در
کتابخانه
بازدید : 222509تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
انسان وقتی مالك چیزی هست- در هر جا كه مالكیت برای چیزی اعتبار شده است- لازمه ی مالكیت این است كه او حق هرگونه تصرفی را در مملوك خودش دارد. یعنی طبیعت مالكیت، هرگونه تصرفی را اقتضا می كند. البته قانون می تواند از بعضی تصرفات منع كند و ما در اسلام چنین چیزی داریم كه در مواردی، از تصرفاتی كه به نظر می رسد طبیعی است كه مالك در مال خودش بكند جلوگیری می كند. ریشه ی این منع تصرف این است كه در اسلام مالكیت دیگری مقدم بر مالكیت فرد اعتبار می شود و آن مالكیت خداست و در بعضی تعبیرات مالكیت عموم است كه مالكیت فرد در درجه ی بعد قرار می گیرد. پس در مواردی مانعی ندارد كه به خاطر حقی كه عموم دارند، جلو تصرف مالكیت فرد گرفته شود. اكنون وارد این بحث نمی شویم.

بنابراین مالك مادامی كه مالك است حق هرگونه انتفاع و بهره برداری و تصرف و نقل و انتقال را دارد. حتی طبیعت مالكیت اقتضا می كند كه حق اسراف و تبذیر و اعدامش را هم دارد كه اینها جزء همان مواردی است كه به دلیل مالكیت خدا یا مالكیت عموم جلوگیری می شود.
مجموعه آثار شهید مطهری . ج20، ص: 288
ولی اگر چیزی از ملك انسان خارج شد، به صرف اینكه مالكیت انسان از آن سلب شد، حقوق و منافعی هم كه تابع مالكیت است قهراً سلب می شود. از جمله كارهایی كه مالك حق دارد انجام دهد، نقل و انتقال است كه ممكن است به عوض یا به غیر عوض باشد. و ممكن است نقل و انتقال عین یا نقل و انتقال منفعت باشد.

نقل و انتقال عین به عوض، از قبیل بیع یا فروختن است. مثلاً شخصی كتابی را به دیگری می فروشد. با این عمل، كتاب از ملك فروشنده منتقل می شود به ملك خریدار. از لحظه ی بیع، خریدار مالك می شود و آثار مالكیت برای خریدار بار است نه برای فروشنده. و در مقابل، پولی كه در این بیع مبادله شده، آثار مالكیت فروشنده نسبت به آن بار است.

نقل و انتقال عین بدون عوض مثل هبه است. مثلاً من حق دارم مال خودم را به دیگری ببخشم. این تملیك به غیر عوض است ولی به هرحال تملیك است. و به صرف اینكه من مال خودم را به غیر تملیك كردم از آن لحظه به بعد هر منافعی كه داشته باشد متعلق به مُتَّهِب است نه من. مثلاً اگر گوسفند شیردهی را هبه كنم، ساعتی بعد كه پستان گوسفند شیر می دهد، این شیر در ملك من تولید نشده بلكه در ملك آن شخص تولید شده است. تلف شدن جنس هم جزء آثار مالكیت است. اگر جنسی تلف شود طبیعتش این است كه خسارت آن بر مالك است اعم از اینكه خودبه خود تلف شود یا مالك تلف كرده باشد. ولی اگر دیگری تلف كند، لازمه اش این است كه او مثل یا قیمت آن را ضامن است.

گاهی ممكن است مالك، منافع مال خود را تملیك كند در مقابل عوض، نه عین مال را، مثل اجاره. مثلاً من در مدت یك سال خانه ی خود را اجاره می دهم به مبلغی.

در واقع این اجاره به منزله ی فروختن منافع خانه است به غیر در مقابل یك پول. در این صورت من مالك عین هستم ولی مالك منفعت در مدت یك سال نیستم؛ و چون مالك عین هستم، در عین حال آثار دیگر مالكیت غیر از ملكیت منفعت بر من بار است. آثار دیگر مالكیت مثل این است كه اگر قیمت ملك ترقی كند، در ملك من ترقی كرده و اگر خودبه خود تلف شود ضررش بر من وارد شده. اگر دیگری اعم از مستأجر یا غیر مستأجر آن را تلف كند ضامن پرداخت بهای آن می باشد.

در بعضی موارد، اثر مالكیت این است كه طرف، مالك انتفاع می شود نه مالك
مجموعه آثار شهید مطهری . ج20، ص: 289
منفعت؛ یعنی مالك منافع نمی شود ولی حق دارد از منفعتی كه مال دیگری است بهره برداری كند، مثل ودیعه یا امانت. كسی كه به عنوان ودیعه مالی را از ما می گیرد مثلاً لباسی را امانت می گیرد، باز هم مالك منفعت این لباس، ما هستیم؛ یعنی ما منفعت آن را به او تفویض نكرده ایم كه از ملك خود خارج كرده باشیم ولی به او اجازه و حق داده ایم كه از آن منتفع بشود. لذا در باب ودیعه كسی كه می گیرد مالك منفعت نیست ولی حق انتفاع دارد.

یكی از مواردی كه در اعتبارات عرفی، مالك حق دارد در مورد مال خودش انجام بدهد قرض دادن است. طبیعت قرض دادن چیست؟
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است