در
کتابخانه
بازدید : 472133تاریخ درج : 1391/03/27
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
خلاصه ی سخنرانی نیمه ی شعبان 88 در دانشگاه صنعتی آریامهر، عطف به یادداشتهای
آرمان پیامبران- عدل:

.

امشب مسلماً باید درباره ی موضوعی بحث كنم كه با این جشن كه به مناسبت میلاد مسعود مهدی منتظر (عجل اللّه تعالی فرجه) تشكیل شده مناسبت داشته باشد. .

آنچه امشب به این مناسبت مورد بحث من است درباره ی هدف این فكر و این عقیده است و آن بهروزی بشریت است به مقیاس جهانی از راه برقراری عدل كامل و محو ظلم و ستم و بیداد. .

اگر قرآن را به عنوان سخنگوی همه ی پیامبران برحق بپذیریم، باید دو چیز را قبول كنیم: .

یكی اینكه هدف و آرمان همه ی پیامبران دو چیز بوده است: یكی برقرار كردن ارتباط میان بندگان با خدا، به عبارت دیگر سوق و تحریك بشر به خداشناسی و خداپرستی و ترك هر پرستش دیگر غیر از خدا كه در كلمه یلا اله الاّ اللّهخلاصه می شود، و دیگر برقراری
جلد نهم . ج9، ص: 368
عدالت و تأمین حقوق واقعی انسانها كه: لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الكتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسطكه البته این دومی آرمان همه ی مصلحان و روشنفكران است. .

یكی دیگر این است كه این آرمان یعنی بهروزی و سعادت كامل بشر و برقراری عدل و صلح و صفای كامل میان انسانها و رخت بربستن شرور و مفاسد اجتماعی قطعاً و یقیناً در آینده عملی خواهد شد، بلكه هر دو آرمان در آینده عملی خواهد شد. قرآن در این زمینه می گوید: .

و لقد كتبنا فی الزبور من بعد الذكر ان الارض یرثها عبادی الصالحون. .

ایضاً: .

ان الارض للّه یورثها من یشاء من عباده و العاقبة للمتقین. .

البته مسئله ی تزكیه ی نفوس و تهذیب اخلاق مقدمه ای است برای هر دو هدف [1]. .

درباره ی عدالت چند مبحث است: .

الف. عدالت چیست؟ و قهراً قانون عادلانه و اجرای آن چگونه است؟ آیا عدالت حقیقت دارد یا نه؟ (نمره ی 7 و 13 یادداشتهای
آرمان پیامبران

) .

ب. آیا در انسان از نظر روانی یك طبیعت عدالتخواهی وجود دارد یا ندارد [2]؟ یعنی آیا انسان به حكم اجبار همیشه تن به عدالت
جلد نهم . ج9، ص: 369
می دهد و یا عدالت می تواند واقعاً یك هدف و یك ایده ی مستقل برای بشر بوده باشد؟ .

ج. آیا این آرمان، عملی است یا یك آرزوی بی اساسی است؟ به عبارت دیگر آیا بشریت به این حد از تكامل خواهد رسید كه چنین زندگانی عالی و ایده آلی را داشته باشد یا نه [3]؟ .

بدیهی است كه گروهی خوشبین نیستند. هم اكنون گروهی در جهان هستند كه خوشبینی خودشان را به آینده ی بشریت از دست داده اند. راسل می گوید اینشتاین از این كسان بود كه معتقدند بشریت با گوری كه خود برای خود كنده است چند گام بیشتر فاصله ندارد، فشار چند دگمه كافی است كه كار را یكسره كند. .

ولی گروهی دیگر بدبین نیستند، بلكه بعضی آن را قطعی می دانند.

آنها كه این را قطعی می دانند بعضی معتقدند كه سیر تكاملی انسان و یا قوّه و قدرت امداد غیبی، این آرمان را عملی می كند. بعضی دیگر این نتیجه را ناشی از تكامل ماشین می دانند و این معجزه و حاجت را از بت ماشین می خواهند؛ مدعی هستند به بركت تكامل ابزار تولید، دنیا در جهت سوسیالیسم سیر خواهد كرد و نامش را سوسیالیسم علمی كه ناشی از جبر ماشینی است می گذارند. .

د. راه پیامبران یعنی راه دین برای وصول به این هدف چیست [4]؟ .

هـ. مسئله ی پنجم این است كه در نهایت امر، عدالت به چه
جلد نهم . ج9، ص: 370
وسیله ای و با چه نیرویی می رسد؟ .

اما قسمت اول: عدالت چیست؟ .

می دانیم كه سوفسطاییان یونان همان طوری كه درباره ی حقیقت شك می كردند بلكه منكر بودند، این شك و انكار را درباره ی سیاست و اخلاق نیز تعمیم دادند [5]، گفتند همان طوری كه حقیقت نسبی است حق و عدالت هم نسبی است، حق و عدالت برای هركس آن است كه خود آن را حق و عدالت می داند، منكر قانون كلی عادلانه بودند [6]، بلكه مدعی بودند كه عدالت اختراع ضعفاست كه نتیجه ی قوّه و نیروی اقویا را به این وسیله بگیرند، ضعفا همینكه از راه زور نتوانستند منافع را از چنگال اقویا بگیرند به این حیله متوسل شدند كه مفهوم عدالت را اختراع كردند. این اصل كه حق با زور است (الحق لمن غلب) اولین بار از طرف آنها ابراز شد. .

بعدها این فكر در اروپا تعقیب شد.

مفهوم عدالت از نظر افلاطون:

افلاطون كه نوعی عقاید اشرافی و اریستوكراسی دارد می گوید:

عدالت عبارت است از: اداء الفرد لواجبه و امتلاكه بما یخصه. معتقد است هر طبقه ای به حسب استعداد طبیعی، حق و تكلیفی دارد كه باید انجام دهد. می گویند معتقد بوده است به اصل «كار به قدر طاقت و خرج به قدر احتیاج» كه البته این خلاف عدالت است. روسو در قرارداد اجتماعیص 17 می گوید: .

بزرگترین مفاسد جامعه عدم مساوات است. در طبیعت نیز عدم مساوات هایی یافت می شود ولی آن عدم مساوات ها هیچ كس را از تسكین شهوات خود (آزادی اراده) مانع نمی گردد، هیچ كس را از كار كردن برای رفع احتیاجات خویشتن معاف
جلد نهم . ج9، ص: 371
نمی نماید و همه را نیك نفس، آزاد و خوشبخت نگاه می دارد.

لكن عدم مساواتی كه در جامعه پیدا می شود ایجاد امتیازات طبقاتی می كند، زیرا به چند نفر می گوید همه چیز مال شماست بدون اینكه كار كنید ولی به توده می گوید زحمت بكش، رنج ببر، نه برای خودت بلكه برای دیگران.
.

پس، از نظر روسو ظلم آن [است ] كه جلو آزادی اراده ی یك فرد گرفته شود و فرد دیگر از كار معاف بماند. .

از نظر افلاطون، اجتماع و پیكر خیلی شبیه هم است و اعضا نباید در كار یكدیگر دخالت كنند. .

اما به نظر ما عدالت یك امر حقیقی است و واقعیت دارد و ناشی از استعدادهای طبیعی است از یك طرف و از فعالیت و كوشش و ابداع و انتاج است از طرف دیگر. در اسلام عدل مقیاس احكام است و این خود بهترین دلیل بر به رسمیت شناختن آن است. دیگر اینكه رعایت عدالت را درباره ی زمین و حیوان هم لازم دانسته، پس عدالت را یك امر حقیقی می داند. بالعدل قامت السموات و الارض. .

بعضی عدالت را با مساوات یكی دانسته اند كه البته درست نیست.

بعضی عدالت را هرچیزی دانسته اند كه توازن اجتماع را حفظ كند. .

اما مسئله ی دوم: .

آیا انسان بالفطره طرفدار عدالت یعنی حقوق طبیعی و اكتسابی مردم است یا برعكس فطرتاً سودجو و متعدی و متجاوز است؟ هر دو فكر در یونان قدیم وجود داشته است و فكر سودجویی طبیعی بشر در اروپای جدید فوق العاده تقویت شده و بعضی ها اساس فلسفه شان بر سودجویی است، از آن جمله است شوپنهاور، نیچه، مكیاول، هابز و اخیراً راسل. شوپنهاور مثالی ذكر می كند (یادداشتهای
عدالت و حكومت

) .
جلد نهم . ج9، ص: 372
نیچه گفته است [7]: من مكرر بر مردم ضعیف كه خود را به دلیل اینكه دندان و چنگال ندارند عادل و صالح می خوانند، خندیده ام.

مقصودش این است: همه ی طرفداران عدالت از آن جهت طرفدار عدالتند كه دندان و چنگال ندارند. .

مكیاول گفته است: فضیلت، هوشمندی و قدرت است. .

بعد درباره ی این بحث باید سخن گفت كه: هل نطلب الحق او القوّة و هل خیر لنا ان نكون صالحین او ان نكون اقویاء؟ یا: نطلب الحق بالقوّة و خیر لنا ان نكون اقویا صالحین. .

هابز می گوید: آدمی طبیعتاً خودخواه است و سود خود را می جوید و چیزی جز آن نمی خواهد. می گوید: به دلیل اینكه یك فرد به همه ی افراد محبت ندارد به هیچ فرد محبت ندارد و آنچه محبت می خوانیم نوعی سودجویی است در صورت محبت. می گوید: پیمانها بدون شمشیر كلماتی است بی ارزش. .

در مقابل، افكار و عقایدی هست كه برای تمایلات اخلاقی و انسانی اصالتی قائل است؛ نه تنها عادل اند، عدالت خواه اند. اینچنین افراد در مذهب زیاد داریم و بنابراین اجرای عدالت به وسیله ی تكامل اخلاقی و اجتماعی بشر است كه البته دینی خواهد بود، نه به وسیله ی تكامل فكری و تجربی و نه به وسیله ی تكامل ماشین. .

اما مسئله ی سوم: .

گفتیم گروهی هستند كه خوشبین نیستند، آینده ی جهان را تاریك می بینند، می گویند بشر گور خود را به دست خود كنده است، و انصافاً اگر تنها بخواهیم از زاویه ی علل و عوامل مادی و ظاهری ببینیم دلایل زیادی بر این بدبینی وجود دارد. تنها ایمان به امدادهای غیبی است كه جلو این را می گیرد.

تغییرات كمّی در آینده تبدیل به تغییرات كیفی خواهد شد، یعنی وجدان افراد و وجدان اجتماع و وجدان جهان به كار خواهد افتاد:

ولی از نظر اسلام ما باید معتقد و خوشبین باشیم و خود را در دوره ی طفولیت بشر ببینیم. دوره ی كامل صلح و صفا و تحول و دگرگونی
جلد نهم . ج9، ص: 373
عجیبی كه یكباره تغییرات و دگرگونیهای كمّی تبدیل به تغییر كیفی می شود و بشر از حال سبعیت خارج می شود، دوره ای است كه در زبان دین بعد از ظهور مهدی شناخته شده است: دوره ی كمال عقل، بهداشت و طول عمر، سلامت روح كامل و از بین رفتن عقده ها، امنیت كامل، بركت منابع، صلح و صفا (تصطلح فی ملكه السباع) ، تقسیم عادلانه ی ثروت، ثروت فراوان از راه دامداری و كشاورزی و استخراج معادن ارضی، فقدان زنا، ربا، شرب خمر. (ورقه های
امدادهای غیبی)

.

اگر خوشبین باشیم، به چه خوشبین باشیم؟ به تكامل معنوی بشریت یا به امداد غیبی یا به ماشین و حاجت خود را از بتی كه خود ساخته ایم بخواهیم، مصداقأتعبدون ما تنحتونباشیم؟ می دانیم ماركسیسم بهشت موعودی دارد و آن را نه از خدا می خواهد و نه از فطرت انسان، آن را از جبر ماشینیسم می خواهد كه او انسانها را اجباراً به سوی سوسیالیسم سوق دهد و امتیاز طبقاتی را از میان ببرد.

عملاً دیدیم كه نكرد و ظلم تنها از ناحیه ی مالكیت نیست كه با محو مالكیت ثروت، همه ی مظالم از میان برود. .

اما مسئله ی چهارم: .

برای برقراری عدالت چه چیز ضرورت دارد، یعنی راه دین برای برقراری عدالت چیست؟ .

الف. قانون عادلانه. وضع قوانین عادلانه و ایجاد امكانات مساوی قانونی برای همه در مالكیت، آزادی، حق اشغال مقامات، تعلیم و تعلم، هنر و صنعت و شغل، حتی در عبادت.

ب. اجرای عادلانه كه سیره ی پیشوایان دینی بهترین گواه است. .

اسلام از نظر اجرا، هم بیداری ضعفا و اتحاد و تشكل و تحصیل قوّت را از ناحیه ی آنها لازم می شمارد و هم ایمان خود آنها به ایده بودن عدالت و هم ایمان اقویا را. اسلام تنها به مبارزه با ظالم قناعت نكرده، عدالتخواه تربیت می كند. دیگر اینكه از نظر ماتریالیستها این دور و تسلسل كه ضعیف پس از آنكه قوی شد تبدیل به ظالم می شود، حل
جلد نهم . ج9، ص: 374
نشده است.

علم:

علم و دانش اقویا یا ضعفا و هم شعور ضعفا هیچ كدام قادر به تأمین عدالت نیست. علم فقط روشنایی است. به قول ویل دورانت در مقدمه یلذات فلسفهامروز فرهنگ ما سطحی و دانش ما خطرناك است، زیرا از لحاظ ماشین توانگر و از نظر غایات و مقاصد فقیریم.

علم قادر نیست در انسان حس احترام به حقوق و عدالت ایجاد كند.

میوه هایی كه از درخت علم و میوه هایی كه از درخت دین باید چید:

این حس مولود ایمان به معنویت است نه مولود علم. .

آیه یضرب اللّه مثلاً كلمة طیبة. . . ناظر به این است كه ایمان درخت معنویات است. حس احترام به حقوق و عدالت و بالاخره خاضع كردن روح انسان در برابر حق و عدالت و ایجاد محبت و انسانیت منحصراً میوه ی درخت دین است. .

آیه ی قرآن می گوید: یا ایها الذین امنوا كونوا قوّامین بالقسط شهداء للّه و لو علی انفسكم. .

گاندی می گوید: هر اندازه تمدن عظمت پیدا می كند، متمدن حقیرتر می گردد. .

یا می گوید: وقتی انسان روح خود را از دست می دهد، فتح دنیا به چه درد او می خورد؟ .

یا می گوید: باید انتظار كشید تا تمدن غرب به تنهایی خود در قبال خویش حكم محكومیت خود را صادر كند. .

طلوع عده ی زیادی از دانشمندان منتقد از این تمدن علم پرست و مجرد از معنویت، مؤید گفتار گاندی است كه این تمدن حكم محكومیت خود را صادر كرده است. عملاً هم اوضاع جهان امروز نشانه های صدور حكم محكومیت این تمدن در آن پیداست. .

ج. آن كه عمده است بیدار كردن وجدان دینی و مذهبی است برای اجرای عدالت.
[1] در ورقه های
آرمان پیامبران- عدل

گفتیم كه غلط است كه آرمان پیامبران را سعادت بشر به طور كلی معرفی كنیم؛ با اینكه هدف نهایی هست ولی هدف مشترك همه ی خدمتگزاران است. بحث در هدف خاص پیامبران است.
[2] و بنا بر آنچه قبلاً گفتیم كه قرآن مدعی است كه در آینده عدل و توحید عملی خواهد شد، صورت این بحث این است كه آیا بشر به مرحله ای از تكامل می رسد كه موانع خواسته ی فطری اش برطرف شود و عدالت را مانند یك خواسته بپذیرد و یا اینكه بالاخره به زور به او تحمیل خواهد شد، فقط فكرش و تجربه اش به جایی می رسد كه اجباراً عدل را بپذیرد؟ مسئله ی اینكه عدالت را نه تكامل اخلاقی و اجتماعی و نه تكامل فكری و تجربی به بشر بدهد بلكه تكامل ابزار تولید و جبر ماشین بدهد، نظریه ی سومی است كه به هر حال غیر آن چیزی است كه اسلام گفته است.
[3] یعنی آیا بشر به مرحله [ای ] از تكامل اخلاقی و اجتماعی (بنا بر آنكه عدالت فطری باشد) و یا تكامل فكری و تجربی (بنا بر آنكه تحمیلی باشد) خواهد رسید كه بالاخره صلح و عدالت را بپذیرد یا نه؟
[4] رجوع شود به نمره های 8 و 9 و 10 و 11 و 12.
[5] رجوع شود به ورقه های
عدالت و حكومت

، شماره ی 5.
[6] انكار قانون كلی عادلانه و نسبی بودن عدالت به معنی دیگر درست است و آن اینكه در قوانین كلی اجتماعی خواه ناخواه حقوق اقلیت فدای مصالح اكثریت می شود، پس عادل بودن یك قانون به معنی كمترین ظلم بودن است.
[7] رجوع شود بهجمهوریتافلاطون (مقدمه) ، ترجمه ی حنّا خبّار
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است