در
کتابخانه
بازدید : 340543تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
از آنچه در بحث «تبعیض» و در بحث «شر، امری نسبی است» گفته شد تا حدّ زیادی روشن گشت كه شرور، غیر قابل تفكیك از خیرات اند، زیرا شروری كه از نوع فقدانات و اعدامند، به عبارت دیگر خلأهایی از قبیل جهل و عجز و فقر كه در نظام آفرینش وجود دارد، تا آنجا كه به نظام تكوین ارتباط دارد، از قبیل عدم قابلیّت ظرفیّتها و نقصان امكانات است؛ یعنی در نظام تكوین برای هر موجودی هر درجه از نقص هست، به علّت نقصان قابلیّت قابل است نه به علّت امساك فیض تا ظلم یا تبعیض تلقّی شود. آنچه از این امور به عدم قابلیّت ظرفها و نقصان امكانات مربوط نیست همانهاست كه در حوزه ی اختیار و مسئولیّت و اراده ی بشر است و بشر به حكم اینكه موجودی مختار و آزاد و مسئول ساختن خویش و جامعه ی خویش است باید آنها را بسازد و خلأها را پر كند و این است یكی از جهات خلیفة اللّهی انسان. اینكه انسان اینچنین آفریده شده و چنین مسئولیّتی دارد جزئی از طرح نظام احسن است، و اما شروری كه وجودی هستند و در وجود فی نفسه خود خیرند و در وجود لغیره شر،
مجموعه آثار شهید مطهری . ج1، ص: 165
چنانكه گفته شد جنبه ی شرّیّت آنها به حكم اینكه نسبی و اضافی است و از لوازم لا ینفكّ وجود حقیقی آنها است، از جنبه ی خیریّت آنها تفكیك ناپذیر است.

آنچه در اینجا لازم است بیفزاییم، مطلب دیگری است و آن، اصل همبستگی و «انداموارگی» اجزاء جهان است. جهان یك واحد تجزیه ناپذیر است.

یكی از مسائل مهم در جهان بینی های فلسفی و علمی این است كه جهان از لحاظ ارتباط و پیوستگی اجزاء چگونه است؟ آیا به صورت یك سلسله امور متفرّق و پراكنده است؟ آیا اگر قسمتی از جهان نمی بود و یا به فرض، بخشی از موجودات جهان نیست و نابود شود، از نظر سایر اجزاء جهان، امری ممكن است؟ یا اجزاء جهان همه با یكدیگر به نوعی وابسته و پیوسته اند؟ در جلد پنجم «اصول فلسفه و روش رئالیسم» درباره ی این مطلب بحث كرده ایم.

اینجا همین قدر می گوییم كه از قدیم ترین دوران تاریخ فلسفه، این مطلب مورد توجه بوده است. ارسطو طرفدار وحدت اندامواری عالم است. در جهان اسلام همواره این اصل تأیید شده است. میر فندرسكی، حكیم و عارف معروف عهد صفوی با زبان شعر چنین می گوید:

حق، جان جهان است و جهان همچو بدن
اصناف ملائك چو قوای این تن
افلاك و عناصر و موالید، اعضاء
توحید همین است و دگرها همه فن
هگل، فیلسوف مشهور آلمان، در فلسفه ی خود این اصل را مورد توجه قرار داده است. ماتریالیسم دیالكتیك ماركس و انگلس كه سخت متأثّر از فلسفه و منطق هگل است، این اصل را به نام اصل «تأثیر متقابل» پذیرفته است.

ما فعلا نمی توانیم به تفصیل وارد این بحث شویم. البته همه ی كسانی كه از رابطه ی انداموارگی و همبستگی و پیوستگی اجزاء جهان سخن گفته اند در یك سطح سخن نگفته اند.

آنچه منظور ما از این اصل است، این است كه جهان، یك واحد تجزیه ناپذیر است؛ یعنی رابطه ی اجزاء جهان به این شكل نیست كه بتوان فرض كرد كه قسمتهایی از آن قابل حذف و قسمتهایی قابل ابقاء باشد. حذف بعضی، مستلزم بلكه عین حذف همه ی اجزاء است، همچنانكه ابقاء بعضی، عین ابقاء همه است.

علی هذا نه تنها عدمها از وجودها، و وجودهای اضافی و نسبی از وجودهای حقیقی تفكیك ناپذیرند، خود وجودهای حقیقی نیز از یكدیگر تفكیك ناپذیرند. پس شرور، علاوه بر، دو جهت فوق الذكر و صرف نظر از آن دو جهت نیز از خیرات
مجموعه آثار شهید مطهری . ج1، ص: 166
تفكیك ناپذیرند. به قول حافظ، «چراغ مصطفوی» و «شرار بولهبی» با یكدیگر توأمند:

در این چمن، گل بی خار كس نچید، آری
چراغ مصطفوی با شرار بو لهبی است
و هم او به اصل تجربه ناپذیری اجزاء جهان اشاره می كند آنجا كه می گوید:

در كارخانه ی عشق از كفر ناگزیر است
آتش كه را بسوزد گر بو لهب نباشد
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است