در
کتابخانه
بازدید : 340557تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
زشتیها نه تنها از این نظر ضروری می باشند كه جزئی از مجموعه ی جهانند و نظام كل به وجود آنها بستگی دارد، بلكه از نظر نمایان ساختن و جلوه دادن به زیباییها نیز وجود آنها لازم است. اگر مابین زشتی و زیبایی، مقارنه و مقابله برقرار نمی شد، نه زیبا، زیبا بود و نه زشت، زشت؛ یعنی اگر در جهان، زشتی نبود زیبایی هم نبود، اگر همه ی مردم زیبا بودند، هیچ كس زیبا نبود؛ همچنانكه اگر همه ی مردم زشت بودند هیچ كس زشت نبود. اگر همه ی مردم همچون یوسف صدّیق بودند، زیبایی از بین می رفت؛ و اگر هم همه ی مردم در قیافه ی «جاحظ» بودند زشتی در جهان نبود؛ همچنانكه اگر همه ی مردم قدرتهای قهرمانی داشتند، دیگر قهرمانی وجود نداشت. این ابراز احساسات و تحسینهایی كه قهرمانان دریافت می كنند به خاطر این است كه عده ی آنها محدود است. در حقیقت احساسها و ادراكهایی كه بشر از زیباییها دارد، در شرایطی امكان وجود دارند كه در برابر زیبایی، زشتی هم وجود داشته باشد. اینكه مردم به سوی زیباها كشانیده می شوند و مجذوب آنها می گردند، به عبارت دیگر اینكه تحرّك و كششی به سوی زیبایی پیدا می شود به خاطر این است كه زشتها را می بینند و از آنان
مجموعه آثار شهید مطهری . ج1، ص: 168
روگردان می شوند؛ همچنانكه اگر كوهستانها و سرزمینهای مرتفع نبود سرزمین دشت نبود و آب از بالا به پایین سرازیر نمی شد.

در حقیقت، جاذبه ی زیبارویان از دافعه ی زشت رویان نیرو می گیرد. جادوگری و افسونگری زیبایی از صدقه ی سر بی فروغی زشتی است. زشتها بزرگ ترین حق را بر گردن زیباها دارند. اگر زشتها نبودند زیباها جلوه و رونق نداشتند. اینان معنا و مفهوم خود را از آنان گرفته اند. اگر همه یكسان بودند نه تحرّكی بود و نه كششی و نه جنبشی و نه عشقی و نه غزلی و نه دردی و نه آهی و نه سوزی و نه گدازی و نه گرمی و حرارتی.

این یك پندار خام است كه گفته می شود اگر در جهان همه چیز یكسان بود، جهان بهتر بود. گمان می كنند كه مقتضای عدل و حكمت این است كه همه ی اشیاء همسطح باشند، و حال آنكه فقط در همسطح بودن است كه همه ی خوبیها و زیباییها و همه ی جوش و خروش ها و همه ی تحرّكها و جنبشها و نقل و انتقال ها و سیر و تكامل ها نابود می گردد.

اگر كوه و درّه، همسطح بودند دیگر نه كوهی وجود داشت و نه دره ای. اگر نشیب نبود فرازی هم نبود. اگر معاویه نمی بود، علیّ بن ابی طالب با آن همه شكوه و حسن وجود نمی داشت. «در كارخانه ی عشق از كفر ناگزیر است» .

البته نباید تصور كرد كه صانع حكیم برای آنكه نظام موجود نظام احسن بشود، موجوداتی كه برای همه ی آنها علی السّویّه ممكن بوده است كه زیبا یا زشت باشند، و او برای آنكه نظرش به كل و مجموع بوده است، یكی را كه ممكن بود زیبا باشد زشت قرار داد و دیگری را كه ممكن بود زشت باشد زیبا قرار داد و با قید قرعه و یا یك اراده ی گزاف مآبانه هر یك از آنها را برای پست خود انتخاب كرد.

قبلاً گفتیم كه نظام جهان، چه از نظر طولی و چه از نظر عرضی، یك نظام ضروری است. خداوند متعال به هر موجودی همان وجود و همان اندازه از كمال و زیبایی را می دهد كه می تواند بپذیرد، نقصانات از ناحیه ی ذات خود آنها است نه از ناحیه ی فیض باری تعالی.

معنی اینكه زشتی مثلاً فلان فایده را دارد این نیست كه فلان شخص كه ممكن بود زیبا باشد مخصوصاً زشت آفریده شد تا ارزش زیبایی فلان شخص دیگر روشن شود تا گفته شود كه چرا كار برعكس نشد؟ بلكه معنیش این است كه در عین اینكه هر موجودی حد اكثر كمال و جمالی كه برایش ممكن بوده دریافت كرده است، آثار نیكی هم بر این اختلاف مترتّب است، از قبیل ارزش یافتن زیبایی، پیدایش جذبه و تحرّك و غیره. تشبیهی كه اكنون ذكر می كنیم شاید مطلب را روشن تر كند.
مجموعه آثار شهید مطهری . ج1، ص: 169
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است