در
کتابخانه
بازدید : 478750تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
مكتب دیگری در مورد انسان كامل وجود دارد كه آن را، هم می توان مكتب محبت نامید و هم مكتب معرفت به معنای معرفة النفس.

از چند هزار سال پیش در شرق آسیا افكار و اندیشه های بسیار بلندی وجود داشته كه الآن هم كتابهای بسیار قدیمی هندی- كه به فارسی هم ترجمه شده- وجود دارد، مثل اوپانیشادها كه فوق العاده عالی است.

استاد بزرگوار ما علامه ی طباطبایی- سلّمه اللّه تعالی- وقتی در چندین سال پیش برای اولین بار اوپانیشادها را خوانده بودند، خیلی اعجاب داشتند و می گفتند كه مطالب بسیار بسیار بلندی در این كتابها هست كه كمتر مورد توجه است.

در این مكتب، محور همه ی كمالات انسان خودشناسی است. این مكتب می گوید:

خودت را بشناس. البته «خودت را بشناس» را سقراط هم گفته است و همه ی پیغمبران هم گفته اند. پیغمبر اسلام هم فرموده است كه: مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ عَرَفَ رَبَّهُ. ولی در این مكتب فقط روی همین نكته تكیه شده است كه خودت را بشناس.

كتابی ترجمه شده است كه حاوی تعدادی از مقالات و نامه های گاندی است
مجموعه آثار شهید مطهری . ج23، ص: 176
به نام این است مذهب من كه به نظر من كتاب خوبی است. گاندی در این كتاب [1] می گوید: من از مطالعه ی اوپانیشادها به سه اصل پی بردم كه این سه اصل برای من یك عمر دستورالعمل زندگی بود. اولین اصلی كه گاندی ذكر می كند این است: تنها یك حقیقت در عالم وجود دارد و آن شناختن نفس است [2]، خودت را بشناس! گاندی بر اساس همین مطلب، به قدری زیبا به دنیای فرنگ حمله می كند [آنجا كه ] می گوید: «فرنگی دنیا را شناخته و خودش را نشناخته و چون خودش را نشناخته، هم خودش را بدبخت كرده است و هم دنیا را» و عجیب در اینجا داد سخن می دهد و سخنش فوق العاده عالی است.

اصل دوم: هركه خود را شناخت، خدا را هم می شناسد و دیگران را هم می شناسد.

اصل سوم: فقط یك نیرو و یك آزادی و یك عدالت وجود دارد و آن نیروی تسلط بر خویشتن است. هركس بر خویشتن مسلط شد، بر اشیاء دیگر مسلط می شود و درست هم مسلط می شود. و تنها در دنیا یك نیكی وجود دارد و آن دوست داشتن دیگران مانند دوست داشتن خویش است و به عبارت دیگر دیگران را باید مانند خود انگاریم.

اینها مقصودشان از «معرفت» همان معرفة النفس (شناختن خود) است. می دانید در فلسفه ی هندی مسئله ی «مراقبه» و در خود فرو رفتن مطرح است [3]. اساس فلسفه ی هندی بر شناختن نفس و مراقبه و طرد خاطرات و كشف حقیقتِ «خود» است و از شناختن خود، محبت پیدا می شود.

پس انسان كامل در این مكتب یعنی انسانی كه خود را بشناسد كه اگر خود را شناخت، بر خود مسلط می شود و بعد كه بر خود مسلط شد، نسبت به دیگران محبت پیدا می كند. حال می خواهید اسم این مكتب را «مكتب معرفت» بگذارید و یا
مجموعه آثار شهید مطهری . ج23، ص: 177
«مكتب محبت»
[1] ص 11
[2] در ترجمه ی فارسی نوشته شده: و آن، شناسایی «ذات» است. ولی در ترجمه اشتباه شده است. ذات و نفس خیلی به هم نزدیك است، اما «ذات» در فارسی این معنا را نمی دهد. باید در ترجمه ی فارسی گفته می شد: شناسایی نفس.
[3] البته حالا به صورت ریاضتهای شاقّه و كارهای جوكیها درآمده و چیزهای دیگری در آن پیدا شده است. من اینها را نمی گویم.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است