در
کتابخانه
بازدید : 62499تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
در درسهای گذشته گفتیم كه حكمت عملی منشعب می شود به سه شعبه: شعبه ی اخلاق، شعبه ی نظام خانوادگی، شعبه ی نظام اجتماعی. ما بحث خود را به اخلاق اختصاص می دهیم.

معمولاً در مورد اخلاق می گویند كه عبارت است از علم چگونه زیستن یا علم چگونه باید زیست، یا می گویند: اخلاق می خواهد به انسان پاسخ بدهد كه زندگی نیك برای انسان كدام است و آدمیان چگونه باید عمل كنند.

این تعریف برای اخلاق صحیح است به شرط آنكه به صورت مفاهیم كلی و مطلق در نظر بگیریم، یعنی به این صورت كه انسان از آن جهت كه انسان است چگونه باید زیست كند، و زندگی نیك برای انسان از آن جهت كه انسان است كدام است؟ .

اما اگر به صورت فردی در نظر بگیریم كه یك فرد از آن نظر كه برای خودش می خواهد تصمیم بگیرد و بس- كه عین این تصمیم را از دیگری جایز نمی شمارد- این تعریف صحیح نیست.

بعلاوه یك معنی و مفهوم دیگر در متن اخلاقی بودن یك كار مندرج است و آن اینكه چگونه باید زیست كه با ارزش و مقدس و متعالی باشد؟ یعنی ارزش داشتن و برتر از فعل عادی بودن، جزء مفهوم فعل اخلاقی است.

از این رو برخی از مكتبها- كه بعداً شرح خواهیم داد- هرچند مدعی سیستم اخلاقی هستند، سیستم اخلاقی ندارند. آن مكتبها درباره ی «چگونه باید زیست» سخن گفته اند، ولی ما قبلاً گفتیم همه ی بایدها را نمی توان جزء حكمت عملی- كه اخلاق یك ركن اساسی آن است- به شمار آورد. در حقیقت آنچه مربوط به اخلاق است تنها این نیست كه «چگونه باید زیست» ، بلكه این است كه «برای اینكه با ارزش و مقدس و متعالی زیست كرده باشیم چگونه باید زیست» .

در اینجا یك ملاحظه ی دیگر هم هست كه لازم است یادآوری شود و آن اینكه معمولاً می گویند اخلاق، دستور چگونه زیستن را در دو ناحیه به ما می دهد:

یكی در ناحیه ی چگونه رفتار كردن و دیگر در ناحیه ی چگونه بودن. در حقیقت چگونه زیستن دو شعبه دارد: شعبه ی چگونه رفتار كردن و شعبه ی چگونه بودن. چگونه رفتار كردن مربوط می شود به اعمال انسان- كه البته شامل گفتار هم می شود- كه چگونه 22
مجموعه آثار شهید مطهری . ج22، ص: 39
باید باشد، و چگونه بودن مربوط می شود به خویها و ملكات انسان كه چگونه و به چه كیفیت باشد. در این بیان چنین فرض شده كه به هرحال انسان یك چیستی و یك ماهیت دارد ماورای رفتارها و ماورای خویها و ملكاتش؛ اخلاق سروكار با ماهیت انسان ندارد.

ولی بنا بر نظریه ی اصالت وجود از یك طرف، و بالقوّه بودن و نامتعیّن بودن شخصیت انسانی انسان از طرف دیگر، و تأثیر رفتار در ساختن نوع خلق و خوی ها و نقش خلق و خوی ها در نحوه ی وجود انسان كه چه نحوه وجود باشد، در حقیقت اخلاق تنها علم «چگونه زیستن» نیست، بلكه علم «چه بودن» هم هست.

کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است