در
کتابخانه
بازدید : 270121تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
«فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اَللّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ اَلْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اِسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِی اَلْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَی اَللّهِ. » [1].

مسأله ی گسترش سریع اسلام یكی از مسائل مهم تاریخی جهان است كه درباره ی علل آن بحث و گفتگو می شود. البته مسیحیت و تا اندازه ای دین بودا هم از ادیانی هستند كه در جهان گسترش یافته اند، مخصوصاً مسیحیت كه مهد و سرزمینش بیت المقدس است ولی در غرب جهان بیش از شرق جهان گسترش یافته است.

همچنانكه می دانیم اكثریت مردم اروپا و آمریكا مسیحی هستندگو اینكه مسیحی بودن آنها اخیراً بیشتر جنبه ی اسمی دارد نه رسمی و واقعی، ولی بالأخره منطقه ی آنها منطقه ی مسیحیت شمرده می شود. دین بودا هم دینی است كه ظهورش در هند بوده است. بودا در هند ظهور كرد ولی گسترش دین او بیشتر در خارج هند مثلاً در ژاپن و چین است و البته در خود هند هم پیروانی دارد. دین یهود دینی است قومی و نژادی، محدود و از یك قوم و نژاد خارج نشده است. دین زردشت هم تقریباً دینی است محلی كه در داخل ایران ظهور كرد و حتی نتوانست همه ی مردم ایران را اقناع كند و به
مجموعه آثار شهید مطهری . ج16، ص: 172
هر حال پا از ایران بیرون نگذاشت و اگر امروز می بینیم زردشتیهایی در هند هستند كه به نام «پارسیان هند» معروفند، آنها هندی نیستند بلكه زردشتیهای ایرانی هستند كه از ایران به هند مهاجرت كرده اند؛ و همینها كه از ایران به هند مهاجرت كرده اند نتوانسته اند یك هسته ی زنده ای را تشكیل بدهند و دین زردشت را در میان دیگران گسترش بدهند.

اسلام از آن جهت كه از سرزمین خودش خارج شد و افقهای دیگری را گشود مانند مسیحیت است. اسلام در جزیرة العرب ظهور كرد و امروز ما می بینیم كه در آسیا، آفریقا، اروپا، آمریكا و در میان نژادهای مختلف دنیا پیروانی دارد و حتی عدد مسلمین گو اینكه مسیحیها كوشش می كنند كمتر از آنچه كه هست نشان بدهند و اغلبْ كتابهای ما آمارشان را از فرنگیها می گرفتند ولی طبق تحقیقی كه در این زمینه به عمل آمده شاید از عدد مسیحیان بیشتر باشد و كمتر نباشد. ولی در اسلام یك خصوصیتی هست از نظر گسترش كه در مسیحیت نیست و آن مسأله ی سرعت گسترش اسلام است. مسیحیت خیلی كند پیشروی كرده است ولی اسلام فوق العاده سریع پیشروی كرده است، چه در سرزمین عربستان و چه در خارج عربستان، چه در آسیا، چه در آفریقا و چه در جاهای دیگر.

این مسأله مطرح است كه چرا اسلام این اندازه سریع پیشروی كرد. حتی لامارتین شاعر معروف فرانسوی می گوید اگر سه چیز را در نظر بگیریم، احدی به پایه ی پیغمبر اسلام نمی رسد؛ یكی فقدان وسایل مادی: مردی ظهور می كند و دعوتی می كند در حالی كه هیچ نیرو و قدرتی ندارد و حتی نزدیكترین افرادش و خاندان خودش با او به دشمنی برمی خیزند، تك ظهور می كند، هیچ همكار و همدستی ندارد، از خودش شروع می شود، همسرش به او ایمان می آورد، طفلی كه در خانه هست و پسر عموی اوست (علی علیه السلام) ایمان می آورد، تدریجاً افراد دیگر ایمان می آورند آنهم در چه سختیها و مشقتها! و دیگر سرعت پیشرفت یا عامل زمان، و سوم بزرگی هدف. اگر اهمیت هدف را با فقدان وسایل و با سرعتی كه با این فقدان وسایل به آن هدف رسیده است در نظر بگیریم، پیغمبر اسلام- به گفته ی لامارتین و درست می گوید- در دنیا شبیه و نظیر ندارد. مسیحیت اگر در دنیا نفوذ و پیشرفتی
مجموعه آثار شهید مطهری . ج16، ص: 173
پیدا كرد، بعد از چند صد سال كه از رفع مسیح [2]گذشته بود تا اندازه ای در جهان جایی برای خود پیدا كرد.

راجع به علل پیشرفت سریع اسلام، ما به تناسب بحث خودمان كه بحث در سیره ی نبوی است سخن می گوییم. قرآن این مطلب را توضیح داده است و تاریخ هم همین مطلب را به وضوح تأیید می كند كه یكی از آن علل و عوامل «سیره ی نبوی» و روش پیغمبر اكرم یعنی خُلق و خوی و رفتار و طرز دعوت و تبلیغ پیغمبر اكرم است. البته علل دیگری هم در كار است. خود قرآن كه معجزه ی پیغمبر است، آن زیبایی قرآن، آن عمق قرآن، آن شورانگیزی قرآن، آن جاذبه ی قرآن، بدون شك عامل اول است. عامل اول برای نفوذ و توسعه ی اسلام در هر جا خود قرآن و محتوای قرآن است. ولی از قرآن كه صرف نظر كنیم، شخصیت رسول اكرم، خلق و خوی رسول اكرم، سیره ی رسول اكرم، طرز رفتار رسول اكرم، نوع رهبری و مدیریت رسول اكرم عامل دوم نفوذ و توسعه ی اسلام است و حتی بعد از وفات پیغمبر اكرم هم تاریخ زندگی پیغمبر اكرم یعنی سیره ی او كه بعد در تاریخ نقل شده است، خود این سیره ی تاریخی عامل بزرگی بوده است برای پیشرفت اسلام. آیه ای كه در ابتدای سخنم تلاوت كردم می فرماید:

«فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اَللّهِ لِنْتَ لَهُمْ. » .

خدا به پیغمبرش خطاب می كند: ای پیامبر گرامی! به موجب رحمت الهی به تو، در پرتو لطف خدا تو نسبت به مسلمین اخلاق لَیِّن و نرم و بسیار ملایمی داری، نرمش داری، ملایم هستی؛ روحیه ی تو روحیه ای است كه با مسلمین همیشه در حال ملایمت و حلم و بردباری و حسن خلق و حسن رفتار و تحمل و عفو و امثال اینها هستی.

«وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ اَلْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ. »
مجموعه آثار شهید مطهری . ج16، ص: 174
اگر این خلق و خوی تو نبود، اگر به جای این اخلاق نرم و ملایم اخلاق خشن و درشتی داشتی، مسلمانان از دور تو پراكنده می شدند؛ یعنی این اخلاق تو خود یك عاملی است برای جذب مسلمین. این خودش نشان می دهد كه رهبر، مدیر و آن كه مردم را به اسلام دعوت می كند و می خواند یكی از شرایطش این است كه در اخلاق شخصی و فردی نرم و ملایم باشد. در اینجا توضیحاتی باید بدهم كه جواب بعضی از سؤالاتی كه در ذهنها پیدا می شود داده بشود.


[1] آل عمران/159.
[2] [عروج مسیح به عالم بالا]
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است