در
کتابخانه
بازدید : 2379159تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
در این مرحله می خواهیم بدانیم انتساب كتاب به نویسنده ی آن تا چه اندازه قطعی است؟ مثلاً فرض كنید كه می خواهیم دیوان حافظ و یا خیام را بشناسیم. اولین كاری كه باید بكنیم این است كه ببینیم آیا آنچه كه به نام دیوان حافظ مشهور شده همه ی آن از حافظ است و یا تنها بعضی از قسمتهایش به حافظ تعلق دارد و بقیه اش الحاقی
مجموعه آثار شهید مطهری . ج26، ص: 27
است؛ و همچنین در مورد خیام و دیگران. اینجاست كه پای نسخه ها در میان می آید، آنهم قدیمی ترین و معتبرترین نسخه ها. می بینیم كه هیچ یك از این كتابها از این نوع شناخت بی نیاز نیست. حافظی كه مرحوم قزوینی چاپ كرده و در آن معتبرترین نسخه ها را ملاك قرار داده با حافظهای معمولی كه در ایران یا بمبئی چاپ می شد و در خانواده ها وجود داشت بسیار متفاوت است. حافظهایی كه سی چهل سال پیش چاپ كرده بودند در حدود دو برابر حافظهایی است كه امروز نسخه شناسها معتبر می دانند، در حالی كه میان اشعاری كه نسخه شناسها آنها را به اصطلاح «منحول» [1] و مجعول می دانند احیاناً اشعاری یافت می شود در سطح اشعار عالی حافظ. و یا وقتی به رباعیات منسوب به خیام نگاه می كنید شاید حدود دویست رباعی پیدا كنید كه همه تقریباً در یك سطح قرار دارند و اگر اختلافی هست در همان حدودی است كه میان اشعار همه ی شاعران است حال آنكه هرچه از نظر تاریخی به عقب بروید و به عصر خیام نزدیكتر شوید می بینید كه از این تعداد آنچه قطعاً منسوب به اوست شاید كمتر از بیست رباعی باشد و باقی یا در صحت انتسابشان تردید است و یا قطعاً به دیگران تعلق دارد.
بنابراین اولین مرحله در شناخت یك كتاب این است كه ببینیم آنچه در دست ماست از نظر اِسناد به گوینده و آورنده اش چقدر اعتبار دارد؟ آیا اسناد همه ی آن درست است یا آنكه قسمتی درست است و قسمتی نادرست؟ در این صورت چه درصدی از مطالب را می توانیم از نظر انتساب تأیید كنیم؟ بعلاوه به چه دلیل می توانیم بعضی را قطعاً نفی و برخی را قطعاً اثبات و پاره ای را مشكوك تلقی كنیم؟
این نوع شناخت آن چیزی است كه قرآن از آن بی نیاز است و از این نظر كتاب منحصر به فرد جهان قدیم محسوب می شود. در میان كتابهای قدیمی كتاب دیگری نتوان یافت كه قرنها بر آن گذشته باشد و تا این حد بلاشبهه باقی مانده باشد. مسائلی از این قبیل كه فلان سوره مشكوك است، فلان آیه در فلان نسخه هست و در فلان نسخه نیست، در مورد قرآن اساساً مطرح نیست. قرآن بر نسخه و نسخه شناسی پیشی گرفت. جای كوچكترین تردیدی نیست كه آورنده ی همه ی این آیات موجود حضرت محمّد بن عبداللّه است كه آنها را به عنوان معجزه و كلام الهی آورد و احدی
مجموعه آثار شهید مطهری . ج26، ص: 28
نمی تواند ادعا كند و یا احتمال بدهد كه نسخه ی دیگری از قرآن وجود داشته و یا دارد. هیچ مستشرقی هم در دنیا پیدا نشده كه بخواهد قرآن شناسی را از اینجا شروع كند كه بگوید باید به سراغ نسخه های قدیمی و قدیمی ترین نسخه های قرآن برویم و ببینیم در آنها چه چیزهایی هست و چه چیزهایی نیست. اگر در مورد تورات و انجیل و اوستا و یا شاهنامه فردوسی و گلستان سعدی و هر كتاب دیگر این نیاز هست، برای قرآن چنین نیازی نیست.
سرّ این مطلب- همان طور كه گفته شد- پیشی گرفتن قرآن بر نسخه و نسخه شناسی است. قرآن گذشته از اینكه یك كتاب مقدس آسمانی بود و پیروان با این چشم بدان می نگریستند، اساسی ترین دلیل و برهان صدق دعوی پیامبر و بزرگترین معجزه ی او محسوب می شد. بعلاوه قرآن مانند تورات نبود كه یكباره نازل شود و بعد این اشكال به وجود بیاید كه نسخه ی اصلی كدام است، بلكه آیات قرآن به تدریج و در طول 23 سال نازل شد و از همان روز اول نزول، مسلمین مانند تشنه ی بسیار سوزانی كه به آب گوارایی برسد آیات قرآن را فرا می گرفتند و حفظ و ضبط می كردند، بخصوص كه جامعه ی آن روز مسلمین جامعه ای بسیط بود و كتاب دیگری وجود نداشت تا مسلمانان، هم ناگزیر به حفظ آن باشند و هم ناچار از ضبط این.

ذهن خالی و حافظه ی قوی و نداشتن سواد خواندن و نوشتن سبب شده بود تا مسلمانان اطلاعاتشان را تنها از راه آنچه كه می دیدند و می شنیدند كسب كنند؛ از این رو پیام قرآن كه با احساس و عاطفه ی آنان سازگار بود همچون نقشی كه در سنگ كنده شود در قلب آنان نقش می بست و چون آن را كلام خدا می دانستند نه سخن بشر، برایشان مقدس بود و به خود اجازه نمی دادند كه حتی یك كلمه یا یك حرف را در آن تغییر دهند و یا پس و پیش كنند و پیوسته تلاششان این بود كه با تلاوت این آیات به خدا نزدیكتر شوند.
مزید بر همه ی اینها پیامبر اكرم از همان روزهای اول عده ای نویسندگان خاص برای قرآن انتخاب كرد كه به «كُتّاب وحی» معروفند. این امر امتیازی برای قرآن محسوب می شود كه هیچ كدام از كتابهای قدیمی از آن برخوردار نبوده اند. نگارش كلام خدا از همان آغاز، از جمله علل قطعی حفظ و مصون ماندن آن از تحریف بود.
یكی دیگر از جهاتی كه سبب حسن پذیرش قرآن در میان مردم می گردید
مجموعه آثار شهید مطهری . ج26، ص: 29
جنبه ی ادبی و هنری فوق العاده قوی آن بود كه از آن به «فصاحت و بلاغت» تعبیر می شود. جاذبه ی ادبی شدید قرآن باعث می شد مردم توجه شان به آن جلب شود و آن را به سرعت فرا گیرند و اما برخلاف سایر كتابهای ادبی نظیر دیوان حافظ و اشعار مولوی كه علاقه مندان به دلخواه در آن دست می برند تا آن را به خیال خود كاملتر كنند، احدی به خود اجازه ی دست بردن در قرآن را نمی داد زیرا بلافاصله این آیه: «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَیْنا بَعْضَ الْاَقاویلِ. لَاَخَذْنا مِنْهُ بِالْیَمینِ. ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتینَ» [2] و آیات دیگری كه عظمت دروغ بستن بر خدا را آشكار می كند، در ذهنش نقش می بست و از این امر منصرف می شد.
به این ترتیب قبل از آنكه تحریف در این كتاب آسمانی راه پیدا كند آیات آن متواتر شد و به مرحله ای رسید كه دیگر انكار و یا كم و زیاد كردنِ حتی یك حرف از آن غیرممكن شد.
بنابراین درباره ی قرآن نیازی نداریم كه از این جهت بحثی بكنیم؛ همچنان كه هیچ قرآن شناسی در دنیا خود را نیازمند به این گونه بحث نمی بیند. اما یك نكته لازم است كه یادآوری شود و آن اینكه در اثر توسعه ی سریع قلمرو اسلام و اقبال چشمگیر مردم جهان به قرآن و نیز به واسطه ی دور بودن عامه ی مسلمین از مدینه كه مركز صحابه و حافظان قرآن بود این خطر وجود داشت كه تدریجاً لااقل در نقاط دورافتاده به عمد یا اشتباه كم و زیادها و تغییراتی در نسخه های قرآن رخ دهد، ولی هوشیاری و موقع سنجی مسلمین مانع این كار شد. مسلمانان در همان نیم قرن اول متوجه این خطر شدند و لهذا از حضور صحابه و حافظان قرآن استفاده كردند و برای جلوگیری از كم و زیادهای سهوی یا عمدی در نقاط دورافتاده، نسخه هایی تصدیق شده از مدینه به اطراف پراكندند و برای همیشه جلو اشتباهكاری را مخصوصاً از طرف یهود كه قهرمان چنین كارهایی به حساب می آیند گرفتند.

[1] . [سخن یا شعر دیگری كه به خود بربسته باشند. ]
[2] . حاقّه / 44- 46. [و اگر محمّد به دروغ سخنانی به ما نسبت می داد، محققاً او را به قهر و انتقام برمی گرفتیم و رگش را قطع می كردیم. ]
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است