در
بازدید : 184008      تاریخ درج : 1389/7/21
Skip Navigation Links.
 

بهاران

در روز 13 بهمن 1298 شمسى ، خداى كریم به عالم ربانى حاج شیخ محمد حسین مطهرى و همسر مؤ منش - سكینه - فرزندى هدیه كرد (757) كه مرتضى نامیده شد و براى آن خانواده پاك ، بهاران را به ارمغان آورد.

مرتضى كم كم دوران كودكى را پشت سر گذاشت . او كه علاقه عجیبى به حقیقت و معنویت داشت با شور و شوق فراوان ، نزد پدر شروع به آموزش ‍ كرد و عاقبت این اشتیاق ، وى را به مكتب كشاند و به دیدار گلهاى آن بوستان رساند.

بوى خوش گلستان

او در دوازده سالگى عطر روح بخش گلستان بزرگ حوزه علمیه مشهد را احساس كرد و عاشقانه به آنجا روى كرد (758) و چنان پرتلاش و منظم به تحصیل مشغول شد كه باعث شگفتى اهل بصیرت گردید.

رفته رفته افكارى بلند و سؤ الهایى سرنوشت ساز برایش آشكار شد جهان آفریده كیست ؟ خدا چگونه صفاتى دارد؟ انسان براى چه آفریده شده است ؟ و... این پرسشها همه فكر او را به خود مشغول ساخته بود. در آن زمان مرتضى آرزو مى كرد كه روزى بتواند در درس میرزا مهدى شهیدى رضوى - مدرس فلسفه الهى - حاضر شود، اما این آرزو برآورده نشد و آن استاد در سال 1355 قمرى درگذشت .(759)

سرانجام مرتضى در سال 1316 شمسى در زمانى كه حكومت سیاه رضاخان بیداد مى كرد. ظلمت همه جا را فراگرفته بود، به دنبال نور و فضیلت ، همه جا را فراگرفته بود، به دنبال نور و فضیلت راهى حوزه علمیه قم شد تا روح تشنه اش را از كوثر قرآن و زمزم عترت سیراب كند.(760)

مطهرى به دنبال یافتن گنج علم و فضیلت ، با شور و علاقه اى وصف نشدنى ، به تلاش و فعالیت پرداخت . پشتكار و كثرت مطالعه او همه اهل علم را در مدرسه فیضیه شگفت زده كرد.(761)

او آرام و قرار نداشت ، منتظر و تشنه به دنبال گمشده اى بود در این هنگام ستاره اى بدرخشید و او را به مقصود رساند. حضرت امام خمینى - الگوى علم و تقوا - درس اخلاق تشكیل داد و به نور افشانى و انسان سازى پرداخت .

مطهرى به زیارت آن استاد بزرگ نایل آمد و از سرچشمه زلال او سیراب شد. (762) این درس در حقیقت درس معارف و سیر و سلوك بود، نه اخلاق به مفهوم علمى آن . درس ((یافتن )) و ((رسیدن )) بود نه فقط ((دانستن )) و ((آموختن )).

مرتضى از سویى ، غرق در مطالعه و تحصیل و تدریس و از سویى دیگر یكى از مهم ترین كارهایش و بلكه عالى ترین و مهم ترین كارهایش و بلكه عالى ترین و مهم ترین فعالیتش ، راز و نیاز و مناجات نیمه شب و اشك سحرى بود. او شیرینى و لذتى از این كار مبارك و سعادت آفرین ، احساس ‍ مى كرد كه شب تیره زندگیش را تبدیل به روز روشن مى نمود.

دانش اندوزى

مطهرى با دقت ، سرعت ، نظم و تلاشى ستودنى به آموختن علوم اسلامى مشغول شد او نزد آیة الله صدوقى ، كتاب ((مطول )) را فراگرفت و در محضر آیة الله مرعشى نجفى ، ((شرح لمعه )) را بیاموخت . او همچنین از استادانى بزرگ مانند آیات سید صدرالدین صدر، سید محمد رضا گلپایگانى ، سید احمد خوانسارى ، سید محمد تقى خوانسارى ، سید محمد حجت ، سید محمد محقق یزدى - معروف به داماد - انگجى و میرزا مهدى آشتیانى - كه سلام خدا بر همگى آنان - در علوم گوناگون بهره مند شد.

دیدار با عالم ربانى حاج میرزا على آقا شیرازى اصفهانى ، مرتضى را وارد دنیایى جدید و شگفت انگیز كرد. حاج میرزا على آقا با نهج البلاغه مى زیست ، با آن تنفس مى كرد و روحش با این كتاب همدم و جمله هاى گرانقدر آن ، ورد زبانش بود. و مهم تر آنكه به هر آنچه مى دانست عمل مى كرد. راستى كه مرد حقیقت و معنویت بود.(763)

مطهرى ، تحصیل رسمى علوم عقلى و فلسفى را در سال 1323 شمسى آغاز كرد. (764) او بحث حكمت از ((شرح منظومه )) حكیم سبزوارى و مبحث نفس از ((اسفار اربعه )) صدرالمتاءلهین شیرازى را در محضر حضرت امام خمینى آموخت .(765)

وى بعد از ورود آیة الله بروجردى به قم ، در درس فقه و اصول ایشان شركت كرد (766) و از بحثهاى مجتهد پرور آن عالم ربانى بهره مند شد. او پیش از رسیدن به مرحله اجتهاد، از آیة الله بروجردى تقلید مى كرد.(767)

مطهرى ، درس اصول فقه را از ((مباحث عقلیه )) به طور خصوصى از حضرت امام خمینى فرا گرفت (768) و راز و رمز اجتهاد را از آن حكیم الهى و فقیه وارسته بیاموخت .

در سال 1329 ش . استاد مطهرى در محضر درس استاد علامه سید محمد حسین طباطبایى حاضر شد و مبحث ((الهیات )) از كتاب ((شفا)) (تاءلیف ابوعلى سینا) را از آن حكیم بزرگ بیاموخت .(769)

علامه طباطبایى ، درس دیگرى - غیر از الهیات شفا - در فلسفه شروع كرده بود كه در شبهاى پنجشنبه و جمعه تشكیل مى شد. این درس خصوصى بود و در آن جمعى از فاضلان حوزه علمیه قم ، از جمله آیة الله دكتر بهشتى ، امام موسى صدر، استاد مطهرى ، دكتر احمد احمدى و... شركت مى كردند (770) ثمره مبارك این مجمع علمى بزرگ ، شاهكارى جهانى در كلام و فلسفه است به نام كتاب ((اصول فلسفه و روش رئالیسم )). سهم مطهرى در آفرینش این اثر پربار و ماندگار، اگر بیشتر از علامه طباطبایى نباشد، بدون شك ، كمتر نیست .

استاد مطهرى ، همچنین در دوره تحصیل همفكر و یار و یاور سازمان انقلابى و اسلامى ((فدائیان اسلام )). بود.(771) این حزب سیاسى اسلامى كه در سال 1324 شمسى ، از سوى روحانى مبارز سید مجتبى نواب صفوى تشكیل شد نقش مؤ ثرى در مبارزه با ستمگران و استبداد داشت .

مطهرى ، علاوه بر مباحثه دروس اصولى ، فقهى و فلسفى ، خود حوزه تدریس داشت . او از جمله كتابهاى ذیل را تدریس كرد:

((مطول )) (در علم معانى ، بیان و بدیع )،

((شرح مطالع )) (در علم منطق )،

كشف المراد (در علم منطق )،

((رسائل )) و ((كفایه )) (در علم اصول فقه )،

((مكاسب )) (در فقه )

((شرح منظومه )) و ((اسفار)) (در فلسفه ).(772)

هجرت به تهران

استاد مطهرى در سال 1331 هجرى شمسى با دختر آیة الله روحانى (ره ) ازدواج كرد (773) و در همان سال - در حالى كه در به مدرسى مشهور بود - به تهران هجرت كرد. (774) علت این هجرت را برخى تنگدستى شمرده اند، (775) اما سببش هر چه بود، باید آن را لطف خفى الهى شمرد زیرا حضور مطهرى در تهران و در جمع دانشگاهیان و روشنفكران ، سراسر خیر و بركت و مایه تربیت و هدایت شد.

استاد مطهرى از ابتداى ورود به تهران ، به سازندگى و نور افشانى پرداخت . او در مدرسه مروى ، آموزش فلسفه اسلامى را به شكل تطبیقى و مقایسه اى براى جویندگان حكمت و حقیقت ، آغاز كرد.(776)

سخنرانیهاى روشنگر و مفید استاد، همزمان با تدریس در مدرسه مروى ، در تهران آغاز شد. او توجه بسیارى به حل شبهات و پاسخگویى به سؤ الهاى موجود درباره معارف اسلامى داشت و با مطالعه ، تحقیق ، دقت ، تلاش و اخلاص ، در این راه موفق شد.

در سال 1333 استاد مطهرى تدریس در دانشگاه تهران را شروع كرد. استاد در دانشكده معقول و منقول (الهیات و معارف اسلامى ) آن دانشگاه بیش از بیست سال به مبارزه عالمانه با جهل ، مادیگرى و غربزدگى پرداخت .

رفتار ایشان با دانشجو به قدرى صمیمى بود كه دانشجو به استاد عشق مى ورزید و مرید او بود.

استاد مطهرى در آن دانشكده ، دوره هاى لیسانس و دكترا، كلیات علوم اسلامى (منطق ، فلسفه ، كلام ، عرفان ، اصول فقه ، فقه و حكمت عملى )، فلسفه (شرح منظومه ، الهیات شفا، مقاصدالفلاسفه غزالى و...)، تاریخ فلسفه ، تاریخ مجادلات اسلامى و روابط فلسفه و عرفان را تدریس ‍ مى كرد.(777)

 

مرزبان اسلام

الف . سلاح قلم :

استاد مطهرى بعد از حدود سى سال كه از زمزم قرآن و كوثر عترت سیراب شد و دم مسیحایى تقوا به او زندگى جدیدى بخشید، قدم در سنگر نویسندگى گذارد و سلاح قلم را به دست گرفت و مرزبان حماسه جاوید شد.

این مرزبان قهرمان ، فقط به حل مشكلات و پاسخگویى و سؤ الهاى موجود درباره مسائل اسلامى مى اندیشید و هدف نوشته هایش همان بود.(778)

او معتقد بود دین مقدس اسلام یك دین ناشناخته است . حقایق این دین به طور تدریجى در نظر مردم واژگونه شده است و علت اساسى گریز گروهى از مردم ، آموزشهاى غلطى است كه به نام اسلام داده مى شود. این دین مقدس ‍ بیش از هر چیز، از طرف برخى از كسانى كه مدعى حمایت از آن هستند ضربه صدمه مى بیند.(779)

ب . مجله مكتب تشیع

در سال 1336 به همت جمعى از دانشمندان حوزه علمیه قم ، نشریه مكتب تشیع شروع به فعالیت كرد. استاد مطهرى هم با این مجله ، همكارى علمى و ارشادى داشت . مقالاتى از استاد مطهرى در نشریه مكتب تشیع منتشر شد، از جمله ؛ ((اصالت روح ))، ((قرآن و مساءله اى از حیات ))، ((توحید و تكامل )) و ((حق عقل در اجتهاد)).(780)

ج . چراغ انجمن

بعد از تاءسیس انجمن اسلامى پزشكان (1337 - 1338 ش .)، استاد مطهرى ، چراغ آن انجمن شد و در زمانى كه سردى و تاریكى جامعه را فراگرفته بود به دلهاى سرد، گرمى بخشید و نور و روشنایى داد.

استاد یكى از مهم ترین سخنرانان جلسات این انجمن بود. ایشان در سخنرانیهایش ، موضوعات حساس و سرنوشت سازى مانند توحید، نبوت ، معاد، مساله حجاب ، بردگى در نگاه اسلام ، صلح امام حسن علیه السلام ، امام صادق علیه السلام و مساله خلافت ، مساله ولایت عهدى امام رضا علیه السلام ، تربیت اسلامى ، فطرت ، ربا، بانك ، بیمه و... را مورد بررسى عالمانه قرار داد و آثارى ارزشمند به یادگار نهاد.

د. داستان راستان

طرح تدوین ((داستان راستان )) از سوى یكى از مؤ سسات علمى به آیة الله مطهرى پیشنهاد شد. استاد چون این كار را پسندیده و مفید یافت تعهد كرد كه آن را انجام دهد. او در زمانى شروع به داستان نویسى كرد كه استادى مشهور در دانشگاه بود و از شخصیتها و عالمان مهم مذهبى در كشور شمرده مى شد.

جلد اول داستان راستان در سال 1339 و جلد دوم در سال 1343 چاپ و منتشر شد و با توجه و استقبال كم نظیر مردم مواجه گشت .

ه‍ طرحى نو

استاد مطهرى سالها بود كه آرزوى تاءسیس مؤ سسه اى علمى - فرهنگى را داشت تا بتواند جوابگوى نیازهاى فكرى جامعه باشد و به نشر و تبلیغ معارف عالى اسلامى بپردازد. سرانجام در سال 1346 به كمك چند تن از دوستانش ، از جمله آقاى محمد همایون ، حجة السلام سید على شاهچراغى ، مؤ سسه حسینیه ارشاد را تاءسیس كرد.(781)

بعد از تاءسیس حسینیه ارشاد، به كار این مؤ سسه دل بست و با شور و حرارت و آگاهى و درایت به همكارى و برنامه ریزى پرداخت . او دانشمندان بسیارى را به آنجا دعوت مى كرد تا سخنرانى كنند و خود نیز یكى از موفق ترین سخنرانان آن بود.

و. علل گرایش به مادیگرى

كتاب علل گرایش به مادیگرى - كه تكمیل شده دو سخنرانى استاد مطهرى در سالهاى 48و 49 در دانشسراى عالى است - در سال 1350 منتشر شد. استاد این اثر كارآمد را در زمانى تاءلیف كرد كه در میان نسل جوان ، گرایشى به مكاتب مادى - و از جمله ماركسیسم - مشاهده مى شد. سران سازمان منافقین هم در حال گرایش به ماركسیسم بودند كه سرانجام ماركسیست شدند و به طور رسمى این تغییر ایدئولوژى را اعلام كردند.

استاد مطهرى در این كتاب به بررسى نقش كلیسا، مفاهیم فلسفى ، اجتماعى و سیاسى و... در گرایش به مادیگرى مى پردازد و علل لغزشها و انحرافها را در این زمینه روشن مى سازد.

ز. فلسفه تاریخ

یكى از درسهایى كه استاد مطهرى در منزل خودشان برقرار كرد درباره فلسفه تاریخ بود كه از سال 1355 تا 1357 با جمع برخى از شاگردان برگزار مى شد.

استاد در این دروس ، آراء فلاسفه غرب و اسلام را در مورد مباحثى مانند ((عوامل محرك تاریخ ))، ((ارزش تاریخ ))، ((جامعه و فرد))، (( ارتباط تاریخ با علم ، مذهب و اخلاق ))، ((علیت در تاریخ ))، ((تكامل تاریخ ))، ((پیش بینى آینده )) و... عالمانه نقد و بررسى مى كرد.

ج . مقدمه اى برجهان بینى اسلامى

آخرین اثر قلمى استاد مطهرى ، كتاب ((مقدمه اى بر جهان بینى اسلامى )) است این كتاب در سالهاى 56 و 57 به رشته تحریر در آمد.

آن استاد عالیقدر انحرافات فراوانى در نشریات برخى گروههاى به ظاهر اسلامى و آثار بعضى روشنفكران مسلمان درباره جهان بینى اسلامى مشاهده مى كرد. بدین علت و براى جلوگیرى از التقاط، و از همه مهم تر براى روشن كردن نظر اسلام ، این اثر پر برگ وبار را نوشت و در آن بسیارى از اشتباهات فكرى روشنفكران را آشكار ساخت .

در این كتاب نفیس ، مواضع و جهان بینى بعضى از گروهكها مانند ((منافقین )) مورد نقد و بررسى قرار گرفته است .

ط. ماتریالیسم در ایران

كتاب علل گرایش به مادیگرى كه در سال 1350 منتشر شده بود مورد استقبال شایان مردم حقیقت جو قرار گرفت ، به طورى كه در سال 1357 به چاپ هشتم رسید و استاد مقدمه اى تحت عنوان ((ماتریالیسم در ایران )) بر آن افزود.

استاد مطهرى در این مقدمه بسیار پربار به افشا و نقد شیوه هاى جدید تبلیغ ماتریالیسم در ایران مى پردازد و این بحث را در دو بخش ارائه مى كند: 1 - تحریف شخصیتها 2 - تحریف آیات قرآن .

در این مقدمه سودمند بود كه آراء برخى از گروهكها، از جمله ((فرقان )) مورد نقد و بررسى عالمانه و منصفانه قرار گرفت و پوچى و سستى آن آشكار شد.

بعد از انتشار این مقدمه ، گروهك فرقان اطلاعیه اى منتشر كرد به این مضمون : هر كس كه در مسیر افكار ما قرار گیرد، به طریق انقلابى پاسخ او را مى دهیم . اما استاد مطهرى فرمود: اگر قرار باشد كه انسان از دنیا برود، چه بهتر كه در راه اصلاح عقاید و دفاع از اسلام باشد، و من در این راه كوچكترین تردیدى ندارم .(782)

تدریس در قم

استاد مطهرى بنا به توصیه حضرت امام خمینى از سال 1351 تا 1357، هفته اى دو روز به قم مى رفتند و در حوزه علمیه ، دروس مهمى مانند شناخت ، اصل غائیت ، فلسفه هگل ، معارف قرآن ، ماركس و ماركسیسم ، ((منظومه ))،((نجات )) و ((اسفار)) تدریس مى كردند.(783)

استاد به حكم وظیفه شرعى از تهران به قم مى رفتند تا تدریس كنند در حالى كه در تهران ، استادان با سابقه دانشگاه ، با تقاضاى بسیار در كلاس ‍ درس ایشان شركت مى كردند.(784)

گلستان جاودان

یادگارهاى استاد مطهرى ، بحق گلستانى جاودان است كه بوى خوش آن ، عقل و جان هر حقیقت جویى را زنده مى كند.

آثار منتشر شده استاد بیش از 50 كتاب است كه برخى از مهم ترین آن عبارتند از:

مقدمه اى بر جهان بینى اسلامى ، آشنایى با قرآن ، اسلام و مقتضیات زمان ، انسان كامل ، پیرامون انقلاب اسلامى ، پیرامون جمهورى اسلامى ، تعلیم و تربیت در اسلام ، توحید، نبوت ، معاد حماسه حسینى ، خدمات متقابل اسلام و ایران ، عدل الهى ، داستان و راستان ، سیرى در نهج البلاغه ، سیرى در سیره نبوى ، سیر در سیره ائمه اطهار علیه السلام ، شرح مبسوط منظومه ، علل گرایش به مادیگرى ، فطرت ، فلسفه اخلاق ، فلسفه تاریخ ، گفتارهاى معنوى ، مساله حجاب ، نظام حقوق زن در اسلام و قیام و انقلاب مهدى (عج ).

برخى از آثار منتشر نشده استاد عبارتند از:

شرح منظومه (به زبان عربى به قلم حجة السلام شیخ محمد تقى شریعتمدارى )، آشنایى با قرآن (جلدهاى 5 تا 15)، فلسفه تاریخ (جلد 2 تا 4)، مساءله بردگى در اسلام ، پانزده گفتار، توكل و رضا، انسان شناسى ، حاشیه بر تفسیر المیزان و...

پیشتاز نهضت

یكى از عالمانى كه در هدایت و راهنمایى مردم در قیام 15 خرداد نقشى اساسى و سازنده داشت ، استاد مطهرى بود. او در سخنرانى آتشین و انقلابى خود در شب عاشورا خطاب به روحانیت گفت : ((باید واقعیت را بگویید و در مقابل همه نوع حادثه و گرفتارى بایستید)). بعد خطبه امام حسین علیه السلام ععع (... من راى سلطانا جائرا...)عععع را مطرح كرد و به طور صریح و قاطع به محمد رضا پهلوى حمله كرد.(785)

به دنبال این سخنرانى حسینى بود كه استاد مطهرى دستگیر و زندانى شد. (786) این حبس ، حدود دو ماه به طول انجامید.(787)

استاد مطهرى یكى از اعضاى شوراى رهبرى حزب سیاسى اسلامى و نظامى ((هیاءتهاى مؤ تلفه اسلامى )) بود. او در جمع آنان ، مباحث سودمندى ایراد كرد، از جمله مساله ((انسان و سرنوشت )).

بعد از تبعید امام خمینى ، مهم ترین عكس العمل اسلامى در برابر این ظلم بزرگ ، ترور حسنعلى منصور - نخست وزیر وقت - بود كه به دست قهرمانان هیاءتهاى مؤ تلفه اسلامى انجام شد. و ارشاد و تاءیید استاد مطهرى بود كه این اقدام خداپسندانه را به ثمر رساند.(788)

آیة الله مطهرى بعد از پیروزى انقلاب اسلامى ، براى تثبیت حكومت اسلامى ، فعالیتهاى بسیار ارزنده و سرنوشت سازى انجام داد. از آن جمله ، ایشان مهم ترین و مورد اعتمادترین مشاور حضرت امام خمینى بود و نظرشان درباره معرفى افراد براى مسئولیتهاى مختلف ، پذیرفته مى شد.(789)

در مسلخ عشق

استاد مطهرى كه آرزویش شهادت در راه خدا بود و در كتابها و گفتارهایش ، مقام بلند و ارزش والاى شهید را با عبارتى نغز و حكیمانه ، نوشته و گفته بود، سرانجام به آرزویش رسید.

در شب چهارشنبه 12 اردیبهشت 1358، ساعت بیست و دو و بیست دقیقه ، استاد مطهرى به وسیله جوانى فریب خورده از اعضاى گروهك سیاسى و منافق ((فرقان )) به شهادت رسید.(790)

منبع : گلشن ابرار ج 2

پی نوشت ها

757- لمعاتى از شیخ شهید، ص 8.

758- مجموعه آثار استاد شهید مطهرى ، ج 1، ص 9.

759- علل گرایش به مادیگراى ، ص 8-10.

760- مجموعه آثار استاد شهید مطهرى ، ج 1، ص 9.

761- مطهرى ، مطهر اندیشه ها، ج 1، ص 138.

762- علل گرایش به مادیگراى ، ص 10- 11.

763- ر. ك : سیرى در نهج البلاغه ، ص 10 - 12.

764- علل گرایش به مادیگراى ، ص 11.

765- یادنامه استاد شهید مطهرى ، ج 1، ص 172.

766- مجموعه آثار استاد شهید مطهرى ، ج 1 - ص 9.

767- مطهرى ، مطهر اندیشه ، ج 1، ص 32.

768- یادنامه استاد شهید مطهرى ، ج 1، ص 172.

769- علل گرایش ، به مادیگرى ، ص 11.

770- ر. ك : یادواره استاد شهید مطهرى ، ص 31؛ یادنامه استاد شهید مرتضى مطهرى ، ج 1، ص ‍ 172.

771- یادنامه استاد شهید مرتضى مطهرى ، ج 1، ص 339 و 340.

772- یادواره استاد شهید مرتضى مطهرى ، ص 32.

773- مطهرى ، مطهر اندیشه ها، ج 2، ص 667.

774- مجموعه آثار شهید مطهرى ، ج 1، ص 56.

775- سیرى در زندگانى استاد مطهرى ، ص 11.

776- مجموعه آثار شهید مطهرى ، ج 1، ص 65.

777- مطهرى ، مطهر اندیشه ها، ج 1، ص 303 و 304 ج 2 ص 834، 840، 868، 882 و 884.

778- ر. ك : عدل الهى ، ص 8 - 10.

779- همان .

780- یادنامه استاد شهید مطهرى ، ج 1، ص 541.

781- مجموعه آثار استاد شهید مطهرى ، ج 1، ص 10 و سیرى در زندگانى استاد مطهرى ، ص 98 و 114.

782- سرگذشت ویژه ...، ج 1، ص 131 و 132.

783- مجموعه آثار استاد شهید مطهرى ، ج 1، ص یازده و یاد نامه استاد مطهرى ، ج 1 ص 542 - 552.

784- جلوه هاى معلمى استاد، ص 101.

785- مطهرى ، مطهر اندیشه ها، ج 2، ص 656.

786- همان .

787- سیرى در زندگانى استاد مطهرى ، ص 22 و 23.

788- مطهرى ، مطهر اندیشه ها، ج 2، ص 656.

789- جلوه هاى معلمى استاد، ص 183 و 184.

790- مطهرى ، مطهر اندیشه ها، ج 2، ص 67.

کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است