در
کتابخانه
بازدید : 2379170تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
شناخت قرآن برای هر فرد عالم به عنوان یك فرد عالم و برای هر فرد مؤمن به عنوان یك فرد مؤمن، امری ضروری و واجب است. اما برای یك عالم انسان شناس و جامعه شناس، شناخت قرآن از آن جهت ضروری است كه این كتاب در تكوین سرنوشت جوامع اسلامی و بلكه در تكوین سرنوشت بشریت مؤثر بوده است.

نگاهی به تاریخ این نكته را روشن می كند كه عملاً هیچ كتابی به اندازه ی قرآن بر جوامع بشری و بر زندگی انسانها تأثیر نگذاشته است [1] و به همین جهت است كه قرآن خود به خود وارد حوزه ی بحث جامعه شناسی می شود و جزو موضوعات مورد بررسی این علم قرار می گیرد. معنای این سخن این است كه بررسی و تحقیق پیرامون تاریخ جهان در این چهارده قرن عموماً و شناختن جوامع اسلامی خصوصاً، بدون شناخت قرآن میسر نیست.
و اما ضروری بودن شناخت قرآن برای یك مؤمن مسلمان از آن جهت است كه منبع اصلی و اساسی دین و ایمان و اندیشه ی یك مسلمان و آنچه كه به زندگی او
مجموعه آثار شهید مطهری . ج26، ص: 26
حرارت و معنی و حرمت و روح می دهد قرآن است.
قرآن مثل بعضی كتابهای مذهبی نیست كه یك سلسله مسائل رمزآسا در مورد خدا و خلقت و تكوین مطرح كرده باشد و حداكثر یك سلسله اندرزهای ساده ی اخلاقی هم ضمیمه كرده باشد و بس، به طوری كه مؤمنین ناچار باشند دستورها و اندیشه ها را از منابع دیگر اخذ كنند. قرآن اصول معتقَدات و افكار و اندیشه هایی را كه برای یك انسان به عنوان یك موجود «باایمان» و صاحب عقیده لازم و ضروری است و همچنین اصول تربیت و اخلاق و نظامات اجتماعی و خانوادگی را بیان كرده و تنها توضیح و تفسیر و تشریح و احیاناً تطبیق اصول بر فروع را بر عهده ی سنت و یا بر عهده ی اجتهاد گذاشته است. این است كه استفاده از هر منبع دیگر موقوف به شناخت قبلی قرآن است. قرآن مقیاس و معیار همه ی منابع دیگر است. ما حدیث و سنت را باید با معیار قرآن بسنجیم تا اگر با قرآن مطابق بود بپذیریم و اگرنه نپذیریم.
معتبرترین و مقدسترین منابع ما، بعد از قرآن، در حدیث، كتب اربعه است، یعنی كافی، من لایحضره الفقیه، تهذیب، استبصار، و در خطب، نهج البلاغه و در ادعیه صحیفه ی سجادیه است. اما همه ی اینها فرع بر قرآنند و به اندازه ی قرآن قطعیت صدور ندارند؛ یعنی حدیث كافی آن قدر می تواند معتبر باشد كه با قرآن منطبق باشد و با تعلیمات آن جور درآید و اختلاف نداشته باشد. رسول اكرم صلی الله علیه و آله و ائمه ی اطهار می گفتند احادیث ما را بر قرآن عرضه بدارید، اگر بر قرآن منطبق نبود بدانید كه ساختگی و جعلی است و آن را به ما بسته اند؛ ما چیزی خلاف قرآن نمی گوییم.

[1] . اینكه این تأثیر در چه جهتی بوده؛ آیا مسیر تاریخ را در جهت سعادت و رفاه بشریت تغییر داده است و یا به سمت نقص و انحطاط، و آیا به سبب تأثیر این كتاب جهش و حركت در تاریخ پدید آمد و خون تازه در رگهای جوامع بشری جاری شد و یا برعكس، موضوعی است كه از حدود بحث فعلی ما خارج است.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است