در
کتابخانه
بازدید : 446078تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
زمانی كه اسلام ظهور كرد، در میان اعراب مسأله ی خویشاوندپرستی و تفاخر به قبیله و نژاد به شدت وجود داشت. عربها در آن زمان چندان به عربیت خود نمی بالیدند، زیرا هنوز قومیت عربی به صورتی كه عرب خود را یك واحد در برابر سایر اقوام ببیند وجود نداشت. واحد مورد تعصب عرب واحد قبیله و ایل بود.

اعراب به اقوام و عشایر خویش تفاخر می كردند. اما اسلام نه تنها به این احساسات تعصب آمیز توجهی نكرد، بلكه با شدت با آنان مبارزه كرد. قرآن كریم در كمال صراحت فرمود: «یا أَیُّهَا اَلنّاسُ إِنّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثی وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ
مجموعه آثار شهید مطهری . ج14، ص: 73
لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اَللّهِ أَتْقاكُمْ» [1]یعنی ای مردم، ما همه ی شما را از یك مرد و یك زن آفریدیم و شما را گروهها و قبیله ها قرار دادیم تا به این وسیله یكدیگر را بشناسید، گرامی ترین شما نزد خدا پرهیزكارترین شماست. این آیه و بیانات و تأكید رسول اكرم صلی الله علیه و آله و طرز رفتار آن حضرت با غیر اعراب و نیز قبایل مختلف عرب، راه اسلام را كاملاً مشخص كرد.

بعدها كه در اثر تسلط امویان و سیاست ضد اسلامی آنها عده ای از اعراب عنصر عربیت را پیش كشیدند و آتش تعصبات قومی و نژادی را برافروختند، سایر اقوام مسلمان بالخصوص بعضی از ایرانیان به مبارزه با آنها برخاستند و شعار این دسته آیه ی فوق بود و خود را «اهل تسویه» یعنی طرفدار مساوات می نامیدند و به مناسبتِ كلمه ی «شُعُوباً» كه در آیه ی مزبور آمده است خود را «شعوبی» می خواندند. مطابق تفسیر بعضی از مفسرین و روایت امام صادق علیه السلام مقصود از كلمه ی «قبایل» واحدهایی نظیر واحد عربی است كه به صورت قبیله زندگی می كنند، و مقصود از كلمه ی «شعوب» واحدهای ملی است كه به صورت یك واحد بزرگتر زندگی می كنند.

بنابراین، وجه اینكه «شعوبیه» خود را به این نام خوانده اند روشن است و این خود می رساند كه نهضت شعوبی یك نهضت ضد تعصب عربی و یك نهضت طرفداری از اصول اسلامی بوده است؛ لااقل اساس این نهضت چنین بوده است. اگر احیاناً افراد معدودی كار خود را به ضدیت با اسلام كشانده باشند دلیل بر ضداسلامی بودن شعوبیان نمی شود [2] به اعتراف همه ی مورخین، حضرت رسول اكرم صلی الله علیه و آله در مواقع زیاد این جمله را تذكر می داد: «اَیُّهَا النّاسُ كُلُّكُمْ لِادَمَ وَ ادَمُ مِنْ تُرابٍ، لافَضْلَ لِعَرَبِیٍّ عَلی عَجَمِیٍّ اِلاّ بِالتَّقْوی » [3]یعنی همه ی شما فرزندان آدم هستید و آدم از خاك آفریده شده است، عرب نمی تواند بر غیر عرب دعوی برتری كند مگر به پرهیزكاری.

پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله در روایتی افتخار به اقوام گذشته را یك چیز گندناك می خواند و مردمی را كه بدین گونه از كارها خود را مشغول می كنند به «جُعَل»
مجموعه آثار شهید مطهری . ج14، ص: 74
[سوسك ] تشبیه می كند. اصل روایت چنین است: «لِیَدَعْنَ رِجالٌ فَخْرَهُم بِأَقْوامٍ، اِنَّما هُمْ فَحْمٌ مِنْ فَحْمِ جَهَنَّمَ اَوْ لَیَكونَنَّ اَهْوَنَ عَلَی اللّهِ مِنَ الْجِعْلانِ الَّتی تَدْفَعُ بِاَنْفِهَا النَّتَنَ» [4]یعنی آنان كه به قومیت خود تفاخر می كنند، این كار را رها كنند و بدانند كه آن مایه های افتخار جز زغال جهنم نیستند و اگر آنان دست از این كار نكشند، نزد خدا از جعلهایی كه كثافت را با بینی خود حمل می كنند پست تر خواهند بود.

پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله سلمان ایرانی و بلال حبشی را همان گونه با آغوش باز می پذیرفت كه فی المثل ابوذر غفاری و مقداد بن اسود كِنْدی و عمار یاسر را، و چون سلمان فارسی توانسته بود گوی سبقت را از دیگران برباید به شرف «سَلْمانُ مِنّا اَهْلَ الْبَیْتِ» [5]نائل شد.

رسول اكرم صلی الله علیه و آله همواره مراقبت می كرد كه در میان مسلمین پای تعصبات قومی - كه خواه ناخواه عكس العمل هایی در دیگران ایجاد می كرد- به میان نیاید. در جنگ احد یك جوانی ایرانی در میان مسلمین بود. این جوان مسلمان ایرانی پس از آنكه ضربتی به یكی از افراد دشمن وارد آورد، از روی غرور گفت: «خُذْها وَ اَنَا الْغُلامُ الْفارِسِیّ» یعنی این ضربت را از من تحویل بگیر كه منم یك جوان ایرانی.

پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله احساس كرد كه هم اكنون این سخن تعصبات دیگران را برخواهدانگیخت؛ فوراً به آن جوان فرمود كه چرا نگفتی منم یك جوان انصاری [6]؛ یعنی چرا به چیزی كه به آیین و مسلكت مربوط است افتخار نكردی و پای تفاخر قومی و نژادی را به میان كشیدی؟ .

در جای دیگر پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمود: «اَلا اِنَّ الْعَرَبِیَّةَ لَیْسَتْ بِاَبٍ والدٍ وَ لكِنَّها لِسانٌ ناطِقٌ فَمَنْ قَصُرَ بِهِ عَمَلُهُ لَمْ یَبْلُغْ بِهِ حَسَبُهُ» [7]یعنی عربیت پدر كسی به شمار نمی رود و فقط زبان گویایی است. آن كه عملش نتواند او را به جایی برساند حسب و نسبش هم او را به جایی نخواهد رساند.

در روضه ی كافی می نویسد: روزی سلمان فارسی در مسجد پیغمبر نشسته بود.

عده ای از اكابر اصحاب نیز حاضر بودند. سخن از اصل و نسب به میان آمد. هر كسی
مجموعه آثار شهید مطهری . ج14، ص: 75
درباره ی اصل و نسب خود چیزی می گفت و آن را بالا می برد. نوبت به سلمان رسید.

به او گفتند: تو از اصل و نسب خودت بگو. این مرد فرزانه ی تعلیم یافته و تربیت شده ی اسلامی به جای اینكه از اصل و نسب و افتخارات نژادی سخن به میان آورد، گفت:

«اَنَا سَلْمانُ بْنُ عَبْدِاللّه» من نامم سلمان است و فرزند یكی از بندگان خدا هستم، «كُنْتُ ضالاًّ فَهَدانِیَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ بِمُحَمَّدٍ» گمراه بودم و خداوند به وسیله ی محمد مرا راهنمایی كرد، «وَ كُنْتُ عائِلاً فَاَغْنانِیَ اللّهُ بِمُحَمَّدٍ» فقیر بودم و خداوند به وسیله ی محمد مرا بی نیاز كرد، «وَ كُنْتُ مَمْلوكاً فَاَعْتَقَنِیَ اللّهُ بِمُحَمَّدٍ» برده بودم و خداوند به وسیله ی محمد مرا آزاد كرد. این است اصل و نسب و حسب من.

در این بین، رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شد و سلمان گزارش جریان را به عرض آن حضرت رساند. رسول اكرم صلی الله علیه و آله رو كرد به آن جماعت كه همه از قریش بودند و فرمود: «یا مَعْشَرَ قُرَیْشٍ اِنَّ حَسَبَ الرَّجُلِ دینُهُ، وَ مُروئَتَهُ خُلْقُهُ، وَ اَصْلَهُ عَقْلُهُ» [8]یعنی ای گروه قریش، خون یعنی چه؟ نژاد یعنی چه؟ نسب افتخارآمیز هركس دین اوست، مردانگی هركس عبارت است از خلق و خوی و شخصیت و كاراكتر او، اصل و ریشه ی هركس عبارت است از عقل و فهم و ادراك او. چه ریشه و اصل نژادی بالاتر از عقل؟ ! یعنی به جای افتخار به استخوانهای پوسیده ی گندیده، به دین و اخلاق و عقل و فهم و ادراك خود افتخار كنید. راستی، بیندیشید ببینید سخنی عالیتر و منطقی تر از این می توان ادا كرد؟ ! .

تأكیدات رسول اكرم صلی الله علیه و آله درباره ی بی اساس بودن تعصبات قومی و نژادی اثر عمیقی در قلوب مسلمانان بالأخص مسلمانان غیرعرب گذاشت. به همین دلیل، همیشه مسلمانان (اعم از عرب و غیرعرب) اسلام را از خود می دانستند نه بیگانه و اجنبی، و به همین جهت مظالم و تعصبات نژادی و تبعیضات خلفای اموی نتوانست مسلمانان غیرعرب را به اسلام بدبین كند؛ همه می دانستند حساب اسلام از كارهای خلفا جداست و اعتراض آنها بر دستگاه خلافت همیشه بر این اساس بود كه چرا به قوانین اسلامی عمل نمی شود.


[1] . حجرات/13.
[2] . درباره ی شعوبیه و عكس العمل افراطی برخی از آنان در مقابل نژادپرستی اعراب، پس از این توضیحاتی خواهیم داد.
[3] . تحف العقول ، ص 34 و سیره ی ابن هشام، ج /2ص 414.
[4] . سنن ابی داود، ج /2ص 624.
[5] . سفینة البحار ، ماده ی «سلم» .
[6] . سنن ابی داود، ج /2ص 625.
[7] . بحارالانوار ، ج 21، ص 137.
[8] . روضه ی كافی ، ج 8، روایت 203.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است