب لیت شعری
أ ایقاظ امیةام نیام
23. ابومسلم كسی است كه افتخار هیچ ملتی نیست، بلكه مایه ی ننگ هر ملتی است كه بدان منسوب است. علیهذا سلب ایرانی بودن او یا شك در ایرانی بودن او سلب افتخار یا شك در افتخاری از افتخار ایرانیان نیست. .

ابومسلم را نهضتهای بعدی- كه البته انگیزه های آنها اسلامی نبود- ایرانی كرد و بلكه به مقام نبوت و الوهیت رساند. .

حساب نهضت عظیم سیاه جامگان كه منجر به سقوط اموی شد
جلد نهم . ج9، ص: 339
با نهضتهای سنباد و استادسیس و بابك از هم بكلی جداست، هرچند در این نهضتها از ابومسلم به عظمت یاد شده است. .

نام ابومسلم یك نام صد درصد عربی است و نامی ایرانی برای او ندیده ایم، بر خلاف سنباد و استادسیس و بابك و مازیار و افشین كه همه نام ایرانی دارند.
[1] ر. ك: الامام الصادقمظفر
[2] راجع به نشاط علمی مسلمین و انگیزه ی آن، رجوع شود به جلد اولتاریخ ادبیاتادوارد براون، ص 396.
[3] ر. ك: نمره ی 2
[4] ر. ك:
یادداشتهای امام صادق

شماره ی 13
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است