در
کتابخانه
بازدید : 2379153تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
در تحلیل و شناخت محتوای قرآن نخستین سؤالی كه مطرح می شود این است كه آیا اساساً قرآن قابل شناخت و بررسی هست؟ آیا می توان در مطالب و مسائل قرآن تفكر و تدبر كرد یا آنكه این كتاب اساساً برای شناختن عرضه نشده بلكه صرفاً برای تلاوت و قرائت و یا برای ثواب بردن و تبرك و تیمن است؟ ممكن است به ذهن خطور كند كه این سؤال موردی ندارد زیرا در این جهت كه قرآن كتابی برای شناخت است كسی تردید نمی كند. اما نظر به اینكه در دنیای اسلام به علل مختلف جریانهای نامطلوبی در موضوع شناخت قرآن پیش آمد كه در انحطاط مسلمین تأثیر بسزایی داشته است و متأسفانه هنوز هم ریشه های آن افكار منحط و خطرناك در جامعه ی ما وجود دارد، لازم می دانیم كمی در این باره توضیح بدهیم.
در میان علمای شیعه در سه چهار قرن پیش افرادی پیدا شدند كه معتقد بودند قرآن حجت نیست. اینها از میان منابع چهارگانه ی فقه كه از طرف علمای اسلام به عنوان معیار شناخت مسائل اسلامی عرضه شده بود یعنی قرآن و سنت و عقل و اجماع، سه منبع را قبول نداشتند. در مورد اجماع می گفتند این رسم سنی هاست و نمی توان از آن تبعیت كرد. در خصوص عقل می گفتند با این همه خطای عقل اعتماد به آن جایز نیست. اما در مورد قرآن محترمانه ادعا می كردند كه قرآن بزرگتر از آن است كه ما آدمهای حقیر بتوانیم آن را مطالعه كنیم و در آن بیندیشیم؛ فقط پیامبر و ائمه حق دارند در آیات قرآن غور كنند، ما فقط حق تلاوت آیات را داریم. این گروه همان اخباریّین هستند.
اخباریین تنها مراجعه به اخبار و احادیث را جایز می دانستند. شاید تعجب كنید اگر بدانید در بعضی از تفاسیری كه توسط این افراد نوشته شد، در ذیل هر آیه اگر حدیثی بود آن را ذكر می كردند و اگر حدیثی وجود نداشت از ذكر آیه خودداری می كردند آن طور كه گویی اصلاً آن آیه از قرآن نیست.
مجموعه آثار شهید مطهری . ج26، ص: 38
این عمل یك نوع ظلم و جفا بر قرآن بود. و پیداست جامعه ای كه كتاب آسمانی خود، آنهم كتابی مانند قرآن را به این شكل طرد كند و آن را به دست فراموشی بسپارد هرگز در مسیر قرآن حركت نخواهد كرد. بجز اخباریون گروههای دیگری نیز بودند كه قرآن را دور از دسترس عامه می دانستند. از جمله ی اینان اشاعره را می توان نام برد كه معتقد بودند شناخت قرآن معنایش تدبر در آیات قرآن نیست بلكه معنای آن فهم معانی تحت اللفظی آیات است، معنایش این است كه هرچه از ظاهر آیات فهمیدیم همان را قبول كنیم و كاری به باطن آن نداشته باشیم. طبیعی است كه این شیوه ی برخورد با قرآن خیلی زود باعث انحراف و گمراهی می شود زیرا اینان ناگزیر از توضیح معنای آیات بودند اما چون عقل را تعطیل كرده بودند قهراً نوعی برداشت عوامانه از قرآن برایشان حاصل می شد. آنها به دلیل همین طرز تفكر خیلی زود از جاده ی درك صحیح منحرف شدند و اعتقادات نادرستی پیدا كردند. از جمله اینكه به تجسم (یعنی جسم بودن خدای تعالی) و صدها اعتقاد انحرافی دیگر نظیر امكان رؤیت خدا با چشم و گفتگو با خدا با زبان بشری قائل شدند.
در مقابلِ گروهی كه اساساً قرآن را رها كرده بودند، گروهی دیگر پیدا شدند كه آن را وسیله ی رسیدن به هدفها و اغراض خود قرار دادند. اینان در هر زمینه ای كه منافعشان اقتضا می كرد به تأویل آیات قرآن پرداختند و مسائلی را به قرآن نسبت دادند كه اساساً روح قرآن از آنها بی خبر بود. در مقابل هر اعتراضی هم پاسخ این گروه این بود كه باطن آیات را تنها ما می دانیم و این معانی كه می گوییم از شناخت باطن آیات به دست آمده اند.
قهرمانان این جریان در تاریخ اسلام دو گروهند: اول اسماعیلیه كه به آنها باطنیه هم می گویند و دوم متصوفه. اسماعیلیه بیشتر در هندوستان و كم و بیش در ایران هستند. اینها یك دوره حكومت نیز تشكیل دادند كه حكومت فاطمیان مصر بود. اسماعیلیان به اصطلاح شیعه ی شش امامی هستند ولی به طور قطع، اجماع و اتفاق تمام علمای شیعه ی دوازده امامی این است كه این شش امامی ها از هر غیرشیعه ای از تشیع دورترند؛ یعنی حتی اهل تسنن كه هیچ یك از ائمه ی شیعه را آن گونه كه شیعه اعتقاد دارد قبول ندارند، به اهل تشیع نزدیكتر از این به اصطلاح
مجموعه آثار شهید مطهری . ج26، ص: 39
شیعه های شش امامی هستند [1]. اسماعیلیان به واسطه ی باطنی گری شان خیانتهای زیادی در تاریخ اسلام مرتكب شدند و نقش بزرگی در ایجاد انحراف در مسائل اسلامی داشتند.
از اسماعیلیه كه بگذریم، متصوفه در زمینه ی تحریف آیات و تأویل آنها مطابق عقاید شخصی خود ید طولایی داشته اند. در اینجا یك نمونه از تفسیرهای آنها را ذكر می كنم تا شیوه ی تحریفهای آنان روشن گردد و خواننده از این مجمل بتواند حدیث مفصل بخواند.
در قرآن آنجا كه داستان حضرت ابراهیم و پسرش اسماعیل ذكر شده، چنین آمده است كه به حضرت ابراهیم چند بار در رؤیا دستور قربانی كردن فرزندش در راه خدا داده می شود. ابراهیم علیه السلام ابتدا از این دستور تعجب می كند، اما بعد از آنكه رؤیا چند بار تكرار می گردد، یقین پیدا می كند و تسلیم امر پروردگار می شود. بعد موضوع را با پسرش در میان می گذارد، او هم خالصانه می پذیرد و تسلیم حكم الهی می شود [2]. منظور هم همین ظهور تسلیم و رضا به قضای حق بوده است و به همین دلیل وقتی پدر و پسر هردو از روی صفای باطن و خلوص نیت آماده ی اجرای فرمان خداوند تبارك و تعالی شدند، اجرای حكم به اذن خدا متوقف شد. در تفسیر همین واقعه، متصوفه می گفتند مقصود از ابراهیم، ابراهیم عقل است و مقصود از اسماعیل، اسماعیل نفس؛ و عقل در اینجا قصد آن داشت تا نفس را ذبح كند!
روشن است كه چنین برداشتی بازی كردن با قرآن است و ارائه ی یك نوع شناخت انحرافی. و درباره ی همین برداشتهای انحرافی و مبتنی بر خواستها و امیال شخصی و گروهی است كه پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: مَنْ فَسَّرَ الْقُرْآنَ بِرَأْیِهِ فَلْیَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النّارِ [3]. اینچنین بازی با آیات، خیانت به قرآن محسوب می شود، آنهم خیانتی بسیار
مجموعه آثار شهید مطهری . ج26، ص: 40
بزرگ [4].
قرآن در برابر جمود و خشك اندیشی اخباریون و نظایر آنها و همچنین در مقابل انحرافات و برداشتهای ناروای باطنیه و دیگران راه وسطی پیشنهاد می كند كه عبارت است از تأمل و تدبر بی غرضانه و منصفانه. قرآن نه تنها مؤمنین كه حتی مخالفین را به تفكر و اندیشه درباره ی آیات خود فرا می خواند و گوشزد می كند كه به جای جبهه گیری در برابر آن، به تأمل درباره ی آیاتش بپردازند. درباره ی مخالفین قرآن می گوید چرا به تدبر در قرآن نمی پردازند، این دلها چگونه دلهایی است كه گویی بر آنها مهر زده شده است [5]. در آیه ی دیگری می فرماید: كِتابٌ اَنْزَلْناهُ اِلَیْكَ مُبارَكٌ كتابی است پرثمر و پر بركت كه ما به سوی تو فرود آوردیم، چرا؟ لِیَدَّبَّروا ایاتِهِ برای این فرود نیاوردیم كه ببوسند و بالای طاقچه بگذارند، بلكه برای اینكه در آیاتش بیندیشند و تدبر كنند، وَ لِیَتَذَكَّرَ اُولُوا الْاَلْبابِ [6] و آنان كه دارای فكر و خرد هستند آگاهی یابند.
این آیات و دهها آیه ی دیگر در تأكید بر تدبر در قرآن، همه مجاز بودن تفسیر قرآن را تأیید می كنند، اما تفسیری نه از روی میل و هوای نفس بلكه بر اساس انصاف و صداقت و بدون غرض. وقتی كه ما در قرآن منصفانه و بی غرضانه تأمل می كنیم هیچ ضرورتی ندارد كه بتوانیم همه ی مسائل آن را حل كنیم. قرآن از این حیث شبیه طبیعت است. در طبیعت بسا رازها وجود دارد كه حل نشده و در شرایط فعلی نیز برای ما امكان حل آنها وجود ندارد. اما این مسائل در آینده حل خواهند شد. بعلاوه در شناخت طبیعت، انسان باید اندیشه ی خود را با طبیعت آن گونه كه
مجموعه آثار شهید مطهری . ج26، ص: 41
هست مطابق كند نه آنكه طبیعت را آن گونه كه می خواهد توجیه و تفسیر كند. قرآن نیز همچون طبیعت كتابی است كه برای یك زمان نازل نشده است. اگر غیر از این بود، در گذشته همه ی رازهای قرآن كشف می شد و این كتاب آسمانی جاذبه و تازگی و اثربخشی خود را از دست می داد، حال آنكه استعداد تدبر و تفكر و كشف جدید همیشه برای قرآن هست و این نكته ای است كه پیامبر و ائمه آن را توضیح داده اند.

در حدیثی از پیامبر نقل شده است كه فرمودند: مَثَل قرآن مَثَل خورشید و ماه است و مانند آندو همیشه در جریان است، یعنی ثابت و یكنواخت نیست و یك جا میخكوب نمی شود. و یا فرمود: قرآن ظاهرش زیبا و باطنش ژرفاست [7].
در عیون اخبار الرضا از قول امام رضا علیه السلام نقل شده كه از امام جعفرصادق علیه السلام پرسیدند چه سرّی است كه قرآن هرچه زمان بیشتر بر او می گذرد و هرچه بیشتر تلاوت می شود بر طراوت و تازگی اش افزوده می گردد؟ امام فرمود: لِاَنَّ الْقُرْآنَ لَمْ یُنْزَلْ لِزَمانٍ دونَ زَمانٍ وَ لِناسٍ دونَ ناسٍ برای اینكه قرآن تنها برای یك زمان و نه زمان دیگر، و برای یك مردم و نه مردم دیگر، نازل نشده، بلكه برای همه ی زمانها و همه ی مردم نازل شده است. فرودآورنده، آن را طوری ساخته است كه در هر زمان با وجود همه ی اختلافهایی كه در طرز فكر و در معلومات و وسعت اندیشه ها به چشم می خورد، باز هم قرآن بر زمانها و افكار پیشی می گیرد. در عین حال كه در هر دوره مجهولاتی برای خوانندگان در بر دارد، اما آنقدر معانی و مفاهیم قابل درك و استناد نیز عرضه می كند كه ظرفیت زمانه را اشباع می سازد.
مجموعه آثار شهید مطهری . ج26، ص: 42
مجموعه آثار شهید مطهری . ج26، ص: 43

[1] . در كنگره ی «تقریب بین المذاهب الاسلامیه» كه تقریباً 35 سال پیش تشكیل گردید و طی آن مذاهب مختلف اسلامی برای رفع سوءتفاهمها دور هم جمع شدند عده ای هم به نمایندگی از اسماعیلیان شركت كردند، اما در همان جا شیعه و سنی بالاتفاق گفتند كه ما اساساً شما را جزو فرق اسلامی به حساب نمی آوریم و شما اجازه ی شركت در این مجمع را ندارید.
[2] . . . . یا بُنَیَّ اِنّی اَری فِی الْمَنامِ اَ نّی اَذْبَحُكَ فَانْظُرْ ماذا تَری قالَ یا اَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنی اِنْ شاءَاللّهُ مِنَ الصّابِرینَ. (صافّات / 102)
[3] . [هركس قرآن را به رأی و نظر خویش تفسیر كند جایگاه خویش را در آتش فراهم كند. ]
[4] . [در زمان ما نیز متأسفانه بازار برداشتهای انحرافی و تفسیرهای التقاطی و اندیشه های ضد اسلامیِ به رنگ اسلام درآمده، بسیار گرم شده است. استاد شهید در مواجهه با این جریانات، مبارزه ای گسترده را آغاز كرده بود و در این راه نه فقط با اندیشه و قلم قدرتمندش پیكار كرد كه دست آخر جان پاك خود را نیز صادقانه بر سر این كار گذاشت. ]
[5] . اَفَلا یَتَدَبَّرونَ الْقُرْ انَ اَمْ عَلی قُلوبٍ اَقْفالُها. (محمّد/ 24)
[6] . ص / 29.
[7] . ظاهِرُهُ اَنیقٌ وَ باطِنُهُ عَمیقٌ.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است