در
کتابخانه
بازدید : 478394تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
هُوَ اَلَّذِی بَعَثَ فِی اَلْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَكِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ اَلْكِتابَ وَ اَلْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ. .

بحثهای ما در این جلسات، در واقع تلاش و كوششی برای شناخت انسان كامل از نظر اسلام است. گفتیم كه انسان، تنها موجودی است كه خودش از خودش تفكیك پذیر است. یعنی ما نمی توانیم سنگی داشته باشیم كه خصلت سنگی نداشته باشد، یا گربه ای داشته باشیم فاقد گربگی، یا سگی داشته باشیم فاقد سگی، یا پلنگی فاقد خصلت پلنگی؛ هر پلنگی در دنیا آن خصلتهایی را كه «پلنگی» می نامیم، به حكم غریزه داراست. ولی این انسان است كه انسان بودن خودش را ندارد و باید آن را تحصیل كند. همچنین گفتیم انسان بودن انسان اصلاً مربوط به جنبه های زیستی و به اصطلاح بیولوژیك نیست؛ یعنی آنچه كه به نام انسانیت و یا آدمیت در زبان قدیم نامیده می شود [غیر از ویژگیهای زیستی انسان است. ]
تن آدمی شریف است به جان آدمیت
نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
اجمالاً همه می دانند به صرف اینكه یك موجود، یك انسانِ زیستی یعنی یك انسان از نظر علم الحیات و پزشكی باشد، كافی نیست كه ما آن را انسان بنامیم؛ «آدم
مجموعه آثار شهید مطهری . ج23، ص: 212
شدن» خودش چیز دیگری است. هركس كه از مادر متولد می شود، به این معنا آدم نیست، تا آنجا كه گفته اند: ملاّ شدن چه آسان، آدم شدن چه مشكل! یعنی همان طور كه انسان وقتی به دنیا می آید عالِم بالقوّه است نه عالم بالفعل، همچنین آدم بالقوّه است نه آدم بالفعل.

وقتی مسئله به این مرحله می رسد، به این شكل طرح می شود كه آن آدم شدن و انسانیت كه هركسی باید آدم و انسان شود چیست؟ این انسانیت را یك زیست شناس نمی تواند به ما نشان دهد و یك پزشك هم نمی تواند آن را به ما معرفی كند. انسانیت امری است كه حتی مادیترین مكتبهای عالم هم آن را انكار نمی كنند ولی در عین حال با معیارهای مادی هم نمی شود آن را [شناخت ] و لهذا گفتیم كه انسان، خودش برای خودش دروازه ی معنویت است. یكی از دروازه ها كه انسان می تواند از وجود خودش به عالم معنا پی ببرد و بفهمد كه غیر از مسائل مادی چیزهای دیگری هم هست [1]انسانیت است كه امری ورای زیست شناسی است.

مادیترین مادیهای عالم هم قائل به یك چیزهایی است كه اسمش را «ارزشهای انسانی» می گذارد [2]. وقتی می گوید ارزشهای انسانی، یعنی امور انسانی غیر مادی.

ما می خواهیم ارزشهای اصیل انسانی را بر مبنای اسلام بشناسیم؛ یعنی می خواهیم بفهمیم اسلام ارزشهای اصیل انسانی را چه چیز می داند. ما تا مكتبهای مختلف را طرح و سپس نقد نكنیم، نمی توانیم نظر اسلام را بشناسیم. منظور از نقد، نقد به معنی واقعی است كه به معنی ایراد گرفتن نیست. نقد به معنی واقعی مانند عمل صرّاف است، یعنی آن كاری كه صراف با یك سكه انجام می دهد. او سكه را به محك می گذارد و عیارش را به دست می آورد؛ می خواهد بفهمد چند درصد یك سكه طلای خالص یا نقره ی خالص است و چقدر مخلوط دارد. بنابراین، نه این است كه نقد كردن همه اش رد كردن باشد. نقد كردن یعنی اینكه ببینیم كه با معیارها و محكهای اسلامی، آن سكه ها چه از آب در می آید. سكه ای را فلاسفه عرضه داشته اند، سكه ای را عرفا عرضه داشته اند و سكه هایی را مكتبهای دیگر. ما اینها را یك یك طرح می كنیم، و تا سكه های دیگران را دقیقاً بررسی نكنیم نمی توانیم
مجموعه آثار شهید مطهری . ج23، ص: 213
سكه ی اسلامی را بشناسیم كه آن سكه ای كه اسلام طرح و پیشنهاد می كند چگونه سكه ای است، و الاّ اگر اینها را طرح نكنیم و من از پیش خود بگویم كه ارزشهای اصیل انسانی عبارت از فلان چیزهاست، مطمئن هستم یك نفر هم نیست كه بگوید خیر، یك چیز دیگر هم در اینجا هست و یا بگوید چرا این یك ارزش است و دیگری یك ارزش نیست؟ ولی وقتی كه مكتبهای دیگر را طرح می كنیم و به معنای واقعی نقد می كنیم یعنی در محك اسلامی می گذاریم، آن وقت می توانیم خیلی منطقی و مستدل بگوییم كه ارزشهای اسلامی در باب انسان و ارزشهای انسانی ای كه اسلام برای آنها واقعاً ارزش قائل است چیست، و حتی می توانیم درصد هریك را بیان كنیم؛ یعنی اگر مجموعه ی ارزشها را صد حساب كنیم، روی حساسیتهایی كه خود اسلام در این زمینه ها نشان داده است می توانیم بگوییم فلان ارزش مثلاً پنجاه درصد [ارزشهای انسانی را تشكیل داده ] است و دیگری سی درصد و سومی ده درصد [3].


[1] هست ولی محسوس و ملموس نیست و در لابراتوار نمی شود آن را پیدا كرد و همه ی مردم دنیا هم آن را قبول دارند.
[2] این، اسمی است كه بر آن می گذارد ولی نمی تواند آن را بشناسد.
[3] بعضی شتاب دارند، می گویند زودتر بگویید ارزشهای اصیل اسلامی چیست تا ما آنها را بفهمیم. اگر ما اكنون آنها را بگوییم، در آن وقت است كه شما چیز درستی نفهمیده اید. پس بگذارید مكتبهای دیگر را به معنی واقعی نقد كنیم.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است