در
کتابخانه
بازدید : 1156643تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
گفتیم برای اینكه بشناسیم قرآن كریم به تاریخ و جریانهای تاریخی با چه دیدی نگاه می كند راهها و علامتهای متعددی هست كه قسمتهایی از آن را ذكر كردیم. یكی از آنها مسئله ی نقطه ی مقابل ها و ضدهاست كه اضداد پیغمبران، آنهایی كه در مقابل این دعوتها ایستادگی و مقابله می كردند مطابق آنچه قرآن معرفی می كند چه افرادی و دارای چه مشخصاتی بوده اند؟ از باب همان قاعده ی معروف كه می گویند: «تُعْرَفُ الْاَشْیاءُ بِاَضْدادِها» یكی از راههای شناسایی اشیاء شناختن ضد آنهاست.

اگرچه منطقیین می گویند شی ء از راه ضد به نحو تعریف منطقی شناخته نمی شود ولی به نحو دیگر- كه اینجا هم مقصود همان نحو دیگر است- می توان از راه اضداد، خود ماهیت این دعوت یا بینش را شناخت. اینجا كه می گوییم اضداد، در آنِ واحد هردو طرف را باید بگوییم، یعنی موافقین و مخالفین: موافقین انبیا كلاً چه گروههای اجتماعی هستند و مخالفین انبیا كلاً چه گروههای اجتماعی هستند؟
اینجا همان مسئله ای مطرح است كه عده ای روی این مسئله بالخصوص، تكیه كرده اند و در ادبیات عربی بالخصوص از خیلی سالها پیش این قضیه رایج شد كه حالا در ایران هم خیلی رایج شده است. در ایران شاید اولین عاملی كه این [فكر] را رایج كرد نوشته های دكتر علیّ الوردی بود.

او عراقی بود و چند كتاب نوشت، بعد هم اصلاً اسمی از او برده نشد، نمی دانم چه شد. یك كتابش كه به ناممَهزلة العقل البشریبود در این زمینه زیاد بحث كرده. این افراد می گویند كه قرآن نقطه های مقابل را همیشه یك گروه اقتصادی معرفی می كند، یعنی مشخِّص گروههای مقابل مشخّص اقتصادی است. اغنیا، مترفین، ملأ، مستكبرین هستند كه همیشه نقطه ی مقابل انبیا هستند.
مجموعه آثار شهید مطهری . ج15، ص: 893
برعكس، فقرا، ضعفا، مستضعفین، گروه موافقین را تشكیل می دهند. همیشه دعوت انبیا را این گروه می پذیرند و آن گروه نفی و طرد می كنند.
تا این حد، یك مقدار بیان ساده ای است كه انبیا طرفدارانشان ضعفا و فقرا و مظلومها و محرومها و مستضعفها هستند و مخالفینشان نقطه مقابلهای اینها، اغنیا و مترفین و ملأ.
انصاف این است كه در قرآن هم این مطلب خیلی به چشم می خورد منتها باید مقداری بیشتر دقت كرد. تا حدودی حرف درستی است ولی باید دقیقاً این را تحلیل كرد و دید كه به چه شكلی است.
در مورد خاستگاه مذهب می دانیم كه نظریات مختلفی هست. مقصود از خاستگاه مذهب دو مطلب است. یكی این كه خاستگاه خود مذهب چیست؟ دیگر اینكه خاستگاه حمایت از مذهب در میان مردم چیست؟ اولاً چه چیزی سبب می شود كه مذهب پیدا بشود، روی چه حسابی و به چه انگیزه ای مذهب پیدا می شود؟ و ثانیاً حامیها كه حمایت می كنند به چه انگیزه ای از مذهب حمایت می كنند؟ ما حالا نظر خود مذهب را در این موضوع كار نداریم، آن نظری است كه بعد ذكر می كنیم.

آنهایی كه خودشان طرفدار مذهب نیستند و مذهب را یك پدیده ی اجتماعی مثل همه ی پدیده ها می دانند نه یك امر الهی كه از یك افق مافوق برای نجات و هدایت بشر آمده است، آنهایی كه صرفاً تحلیل اجتماعی می كنند و همان تحلیلهای اجتماعی را برای این موضوع كافی می دانند [چه می گویند؟ ] همچنین درباره ی آن عللی كه در گذشته می گفتند بحث نمی كنیم كه خاستگاه مذهب جهل یا ترس و یا چیز دیگر است، كه خاستگاههای روانی برایش ذكر می كنند. نظر آنهایی كه خاستگاه اجتماعی برایش ذكر می كنند چیست؟
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است