در
کتابخانه
بازدید : 478706تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
در اسلام با همه ی اینها كهنَهَی اَلنَّفْسَ عَنِ اَلْهَوی هست، إِنَّ اَلنَّفْسَ لَأَمّارَةٌ بِالسُّوءِهست، قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكّاها. `وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسّاهاهست، موتوا قَبْلَ اَنْ تَموتوا هست، در عین حال روی عزت نفس هم تكیه شده است. قرآن می فرماید: وَ لِلّهِ اَلْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ [1]. نمی گوید عزت نفس خودپرستی است. پیغمبر فرمود: اُطْلُبُوا الْحَوائِجَ بِعِزَّةِ الْاَنْفُسِ. بشر به بشر حاجت پیدا می كند. فرمود: اگر حاجتی دارید هیچ وقت پیش كسی با ذلت حاجت نخواهید، با عزت نفس بخواهید؛ یعنی عزت خودتان را لكه دار نكنید، نگویید از نظر جهاد نفس و مبارزه با هوای نفس بهتر است كه به شكل یك گدا از كسی چیزی بخواهم؛ نه، اسلام اجازه نمی دهد. اگر حاجتی پیش كسی داری، با عزت نفس حاجت خود را از او بخواه و بگیر.

ببینید علی علیه السلام در میدان جنگ چه می گوید. اینجا صحبت از عزت نفس و شرافت است، می فرماید: فَالْمَوْتُ فی حَیاتِكُمْ مَقْهورینَ وَ الْحَیاةُ فی مَوْتِكُمْ قاهِرینَ [2].

تن مرده و گریه ی دوستان
به از زنده و خنده ی دشمنان
مرا عار آید از این زندگی
كه سالار باشم كنم بندگی
امام حسین علیه السلام می فرماید: مَوْتٌ فی عِزٍّ خَیْرٌ مِنْ حیاةٍ فی ذُلٍّ [3]مردن در سایه ی عزت بهتر است از زندگی با ذلت. امام حسین علیه السلام نمی گوید جهاد با نفس حكم می كند كه ما تن به حكم یزید و ابن زیاد بدهیم، چون بیشتر با نفس خودمان مجاهده كرده ایم! .

اَلا وَ اِنَّ الدَّعِیَّ ابْنَ الدَّعِیِّ قَدْ رَكَزَ بَیْنَ اثْنَتَیْنِ بَیْنَ السِّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ وَ هَیْهاتَ
مجموعه آثار شهید مطهری . ج23، ص: 243
مِنَّا الذِّلَّةُ، یِأْبَی اللّهُ ذلِكَ لَنا وَ رَسولُهُ وَ الْمُؤْمِنونَ وَ حُجورٌ طابَتْ وَ طَهُرَتْ [4].

پسر زیاد، این ناكس پسر ناكس، از من خواسته است كه یكی از ایندو را برگزینم: یا تن به ذلت بدهم و یا شمشیر، وَ هَیْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ ما كجا و تن به ذلت دادن كجا! خدا راضی نمی شود تن به ذلت بدهیم. می خواست بفرماید نه اینكه احساسات شخصی من است؛ مكتب من به من اجازه نمی دهد، خدای من به من اجازه نمی دهد، پیغمبر من به من اجازه نمی دهد، تربیت من به من اجازه نمی دهد، من در دامن علی علیه السلام و در دامن زهرا (سلام اللّه علیها) بزرگ شده ام، از پستان زهرا شیر خورده ام. آن پستانی كه به من شیر داده به من اجازه نمی دهد، یعنی گویی مادرم اینجا حاضر است و به من می گوید: حسین! تو از پستان من شیر خورده ای؛ آن كه از پستان من شیر خورده تن به ذلت نمی دهد. امام حسین نفرمود ما می رویم تن به ذلت ابن زیاد می دهیم، بگذار هركاری می خواهد بكند، مگر غیر از این است كه به ما اهانت و توهین می كند و فحش می دهد؟ هرچه او بیشتر از این كارها بكند، بیشتر جهاد با نفس كرده ایم! ابداً چنین چیزی نیست: لا وَ اللّهِ لا اُعْطیكُمْ بِیَدی اِعْطاءَ الذَّلیلِ وَ لا اَفِرُّ فِرارَ الْعَبیدِ [5]من هرگز دست ذلت به شما نمی دهم و مانند بندگان فرار نمی كنم. یا به نقل دیگری: وَ لا اُقِرُّ اِقْرارَ الْعَبیدِ مانند بندگان اقرار و اعتراف نمی كنم و تن به ذلت نمی دهم. از این نوع تعبیرات در قرآن و حدیث و در كلمات ائمه ی اطهار (علهیم السلام) مخصوصاً در كلمات امام حسین علیه السلام خیلی زیاد است
[1] منافقون/8
[2] نهج البلاغه ، خطبه ی 51
[3] ملحقات احقاق الحق ، ج /11ص 601
[4] لهوف ، ص 85؛ نفس المهموم ، ص 149
[5] ارشاد مفید، ص 235
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است