در
کتابخانه
بازدید : 42622تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
جهانی كه یك الهی واقعی آشنا به مكتب می بیند، ماهیّت «ازاویی» دارد، به این معنی كه واقعیّت جهان مساوی است با «از او بودن» ، نه اینكه جهان واقعیّتی دارد و این واقعیّت یك نسبت و اضافه ای دارد با «او» آنچنان كه مثلاً فرزند واقعیّتی دارد كه نسبت
مجموعه آثار شهید مطهری . ج3، ص: 51
و اضافه ای با شخصی دیگر به نام پدر دارد، و یا مصنوع بشری واقعیّتی دارد و آن واقعیّت یك نسبت و اضافه دارد با مخترع و سازنده ی آن؛ بلكه واقعیّت و ماهیّت جهان عین «ازاویی» و عین صدور و عین تعلّق و عین ربط و عین اضافه به «او» است. و این است معنی و مفهوم «آفرینش» و اینكه جهان یكجا «مخلوق» خداوند است.

از این رو اینكه جهان آغاز زمانی داشته باشد یا نداشته باشد- كه مسأله ای است همواره مورد توجّه و فیزیك امروز نظریّه ی آغاز زمانی جهان را تأیید می كند- تأثیری در مفهوم آفرینش به معنی صحیح كلمه ندارد.

جهانی كه الهی می بیند، علاوه بر اینكه ماهیّت «ازاویی» دارد، ماهیّت «به سوی اویی» هم دارد، بلكه این دو از یكدیگر تفكیك ناپذیرند؛ هستی از نقطه ای كه آغاز شده و تنزّل یافته (قوس نزول) بار دیگر از خطّی دیگر به سوی همان نقطه صعود می نماید (قوس صعود) . به قول مولوی:

جزءها را رویها سوی كل است
بلبلان را عشق با روی گل است
آنچه از دریا، به دریا می رود
از همانجا كامد، آنجا می رود
از سر كه سیلهای تیزرو
وز تن ما جان عشق آمیز رو
و این است سرّ معاد كه پیامبران تأكید فراوان بر شناخت و ایمان به آن دارند.

جهان الهی جهان خیر و جود و وحدت و هماهنگی است، شرّ و امساك و كثرت و تضاد وجود بالتّبع دارند؛ در عین حال، همین وجودهای تبعی نقشی اساسی در جریان خیرها و جودها و پیدایش وحدتها و هماهنگیها دارند.

این جهان، جهانی شاعر است؛ علاوه بر قوانین سخت و جامد مادّی، یك سلسله قوانین دیگر نیز بر آن حاكم است. همان طوری كه مثلاً انسان از نظر مكانیسم بدنی یك سلسله ضوابط و قواعد دارد، به علّت خاصّ جسمانی بیمار می گردد و با دوایی مادّی معالجه می شود، در عین حال به حكم اینكه دارای روح و روان و فكر و اندیشه و استعداد تلقین پذیری است، روح جسم را تحت تأثیر قرار داده، قوانین خود را بر آن تحمیل می كند، علّت روانی سبب بیماری جسمی می گردد و یا به علّت روانی، بیماری جسمانی بهبود می یابد، كلّ جهان نیز همین طور است؛ یك سلسله عاملها و عملها و عكس العمل ها در جهان هست كه حاكم بر قوانین سخت و جامد مادّی است و آن قوانین مولود روح جهان و قوای مدبّره ی آن است.
مجموعه آثار شهید مطهری . ج3، ص: 52
این است كه جهان نسبت به نیكی و بدی انسان بی تفاوت نیست؛ به حمایت نیكان و حق جویان و حق پویان بر می خیزد و باطل گرایان را به دست نابودی می سپارد. راز دعا و استجابت دعا نیز در این خصلت جهان نهفته است.

جهانی كه الهی می شناسد، جهان هدایت شده است؛ تكاملها همه هدایت شده اند؛ هر موجودی در هر مرتبه ای، متناسب با سعه ی وجودی خود از نوعی هدایت- و به تعبیر دیگر قرآن «وحی» - برخوردار است:

اَلَّذِی خَلَقَ فَسَوّی `وَ اَلَّذِی قَدَّرَ فَهَدی [1]. آنكه آفرید پس بیاراست و آنكه اندازه گیری نمود پس راهنمایی كرد.
جامعه ی بشری نیز از اصل هدایت مستثنی نیست؛ اصل نبوّت ناشی از این اصل و این قانون است.

این جهان، جهانی است كه هیچ چیز در آن گم نمی شود، عمل انسان از انسان جدا نمی شود، در موعد مقرّر مردم به نمایشگاه عمل احضار می شوند و هر كس كوچكترین عمل خیر یا شرّ خود را می بیند:

یَوْمَئِذٍ یَصْدُرُ اَلنّاسُ أَشْتاتاً لِیُرَوْا أَعْمالَهُمْ `فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ `وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ [2]
جهانی كه در جهان بینی الهی ارائه می شود، یك كلّ تجزیه ناپذیر است، همه ی اجزاء و ابعاضش، مانند اعضا و اجزای یك پیكر، به یكدیگر پیوسته است و مجموعاً یك «واحد» را تشكیل می دهند [3].

طبق این جهان بینی اراده ی خداوند و قضا و قدر الهی، جهان را به صورت یك نظام با یك سلسله قوانین و سنن آفریده است؛ قضا و قدر الهی هر چیز را تنها از مجرای علل و اسباب معیّن خودش ایجاب می كند و بس [4].

مجموعه آثار شهید مطهری . ج3، ص: 53
انسان در این جهان بینی به حكم اینكه از یك جوهر ماورائی روحی برخوردار است، دارای اراده و آزادی ای است كه می تواند خود را از جبر محیط و جبر اجتماع و جبر طبیعت حیوانی خود تا حدود زیادی رها سازد و به همین دلیل مسئول خویش و جامعه ی خویش است.
مجموعه آثار شهید مطهری . ج3، ص: 55

[1] . اعلی/2 و 3.
[2] . زلزله/6- 8.
[3] . رجوع شود به كتاب عدل الهی، بحث «شرور» .
[4] . رجوع شود به كتاب انسان و سرنوشت.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است